جنگها با آخرین شلیک توپ پایان نمییابند. پایان واقعی زمانی فرا میرسد که کسی جرأت کند پشت میز بنشیند و آنچه میدان نبرد با آتش گفته است، با زبان دیپلماسی بازگو کند. این همان لحظهای است که سکوتها، مصالحهها و جملات حسابشده، سرنوشت ملتها را رقم میزند.
پس از بیش از سه سال نبرد فرسایشی، بحران اوکراین و روسیه وارد مرحلهای شده که میتوان آن را «ژئولوژی نظامی» نامید: حرکتی کند، تدریجی و مبتنی بر فشار و رسوب، نه حمله و پیشروی. اما حتی در سکون، نفس دیپلماسی دوباره در جریان است.
در ژنو، پشت شیشههایی که انعکاس دریاچه را در خود دارند و در راهروهایی که گویی برای مذاکرات غیرممکن ساخته شدهاند، نخستین معماری واقعی صلح از سال ۲۰۲۲ در حال شکلگیری است. این صلح نه کامل است، نه الزاماً عادلانه و شاید حتی نه پایدار, اما ممکن است. در این شرایط، امکان ارزشمندتر از کمال است.
هفت ستون صلح
۱. آتشبس فوری و کامل
نقطه آغاز هر مذاکره واقعی، توقف کامل درگیریهاست. تمام خطوط جنگ باید متوقف شود و اجرای آتشبس زیر نظارت مشترک سازمان ملل و OSCE انجام گیرد. واتیکان تأکید کرده است: بدون توقف شلیکها، هیچ مذاکرهای شکل نخواهد گرفت.
۲. خروج کامل و مرحلهای نیروهای روسیه
کییف این بند را غیرقابل چانهزنی میداند. روسیه حاضر به خروج تدریجی است، مشروط بر اجرای سایر بندها و کاهش مرحلهای تحریمها. حساسترین بخش این توافق، مسأله قلمرو و حفظ تمامیت ارضی اوکراین است.
۳. خودمختاری مناطق روسزبان
پنهانترین، اما شاید حساسترین محور مذاکرات. اوکراین مدل شبهفدرالی برای مناطق روسزبان را بررسی میکند و مسکو به دنبال چارچوبی است تا «حمایت از روسزبانها» را بدون پذیرش شکست اشغال تضمین کند.
۴. عضویت سریع اوکراین در اتحادیه اروپا
ترامپ بر شتاب این مسیر تأکید دارد، اما بروکسل مردد است. راهکار میانه، مسیر سریعتر با شروط سبکتر است, بدون هیچ تضمین خودکار.
۵. عدم عضویت اوکراین در ناتو
این بند قلب سازش را تشکیل میدهد. آمریکا و روسیه بر بیطرفی مسلح,اوکراین توافق کردهاند, کشوری توانمند در دفاع از خود، اما بدون پیوند نظامی با ناتو. کییف، با علم به اینکه عضویت در ناتو در کوتاهمدت ممکن نیست، بیطرفی را قیمت حفظ تمامیت ارضی خود میداند.
۶. بازسازی اوکراین با داراییهای بلوکهشده روسیه
حدود ۳۰۰ میلیارد دلار دارایی روسیه در غرب مسدود شده است. بخشی از این منابع میتواند برای بازسازی خطوط انرژی، زیرساختها و شهرهای ویرانشده به کار گرفته شود. مسکو به صورت رسمی نمیتواند چنین امری را بپذیرد، اما به طور غیررسمی ممکن است آن را به عنوان پیشپرداخت توافقات آینده با غرب قبول کند.
۷. پایان تحریمها و بازگشت تدریجی روسیه به گروه G8
این بند سنگینترین مشوق برای کرملین است. اروپا در این زمینه اختلاف نظر دارد: فرانسه و ایتالیا نرمتر، آلمان و کشورهای بالتیک سختتر. آمریکا به دنبال بازگرداندن روسیه به صورت مرحلهای و مشروط است تا آن را از چین جدا کند و در رقابت آینده با پکن برتری داشته باشد.
ژنو، آزمایشگاهی نوین برای دنیایی چندقطبی
به ظاهر، میز مذاکرات شامل مارکو روبیو و استیو ویتکوف از آمریکا و آندری یرماک، روستم عمرُف و کیریل بودانوف از اوکراین است. روسیه به صورت مستقیم نماینده ارشد در ژنو ندارد و مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا در ابوظبی ادامه دارد.
اروپا، هرچند از نظر سیاسی قادر به تعیین مسیر نیست، اما به عنوان «دفتر پشتیبان» نقش حیاتی در ثبات آینده دارد. واتیکان، که معمولاً محتاط است، این بار فعال شده است. نقش آن نه تعیین استراتژی، بلکه فراهم کردن فضای اخلاقی و انسانی است: ایجاد گذرگاههای بشردوستانه، تبادل اسرا، تضمین امنیت غیرنظامیان و تلاش برای آتشبس نمادین پیش از کریسمس.
چرا این بار صلح واقعیتر به نظر میرسد؟
سه عامل تازه، این تلاش را متفاوت کرده است:
۱. فرسایش متقابل نیروها: هیچکس قادر به پیروزی کامل نیست، اما همه میتوانند خسارت زیادی ببینند.
۲. فشار نامتقارن آمریکا: ترامپ به دنبال نتیجه سریع و اثبات برتری روش خود است.
۳. نقش اروپا: ناتوان,سیاسی، اما کلیدی در اجرا؛ بدون آن هیچ تثبیتی ممکن نیست.
صلح ناقص، اما ضروری
این هفت ستون شاید تمامی اختلافات فی مابین روسیه و اوکراین را در بر نگیرد,ولی می تواند آتشبس ساختاری و سکویی برای ادامه دیپلماسی در طولانی مدت باشد. وقتی پیروزی ناممکن، شکست غیرقابل قبول و جنگ به تهدیدی دائمی تبدیل میشود، چنین سکویی حیاتی است.
ژنو نه ورسای است، نه هلسینکی, اما میتواند مکانی باشد که جنگ حداقل برای مدتی سکوت را تجربه کند. در این زمانه، همین سکوت کوتاه نیز ارزشمند است.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
Jahangir Alizadeh
Jahangir Alizadeh
« سران اروپایی از طرح صلح امریکا در اوکرایین سخت نگرانند !»
نگران خودتان و کشورهای تان و مردمان خودتان باشید که دهه ها خودتان را با خفّت و خواری ، قربانی اوامر و سیاست های ویرانگر امریکا کردید و بخصوص در قضیه اوکرایین خود را ذلیل و خوار و قربانی دربست و تمام و کمالِ سیاست آمریکاییها ساختید و بدین خواری باز هم باختید و باختید ، و هنوز درس و آموزه های لازم را نگرفتید !
شما در جنگ اوکرایین فقط و فقط ابزارهای جنگی و لجستیکی و مالی و اطلاعاتی - امنیتی امریکایی ها شدید و با حرص و طمع و ولعِ دست یابی غنائم جنگی که به قیمت خون و اوارگی و فلاکت مردمان اوکرایین و ویرانی کشورشان شد ، با هر گونه صلح و مذاکره در اوایل جنگ تا به امروز و به قیمت بحران ها و تورم بسیار زیاد داخلی خود ، شدیدا مخالفت و مبارزه کردید ، دروازه های ورود وارادات گاز و نفت و مواد خام تقریبا مفت روسیه را به روی خودتان بستید و صنایع کشورهای خودتان را بدین گونه به افلاس و ورشکستگی کشاندید !
به فکر خودتان باشید و از قیود و بندگی امریکایی ها دست بکشید و کشورهای خودتان را از بحران های بسیار بزرگتر که حتمن دامنگیرتان میشود ، نجات دهید، اتحاد شما با امریکا فقط و فقط به نفع و بُرد امریکا و به ضرر و باخت کلیتِ اروپا تمام گشت !
زنجیر بندگی و بردگیِ تاریخیِ ایالات متحده امریکا بر دست و پای خود را پاره کنید و کشورهای سرسبز و اباد خویش را با مردمان بسیار با فرهنگ و شریف و زحمتکش ، بیش از این قربانی مطامع امریکا نسازید و مستقل ، توانا و قدرتمند ، در نظام نوینِ جایگزین چندقطبی بین الملل ، جایگاه شایسته و بایسته خود را در تعامل و همکاری و سیاستِ همه جانبه نگرانه با همه قطب ها حفظ کنید .
جهان با ظهور چین به عنوان قدرتی عظیم ، در آستانه تحولات بسیار بزرگ قرار دارد و در چنین نظم چند جانبه و چند قطبی ، تنها قطب هایی قادر به ادامه حیات خود خواهند بود که قادر به ترکِ خودبرتری و خودمحوری و توهم عظیم خودبزرگ بینیِ گذشته شان باشند و خودشان را قیّم همه نخوانند و زور و قلدری و یکه تازی را کنار بگذارند و رسالت ایجاد یک امنیت پایدار برای جهان را بر عهده همه بگذارند و چند صدایی نوین بینالملل را برسمیت بشناسند و احترام بگذارند .
در عصر نوظهور انقلاب انفورماتیک و انترنت و هوش مصنوعی « افکار عمومی » به عنوان یک قدرت بسیار بزرگ و اساسی در معادلاتِ مربوط به تقسیم و توزیع قدرت و اثرگذاری های ان نقش درجه یک به عهده دارد و نباید نسبت به چنین فاکتورِ بزرگِ قدرت ، بی توجه و کم توجه بود ، که در جهان چند قطبی و چندصداییِ نوین ، دیگر نمیتوان با تک صدایی حکومت کرد .
به طرحِ صلح گردن نهید و این قاره زیبا را درگیر مصیبت های بزرگتر نسازید !
چه امریکا و چه اروپا و چه زلینسکی و باند فاشیست های ازوف ، چاره ای جز بالاکشیدن جام زهری که خود ساختند ، را ندارند !
ج- ع- نوامبر ۲۰۲۵