سروش پاکزاد
سه سال از کشته شدن مهسا (ژینا) امینی در بازداشت گشت ارشاد و آغاز اعتراضات و سرکوبهای خونین در سراسر ایران میگذرد.
بسیاری از تحلیلگران، اعتراضات ۱۴۰۱ را مهمترین چالش داخلی جمهوری اسلامی میدانند و معتقدند شاید این تنها باری باشد که معترضان در این کشور تا حدی به یکی از خواستههایشان دست یافتند. گستردگی جغرافیایی، تداوم اعتراضات و شمار بالای کشتهشدگان، زخمیها، بازداشتها و اعدامها، همراه با محدودیتها برای فعالان اجتماعی و هنرمندان معترض، اهمیت این اعتراضات را برجسته میکند. با این حال، آنچه بیش از همه چشمگیر مانده، ادامه نافرمانیهای مدنی زنان با حضور بدون حجاب اجباری در جامعه است.
در دو سال گذشته، حکومت ایران به روشهای مختلف تلاش کرده زنان را به رعایت حجاب مورد نظر خود وادار کند. هرچند به نظر میرسد برای جلوگیری از درگیریهای خیابانی، گشتهای ارشاد از سطح شهر جمعآوری شده و به جای برخورد مستقیم در انظار عمومی، شیوههای دیگری برای الزام به حجاب اجباری به کار گرفته شده است.
از جریمههای نقدی سنگین و تهدید به محدود کردن خدماتی مانند خرید بلیت مترو یا مسدود کردن سیمکارت، تا خواباندن خودروهای شخصی و نصب دوربینهای تشخیص چهره، روشهای مختلفی امتحان شد، اما هیچیک نتوانست مانع حضور زنان بیحجاب در خیابانها شود. در اصفهان حتی از مردان خانواده خواسته شد از حضور همسران و دخترانشان بدون روسری در خیابانها جلوگیری کنند. تصویب قانون «عفاف و حجاب» نیز تغییری ایجاد نکرد؛ نه زنان به آن پایبند شدند و نه دولت مسعود پزشکیان آن را اجرایی کرد.
همزمان در یک سال گذشته، تلاش برای اعمال محدودیتها از خیابان به فضای مجازی نیز کشیده شد و در مقاطعی شدت گرفت. حسابهای اینستاگرام دختران جوانی که بدون حجاب ویدئوهای آواز یا رقص منتشر میکردند یکی پس از دیگری مسدود شد و پستهایشان حذف گردید. بسیاری از آنها پس از این اقدامات امکان ادامه فعالیت در شبکههای اجتماعی را از دست دادند.
تغییر چهره شهرها با زنان بیحجاب
به رغم همه این فشارها، تابستان ۱۴۰۴ درغیاب گشتهای ارشاد در میدانها و زنانی که دیگر حتی با خود شال همراه ندارند چهره بسیاری از شهرها را تغییر داد.
ناهید، یک شهروند ساکن ایران برای بیبیسی نوشته است: «بعد از انقلاب مهسا زیباییهای شهرها هزار برابر شدهاست».
با وجود جنجالهای دو سال گذشته بر سر خودداری از ارائه خدمات به زنان بیحجاب در بانکها، «مریم» یک شهروند دیگر از ایران میگوید: «زنان بدون روسری نه تنها در بانک حضور دارند، حتی از گیتبازرسی فرودگاه میگذرند، بدون آنکه تذکر حجاب بگیرند.»
«هنیکا» هم میگوید: «دیگر هیچوقت نمیتوانند حجاب را به زور روی سر ما دخترها بگذارند. دیگر تمام شد.»
بسیاری مانند «آزی» جسارت دختران جوان نسل زد مانند «هنیکا» را عامل گسترش حضور زنان بدون حجاب اجباری میدانند. «زهرا» با اشاره به این موضوع میگوید: «خانمهای سن بالا که روسری نداشته باشند تعدادشان کم است.»
در مقابل، با کاهش استفاده از مانتو در پوشش زنان بهویژه در تابستان، برخی از شهروندان با اشاره به بالاتنههای نمایان دختران جوان، این نوع پوشش را «برهنگی» توصیف کردهاند.
با این حال بسیاری گزارش دادهاند که پس از عادیتر شدن حضور زنان بدون حجاب اجباری، مزاحمتها کمتر و رفتار مردان تغییر کرده است.
از جمله «هستی» که معتقد است: «رفتارها و نگاههای مردها نسبت به قبل از مهسا به زنان پاکیزهتر شده است.»
«آسمان» به تغییر پوشش مردان اشاره کرده و نوشته: «تعداد مردانی که با شلوارک بیرون میآیند هم کم نیست».
«مونا» اما به زنان موتورسوار توجه کرده و به کنایه میگوید: «خانمهای موتورسوار خیلی جالب هستند که اتفاقا با رعایت نکات ایمنی میتوانند فرهنگ خوب راندن را به آقایون هم یاد بدهند.»
با وجود اینکه پلیس ایران همچنان از صدور گواهینامه موتورسواری برای زنان خودداری میکند، حضور زنان موتورسوار در خیابانها واکنش پلیس راهور را بدنبال داشته است. این نهاد اعلام کرده است: «موتورسواری زنان تخلف نیست بلکه جرم محسوب میشود و همکاران ما با این افراد برخورد خواهند کرد، زیرا در حال حاضر هیچیک از آنها گواهینامه ندارند و ما نمیتوانیم خلاف قانون عمل کنیم.» پلیس راهور در عین حال از زنان موتورسوار خواسته هنگام رانندگی «کلاه ایمنی» بر سر بگذارند.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!