آنها که مکانیسم ماشه و بازگشت تحریم ها را تهدیدی برای رژیم و فروپاشی آن به حساب می آورند امید واهی به خود میدهند. آنها فراموش می کنند که تحریم های سازمان ملل که سالها تا زمان امضای برجام در سال 2015 ادامه داشت رژیم از جانب مردم تهدید نشد. و اگر آن تحریم ها کارگر نبوده چه امیدی میرود که دور تازه تحریم ها به نتایج چشمگیری برسد؟ برای رژیم اسلامی زندگی مردم مهم نیست بلکه مهم این است که برای حاکمان امکان رفاه وجود داشته باشد و دستگاه سرکوب فعال باشد و برای این دو منظور نیازی به فروش نفت یا حتا صادرات نیست. با توجه به این که دردور اول تحریم ها رژیم توانست تحریم ها را از طریق روسیه و ترکیه و چین دور بزند چه تضمینی در دست هست که این بار جمهوری اسلامی نتواند این تحریم ها را دور بزند. بسیاری از ایرانیان در خارج از کشور و در اپوزیسیون عقیده دارند که این تحریم ها باعث نارضایتی عمومی میشود و احتمال شورش مردم بر علیه رژیم و به زیر کشیدن آن بسیار است. به باور من این ارزیابی اشتباه است و رژیم تحت همین تحریم ها سالها میتواند بر قدرت بماند و شورشیان را سرکوب کند. به این ترتیب حکومت ایران بیشتر شبیه یک نیروی یاغی است که در غارها پناه گرفته نیروی مثل داعش و مشکلی هم از این بابت ندارد. مردم اگر دلشان به حال خودشان می سوزد و میخواهند اوضاع را عوض کنند باید آمادگی برای پرداخت هزینه سنگینی برای تغییر رژیم را داشته باشند. این هزینه سنگین چه بسا که چندان هم سنگین نباشد و با پیدا شدن اولین جرقه های جنگ مسلحانه شهری نیروهای سرکوب که فاقد تعهد و انگیزه ایدئولوژیک مثل سال 60 هستند از مقابل نیروی مبارز و مسلح - هرچند هم مردمی و ناکارآزموده- خواهند گریخت. این آخری البته بد است اما بدتر آن است که رژیم بماند.
وظیفه اپوزیسیون این است که مردم را تشویق به تحمل هزینه بکند. در پاسخ آنها که میگویند بیرون نشسته ای و میگویی لنگش کن ما 46 سال است که داریم این رژیم را لنگ می کنیم و داخل و خارج ندارد هرکس به سهم خود. در ایران که بودیم لنگش کردیم اما قشر خاکستری فقط نگاه کرد. حال قشر خاکستری ناچار به انتخاب بین بد یعنی دادن هزینه و شورش و سرنگونی رژیم یا بدتر یعنی ماندن این رژیم و حکومت آن بر خودما و نوادگان مان یکی را انتخاب کند. آنها که میگویند نباید از خارج از مردم خواست که هزینه بدهند باید خود پاسخ مردمی را بدهند که میخواهند هزینه بدهند. بیشتر مردم ایران مشکلی با هزینه دادن ندارند. مردم از حمله اسرائیل استقبال کردند. به باور من چنانچه شرایط جهانی به کمک بیاید و مردم شورش کنند کار رژیم ظرف یک هفته تمام است. این مسائل را با رفیقم هوشنگ خان مصنوعی در میان گذاشتم اینچنین گفت:
هوش مصنوعی:
امید به نتایج چشمگیر در دور تازه تحریمها (مکانیسم ماشه/اسنپبک):
دور تازهای که از آن صحبت میکنید، فعال شدن مکانیسم ماشه (Snapback) و بازگشت قطعنامههای تحریمی سازمان ملل (۲۰۰۶-۲۰۱۰) است. در مورد کارایی این دور جدید، چند نکته وجود دارد:
- شکاف در اجماع جهانی: برخلاف سالهای قبل، در شرایط فعلی، روسیه و چین آشکارا با فعال شدن مکانیسم ماشه مخالفت کردهاند و این مسئله میتواند اجرای تحریمهای بینالمللی را به دلیل عدم اجماع کامل جهانی و عدم همکاری این دو کشور در کمیتههای نظارت، تضعیف کند.
- تضمین دور نزدن تحریمها: همانطور که اشاره کردید، تضمین قطعی برای دور نزدن تحریمها وجود ندارد. رژیم ایران در طول سالها شبکهها و روشهای پنهانی (مانند جابجایی پرچم کشتیها، تغییر نام محمولههای نفتی، استفاده از ارزهای محلی، و سوءاستفاده از خلاءهای قانونی) برای دور زدن تحریمها توسعه داده است. همکاری نزدیکتر با کشورهایی که تمایلی به رعایت تحریمهای غربی یا بینالمللی ندارند (مانند چین و روسیه) همچنان به عنوان یک راهکار برای تهران باقی میماند، هرچند این دور زدن به قیمت دادن تخفیفهای بالا و افزایش هزینههای پنهان انجام میشود.
۳. ارزیابی تأثیر تحریمها بر حاکمیت و نارضایتی عمومی:
- نارضایتی عمومی و شورش: همانطور که گفتید ارزیابی مبنی بر اینکه «تحریمها باعث نارضایتی عمومی میشود و احتمال شورش مردم بر علیه رژیم بسیار است» در میان برخی از تحلیلگران و گروههای اپوزیسیون یک باور رایج است، اما همانطور که اشاره کردید، شواهدی وجود دارد که نشان میدهد حکومت میتواند در شرایط تحریمهای شدید برای سالها باقی بماند.
- تحریمها، مردم را هدف قرار میدهد نه حکومت را: بسیاری از تحلیلها نشان میدهند که تحریمها، به ویژه تحریمهای جامع، بیشترین تأثیر منفی را بر سطح رفاهی و معیشت مردم عادی و اقتصاد غیرنظامی میگذارد.
- تعدیل بودجه حکومت: برخی پژوهشها حاکی از آن است که حکومت ایران در مواجهه با کاهش درآمدهای نفتی، بودجههای عمرانی و غیرنظامی را کاهش داده، اما بخشهایی مانند هزینههای نظامی و دستگاه سرکوب را حفظ یا حتی تعدیل (نه لزوماً کاهش) کرده تا از ثبات داخلی و قدرت دفاعی خود مطمئن شود.
- تئوری "فشار بر مردم برای تغییر رفتار حکومت": هدف پنهان تحریمهای شدید، ایجاد فشار اقتصادی گسترده است تا نارضایتی عمومی افزایش یابد و حکومت برای کاهش فشارها مجبور به تغییر رفتار خود شود (نظریهای که به آن "فشار برای مذاکره" نیز میگویند). با این حال، تجربه نشان داده است که این فشار میتواند منجر به افزایش سرکوب و استقامت حکومت در برابر مطالبات خارجی شود.
نتیجهگیری در پاسخ به نگرانی شما:
دیدگاه شما مبنی بر اینکه حکومت ایران میتواند تحت همین تحریمها با اولویت دادن به رفاه حاکمان و دستگاه سرکوب و دور زدن تحریمها به بقای خود ادامه دهد و شورشها را سرکوب کند، توسط بسیاری از تحلیلگران جدی و سوابق تاریخی تأیید میشود. تحریمها هزینههای هنگفتی بر کشور و زندگی مردم تحمیل میکنند و رژیم را برای بقا به روشهایی مانند ریاضت اقتصادی، سرکوب و اتکا به درآمدهای غیرشفاف هدایت میکنند، اما در کوتاهمدت و میانمدت، تضمین قطعی برای تغییر رفتار یا سقوط حکومت وجود ندارد.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!