بیانیهی اخیر شاهزاده رضا پهلوی درباره ضرورت فعالسازی فوری مکانیسم ماشه علیه جمهوری اسلامی، نه یک موضعگیری صرفاً سیاسی، بلکه هشداری تاریخی است. او بار دیگر یادآور شد که رژیمی که دهههاست با «اخاذی هستهای» جهان را به گروگان گرفته، هیچ اصلاحپذیری و تغییر رفتاری ندارد. شاهزاده پهلوی صریحاً اعلام کرد: زمان اعتماد و فرصت دادن به بزرگترین حامی دولتی تروریسم گذشته است.
تحریم علیه رژیم یا علیه ملت؟
یکی از انتقادهای همیشگی به چنین مواضعی این است که تحریمها مردم را هدف میگیرند، نه حکومت. اما واقعیت این است:
* ایران از نخستین روز استقرار جمهوری اسلامی زیر تحریمهای گوناگون بوده، اما آنچه زندگی مردم را به فلاکت کشانده بیش از تحریم، فساد ساختاری و غارت داخلی بوده است.
* در دوره برجام، زمانی که بخش بزرگی از تحریمها برداشته شد، بهبود محسوسی در معیشت مردم دیده نشد. میلیاردها دلار آزادشده نه به سفره ایرانیان، بلکه به جنگهای نیابتی و پروژههای موشکی اختصاص یافت.
* بنابراین مشکل مردم «وجود یا نبود تحریم» نیست؛ مشکل، حاکمیتی است که ثروت ملی را خرج بقا و سرکوب خود میکند.
تحریمهای بینالمللی، وقتی درست هدفگذاری شوند، ابزار فشار بر حکومتاند تا منابعی که صرف توسعه ترور و سرکوب میشود محدود گردد. مردمی که سالهاست هم تحریم دیدهاند و هم چپاول داخلی، بهخوبی میدانند که ریشه فلاکتشان در تهران است، نه در تصمیمات بروکسل یا نیویورک.
چرا مکانیسم ماشه اکنون ضروری است؟
شاهزاده رضا پهلوی در بیانیهاش تأکید کرد که جمهوری اسلامی از هر فرصتی برای خرید زمان استفاده میکند. تعلل سه کشور اروپایی نهتنها به سود مردم ایران نیست، بلکه به حکومت مجال میدهد برنامههای هستهای خود را پیش ببرد و بحران منطقهای را عمیقتر کند.
* هر روز تأخیر، به سود رژیم و به زیان مردم ایران است؛ چرا که رژیم با دست بازتری به سرکوب داخلی و توسعه موشکی ادامه میدهد.
* فعالسازی مکانیسم ماشه، پیامی روشن است به حاکمیت: «جهان دیگر فریب بازیهای وقتکُش شما را نمیخورد.»
پاسخ به مخالفان داخلی و خارجی
مخالفان شاهزاده پهلوی، چه در صف «اصلاحطلبان حکومتی» و چه در میان برخی چهرههای اپوزیسیون خارج از کشور، معمولاً اینگونه حمله میکنند که چنین تحریمهایی بارش بر دوش مردم خواهد بود. اما این نقد در واقع تکرار همان روایت رسمی جمهوری اسلامی است که سالهاست خود را «قربانی تحریم» معرفی میکند.
* اگر تحریمها علت اصلی فلاکت بودند، باید در دوره لغو تحریمها شاهد بهبود میبودیم؛ که نبودیم.
* امروز هم فشار اصلی بر دوش مردم از سوی نهادهای فاسدی است که سرمایههای عمومی را میبلعند. تحریمهای هدفمند، برعکس، همین منابع را محدود میکند.
* مهمتر از همه، تحریمهای بینالمللی شرایط فروپاشی سریعتر رژیم را فراهم میکند؛ و پایان رژیم، پایان ریشه اصلی فلاکت مردم است.
نتیجهگیری: تحریم برای آزادی
بیانیهی شاهزاده رضا پهلوی نشان میدهد او برخلاف بسیاری از مدعیان اپوزیسیون، بهدنبال نسخهنویسی اقتصادی برای بقای جمهوری اسلامی نیست. او خواستار اقدام بینالمللی است تا عمر حکومتی که ایران را به لبه پرتگاه کشانده کوتاهتر شود.
تحریمها، اگرچه سختیهایی برای مردم به همراه دارد، اما در نهایت اهرم فشار بر حکومتی است که جز با اجبار دست از سرکوب و ماجراجویی برنمیدارد. مخالفت با چنین فشارهایی، عملاً کمک به بقای همان رژیمی است که هر روز بیشتر خون مردم را میمکد.
اکنون، همانگونه که شاهزاده رضا پهلوی هشدار داده، زمان پایان دادن به مماشات است. مکانیسم ماشه باید فعال شود، نه به زیان ملت ایران، بلکه به سود آیندهای آزاد و آباد برای آنان
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!