پرسشی هولناک بر ذهن بسیاری سنگینی میکند: اگر فردا شاهزاده رضا پهلوی کنار رود، ایران چه خواهد شد؟ این پرسش فقط دربارهی یک فرد نیست، بلکه دربارهی سرنوشت یک ملت است؛ دربارهی امیدی که در دل میلیونها ایرانی زنده نگه داشته شده و دربارهی خطری که در صورت خاموش شدن این صدا، همچون سایهای سیاه بر آیندهی کشور گسترده خواهد شد.
۱. خلأ رهبری و سقوط در بیراهه
رضا پهلوی تنها چهرهای است که در چهار دههی گذشته توانسته میان اپوزیسیون پراکندهی ایران، نقش نمادین و وحدتبخش ایفا کند. اگر او نباشد، میدان سیاست به بیابانی خالی بدل خواهد شد؛ بیابانی که در آن هیچ صدای قدرتمندی برای جلب اعتماد عمومی باقی نمیماند. نتیجه، بازگشت به همان آشفتگی و بینظمی تاریخی خواهد بود که جمهوری اسلامی استاد بهرهبرداری از آن است.
۲. بازگشت جنگهای قبیلهای اپوزیسیون
در غیاب شاهزاده، اپوزیسیون دوباره به همان نزاعهای فرساینده و بیپایان گرفتار خواهد شد:
* جمهوریخواه علیه مشروطهخواه،
* چپ علیه راست،
* ملیگرا علیه مذهبی.
این دشمنیهای تاریخی، بزرگترین سرمایهی جمهوری اسلامی برای بقا بوده است. نبود رضا پهلوی یعنی باز کردن دوبارهی دروازه برای همین فاجعه و بازگشت به جنگهای قبیلهای که هیچ برندهای جز رژیم نخواهند داشت.
۳. ناامیدی نسل جوان و خاموش شدن چراغ امید
نسلی که امروز در خیابانهای ایران با جان خود هزینه میدهد، چشم به بیرون دوخته تا صدای واحد و مشروعی ببیند. اگر این صدا خاموش شود، امید به یک آلترناتیو واقعی نیز فرو خواهد ریخت. پیامد آن، سرخوردگی، انفعال اجتماعی و موج تازهای از مهاجرت خواهد بود. نسلی که میتوانست موتور آزادی ایران باشد، در بیاعتمادی مطلق به سیاست خواهد سوخت.
۴. خطر بزرگ: میدانداری فرقهها و فرصتطلبان
در سیاست، خلأ خالی نمیماند. اگر صدای ملی خاموش شود، جای آن را فرقهها پر میکنند. سازمانهایی چون مجاهدین خلق، که از پشتوانهی مالی و تشکیلاتی برخوردارند، بیدرنگ خود را جایگزین معرفی خواهند کرد. این یعنی خطر انتقال از یک دیکتاتوری به دیکتاتوریای دیگر؛ کابوسی که میتواند حتی سیاهتر از امروز باشد.
۵. فروپاشی سرمایهی بینالمللی
رضا پهلوی در طول سالها توانسته جایگاه ویژهای در سطح بینالمللی برای اپوزیسیون تثبیت کند. جهان امروز او را بهعنوان تنها صدای معتبر مخالفان جمهوری اسلامی میشناسد. نبود او، به معنای از دست رفتن این اعتبار است. بار دیگر غرب، جمهوری اسلامی را «تنها طرف رسمی» خواهد دید و صدای مردم ایران در جهان خاموش خواهد شد.
نتیجهگیری
پرسش «اگر شاهزاده رضا پهلوی کنار رود، ایران چه خواهد شد؟» پاسخی روشن و هشداری سنگین دارد:
* اپوزیسیون به تفرقهی تاریخی بازخواهد گشت،
* امید نسل جوان فرو خواهد ریخت،
* فرقهها میداندار خواهند شد،
* و ایران در جهان بیصدای مشروع باقی خواهد ماند.
بنابراین، پاسداری از این سرمایهی ملی وظیفهای جمعی است. امروز نه تنها بر دوش رضا پهلوی، بلکه بر دوش همهی ایرانیان آزادیخواه است که نگذارند این صدا خاموش شود. چرا که اگر این ستون فرو ریزد، بیم آن میرود که سقف ایران نیز دیگر تاب ایستادن نداشته باشد.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
In reply to اتفاقاحرکات سیاسی بدرستی پیش خواهد رفت by ع.ب.تورک اوغلو
خ یا ک
تورخ اوغلوهروقت که اسم پهلوی می اید انگارنشادر اماله شده زیردمت از جا میپری و درست مثل کرها با صدای بلند و ازار دهنده مزاحم دیگران میشوی.
با احترام
اگر رضا پهلوی نباشد
نقل قولی از داریوش همایون درباره رضا پهلوی وجود دارد که چنین میباشد « این آقا یک اشپزخانه را نمیتوانند اداره کند تا برسد به یک مملکت» . در این نقل قول واقعیتی نهفته است . ایشان بعنوان رهبر یک نیروی سیاسی مسئولیت تمامی اتفاقات افتاده در درون جریان سیاسی خودش است. رهبری که نتواند جریانهای درون نیروگاه خودش را کنترل و جهت بدهد بایستی توانایی رهبریش را زیر علامت سوال برد . نتایج نشست مونیخ در واقع مرا بیاد داستان کریستین اندرسن ‘ لباسهای پادشاه انداخت ، شاهی که فریب چندین شیاد می خورد و لخت
گم شدن در البسه عاریّتی و هزارپیچ تاریخ
دروود بر آقای آذری گرامی،
صحبتی اشاره وار
مشکل بر سر کناره گیری یا فعّال بودن «شاهزاده رضا پهلوی» نیست. من در این خصوص، بارها از ابعاد مختلف نوشته ام و صحبت کرده ام. حتّا گفته ام و نوشته ام که فرض را بر این بگذاریم که واقعیّتهایی به نام تاریخ شاهنشاهی در بخشی از جغرافیای جهان به نام ایران، اصلا و ابدا وجود نداشته است و میخواهیم ببینیم که مخالفان سیستم فقاهتی، چه «کانسپ مشترکی» دارند برای ساقط کردن اقتدار آخوندی و بسیاری صحبتهای دیگر.
شما یا دیگران، فرض را بر این بگذارید که همین فردا، «شاهزاده رضا پهلوی» با تمام خلوص فردی اعلام کند که به احترام ملّت ایران از دنیای سیاست کناره گیری میکند و فقط به حیث مشتاق و آرزومند سعادت و نیکبختی مردم ایران تا آخرین لحظات عمرش در کنار خانواده اش و در کنار مردم ایران می ماند. همین و هیچ کلام اضافی دیگر نه.
همانطور که من از سی سال پیش تا امروز با تمام خصومتها و در قرنطینه گذاشتنهای مغرضانه از سوی گرایشهای تشکیلاتی گوناگون، محکوم حاشیه نشینی بوده ام، اما با استدلالهای عمیق و شفّاف و مستدل فریادها زده ام و باز همچنان تکرار تاکیدی میکنم که مشکل جامعه ایرانی در جای دیگری ریشه دارد. آنهم «مشکل هویّت ایرانی» است. ایرانیان نمیدانند که «کیستند و چیستند»؟. نمیدانند آیا مسلمانند؟. آیا شیعه خالص هستند؟. آیا زرتشتی هستند؟ آیا کمونیست هستند؟. آیا غربگرا هستند؟. آیا معجونی از همه اینها هستند؟. یا شایدم هیچکس هستند؟. ایرانیان؛ مخصوصا مدّعیان عرصه مبتذل و چندش آور شده «سیاست نوع ایرانی» هنوز نمیدانند به کجا تعلّق دارند و چه خاکی میتوانند بر سر خودشان بریزند؛ چه رسد بر سر ملّت ایران به طور کلّی.
ایرانیان هنوز هیچ «تعریف دقیق و بنیانی» از خودشان ندارند؛ زیرا هزاره هاست که در بطن گرگ و میش هویّتهای جعلی و البسه عاریتی عرض وجود کرده اند؛ برغم اینکه گوهر بیهمتای اصالتشان در اعماق وجودشان همچون گوهر شبچراغ میدرخشد. امّا بدبختانه هنوز به خویشتن اعتماد و یقینی پیدا نکرده اند تا بدانند و بفهمند که هر ایرانی به ذات خودش «سیمرغ قاف زندگی» است؛ ولی قرنهای قرن است که به حقارت و ذلالت پوشیدن خلعتها و البسه عاریتی فرو تپیده و فریفته شده است.
تا زمانی که وضعیّت«ما کیستیم و چیستیم» به طور شفّاف معلوم نشود و ملکه رفتار و گفتار و کردار گرایشهای مدّعو نشود، هیچکس نمیداند در این وضعیّت هولناک تاریخی، چه بر سر ایران و ایرانیان خواهد آمد. احتمالات و گمانه زنیها، زیادند و متنوّع، امّا هیچکس واقعا نمیداند که چه خواهد شد. امیدوار بودن نیز همیشه با انسانها بوده است و هیچکس آرزوی اوضاع وخیم را ندارد؛ حتّا همان گیوتینداران حاکم بر شاهرگ مردم وطن.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان
اتفاقاحرکات سیاسی بدرستی پیش خواهد رفت
سالام، سهونکنید،ناسیونالیسم کور چشمان شمارابسته است،اتفاقا مبارزات و حرکات سیاسی راه درست خودراپیدا خواهدکرد،
اگربازهم باند مخوف ماسیونی فردی عقب مانده رابمیدان نیادازند،ازکجا معلوم که رضا پهلوی ازاربابان جمهوری اسلامی پول نمی گرفت ،تا مبارزان واقعی درسایه باشند؟کس یا کسانی که جلوی پای خودرانبیند،به چاه می افتند،
جمهوری اسلامی درهمان سالهای اول میتوانست،درخواست محاکمه خانواده پهلوی هارا بکند،چون خودش شیشه خرده داشت، اینکاررانکرد،ولی درآینده هر دورا محاکمه خواهندکرد،صدسال خیانت بس است،پان فارس