ترلان، آموزگار بازنشستۀ رقص، قهرمان اصلی داستان است: زنی نسبتاً مُسن که گمان میکند دوران پیری را در آرامش خواهد گذراند. اما هنگامی که او شاهد قتل دختری جوان به دست شوهرش - یکی از مقامات بلندپایۀ جمهوری اسلامی - میشود، سرنوشتش دگرگون میگردد. پلیس حاضر به تحقیق درباره قتل نیست و به همین خاطر ترلان خود به تنهایی به جستجوی حقیقت برمیخیزد و در این مسیر گام به گام به سوی سقوط و ویرانی کشانده میشود.
.
فیلمنامه توسط نادر ساعیور و جعفر پناهی نوشته شده است و همین ترکیب فیلم را در سطحی فراتر از یک تریلر قرار میدهد، زیرا، مضمون اصلی فیلم آشکار است: در ایران کنونی صدای زن هیچ اعتباری در برابر قدرت مردانه ندارد. مریم بوبانی نقش ترلان را در این فیلم به طور درخشان بازی میکند. او، که پس از برداشتن علنی حجاب اجباری به یکی از نمادهای جنبش «زن، زندگی، آزادی» بدل شد، این بار بر پرده سینما تصویری زنده از سرسختی و رنج زنان ایران را مجسم میکند.
خطر اصلی در چنین فیلمهایی فروافتادن افتادن در دام شعارزدگی فیلم اعتراضی است. ساعیور اما با دقت در روایت و تمرکز بر جزئیات از این خطر میگریزد: سکوتهای طولانی، اتاقهای خالی، نگاههای مضطرب ترلان، عناصری ساده در فیلم به نظر می رسند که بار سیاسی آن را دوچندان میکنند. در این فیلم، بیآنکه مستقیم گفته شود، یک امر شخصی به امر سیاسی بدل میگردد.
فیلم با صحنهای کوتاه اما پرطنین پایان مییابد: گروهی از دختران جوان بیحجاب در حال رقصیدن. تصویری که همانند بیانیهای بر پرده مینشیند و پیام فیلم را به اوج میرساند. این پایان، که بیدرنگ شعار «زن، زندگی، آزادی» را تداعی میکند، فیلم را از یک تریلر سرگرمکننده به مانفیستی سیاسی-اجتماعی ارتقا میدهد.
«زنی که بیش از حد میدانست» با کارگردانی نادر ساعیور و بازی درخشان مریم بوبانی، اثری است که نشان میدهد چگونه در ایران امروز حتی جستجوی ساده یک زن برای یافتن حقیقت میتواند به سیاست بدل شود. امری که فیلم ساعیور را به یک روایت شخصی، یک نقد اجتماعی و یک شهادت تاریخی بدل می سازد.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!