رفتن به محتوای اصلی
دوشنبه 25 اسفند 1404 - Monday, 16 March 2026

12 روزی که سرسپرده پوتین رهبر کشور شد

12 روزی که سرسپرده پوتین رهبر کشور شد

از زمان پنهان شدن سید علی خامنه‌ای در «نهانگاه پوشیده امام زمانی» اعتبار و جایگاه او نزد «درحلقه‌ قدرت‌نشستگان» دیروز و بعضا امروز، هر روز فروتر و ذلیل‌تر می‌شود.

تا پیش از جنگ ۱۲ روزه، رهبر رژیم علی‌رغم ضرباتی که با فلج شدن و گاه نابودی ۸۰ تا ۹۰ درصدی تروریست‌های جیره‌خوارش در لبنان و عراق و یمن و نابودی ۱۰۰ درصدی آقازاده دکتر بشار الاسد، متحمل شد، همچنان میدان‌دار بود؛ منتقدان را می‌کشت و فرمان قلع‌وقمع صادر می‌کرد، از پیروزی‌هایش می‌گفت و مداحانش از سپهسالار دستاربرسری می‌گفتند که نبرد با اسرائیل را رهبری می‌کند، بی‌ بیم از هواپیماها، موشک‌ها، پهپادها و خفیه‌کاران اسرائیل.

 

بعد از جنگ ۱۲روزه هم، مداحانش و در نهایت خودش، یادآور می‌شدند که «نایب‌ المهدی‌» در خانه پدری با لشکر زعفر جنی، سیلی‌های بسیار بر گونه بنی‌اسرائیل زده است که جایش تا یوم‌المیقات بر گونه یهود باقی خواهد ماند، اما در طول دو هفته اخیر آشکار شد که «حضرت آقا» را آبرو چنان ریخته که به اندازه کف دستش برای وضو هم قادر به حفظ آبرو نیست.

ملت که در جنبش سبز، مرگش را خواسته بودند، در جنبش مهسا، از رژیم عبور کردند و حالا دیگر حریم و اعتباری هم نمانده است تا حتی در خیال، صلای صلاح‌الدینی سر دهد و قبای سپهسالاری، ولو به عاریه، بر تن کند.

نخستین بار این هاشمی رفسنجانی بود که در جمع یاران و همراهان خمینی، زبان به طعنه گشود و حمایت خامنه‌ای از اعزام نیرو برای حمایت از رژیم اسد را که صدها هزار سوری را کشت و میلیون‌ها تن را آواره کرد،  محکوم کرد و از بی‌حرمتی‌ها گفت.

۱۱ روز پس از آخرین انتقادش از خامنه‌ای، «مقام معظم» با قمی‌ها دیداری داشت. او در طول دوران ریاست‌جمهوری و رهبری، از شیطان بسیار گفته بود؛ هم بزرگش (آمریکا) و هم کوچکش (انگلستان)، اما آن روز، دو بار از «شیطان اکبر» یاد کرد؛ شیطان اکبری که از برادران است اما....

تا دیروز «مقام معظم» از هر گناهی مبرا بود، اما حالا نوبت زبان گشودن آشنایان دور و نزدیک شده است. فائزه هاشمی که بارها روایت رسمی از مرگ پدرش را دروغ خوانده بود، به جوان‌آنلاین  گفت: «پدرم را کشتند و ترور کردند. این را بار‌ها گفته‌ایم و پنهان نکرده‌ایم.»

او در پاسخ به اینکه چه کسی او را کشت؟ گفت: «امیرکبیر را چه کسی کشت؟ وقتی کسی در راس حکومت را می‌کشند، یعنی یک مجموعه‌ای دخیل بودند. برخی به اسرائیل و روسیه و... اشاره می‌کنند، اما من معتقدم که پدرم را اسرائیل ترور نکرد. ترور داخلی بود.»

اشاره به ناصرالدین‌شاه بی‌هدف نبود. هاشمی رفسنجانی هرگز پنهان نکرد که خیلی دوست دارد امیرکبیر معاصرش بخوانند. آن کسی هم که کتابی با این عنوان نوشت، از لطف بی‌شمار شیخ اکبر بهرمانی برخوردار شد.

ناصرالدین‌شاه امیر را در پی توطئه دقیق مهد علیا، مادرش و میرزا آقا خان نوری، به قتل رساند.

آن‌سو، مهدی کروبی گریبان سردار قالیباف را گرفت که در نوکری روس، از نوکران توده‌ای پیشی گرفته است.

این سخنان کروبی بی‌پایه نبود. وقتی تاریخ را بازخوانی می‌کنیم، به رای‌العین می‌بینیم که حتی در زمان قاجاریه که روس و انگلیس به کمک نوکرانشان عملا قدرت را در دست داشتند، نه میرزا سعید خان، وزیر خارجه روسوفیل، و نه میرزا آقا خان نوری انگلوفیل، هرگز در دفاع از منافع روسیه یا انگلستان چنین سینه سپر نکردند.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

ایران گلوبال
برگرفته از:
ایندیپندنت فارسی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!