جمعه 24 مهر 1405 - Friday, 16 October 2026

دموکراسی چیست؟ یووال نوح هراری

دموکراسی چیست؟ یووال نوح هراری
برگردان:
https://www.facebook.com/sabghari1

🔴 دموکراسی چیست؟
✍یووال نوح هراری
کارل پوپر، فیلسوف انگلیسی می‌گوید دموکراسی نه به معنای حاکمیت مردم است، نه حاکمیت اکثریت! مردم یا اکثریت هیچ‌وقت حکومت نکرده‌اند. مبنا و معیار دیگری نیاز است. آنچه دموکراسی را دموکراسی می‌کند «توانایی و حقِ عزل حاکمان است از سوی مردم، بدون خونریزی و براندازی».
وآنچه دیکتاتوری را دیکتاتوری می‌کند، «بی‌نصیب ماندن مردم از این توان و حق است، مگر با انقلاب و سرنگونی».
دموکراسی این سؤال افلاطونی را که «چه‌کس باید حکومت کند؟» کنار می‌زند و به جای آن می‌پرسد «چگونه باید حکومت کرد؟»
چنان باید حکومت کرد که شرورترین و رذل‌ترین حاکم را بتوان پایین آورد.
اگر این درس مهم و اساسی پوپر را بسط دهیم، می‌توانیم بگوییم حکومت دموکراتیک، نهادها و قوانین و دستگاه‌هایی دارد که از این توان و حق مردمی حمایت می‌کنند.
بر این اساس، خطاست اگر دموکراسی را به مجلس و رأی و چیزهایی از این جنس، تقلیل دهیم.
صندوق رأی و پارلمان، دموکراسی را تضمین نمی‌کنند. مقصود این نیست که دموکراسی بدون رأی گرفتن از مردم ممکن است، بلکه هر رأی‌گرفتنی، به معنای اجرای دموکراسی نیست.
البته که انتخابات ابزار لازم و ضروری است، اما این وسیله باید در خدمت غایتِ دموکراسی باشد؛ حقیقت انتخاباتِ و دموکراسی، عزل است نه نصب!
برای دستیابی به دموکراسی، به دستگاه و نظامی نیاز است که از حق و حقوق مردمان، و در ذیل آن حقِ عزل، پشتیبانی کند.
این‌ موضوع برای آموزش عمومی و افزایش آگاهی عامه مردم لازم است. بخصوص این‌روزها که در بسیاری از کشورها، همه در حال فکر کردن به راه چاره هستند؛ اینکه از کجا ضربه خورده‌اند و چرا همه‌ حرکت‌ها و جنبش‌های عدالت‌خواهانه به نتیجه نمیرسد؟
ژنرال شارل دوگل در جنگ جهانی دوم، رهبر آزادی بخش فرانسه بود. او بعد از جنگ به ریاست جمهوری رسید و غیر از تلاش‌هایی که برای آزادسازی فرانسه از اشغال آلمانِ نازی کرد، از اقدامات ارزشمند او آزاد سازی ۱۲ مستعمره آفریقایی فرانسه بود. او در سال ۱۹۶۹، رفراندومی برای اصلاحات قانونی و اجتماعی برگزار کرد.
دوگل مدعی بود برای رفع مشکلاتی که اعتراضات وسیع سال ۱۹۶۸ یکی از نشانه‌هایش بود، رئیس جمهور به قدرت و اختیارات بیشتری نیاز دارد.
مردم فرانسه علی‌رغم احترامی که برای شارل دوگل قائل بودند، به آن رفراندوم رأی منفی دادند و دوگل که نتوانسته بود اعتماد و موافقت مردم را جلب کند، از قدرت کناره‌گیری کرد. درس بزرگ مردمِ فرانسه برای مردم دنیا این بود که: سوابقِ جانفشانی و خدمت یک قهرمان, دلیل و توجیه کافی برای سپردن مقدرات زندگی یک ملت و کشور به دست آن قهرمان نیست؛ چون به سادگی امکان هیولا شدن را به قهرمان می‌دهد.
دموکراسی، متضمن برابری افراد جامعه و تبعیت حاکم از ملت است، هیچ حاکم فرهمندی نباید اختیار بیابد اراده‌اش را بر ملت تحمیل کند. دموکراسی فقط آن نیست که بتوان با رأی مردم کسی را به مقامی منصوب کرد، بلکه دموکراسی آنست که بشود آنکس را که در مسند قدرت است، با رأی مردم از قدرت عزل کرد.
در جامعهٔ برخوردار از دموکراسی، هیچ کسی در هیچ مکانیزمی نباید اختیاراتی بر ملت بیابد که بعداً نتوان جز به جنگ و جبر از او پس گرفت.
هیچ فضیلتی اعم از زهد، علم، قول، عهد و سوابق، ضمانت نمی‌کند که شخص حاکم، منافع خودش یا صنف و گروهش را در پای حقیقت و یا پای مردم قربانی کند. پس قدرت باید محدود، موقت، قابل نظارت و قابل استرداد باشد.
این سر رشته‌ای است که اگر در جامعه‌ای گم شود، زندگی در آن جامعه، زندان و جهنم می‌شود و هر بار وعده تازه‌ای برای رهایی و رستگاری، ما را به دنبال خود می‌کشد تا روزی برسد که بتوان از جهنمی که خود ساخته‌ایم نجات یابیم.
اگر در سال ۱۹۶۹، مردم طبق میل ژنرال دوگل رأی داده بودند، احتمالاً امروز دوگل به شدت فردی منفور شده بود مثل ژنرال فرانکو، معمرقذافی، موگابه، صدام حسین، حاکمان کره شمالی، کوبا،  و... و تا آخر عمر دوگل رئیس جمهور می‌ماند و هرگز بدون جنگ داخلی و انقلاب و شورش نمی‌شد قدرت را از او پس گرفت و به منتخبی دیگر انتقال داد، چه رسد به تحت تعقیب قرار دادن رئیس جمهور مجرم یا جنایتکار.
🔰 درس گرفتن از تاریخ شرطِ عقل است و مجازاتِ درس نگرفتن از تاریخ, تکرار تمام مصائب تاریخ؛

--------------------------

فرامرز حیدریان
هنر دیدن خویشتن در ایینه فردی
عنوان مقاله: دمکراسی هرگز سیستم مکانیکی نیست.
دروود بر آقای اسدی گرامی،
مختصر و تعجیلی.

این صحبتهایی که آقای «هراری« میکند، چکیده چند هزار ساله اندیشیدن و فلسفیدن در باره «ایده دمکراسی» است که، من سی سال آزگار است در زبان مردم میهنم بر شالوده کند و کاوها در تاریخ و فرهنگ ایران و تواریخ و فرهنگ کشورهای باستان و ملل دنیای معاصر گفته ام و نوشته ام و همچنان در فرمهای مختلف و از ابعاد و چشم اندازهای گوناگون میگویم و مینویسم. ولی کو گوش شنوا؟.

کثیری از ما ایرانیان تصوّر میکنیم که «دمکراسی»، عین آلات مکانیکی هستند که میتوان از شرکتهای اروپایی خرید و در مملکت خود، آنها را مونتاژ کرد و به همان نتایجی رسید که اروپائیان و کشورهای اسکاندیناوی رسیدند.[برویم این شرکت، یه دو سه خروار سکولاریسم بخریم. بریم اون شرکت، یه دو سه تُن لائیسته بخریم. بریم اون شرکت، یه چند صد کیلو، قانون بخریم. بریم اون یکی شرکت، چند خورجین خرواری آزادی بخریم. بریم اون یکی شرکت، چند هزار کیلو فلان و بیسار بخریم ] به عبارت دیگر، ما تصوّر میکنیم که با انتقال و مونتاژ آلات و به قول زنده یاد بسیار ژرفاندیش «عزیز نسین» با خریدن «قطعات یدکی تمدّن»، بی برو برگرد هم خودمان مخترع میشویم، هم نسلهای پس از ما. این یعنی، فقر و بدبختی بی درمانی که ما ایرانیان مدّعو به مرضش به شدّت دچاریم و اصلا درمان نیز نمیشویم.
دمکراسی اصلا سیستم نیست؛ بلکه «وضعیّتی است عین وضعیّت جوّی و آب و هوایی». دمکراسی در حقیقت، شعور و فهم داشتن برای تشخیص میزان «نفوذ و تاثیر استبداد در وجود خویشتن و تلاش برای کنترل و چیره شدن بر آن به همّت فردی» است، حال رفتار و حرکت استبدادی در هر زمینه ای که میخواهد باشد. هیچ حکومتی به مردم، «دمکراسی» را هدیه نمیکند؛ بلکه مردم اجتماع هستند که با منش دمکراتیک میتوانند فرمانروایان فهیم و دمکرات منش را در پستهای مملکتی بنشانند؛ عکس قضیه تا کنون در هیچ نقطه ای از جهان، اتّفاق نیفتاده است. بنابر این برای زایش دمکراسی باید آموخت که چگونه میتوان میزان و نشانه های استبداد را در خویشتن شناخت و پیدا کرد و در صدد چیره شدن بر آن بر آمد.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

هوشنگ اسدی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

فرامرز حیدریان
فرامرز حیدریان

عنوان مقاله:
دمکراسی هرگز سیستم مکانیکی نیست.

دروود بر آقای اسدی گرامی،
مختصر و تعجیلی.

این صحبتهایی که آقای «هراری« میکند، چکیده چند هزار ساله اندیشیدن و فلسفیدن در باره «ایده دمکراسی» است که، من سی سال آزگار است در زبان مردم میهنم بر شالوده کند و کاوها در تاریخ و فرهنگ ایران و تواریخ و فرهنگ کشورهای باستان و ملل دنیای معاصر گفته ام و نوشته ام و همچنان در فرمهای مختلف و از ابعاد و چشم اندازهای گوناگون میگویم و مینویسم. ولی کو گوش شنوا؟.

کثیری از ما ایرانیان تصوّر میکنیم که «دمکراسی»، عین آلات مکانیکی هستند که میتوان از شرکتهای اروپایی خرید و در مملکت خود، آنها را مونتاژ کرد و به همان نتایجی رسید که اروپائیان و کشورهای اسکاندیناوی رسیدند.[برویم این شرکت، یه دو سه خروار سکولاریسم بخریم. بریم اون شرکت، یه دو سه تُن لائیسته بخریم. بریم اون شرکت، یه چند صد کیلو، قانون بخریم. بریم اون یکی شرکت، چند خورجین خرواری آزادی بخریم. بریم اون یکی شرکت، چند هزار کیلو فلان و بیسار بخریم ] به عبارت دیگر، ما تصوّر میکنیم که با انتقال و مونتاژ آلات و به قول زنده یاد بسیار ژرفاندیش «عزیز نسین» با خریدن «قطعات یدکی تمدّن»، بی برو برگرد هم خودمان مخترع میشویم، هم نسلهای پس از ما. این یعنی، فقر و بدبختی بی درمانی که ما ایرانیان مدّعو به مرضش به شدّت دچاریم و اصلا درمان نیز نمیشویم.
دمکراسی اصلا سیستم نیست؛ بلکه «وضعیّتی است عین وضعیّت جوّی و آب و هوایی». دمکراسی در حقیقت، شعور و فهم داشتن برای تشخیص میزان «نفوذ و تاثیر استبداد در وجود خویشتن و تلاش برای کنترل و چیره شدن بر آن به همّت فردی» است، حال رفتار و حرکت استبدادی در هر زمینه ای که میخواهد باشد. هیچ حکومتی به مردم، «دمکراسی» را هدیه نمیکند؛ بلکه مردم اجتماع هستند که با منش دمکراتیک میتوانند فرمانروایان فهیم و دمکرات منش را در پستهای مملکتی بنشانند؛ عکس قضیه تا کنون در هیچ نقطه ای از جهان، اتّفاق نیفتاده است. بنابر این برای زایش دمکراسی باید آموخت که چگونه میتوان میزان و نشانه های استبداد را در خویشتن شناخت و پیدا کرد و در صدد چیره شدن بر آن بر آمد.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان

ش., 06.09.2025 - 11:59 پیوند ثابت