زهران ممدانی و نبرد دو جهانبینی
پیروزی یک سوسیالیست در قلب سرمایهداری جهانی
تحلیلی بر مبنای اقتصاد سیاسی
پیروزی زهران ممدانی، جوانترین شهردار و نخستین چهرهی سوسیالیست در تاریخ نیویورک، صرفاً یک رخداد انتخاباتی نیست؛ بلکه نشانهای از تحول در درون خود سرمایهداری جهانی است. در شرایطی که دونالد ترامپ و اردوگاه راست ملیگرا مردم را از رأی دادن به ممدانی برحذر داشتند، رأی نیویورکیها به او، به معنای پیروزی گفتمان گلوبالیستی در برابر ناسیونالیسم محافظهکار است. این مقاله با نگاهی بر مبنای اقتصاد سیاسی، این رویداد را در چارچوب نبرد میان سرمایهداری جهانیشده و گرایشهای بازگشتگرا به مرزهای ملی تحلیل میکند.
نیویورک، پایتخت مالی جهان و نماد نظام نئولیبرال است. در چنین شهری، انتخاب یک سوسیالیست جوان از اقلیت مذهبی بهعنوان شهردار، پدیدهای فراتر از سیاست شهری محسوب میشود. زهران ممدانی نه تنها نماد تغییر نسلی و فرهنگی در جامعهی آمریکا، بلکه بازتابی از تحول در ساختار قدرت سرمایهداری جهانی است؛ نظامی که برای بقا، نیازمند چهرههایی تازه با شعار عدالت اجتماعی و تنوع فرهنگی است.
در حالی که در جوامع اقتدارگرا، از جمله در ذهنیت سیاسی ما ایرانیان، قدرت غالباً به معنای «مالکیت بر جامعه» تصور میشود، در آمریکا قدرت در محدودهی قانون تعریف میگردد. هیچ مقام منتخب، حتی شهردار نیویورک، فراتر از نهادهای اقتصادی و حقوقی عمل نمیکند. این تفاوت بنیادین میان «قدرت در چارچوب قانون» و «قدرت به مثابه مالکیت»، کلید درک سیاست در جوامع لیبرال است.
گلوبالیزم در برابر ناسیونالیسم
ترامپ و جریان راست ملیگرا در آمریکا نمایندگان سرمایهداری صنعتی و درونمرزی هستند؛ جریانی که از جهانیشدن متضرر شده و بازگشت سرمایه و تولید به خاک آمریکا را مطالبه میکند. در مقابل، دموکراتها و چهرههایی چون ممدانی، سخنگوی سرمایهداری فراملی، مالی و دیجیتالاند؛ نظامی که بر جریان آزاد سرمایه، فرهنگ و نیروی کار تکیه دارد.
در واقع، این تقابل نه صرفاً میان دو حزب، بلکه میان دو منطق اقتصادی است:
1. ملیگرایی اقتصادی (Economic Nationalism): متکی بر تولید داخلی، هویت ملی و بازسازی صنعت سنتی.
2. گلوبالیزم سوسیالدموکراتیک (Globalist Social Democracy): مبتنی بر شبکهی جهانی سرمایه و عدالت اجتماعی کنترلشده.
رأی به ممدانی، رأی به جهانیگرایی با چهرهی عدالتطلب است؛ نه در نفی سرمایهداری، بلکه در تلطیف چهرهی آن.
پارادوکس چپ جهانی
چپ سنتی همواره مخالف گلوبالیزم بوده است؛ زیرا آن را ابزاری برای سلطهی سرمایهی فراملی و تضعیف حاکمیت ملی میدانست. اما در دوران کنونی، بخش قابل توجهی از نیروهای چپ در کنار گلوبالیستها ایستادهاند، چرا که در برابر ناسیونالیسم راست و اقتدارگرایی داخلی قرار گرفتهاند.
این تناقض، ناشی از ناتوانی چپ در درک دگرگونی تاریخی سرمایهداری است. سرمایه دیگر صرفاً در چارچوب ملتها و صنایع فیزیکی عمل نمیکند؛ بلکه شبکهای جهانی از قدرت مالی، دیجیتال و فرهنگی است که مرز نمیشناسد.
در نتیجه، نقد سرمایهداری امروز تنها با درکی نو از جهانیشدن و روابط فراملی ممکن است. چپ اگر همچنان با ابزارهای قرن بیستم به نبرد قرن بیستویکم برود، در بهترین حالت به نیرویی حاشیهای بدل خواهد شد که در بازی قدرت، نقش مشروعیتبخش به نظام را ایفا میکند.
سرمایهداری با چهرهی انسانی
زهران ممدانی را باید نماد مرحلهای تازه از سرمایهداری دانست؛ مرحلهای که میکوشد با چهرهای متنوع، عدالتخواه و اقلیتمحور، خود را بازسازی کند.
او نه دشمن نظام، بلکه مصلح درون نظام است؛ کسی که با شعار عدالت شهری، حقوق اقلیتها و توسعهی پایدار، نئولیبرالیسم را به زبان انسانگرایانه ترجمه میکند.
این همان سرمایهداری انسانیشده است که با اصلاحات جزئی و نهادگرایی اجتماعی، مشروعیت از دسترفتهی خود را بازمیسازد، بیآنکه منطق انباشت سرمایه را تغییر دهد.
نتیجهگیری
پیروزی ممدانی در نیویورک را نمیتوان به بازگشت سوسیالیسم تعبیر کرد، بلکه باید آن را نشانهی تداوم سرمایهداری جهانی در قالبی تازه دانست.
در سطح کلان، جهان شاهد دو جریان متضاد است:
۱. ناسیونالیسم راست، که بازگشت به مرزهای ملی و اقتصاد بسته را میخواهد.
۲. سوسیالدموکراسی جهانی، که گلوبالیزم را با عدالت و تنوع فرهنگی درمیآمیزد.
ممدانی در این میان نمایندهی دوم است؛ چهرهای که نظم موجود را نه برمیاندازد، بلکه آن را در پوششی اخلاقی بازتولید میکند.
اگر چپ جهانی نتواند این واقعیت را دریابد، همچنان در خاطرهی جنگ سرد و دوگانهی شرق و غرب سرگردان خواهد ماند.
در یک جمله میتوان گفت:
سرمایهداری برای بقا، به سوسیالیستهای درون نظام نیاز دارد. زهران ممدانی، نماد همین مرحله از تکامل سرمایهداری است؛ سرمایهداریای با چهرهای انسانی اما ماهیتی همچنان جهانی.
آنا یعقوبیان
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!