1- نام فامیل من کردی است. در ادبیات ثبت احوال رسمی ایران نام فامیل کوردی وجود ندارد. ما کوردستان نداریم، کردستان و مردم کردستان داریم. این بار از هوش مصنوعی (به اختصار ه میم) بخواهید که نام مرا درست بنویسد.
2- شما آگاهانه از بحث می گریزید. نوشته اید « در پی انتشار مقالهای دربارهی چالشهای نظرسنجی در جوامع بسته، آقای کوردی یادداشتی منتشر کردهاند که عمدتاً متوجه نویسنده بوده نه محتوای مقاله. ایشان مدعیاند که نگارش متن با کمک هوش مصنوعی صورت گرفته و ازاینرو فاقد ارزش انسانی است.» من کجا گفتم فاقد ارزش انسانی است چرا حرف تو دهن من میگذارید؟ گفتم بنظر نمیرسد که انسان نوشته باشد! جمله من این بود دستکم دوتا جمله را اینور اونور کن، دوتا اشتباه املائی یا .. خلاصه یک حالتی که معلوم نشه این مطلب را یک روبات نوشته. خیلی ضایع هست. کمی نمک انسان به مطلب بزنید. روز روشن مطلب مرا مصادره به مطلوب می کنید!! استخفورولا!
من اعتراضی به استفاده از هوش مصنوعی ندارم. بارها خودم مکالمه ام را با هوش مصنوعی با خوانندگان در میان گذاشته ام پس نمیتوانم معترض شما باشم که چرا از هوش مصنوعی استفاده می کنید. اعتراض من به این است که کل مکالمه تان را از هوش مصنوعی کپیه می کنید و به خورد خواننده میدهید که گویی همه آن نوشته حاصل قلم شماست. این یک تقلب است و سر خواننده را شیره مالیدن و کلاس توخالی گذاشتن. حاصل کار ه م بر اساس الگوریتم هایش یک نوشته علمی و جامعه شناسانه باید باشد. من در کتابهای جامعه شناسی این گونه انشاء را می بینم نه در مقالات. و نیز کسانی که مقاله جامعه شناسی برای ارائه در محافل علمی یا کتاب ها را مینویسند این گونه مطالب و موضوعات را دسته بندی می کنند. من سالهاست مقالات شما را گه گاه مطالعه کرده ام و قبل از بروز هوش مصنوعی هرگز شما چنین انشایی نداشتید. این کار امروزین شما تظاهر و کلاس گذاشتن است از همین رو معترض شدم نه این که به نفس استفاده از ه م معترض باشم. شما با این گونه کلاس گذاشتن ها به برخی دوستان که مرعوب «علم» هستند میخواهید بفهمانید که یک سروگردن از دیگران بالاتر هستید و جرات در افتادن با شما را نداشته باشند. کاملا متد مجاهد جماعت: شانتاژ، هوچی گری، انحراف اذهان از موضوع اصلی. تا اینجاش که من و آقای حیدریان مرعوب نشدیم.
3- همانگونه که خود در مقاله ای به من آموختید که ه م مقاله را مطابق ذوق و پسند کاربر مینویسد، و من آموختم، و پس از آن گندی که در مورد شما بالا آوردم - نهایت آزادگی رو حال کردی؟ - از ه م خواستم که هرگز طرف مرا نگیرد بلکه بیطرفانه قضاوت کند، ثانیا طوری سوال را ننوشتم که هوش مصنوعی پی ببرد من کدام پاسخ را بهتر می پسندم. - که شما آگاهانه غفلت می کنید- از همین رو تلاش کردم سوال هایم را نیز در مطلبم بیاورم تا خواننده بداند که قصد و غرضی نبوده. کاری که شما نکردید تا خواننده متوجه سوال منظور دار شما از ه م نشود. به باور من شما در نوشتن مطلب کذایی تان ه م را با سوال «مشوقانه» فریب دادید - در واقع خود و خوانندگان را فریب دادید - تا مطلب را با «بیانی علمی» به نفع نظر شما تمام کند. من اعتراضم به نوع برخورد غیر صادقانه شما بود. شما لازم بود کل مکالمه، یعنی سوال خودتان را نیز می آوردید تا من بتوانم همان سوال را از ه م خودم بپرسم ببینم همان نظر ه م شما را دارد یا خیر. نتیجه این که مطلب شما هنگامی که فریب در آن باشد بیشتر خرافی است تا علمی.
4- این که نوشتید من محتوای مطلب شما را رها کردم و فقط به شما پرداختم اگر نگویم دروغ میگویید میگذارم به پای بی توجهی تان از سر خودشیفتگی تان. آن بخش از نوشته ام که اشاره به مقاله شما دارد را می آورم:
«تکرار مکررات است و از تیتر آن تا تهش را خواندم. که آمار گیری عمار ملکی را زیر سوال ببرید. نمونه آوردن از مسعود رجوی رسوا و مجاهدین رسوا متد وزارت اطلاعات را تقلید می کند که هرچه میخواهید فحش به خامنه ای بدهید اما صدتا فحش به خامنه ای دو تا هم به رضا پهلوی».
اگر مطلب تان را ملتفت نشده بودم که از آن بیرون نمی کشیدم که منظورتان آمار موسسه گمان و عمار ملکی است. و بی اعتبار کردن آن آمار و در نتیجه زیر سوال بردن 31 تا 39 درصد محبوبیت شاهزاده است. البته شما از موسسه گمان نام نیاوردید اما واقعا نیاز به نام آوردن بود؟ 4 سال پیش از مجاهدین هم در نظرسنجی گمان یاد شد. خانم مریم رجوی با هشت دهم درصد در ته جدولی قرار گرفت که زیر علی افشاری و خالد عزیزی با هرکدام یک ممیز چهار درصد دو ردیف بالاتر از وی قرار داشت و این البته برای رئیس جمهور مقاومت یک فیاسکو بود.
نتیجه این که من کاملا مطلب شما را متوجه شدم که نشان میدهد چقدر کفری شدید که پای خزینه و سفید آب و پنبه و روغن بنفشه را به میان کشیدید. طنز پردازی هنر میخواهد. مثلا آنجا که من مینویسم « این گردن من گرو»، خواننده کلی حال میکند. حالا که حرفش شد در مقابله با کرونا من نه از روغن بفنشه که از پماد تایگرویکس در همین ایران گلوبال نوشتم و عکسش را هم گذاشتم. نوشتم نظر به این که ویروس کرونا در مجاری تنفسی جا خوش می کند - و از این رو تریاکی ها و سیگاری ها بسیار کم دچار کرونا شدند چون دود این مواد ویروس ها را می کشت - و نظر به این که این پماد به محض مالیدن به بینی با کشتن باکتری ها آب بینی را سرازیر میکند، چنانچه آن را دائم دور بینی تان داشته باشید به احتمال قوی ویروس کرونا که 24 ساعته با این پماد زیر چکش گرفته میشود یا میمیرد یا ضعیف میشود. این نتیجه یک تفکر منطقی از کسی است که پزشک نیست اما منطق سرش میشود. بهرحال من در تمام دوران کرونا با وجودی که با مردم بسیاری در تماس بودم مریض نشدم و واکسن ها را هم زدم. با این وجود من پس از آن که استفاده از پماد ویکس را کنار گذاشتم و سه سال پس از شیوع دچار کرونا شدم که بیش از دو روز تب خفیف نداشتم و پس از روز سوم سرپا بودم. در آخر سلام مرا به هوش مصنوعی تان برسانید و بگویید فلانی گفت چند قطره روغن بنفشه به پنبه آغشته به تایگر بالزام ویکس چکانده استعمال کند علاوه بر آن که از کرونا مصون خواهد بود میتواند منصفانه تر و یا انسانی تر و باورپذیر تر نظر بدهد.
بگذریم، نوشتید:
« ۴. مشاهدهی میدانی جایگزین آمار نیست
اشارهی آقای کوردی به شعارهای استادیومی یا ویدیوهای مترو، اگرچه از هیجان اجتماعی حکایت دارد، اما از نظر پژوهش اجتماعی هیچ وجه آماری ندارد.» و الی اخر.
عزیز دل برادر.. من خودم نوشتم که علمی نیست. اما « هیجان اجتماعی» در استادیوم و مترو را با توسل به علمی نبودن کلا رد کردن دیگر خرافی است نه علمی. من به شما تخفیف هم دادم و گفتم 90 درصد و 70 درصد. خب مشخص است که شما نمیخواهید واقعیت را بپذیرید برای واقعیت حرف در میآورید که علمی نیست. خب نباشد! کدام آمار علمی میگوید که 98 درصد ایران همانطور که در سال 58 رای دادند جمهوری اسلامی را قبول ندارند؟ مگر بجز آن است که شما بر اساس مشاهدات میدانی متوجه شدید که مردم ایران مخالف رژیم ولایت فقیه هستند؟ چرا یک بام و دو هوا میکنید؟ شما چرا با این نظام الهی اسلامی در میافتید بر خلاف آخرین رفراندم که جهان شاهدش بود؟ چرا بر اساس همین منطق از مسعود و شاهزاده نمیخواهید که به دستبوس آغا بروند و توبه کنند و مجازاتشان را آن گونه که مقامات رژیم میگویند بکشند؟ حالا دیگه شعارهای مترو و استادیوم هیجان اجتماعی مشتی اغتشاشگر است و اصلا معنای مخالفت با رژیم را نمیدهد؟ «هیجان اجتماعی» شبیه این سال 57 بر پنجمین ارتش قدرتمند جهان غلبه کرد. یادمه یکی آن روزها در مورد این «هیجانات اجتماعی» میگفت همش نواره!
خلاصه میتوانم کلی از مقاله ه م تان ماستخور بگیرم و مزه بپرانم ولی فک کنم آخر هفته خوانندگان را ساختیم کفایت کند. به آن زیر یک درصد تان بگویید قدش تا کفش 39 درصد ما هم نمیرسد بیخود زور نزند همون ته صف وایسه علی افشاری جلوتر نوبت گرفته. صلواتی عنایت بفرمایید.
یادداشت نویسنده:
این پاسخ برای تنویر افکار عمومی و دفاع از منطق مشاهدات میدانی و فضای مجازی هوشمند در برابر شخصیسازی مباحث علمی و مصادره به مطلوب مغرضان نگاشته شده است. بهرهگیری از فناوریهای نوین نه تنها امری طبیعی (نه نه.. منظورش منطقی بود)، بلکه بخشی از تکامل فرآیند تولید علم دروغ و خالیبندی در قرن ۲۱ هم میتواند باشد.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
بازهم فرافکنی
بازهم فرافکنی
1- نام فامیل من کردی است، و شما اخلاقا و حتا قانونا - آنجا که قانون حضور دارد- آن را کوردی بنویسید. اگر مثل شما اهل هوچی گری بودم می گفتم آی.. داری به حقوق من تجاوز میکنی و این خلاف حقوق بشر است! دیگر این که زبان فارسی و فرهنگ آن و قوانین ثبت احوال را آقای «اسمئیل مورادی» نمیتوانند برایش تصمیم بگیرند. گویا کیانوش توکلی کیلویی به شما جا میدهد که اینجا هرچه نامربوط است را ردیف کنید. اگر در همینجا یک اعتراض معقول و قانونی مرا زیر پا بگذارید و اصرار داشته باشید که بازهم بنویسید کوردی، خب.. یک لجبازی کودکانه است که از مجاهد جماعتی که سن 30 سال را گذرانده و همچنان در هفتاد سالگی بر همان نمط میرود حرجی نیست.
2- من مقالات حتا دشمنان نظریاتم را نیز میخوانم. شما که در حدی نیستید که دشمن به حساب تان بیاورم و این رجز نیست واقیعت است. لذا دلیل دنبال کردن مقالات شما یک امر عادی برای کسی است که اهل سیاست است. من مقالات حسین شریعتمداری را نیز دنبال می کنم. دلیل بر این نیست که خوشگله یا علمی مینویسه. خیلی پر ادعا هستید که نوشتید «به عبارتی دیگر، و یا با تقلید از شیوه نوشتاری شما، (کردی) را، عرب های مسلمان، کردن توی پای ما.» این عریضه را نزد آقای خامنه ای ببرید بخشنامه کند به ثبت احوال و فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی» که آقای حداد عادل ریاست آن را به عهده دارند بعدش چشششششم.. ما میشیم کوردی! خوبه؟ اما یک تنه از آلمان واسه ما نام فامیل نذار فداتشم! زشته آخه اینجا خانواده نشسته!
3- مقالات علمی زمانی علمی است که به کشف چیزی کمک کند یا نظریه ای بکر را ارائه دهد. من میتوانم دهها نمونه از مقالاتم را بیاورم که نظریاتی را در مورد مسائل ایران مطرح کرده که تا آنوقت دیگری به آن فکر نکرده بود. اصلا اهل تکرار نظریات دیگران نیستم و تنها جایی که این کار را کردم در نشریه نیمروز چاپ لندن بود که مقالات واقعا علمی و سنگین داریوش همایون را - که خودش در جریان بود - برای مردم معمولی روان نویسی میکردم. مطالب من همیشه سخن تازه ای برای خواننده اش دارد مگر آن که موردی باشد که خطاب به یک نویسنده دیگر نوشته باشم که تکراری ناچار بشوم برای دیگری مثل شما توضیح بدهم. اما سخن شما که اپوزیسیون متحد بشود تکراری است و سخن من بکر بود که اینجا نوشتم رضاپهلوی نیازی به شریک ندارد و زمانش گذشت که هنگامی بود که بیانیه پیمان نوین را بیرون داد و ما عده ای بودیم که از اهل ایران گلوبال و دوستانی دیگر که پشتیبانی کردیم. بقیه که بی بی سی و نشنال نفوذ داشتند و شنیده شدند یکی دوماه نعره میزدند که اول بیاید جواب جنایات پدرش را بدهد و پولهای دزدیده شده را پس بدهد به ما!!
نوشتی سید چشمت که میدونم منظورت سید حشمت بود زیر پل چوبی. بگذار یه حقیقتی را برات بگم اسی جانی، پایگاه پنجم شکاری خدمت میکردم که با بچه های پرواز یک روز رفتیم اهواز و سوسیس بندری خوردیم. جات خالی نباشه.. گلاب به روت یه اسهالی گرفتم و این آمیب بود یا میکروب یادم نیست. دیگه آنتی بیوتیک اثر نکرد. داداشم سید حشمت رو به من معرفی کرد. گفت برو پیش اون بهت زیاد میندازه بیش از نیازت ولی بخر کارش درسته. آقا ما رفتیم و پس از 4 ماه اسهال از روز سوم که داروهایی که داد مصرف کردم اسهالم رو به بهبود گذاشت و یک ماه بعد بکلی رفت. زیره و تخم شربتی داده بود گفت مشت مشت بخور هرچی میکروب تو معده ات هست می کشه و حرفش درست بود . زیره میکروب کش هست و تخم شربتی لعاب داره و آب رو درون روده نگه میداره. من خوب شدم. ایمان بیار برادر. .الله و اکبر... رجوی رهبر.. ایران رجوی رجوی ایران زنده باد سید حشمت!!
مقاله علمی: شما هر خزعبلی را بدهید به دست هوش مصنوعی برایتان درست مانند مقالات شما دسته بندی می کند و «علمی» تحویل میدهد. بعدا یکی دو نمونه خنده دارش را خواهم گذاشت. اصن در مورد مشقاسم چطوره؟ جدی.. اصلا بهش فکر نکردم بذار یه مقاله علمی در مورد مشقاسم و غیاث آباد از هوش مصنوعی بیارم. اگر به این میگویید علمی نویسی که والله بابام جان دروغ چرا، اگر هوش مصنوعی پای درد دل های مشقاسم و نظریات و نصایحی که به سعید میکرد را بخواهد بنفع مشقاسم بنویسد و بدهد دست شما خواهید گفت این همان استاد دانشگاه فلان نیست؟ همچی علمی بنویسم که فرانسیس فوکویاما و ساموئل هانتینگتون دست به یقه تاریخی شان را فراموش کنند دوتایی لنگ بیاندازند جلو ما.لذا بازهم میگویم.. کلاس نگذارید.. من کل مطلب «علمی» شما را در یک جمله خلاصه کردم و آن این بود که : رضاپهلوی باید با دیگر اپوزیسیون بخصوص خانم مریم رجوی دستش را در دست هم بگذارند». خب اینو که صدها نفر قبلا در موردش نوشته و بحث کرده اند از کرامات شیخ ما چه عجب. و من همین یک جمله را که هدف «مقاله علمی» شما بود را بیرون کشیدم و یک تابلو برایش گذاشتم. شما برای چنین هنری که من بخرج دادم باید کلی کتابهای آگاتا کریستی را خوانده باشید که بتوانید مو را از «ماست علمی» بیرون بکشید. آن یک دو سه چهار که از مطلب من بیرون کشیدید را اگر کسی نداند خیال میکند من به هنگام خمیازه کشیدن آنها را به زبان آوردم. نع.. هر چهار مورد بجا بود و به اصل مطلب مراجعه کنید و تلمذ کنید چیزی از آقای کردی یاد بگیرید برای آینده تان خوب است.
و دست آخر.. شما اصلا مثل من ننوشتید. این کار سلیقه و هنر میخواد که ندارید. مطالب تان پررت و ایرادهایتان پرت تر. دو جمله از مرا کنار هم بگذارید که موارد مختلف اشاره دارد را که من از مقاله هرکسی میتوانم بیرون بکشم و بگم پرت و پلا نوشته. نع عزیز... کار شما نیست.
ضمنا... من خودم قضیه ویکس را که آوردم حدس نمیزدم تا این حد چیپ باشید که بخواهید برای من دست بگیرید. من آن را آوردم که به شما اثبات کنم باکی ندارم از مطرح کردن حرفهایم. بعد میخوای اونو واسه من دست بگیری؟ ضمنا.. رمال که نه.. اما این گردن من گرو که اینجا همه خوانندگان در کودکی برای اسهال و غیره از داروهای خانگی استفاده کرده و می کنند. من برای معده ام هنگام نوشخواری یک قرص گیاهی از ایران مصرف میکنم که اثر دارد.
آها.. راستی..
عزیز دل براد، دوستان، این…
عزیز دل براد،
دوستان، این لحن مال من نیست؛ فقط برای آن است که جناب کردی بداند این مدل نوشتن، هنر نمیخواهد و هر کسی میتواند مانند خودش بنویسد.
جناب کردی،
این بار گفتم همانطور که خودتان «حال میکنید»، جواب را با زبان خودتان بنویسم، همان سبکی که هر وقت کم میآورید، از «مشقاسم» و «این گردن من گرو» و «ما از پشت کوه نیامدیم» تا «پماد ویکس علمی است» را قاطی میکنید.
اول کار روشن کنیم:
رفیق جان، شما سال تا سال حتی یک جمله تمیز، مرتب و علمی نمینویسید؛ بعد یکدفعه از خواب بیدار میشوید و میگویید: «این مطلب تابلوئه ربات نوشته»، اکی بخوشکی شانس!
خب برادر من، شما که خودتان نوشتههایتان از شدت پراکندگی شبیه آگهی دیوار و نسخه عطاری است، از کجا تشخیص میدهید چه چیزی رباتیست و چه چیزی انسانی؟
بعد هم هر بار میگویید «من اعتراض ندارم، فقط میگم تابلوئه».
رفیق، اگر این اعتراض نیست، پس اعتراض یعنی چه؟
در کل نوشتهتان یک جمله نیست که اسمش انتقاد باشد. همهاش طعنه، تمسخر، پرتوپلا، ربط دادن کرونا به دود تریاک و سیاست به پماد ویکس و آمار به استادیوم.
در مورد «کورد/کرد» هم که انگار انگشتتان لای در گیر کرده.
دو دقیقه از این هیجان بردارید، نگاه کنید ببینید دنیا کجاست.
یک واژه است؛ دو شکل نوشتار دارد؛ نه تریبون میخواهد، نه بیانیه. فقط کمی آگاهی از تاریخ کشور به گند کشیده توسط شاهان.
شما از بس جوگیر شدید، انگار بحث قدیم و جدید زبانشناسی را با جنگهای صدر اسلام قاطی کردید.
عزیز دل براد،
اگر معیار، تلفظ و ریشهٔ زبانی باشد:
کورد / کوردی درستتر و اصیلتر است.
اگر معیار، نگارش فارسیِ بعد از اسلام باشد:
کرد / کردی صورت فارسیشده و تاریخی متنها و اسناد رسمی است.
بنابراین، وقتی یک کورد زبان خود را «کورد» مینویسد، در واقع صورت اصیل و زبانی را بهکار میبرد؛ و وقتی یک فارسیزبان «کرد» مینویسد، صورت تاریخیِ فارسیسازیشده را ادامه میدهد.
هیچیک اشتباه نیست، اما یکی اصیلتر است و دیگری متأثر از ساختار عربیِ خط فارسی.
به عبارتی دیگر، و یا با تقلید از شیوه نوشتاری شما، (کردی) را، عرب های مسلمان، کردن توی پای ما.
بعد هم عجیب است:
میگویید نوشتههای من «ضایع» است، «تابلو» است، «کلاس گذاشتن» است…
آنوقت مینویسید «سالهاست نوشتههایت را میخوانم»!
خب عزیز برادر، اگر اینقدر بد است، چرا سالهاست دنبالشان میدوید؟
این یا اعتراف است، یا یک جور اعتیاد پنهان.
بگذریم؛
شما در یک صفحه، دهبار تغییر موضع میدهید:
1. یکجا میگویید «من کاملاً فهمیدم»
2.جای دیگر میگویید «شما گمراه کردید»
3. یکجا میگویید «اصلاً علمی نیست»
4. دو خط پایینتر میگویید «چرا علمی حساب نمیکنید؟»
این سبک شما فقط یک معنی دارد:
وقتی از استدلال خالی میشوید، کلمات را با هم قاطی میکنید که حجم نوشته بالا برود، انگار جناب توکلی کیلویی پرداخت میکند.
در مورد آمار هم که دیگر نور علی نور است.
شما استادیوم را کردهاید مرکز پژوهشهای بینالمللی.
مترو را کردهاید «مؤسسه گمان ۲»!
رفیق، اینها اسمش «مشاهده» نیست؛ اسمش «حدسِ از روی هیجان» است.
همانطور که پماد ویکس اسمش «علم» نیست، البته کارایی آن علیه ویروسی در حد، دعا نویسی سید چشمت زیر پل چوبی،
و آخر سر، این پیشنهاد شما که «سلام مرا به هوش مصنوعیتان برسانید»…
برادر من، اول سلام را بدهید به همان منطقی که کرونا را با ویکس درمان میکرد.
بعد بیایید از منطق علمی حرف بزنید.
جناب کردی (عربی)، کوردی(آریایی) گرامی،
این متن را نوشتم تا ببینید چقدر آسان میشود مثل شما نوشت؛
طعنهدار، شلخته، بیقاعده، پر از پرش موضوعی، بدون یک خط استدلال.
ولی این سبک، نه شأن دارد، نه عقل، نه فایده.
اگر خواستید صحبت درست کنیم، من هستم.
ولی اگر قرار است با همین روش ادامه بدهید،
ببینید، واقعاً سخت نیست کسی مثل خودتان با شما حرف بزند.
تا ببینم برای این شاهکار ادبی، به سنخ، کوری عرب نژاد چند جایزه دریافت خواهم کرد.
نوشتم آسان بود، ولی خدایی دروغ چرا...