وقتی رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنهای، بعد از چهار دهه سکوت و انکار، ناگهان زبان به سخن میگشاید و از «نشست مشروطهخواهان» و حتی «تعیین پادشاه» توسط آنان حرف میزند، این نه یک حمله، بلکه یک اعتراف تاریخی است. اعترافی که تمام پردههای دروغ و سانسور را کنار میزند و نشان میدهد آنچه حاکمیت بیش از هر چیز از آن هراس دارد، نه آمریکا و اسرائیل، که بازگشت اندیشهی مشروطهخواهی به متن جامعهی ایران است.
مشروطهخواهی؛ ریشهای عمیق در جان ایران
مشروطهخواهی یک نام یا یک شعار تازه نیست؛ این آرمان، ریشه در خون و جان ملت ایران دارد. از روزی که مشروطهخواهان با فریاد «زنده باد قانون» در برابر استبداد قاجار ایستادند، تا روزهایی که رضاشاه و سپس محمدرضا شاه با همهی ضعفها و قوتهایشان پرچم نوسازی و استقلال ملی را برافراشتند، مشروطهخواهی همواره بهمعنای خواستن آزادی، قانون و ایران مدرن بوده است.
امروز نیز همان آرمان، دوباره در خیابانهای ایران زنده شده؛ در شعارهای جوانان، در بغض مادران داغدار و در امید میلیونها ایرانی که میخواهند از این کابوس ۴۵ ساله رهایی یابند.
خامنهای چرا به زبان آمد؟
خامنهای سالها مشروطهخواهان را تحقیر میکرد، یا وانمود میکرد اصلاً وجود ندارند. اما امروز، مجبور شد از آنان سخن بگوید. چرا؟ چون:
دیگر نمیتواند انکار کند. صدای مردم در خیابانها و شبکههای اجتماعی چنان بلند است که هیچ رسانهی حکومتی توان خاموش کردنش را ندارد.
ترس از آلترناتیو ملی. مشروطهخواهان با ریشهی تاریخی و مشروعیتی که از حافظهی ملت ایران میگیرند، میتوانند همان نیرویی باشند که فردای بدون جمهوری اسلامی را رهبری کند.
شکست پروپاگاندای حکومتی. دههها تبلیغات، سانسور و تحریف نتوانست جایگاه این جریان را از دل مردم بیرون کند.
اعترافی که قدرت میبخشد
این سخنان خامنهای، هرچند با نیت تخریب بیان شد، اما در عمل یک موهبت برای مشروطهخواهان است. چرا که:
وقتی دشمن سرسخت تو به زبان میآورد که تو نشستی و «پادشاه تعیین کردهای»، درواقع به رسمیت میشناسد که تو جدی و اثرگذار هستی.
این اعتراف، انگیزهی مضاعفی به همهی ایرانیان آزادیخواه میدهد تا بدانند حاکمیت بیش از هر چیز از نام و پرچم مشروطه هراس دارد.
چنین سخنانی در دل مردم آتشی تازه میافروزد و نشان میدهد راهی که انتخاب کردهاند، رژیم را به لرزه انداخته است.
نتیجهگیری؛ مشروطهخواهان، امید آینده
خامنهای ناخواسته پرده از حقیقتی برداشت که جمهوری اسلامی سالها با تمام قوا تلاش کرد پنهان سازد: مشروطهخواهان زندهاند، ریشهدارند و آیندهی ایران را در دست خواهند گرفت.
این سخنان بیش از آنکه حمله باشد، نشانهی وحشت است؛ وحشتی از بازگشت مشروعیت، قانون و آزادی. ملت ایران بار دیگر میبیند که دشمن اصلیشان از چه میترسد، و همانجا است که باید امید و نیرو بگیرند.
خامنهای،
ای سایهی پوسیدهی قرون،
ای دهانِ پر از دروغ،
ای دستهای آلوده به خونِ بیگناهان،
تو گمان کردی تاریخ را میشود در زنجیر بست،
و خورشید را پشت عمامهی سیاه پنهان کرد.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!