امید یا ناامیدی؛ کدامیک نیروی تغییر است؟ نگاهی دوباره به هانا آرنت
«آنچه باعث تغییر میشود، امید نیست؛ ناامیدی است.» — هانا آرنت
«ما اجازه نداریم امیدمان را از دست بدهیم، زیرا از دست دادن امید چیزی جز تسلیم شدن نیست.» — ضربالمثل آلمانی
در نگاه نخست، این دو گزاره متناقض بهنظر میرسند: هانا آرنت[1] ناامیدی را سرچشمهٔ تغییر میداند، اما ضربالمثل آلمانی بر ضرورت حفظ امید تأکید میکند. چگونه میتوان این تضاد ظاهری را فهمید؟ نخست باید به سخن لودویگ ویتگنشتاین[2] توجه کنیم:«برای فهم هر اندیشمند باید عصر او را شناخت.»
عصر هانا آرنت: زمانهی ناامیدی جمعی
هانا آرنت، یکی از مهمترین فیلسوفان سیاسی قرن بیستم، دز سدهای زندگی کرد و اندیشید که شاهد ظهور رژیمهای توتالیتر در آلمان نازی، ایتالیا، اسپانیا، اتحاد شوروی و اروپای شرقی (پسا توتالیتر) بود. جوامعی که در آنها آزادی، فردیت، تفکر و رؤیا سرکوب شده بود و امید در معنای متعارف آن عملاً امکان بروز نداشت.
در چنین نظامهایی، امید داشتن بیشتر شبیه خیالپردازی بود؛ نوعی وهم که با واقعیت بیرونی هیچ نسبتی نداشت. جوامع توتالیتر مردم را تا مرز فروپاشی روانی و نابودی فردیت سوق میدادند. در این شرایط، انسانها معمولاً دو راه پیش رو داشتند:
-
فرو رفتن در خود و سقوط به ورطهٔ نابودی،
-
یا چنگ زدن به تنها ارزش ممکن: زنده ماندن.
خودکشی هرگز به یک پدیده جمعی تبدیل نمیشود؛ اما زنده ماندن میتواند به اصل مشترک یک جامعه بدل شود. در این نقطه است که ناامیدی، نه امید، به نیروی محرک تغییر تبدیل میشود. زیرا وقتی راهی نمانده، وقتی امید سنتی و معمولی فروپاشیده است، انسان از دل ناامیدی نیرویی تازه میسازد: نیروی مقاومت، اعتراض، دگرگونی.
اما ضربالمثل آلمانی چه میگوید؟
ضربالمثل آلمانی از زاویهٔ دیگری سخن میگوید؛ از تجربهٔ انسانهایی که در شرایط عادی یا نیمهعادی زندگی میکنند. در زندگی روزمره، بدون امید و رؤیا، انگیزهای برای ساختن و پیش رفتن باقی نمیماند. مردم آلمان این را درست فهمیدهاند: از دست دادن امید، در زندگی معمولی، معادل تسلیم شدن است.
آنچه تناقض به نظر میرسد، در حقیقت دو سطح متفاوت از تجربهٔ انسانی است: در زندگی روزمره، امید موتور حرکت است. در شرایط زندگی در نظامهای تمامیتخواه و درهم شکستن امید جمعی، ناامیدی میتواند جرقهٔ تغییر باشد.
آرنت از دل زمانهای سخن میگوید که امید معمولی در آن نابود شده بود. ضربالمثل آلمانی از زندگیای حرف میزند که هنوز امکان رؤیا در آن وجود دارد. این دو، نه متناقض، بلکه مکمل یکدیگرند.
روح بزرگ هانا آرنت، این فیلسوف یهودیتبارِ روشنبین و امیدآفرین، شاد و یادش گرامی باد؛ اندیشههای او همچنان چراغی است در فهم تاریکیها و قدرت انسان برای مقاومت در برابر آنها.
قربانعلی رمضانی ایوکی
۳ آذر ۱۴۰۴ - ۲۴ نوامبر ۲۰۲۵
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!