رفتن به محتوای اصلی
سه‌شنبه 18 آذر 1404 - Tuesday, 9 December 2025

اپوزیسون ؛ از هردو طیفِ جمهوری خواه و پادشاهی خواه به نظر میرسد درکی از اوضاع ندارند

اپوزیسون ؛ از هردو طیفِ جمهوری خواه و پادشاهی خواه به نظر میرسد درکی از اوضاع ندارند

اپوزیسون جمهوری اسلامی از هردو طیفِ جمهوری خواه و پادشاهی خواه به نظر میرسد درکی از اوضاع ندارند. هرکسی ایده ال های خودرا پیگیری می کند و دنبال نطامیست که صدد در صد خوا سته اش را تامین کند نه یک درصد کم و نه یک درصد بیش...و اگر کسی چیزی بگوید که ذره ای با نظرشان همراه نباشد،بازار فحاشی و تهمت گرم می شود.
نمیدانم دنبال چه هستند؟موضوع چیست؟ صورت مسأله را خوب مرور کرده اند؟ میدانند ایران به کجا میرود؟سرنوشت ۹۰ ملیون انسان با ادامه این حکومت چه خواهد شد؟
به باور من هم اکنون اندکی دیر شده است،شاید حتی گذر از حکومت فقها هم نتواند مردم ایران را نجات دهد،همه چیز در هم ریخته است،جنگی دیگر در پیش است،اقتصاد دان مقیم تهران از ۷ ملیون گرسنه و ۵۰ در صد زیر خط فقر می گوید، سیستم آموزشی و بهداشتی نفسش به شماره افتاده است،جاده ها خرابند،هواپیماه کهنه اند،هیچ کس نمی داند تا سال آینده مسأله آب در تهران و مشهد و اصفهان به کجا می کشد؟ده سال پیش کسی باورمی کرد دریاچه ارومیه خشک شود؟ شاید تا یکی دوسال دیگر شاهدباشیم که با ادامه وضع موجود، چند شهر غیر قابل سکونت و به خانه ارواح تبدیل شده اند.
باور ندارم که در جنگ مجدد بین نظام اسلامی و اسرائیل از زیر ساخت های ایران چیزی باقی بماند،وشاید ایران آنچنان ویران شود که علی خامنه ای برای فریب مردمان و عاشقان فریب خوردن ، نتواندتغییر چهره  دهد و بجای اسلام به ایران بپردازد.  
می گویند برای اصلاح و ترمیم شبکه آب و برق و گاز به ۲۰۰ ملیارد دلار و همین مقدار هم برای مدیریت زیر ساختهای قسمت استخراج نفت و گاز لازم است، تامین این سرمایه عظیم حتی برای یک دولت ملی و سالم دهها سال بطول می انجامد.
هیأت حاکمه ایران فرزندان به خارج فرستاده اند و دلار فراوان انتقال داده اند و اقامت و پاسپوت دوم و سوم با نام های مختلف خریده اند و خود در ایران مانده اند که  ثروتهای ایران را پیوسته وبا بی رحمی غارت کنند.بانک آینده و اسپانسرهایش به تنهائی یک ملیون همت(هزار ملیون تومان) غارت کرده اند و انرا به گردن بانک ملی انداخته اند.چندسال پیش نیز موسسه ثامن الائمه مشهد چنین کرد و بانک مرکزی به دستور نظام بدهی هایش را از طریق بانک مرکزی پرداخت  و بانک با چاپ اسکناس با تورم بیشتر از کیسه مردم خارج کرد.
بانکها ورشکسته اند، نفس کشیدن دیگر مُمد حیات نیست! کُشنده است! ارابه های مرگ ساخت نظام سالانه هزاران نفر را به کام مرگ میرساند،انبوه دخترکان ایرانی در امارات و عمان و کردستان عراق و بغداد تن به فروش گذاشته اند،امکان زیست شرافتمندانه در دسترس نیست..دیگر چه باید بشود که کمی به مردم ایران بیندیشید؟
پادشاهان شاهی می خواند که دقیقاََ همان باشد که دوست دارند،جمهوری خواهان دنبال نظامی هستند تخیلی که با عده و عُده اشان ممکن نیست.
بنابراین چون انسانی مطابق نظر همه برای شاهی و یا  نظامی نعل بالنعل مطابق میل اپوزیسیون جمهوری خواه مقدور نیست توصیه می شود که هرکدام در گوشه ای بنشینند،چوب نرمی پیدا کنند،رهبر و یا شورای رهبری بتراشند،اگر بلند است با اره کوتاهش کنند،اگر کوتاه است بدورش اندازند و چوب دراز تری پیدا کنند..و سپس با خرید یک دستگاه ماشین خراطی به شکل مورد علاقه خویش در آورند،

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

ایران گلوبال

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

فرامرز حیدریان
فرامرز حیدریان

عنوان مقاله:
برداشتهای فیلتری

دروود بر آقای مدّح گرامی،
صحبت دم دست بدون بلندگو!

با ذکر مصیبتهای وطنی که شما ذرّه ای از آنها را حکایت کرده اید، نتیجه به غایت خطایی گرفته اید؛ زیرا ناخواسته امیدها و رویاها و آرزوهای دیگران را متزلزل میکنید. فقط از دردها گفتن و نالیدن به معنای درمانگری دردها نیست. باید امکانهای دم دست را تشخیص داد و به کار بست و نهایت سعی خود را کرد.

اتفاقا پادشاهی خواهان و جمهوریخواهان و دیگرخواهان متوجّه تلاطمهای وطنی هستند و اوضاع وطن و جهان و منطقه را پیگیری میکنند، امّا درک آنها مخصوصا دیگرخواهان و جمهوریخواهان از کانالهای فیلتری عقاید و ایدئولوژیها و امیال تشکیلاتی عبور میکنند و به نتایج عوضی میرسند. اگر ایران را به جنگل حوادث تشبیه کنیم، اکثر فعالین تشکیلاتی تصوّر میکنند که پریدن و پرواز پرندگان و گریز جانوران به دلیل شلیک گلوله تفنگ فلان گرایش سیاسی بوده است؛ امّا حقیقت این است که وقوع زلزله را پرندگان و جانوران خیلی زودتر از انسانها متوجه میشوند و به دنبال پناهگاه میگردند. در ایران، زلزله چندین ریشتری با «زن، زندگی، آزادی» به وقوع پیوست و تمام چفت و بست و لولا قلعه حکومت الهی را از هم شکافت. آنچه از حکومت فقاهتی باقی مانده به ضرب و زور چسبهای کاغذی و طنابهای پوسیده و هُل و تَل حکومتیها و یاعلی مدد گویان آخوندها بر سر منابر و دخیل بستن رمّالان حکومتی به جادو جنبل و خواندن مفاتیح الجنان تلاش میکنند که بقای حکومت فقاهتی را تامین و تضمین کنند. حقیقت این است که نسل دخیل در قیام زن، زندگی، آزادی به دنبال این تشکیلات و آن تشکیلات و این فرقه و آن فرقه و این دین و آن ایدئولوژی و این قوم و آن قوم و فلان و بیسار نیست؛ بلکه به دنبال «هویّت اصیل و ایرانی و مهمتر از همه، دلباخته آزادی و جستجو و فرابالیدن در مجهولات رو به آینده» است. در این کشاکش با حکومتیان، نقش شاهزاده رضا پهلوی و مادر محترمشان، خیلی چشمگیر و موثّر است؛ زیرا در کنار فعالیتهای شاهزاده و مادرش، خاطره ذهنی نسلهای قبل از فاجعه 1357 و تجربه ایرانیان به طور کلّی از عصر پهلویها مثبت و دلنشین است. به همین دلیلم، شاهزاده، یکی از بزرگترین شانسهای ایرانیان برای تحوّل اساسی در ایران و ساختار حکومت است. یا دیگرانی که خود را رقیب شاهزاده میدانند یا مخالف سرسخت شاهزاده و سلسله پهلویها هستند یا بین زمین و آسمان آویزانند یا همچنان دو به شک هستند، چنین شانسی را به جدّ میگیرند و همپای با او به خنثا و معزول کردن سیستم گیوتینی حکومت فقاهتی اقدام میکنند یا اینکه اگر چنین شانسی نیز سوخته و از بین برود، دیگه باید امیدوار بود که یه «نادرقلی خانی» از جایی سر برآورد و به فریاد ایران و ایرانیان برسد.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان

ش., 15.11.2025 - 07:47 پیوند ثابت
ارشان آذری
ارشان آذری

عنوان مقاله:
واقعیت را نادیده گرفته‌اید

.

جناب مداح،

گفته‌های شما درد مشترک همه ماست؛ اما یک لایه از واقعیت را نادیده گرفته‌اید—واقعیتی که امروز از خیابان‌های ایران، از دانشگاه‌ها، از کارگاه‌ها و حتی از خانواده‌های نظامی بلند شده: ایران در حال دگرگونی است، نه خاموشی.
مشکل ایران برای مردم تازه نیست؛ اما پاسخ مردم امروز تازه است. نسلی وارد میدان شده که نه گرفتار ایدئولوژی‌های پوسیده است و نه برده‌ی دعوای تکراری جمهوری‌خواه و سلطنت‌طلب. این نسل آزادی را می‌خواهد و تصمیم درباره نوع حکومت را به فردای بدون جمهوری اسلامی واگذار کرده—این یعنی بلوغ، یعنی آگاهی، یعنی عبور از اشتباهات گذشته.
اگر در نوشته‌تان دقیق‌تر می‌نگریستید، می‌دیدید که نمادهای ملی دوباره زنده شده‌اند. پرچم شیر و خورشید دیگر یک خاطره یا نوستالژی نیست؛ تبدیل شده به علامت هویت ملی و نشانه‌ی اینکه جامعه راه خودش را پیدا کرده. امروز خانواده‌های ارتشی و حتی بخش‌هایی از بدنه امنیتی، این پرچم را با شجاعت بالا می‌برند. این اتفاق تصادفی نیست؛ نشانه‌ی تغییر ذهنیت عمومی است.
در کنار این، شاهزاده رضا پهلوی مسیری را پیش می‌برد که ریشه در عقلانیت دارد، نه هیجان. او نه دنبال حذف دیگران است، نه دنبال مصادره آینده. محور ملی می‌سازد تا ایران آزاد شود و تصمیم نهایی را مردم بگیرند. ثبات، صبر و رویکرد مرحله‌به‌مرحله‌ی او در داخل ایران مخاطب پیدا کرده؛ این مهم‌ترین چیزی است که بسیاری از تحلیلگران بیرون مرزها هنوز درک نکرده‌اند.
و یک واقعیت مهم دیگر: هسته‌های کوچک اما منسجم در داخل ایران در حال شکل‌گیری‌اند؛ گروه‌هایی که مردم به آن‌ها «گارد جاویدان» می‌گویند. این‌ها محصول رسانه‌های خارجی نیستند—این‌ها فرزندان همین خاک‌اند؛ جوانانی که بیشترین هزینه را داده‌اند و بیشترین امید را هم در دل دارند. تشکیل چنین هسته‌هایی زیر فشار امنیتی، خودش سند است بر اینکه جامعه نه سردرگم است و نه خاموش؛ دارد آرام و پیوسته سازمان پیدا می‌کند.
بله، بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور در باتلاق جدال‌های بی‌پایان مانده: تندروهای جمهوری‌خواه از یک‌سو، تندروهای سلطنت‌طلب از سوی دیگر. اما وزن سیاسی‌شان به اندازه سروصداهایشان نیست. آینده ایران دست آن‌ها نیست؛ دست همان نسلی است که امروز خیابان و دانشگاه و کارخانه و فضای مجازی را تبدیل کرده به صحنه بازتعریف آینده.
بنابراین برخلاف نگاه شما، ایران در آستانه خاموشی نیست. ایران روی خط دگرگونی ایستاده. نه با شعارهای تند و فریادهای بی‌هدف، بلکه با مردم. با همان نسلی که شما کمتر به آن پرداختید و امروز بزرگ‌ترین نیروی تغییر است.
پاینده ایران
جناب مداح پیروز باشید ,

ش., 15.11.2025 - 02:17 پیوند ثابت