نمونهی روشن این تناقض، واکنشهای آقای سیامک نادری به مقالهای است که در وبسایت ایرانگلوبال منتشر شد. این مقاله را فردی ناشناس برای انتشار ارسال کرده بود و آقای کیانوش توکلی صرفاً بهعنوان مدیر رسانه آن را در سایت درج کرد. مضمون مقاله چیزی جز یک پیشنهاد منطقی و شفاف نبود: دعوت از مریم رجوی برای حضور در شبکهی ایراناینترنشنال و پاسخگویی مستقیم به مردم. چنین پیشنهادی نه تبلیغ است و نه تطهیر؛ بلکه دقیقاً دست روی بزرگترین نقطهضعف مجاهدین میگذارد: ناتوانی و امتناع همیشگی آنها از حضور در رسانههای آزاد و مواجههی بیواسطه با افکار عمومی.
اما آقای نادری، که خود سالها در تشکیلات مجاهدین بوده و از نزدیک با این سازوکار بسته و غیرپاسخگو آشنایی دارد، از همین متن ساده کوهی از اتهام ساخته است. او به جای آنکه ارزش این پرسش را ببیند، مدعی شد انتشار چنین یادداشتی «تبلیغ برای مجاهدین» است. این اتهام نه تنها بیاساس است، بلکه نشان میدهد آقای نادری هنوز میان پرسشگری و پروپاگاندا تفکیک نمیکند.
اگر کسی بیش از سی سال درون مجاهدین زندگی کرده باشد، بهخوبی میداند که مریم رجوی هرگز حاضر به گفتوگو در یک رسانه آزاد نخواهد شد. این حقیقتی بدیهی است که برای هر ناظر منصف آشکار است. بنابراین نادیده گرفتن این واقعیت از سوی فردی با تجربهی طولانی در آن تشکیلات، یا ناشی از بیصداقتی است یا نوعی ناتوانی در پذیرش واقعیت.
تناقض در نقش «تحلیلگر»
اگر آقای نادری خود را روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی میدانند، طبیعی است که حق داشته باشند نقد کنند و حتی تندترین انتقادها را مطرح سازند. این آزادی برای همه وجود دارد. اما تناقض آنجاست که همان آزادی را که برای خود مطالبه میکنند، برای دیگران برنمیتابند. ایشان به خود اجازه میدهند هر موضوعی را نقد کنند، اما وقتی یک وبسایت مستقل مانند ایرانگلوبال وظیفهی حرفهای خود را انجام داده و یادداشت یک فرد ناشناس را منتشر میکند، ناگهان مدیر سایت را به «تبلیغ برای مجاهدین» متهم میکنند. این دقیقاً دوگانگی آشکار است: آزادی برای من، اما ممنوعیت برای دیگران. چنین رویکردی نه نشانهی تحلیلگری، بلکه بازتاب ذهنیتی استبدادی است که با روح روزنامهنگاری و نقد آزاد در تضاد کامل قرار دارد.
تناقض در عمل
نادری مرتب دیگران را متهم میکند که با انتشار یک متن ساده برای مجاهدین تبلیغ میکنند، اما خود او هر روز و هر شب با طرح دوباره و دوبارهی نام و خاطرات آن تشکیلات، عملاً به بازتولید تبلیغاتی همان سازمان کمک میکند. تناقضی آشکار که نشان میدهد بیشتر از آنکه دغدغهی روشنگری در میان باشد، نوعی تسویهحساب شخصی جریان دارد.
جمعبندی
انتقاد از گذشتهی فردی ارزشمند است، اما تنها زمانی اعتبار دارد که با صداقت، شفافیت و پایبندی به اصول حرفهای همراه باشد. وقتی نقد به مغلطه و اتهامپراکنی بدل شود، اعتماد عمومی از میان میرود. جامعه امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند نقد مستدل، آرام و منطقی است، نه بازتولید هیاهو.
آقای سیامک نادری اگر واقعاً خود را تحلیلگر میداند، باید به جای تخریب دیگران، همان پرسشی را پاسخ دهد که یادداشت ارسالی در ایرانگلوبال مطرح کرد: چرا رهبران مدعی، از جمله مریم رجوی، هرگز حاضر به حضور در رسانههای آزاد و گفتوگوی مستقیم با مردم نیستند؟
ارشان اذری
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
همه تشکیلات و سازمانهای سیاسی باید پاسخگو باشند.
درود جناب حیدریان گرامی،
از مهر و لطف شما بینهایت سپاسگزارم. نوشتهی پرمغز و صریح شما برای من ارزشمند بود و نشاندهندهی نگاه دقیق و دغدغهمندتان نسبت به مسئلهی پاسخگویی سیاسی در میان تمام سازمانها و جریانهای ایرانی است.
بیتردید آنچه بیان کردید حقیقتی روشن است: هیچ حزب و تشکیلاتی نباید خود را «مالک حقیقت» بداند و گریزی از پاسخگویی داشته باشد. یادآوری شما در مورد ضرورت شفافیت و پرسشگری عمومی، بهویژه نسبت به گروههایی که تاریخچهای تاریک دارند، نکتهای حیاتی است که باید پیوسته بر آن پافشار شود
از شما سپاسگزارم که با صداقت و صمیمیت، این موضوع مهم را بازتاب دادید. حضور قلمهایی چون شما در این عرصه، دلگرمکننده و ارزشمند است.
با آرزوی تندرستی و پیروزی برای ملت ایران
ارشان آذری
Mehrdad Raoufجناب آذریبجای…
Mehrdad Raouf
جناب آذری
بجای سفسطه کردن و دفاع از مقاله و نویسنده « گمنام » بیایید
از نویسنده این یادداشت انتقاد کنید
کسی که جرات نام بردن از خودش را ندارد از همه بیشتر انتقادپذیر تر هست .
حالا طرف چه پادشاهی خواه باشد چه مجاهد سابق یا فعلی .
صورت مسئله را پاک نکنید لطفا
با احترام
مهرداد
Mohammad Jandaghi Semnan
Mohammad Jandaghi Semnan
کیانوش عزیز شما کارتان بسیار درست بوده است. ولی ای کاش نام او را میبردید. البته بعید است که وی نام حقیقی خود را کفته باشد. البته این یکی از سیاست های مجاهدین است که با نام مستعار از موضع یک فرد غیر وابسته به آنها موضوعی یا سؤالی مطرح شود که قبلا بارها پاسخش از سوی مجاهدین داده شده است و طرح کننده این سؤالات کلیشه ای هم خود پاسخ آنها رامیداند و میخواهد از دید خود حقانیت سازمان مطبوعش نزد دیگران تکرار شود. مصاحبه باید یک مصاحبه واقعی و چالشی باشد و از سوی کسانی سؤالات طرح شوند که منتقد جدی سازمان باشند و خود از اعضای سابق این تشکیلات بوده باشند.
اگر قرار است مصاحبه ای صورت گیرد، که با شناختی که من از این سازمان بسته سیاسی_نظامی_مذهبی دارم، مصاحبه ای بادیگرجریانات سیاسی منتقد صورت نخواهدگرفت، تنها با سیمای خودشان صورت خواهد گرفت. یکی از انتقادهایی که به رهبران این تشکیلات است، گفتگو بامبلغان خارجی سازمان است بجای دیالوگ با دیگر جریانات اپوزیسیون، بویژه با شاهزاده رضاپهلوی و نزدیکان او که بخش وسبعی از مردم و نیروهای اپوزیسیون را نمایندگی میکنند. مصاحبه تلویزیونی ای مفید خواهد بود که در آن هم شاهزاده رضا پهلوی یا سخنگوی وی و هم شخص رجوی و یا یکی از سخنگویانش در آن شرکت داشته باشند.
در کنار همه انتقادات موجهی که به این گروه مذهبی_سیاسی وارد است، علی رغم ادعای شان مبنی بر سکولاریزم و طرفداری از جدایی دین از حکومت، عدم دیالوگ پذیری آنها با دیگر نیروهای سیاسی در رأسشان پرطرفدارترین آنها نیروهای پادشاهی خواه، انتقادی است که بر آنها وارد است و این گروه با این رهبری هیچگاه به آن تن نخواهد داد.
Ahmad Vahdani
Ahmad Vahdani
از شنیدن این بحثهای بسیار کهنه شده و با آن لحن و تن صدا من شخصاً سردرد میگیرم و فکر میکنم ارزش شنیدن ندارد متاسفانه این دوستان عزیز در ۳۰ یا ۴۰ سال گذشته گیر کردهاند و از آن فاصله نمیگیرند این یکی از مشکلات ماست من شخصاً هیچگونه نگاه مثبتی به سازمان مجاهدین ندارم و از نظر من آنها به تاریخ پیوسته و هیچ جایی در آینده ایران ندارند مگر اینکه بتوانند حسابی به دگرگونی درونی خودشان دست بزنند و از آن خرافات بیرون بیایند، اما این دلیل نیست که دیگران آنها را به چالش نکشند
Hadi Riaziبرای اعتقاد و…
Hadi Riazi
برای اعتقاد و التزام به دموکراسی کافی نیست که قسم حضرت عباس بخورید که دموکرات هستید و یا بگویید اگر باور ندارید به اسم مان نگاه کن که دمکرات است. باید به رفتار و کردار این افراد و گروه ها توجه کرد
مهرداد:
مهرداد:
جناب آذری
بجای سفسطه کردن و دفاع از مقاله و نویسنده « گمنام » بیایید
از نویسنده این یادداشت انتقاد کنید
کسی که جرات نام بردن از خودش را ندارد از همه بیشتر انتقادپذیر تر هست .
حالا طرف چه پادشاهی خواه باشد چه مجاهد سابق یا فعلی .
صورت مسئله را پاک نکنید لطفا
با احترام
مهرداد
Majid Saatchi
Majid Saatchi
آقای توکلی عزیز در شیعه انقلابی ۵۷ تغییر اصول غلط جایی ندارد بلکه پا فشاری روی اصول غلط حاکم است کسی نتوانسته یک مورد گوش شنوا در اینها دیده باشد فقط فقط زبان زور باشد از اصول خود و مسیر خود میگذرند زهر خوردن دجال کفن پاره یکیش دادن تمام سلاح ها به امریکایی ها در اشرف وووووووو هیچ چشم اندازه برای رسیدن به یک مصاحبه نیست اینها یعنی شیعه های انقلابی ۵۷ توسری خوردنشون را هم پیروزی اعلام میکنند کار اصلی را مردم ایران با زن زندگی آزادی و رهبری و مسیر راه دختران جوان انقلابی سرنگونی خواه بی حجاب دارند به پیش میبرند باید یک هدف داشت مرگ جمهوری اسلام شیعه انقلابی ۵۷ و نپرداختن به تمام خارجه نشین ها و باید از همه خواست صدای این دختران باشیم
همه تشکیلات و سازمانهای سیاسی باید پاسخگو باشند.
دروود بر آقای آذری،
موجز و مختصر.
«آقای کیانوش توکّلی» تا امروز کفّاره هایی زیادی را برای اینکه «واقع بین و گشوده فکر» است پرداخت کرده است. «کیانوش» در مواقعی، پهلوانوار پا به میدان گذاشته است که هیچکس شهامت میلیمتری گام برداشتن را نداشته است. به همین دلیل نیز سالهاست که به ساحت وجود با کرامتش، از انواع و اقسام هرزه گوییها و متلکها و توهینها و بد و بیراهه گوییها و فحشها و تحقیر کردنها گرفته تا بدترین و شنیع ترین اتّهامات آویخته و مالیده شده است.
یکی از خصایل خوب آقای توکّلی این است که از خودش مطمئن است یا به عبارت دیگر، آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است. برای من به حیث یک ایرانی، مهم نیست که نویسنده آن نامه، چه کسی بوده است. مهم این است که چه چیزی را میخواسته مطرح کند؟. نه تنها سازمان «مجاهدین خلق»؛ بلکه نمایندگان تمام سازمانها و گروهها و تشکیلات و احزاب سیاسی و امثالهم را باید به مصاحبه ای آشکار و مستقیم دعوت و از آنها در خصوص تاریخچه اعمال و رفتارشان پرس و جو کرد. اهمیّت ندادن به این مسئله باعث میشود که اعضاء و هواداران هر فرقه ای و سازمانی و تشکیلاتی به این توهم مبتلا باشند که «مالک حقیقت» و محقّ هستند که برای به کرسی نشاندن «حقیقت فرقه ای/تشکیلاتی خودشان» به هر اقدام و تبهکاری و جنایتی اقدام کنند و هرگز پاسخگوی اعمال خود نیز نباشند؛ زیرا «مالک حقیقت»، هر عملی را که در راه حقیقت حزبی/سازمانی/تشکیلاتی و امثالهم باشد، به آسانی اجرا میکند و کوچکترین شرمی ندارد و هیچ مسئولیّتی را نیز به عهده نمیگیرد.
«سازمان مجاهدین»، یکی از سازمانهای بسیار مخوف و مافیایی است که از نخستین روزهای شکلگیری اش؛ بویژه تحت رهبری مسعود رجوی به فرقه ای بسیار بسته و تحت کنترل شدید متمایل است که صد پله، بدتر از دم و دستگاه «ساینتولوژی» عملکرد دارد و میتواند برای جامعه ایرانی تا زمانی که از پذیرفتن هر گونه مصاحبه آشکار با مردم ایران رو برمیتابند، از خطرناکترین و صدمه رسانترین سازمانهای مُضر باشد. به همین دلیل تحت فشار گذاشتن آنها برای پاسخگویی به تاریخچه کرد و کارهایشان؛ مخصوصا از دوران خرداد 1360 که جامعه ایران را متلاطم و به آشوب در غلتاندند و راه را برای گیوتینداران الهی هموار کردند تا همین امروز.
در هر صورت، اقدام «کیانوش عزیز» کاملا به جا بوده است که آن نامه را منتشر کرده است. واکنشها ولی بسیار مغرضانه بود بدون آنکه به اصل مطلب توجّه شده باشد.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان