نامه یک شهروند ایرانی به ایران اینترنشنال و خانم مریم رجوی
ایران امروز در آستانهی تحولی سرنوشتساز قرار گرفته است. رژیم جمهوری اسلامی پس از چهار دهه سرکوب، فساد و ویرانی، اکنون در حال فروپاشی است و در داخل و خارج کشور بیش از هر زمان دیگری سخن از اتحاد ملی شنیده میشود. در چنین بزنگاهی، شفافیت و پاسخگویی رهبران اپوزیسیون ضرورتی انکارناپذیر است؛ زیرا میتواند هم اعتماد عمومی را تقویت کند و هم زمینهی همگرایی ملی را فراهم آورد.
یکی از شخصیتهایی که همواره نامش در صحنهی سیاست و مقاومت ایران مطرح بوده، خانم مریم رجوی است. میلیونها ایرانی پرسشهایی اساسی در ذهن دارند که تنها از راه یک گفتوگوی آزاد، زنده و بیواسطه میتوان به آنها پاسخ داد. به همین دلیل، نگارنده در نامهای رسمی از شبکهی تلویزیونی ایران اینترنشنال خواسته است که دست به اقدامی تاریخی بزند و خانم رجوی را به یک گفتوگوی زنده دعوت کند.
«اینجانب بهعنوان یک شهروند ایرانی از شما درخواست میکنم با دعوت از خانم مریم رجوی، رئیسجمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران، فرصت یک گفتوگوی مستقیم و صریح با مردم ایران را فراهم آورید. این گفتوگو میتواند نقطهی عطفی در تاریخ رسانههای فارسیزبان باشد و نشان دهد ایران اینترنشنال فراتر از بازتاب اخبار، به بستر گفتوگوی ملی و شفافیت سیاسی بدل شده است.
پخش چنین برنامهای بدون تردید میلیونها ایرانی را در داخل و خارج کشور پای گیرندهها خواهد نشاند و در حافظهی سیاسی ملت بهعنوان یکی از مهمترین رویدادهای رسانهای ثبت خواهد شد.»
خانم رجوی گرامی، همزمان با درخواستی که از ایران اینترنشنال داشتهام، از شما نیز دعوت میکنم تا در صورت موافقت آن شبکه، در یک مصاحبهی زنده حضور یابید.

Kianosh Tavakkoli
جهت اطلاع : این نامه از یک شهروند ایرانی تحت عنوان :«پیشنهاد یک مصاحبه ملی: رجوی، ایران اینترنشنال و مردم ایران» به آدرس سایت ایرانگوبال رسیده که حاوی هفت سوال از سازمان مجاهدین خلق بود بود که اینجانب اقدام به درج آن گرفتم ، این نامه در بسیاری از سایت های فارسی زبان بطور همزمان درج شده است:
مردم ایران انتظار دارند در چنین گفتوگویی پاسخ پرسشهایی روشن و بیابهام را بشنوند؛ از جمله:
۱. تعهدهای بنیادین (پاسخ «بله/خیر» و بیانیه کتبی):
پایبندی به حفظ تمامیت ارضی ایران و رد هرگونه تجزیهطلبی.
التزام به دموکراسی سکولار بر پایهی حقوق بشر و جدایی کامل دین از حکومت.
تعهد به سپردن تعیین شکل نظام آینده به رأی آزاد مردم از طریق انتخابات یا همهپرسی واقعی و تمکین به نتیجه، حتی اگر مردم پادشاهی مشروطه را برگزینند.
۲. برنامهی عملی شما برای دوران گذار از جمهوری اسلامی چیست؟
۳. چگونه تضمین میکنید که در فردای ایران قدرت در انحصار یک جریان یا سازمان باقی نماند؟
۴. رابطهی شما و شورای ملی مقاومت با دیگر گروهها و شخصیتهای اپوزیسیون چگونه خواهد بود؟
۵. اگر به دموکراسی باور دارید، آیا آمادگی دارید با دیگر گروههای سیاسی همکاری کنید؟
۶. چرا آقای مسعود رجوی سالهاست در برابر مردم ظاهر نمیشوند و تنها صدای ضبطشدهی ایشان پخش میشود؟
۷. پوشش یکسان زنان با روسری و مردان با لباس متحدالشکل در سازمان شما، یک الزام اجباری است یا صرفاً تصمیمی تشکیلاتی و نمادین؟ و اگر چنین تصمیمی باشد، آیا در ایران آزاد فردا نیز ادامه خواهد یافت یا اعضا اختیار انتخاب پوشش خود را خواهند داشت؟
، وقتی شما صاحب یک رسانه ازاد باشید و امیلی به آدرس تان زده می شود وتقاضا می کنند که نامه آنان درج شود ، چه خواهی کرد؟ با این حال من با صاحب نامه تماس گرفتم ، - او فرد کاملا شناخته شده ای است - ایشان از من خواست و من هم آن نامه را در سایت ایران گلوبال درج کردم ، نمی دونم چرا پرسش از یک سازمان مخالف رژیم ایران می شود « مشکوک ، ننگین و…..» اکنون اکثر ایرانیان عصبانی هستند ، بنظر من دو اتفاق خواهد افتاد یا خانم مریم رجوی در یک برنامه زنده تلویزیونی به این ۷ سوال پاسخ خواهند داد و یا ان را بی جواب خواهند گذاشت
Iraj Oraji
فقط در صورت دادن فضای رسانه ای به افراد سیاسی و به چالش کشیدن آنهاست که حقایق برای توده مردم روشن میشود. فکر نمیکنید که خانم رجوی را باید از عرش به زمین آورد و به چالش کشید؟
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
چیزی را حل نمی کند
چیزی را حل نمی کند
سوالاتی که مطرح شده همچی جانانه نیست. از شاهزاده سوالاتی بمراتب عمیق تر و شدید تر در این 47 ساله بارها و بارها پرسیده شده است. از رضاشاه و محمدرضاشاه گرفته تا کارنامه آنها و نیز ساواک و شکنجه و غیره. در جریان پیمان نوین شاهزاده، در اینترنشنال و بی بی سی تا یک ماه بشدت و تا ماه دوم با شدتی کمتر به شاهزاده تاخته میشد و همین مجاهدین آتش تهیه این حملات را تهیه می کردند. و حالا این سوالات شل و ول؟؟؟؟ آنهم از سازمانی که از زمین و زمان در این سالها طلبکار بوده و همه را گناهکار دانسته بجز خودش؟
مریم رجوی شاکی خصوصی دارد. مسعود رجوی نیز در قبال عملکرد سازمانش در مقام رهبری شاکی خصوصی دارد. والدینی که رجوی جگرگوشه های 16 ساله شان را به کام خمینی خون آشام فرستاد. پیازی و لبویی و بقال که به فرمان مسعود رجوی به جرم جاسوسی ترور شدند. شایسته ترین جا برای رجوی ها و افرادی که به این سازمان وفادار هستند همانا دادگاه های خلقی از همان نوعی است که از خلخالی میخواستند و او را تشویق میکردند. از همان نوعی که میگفتند کارگزاران شاه نیاز به دادگاه و وکیل مدافع نداشتند. سازمان مجاهدین خلق یک سازمان جنایتکار از نوع داعش است و همانقدر که نمیتوان به داعش به صرف داشتن فدایی و بمب گذار انتحاری تریبون داد نباید به رجوی ها و این سازمان تریبون داد. تریبون دادن حتا بصورت سوالهایی که من اینجا طرح کردم جدا از این که خروجی آن چه میخواهد باشد اولین سودی که برای رهبران جنایتکار مجاهدین دارد تطهیر انها و بر کشیدن آنها از دو نفر مجرم به رقیب سیاسی قابل رقابت است. جای رجوی ها و برخی رهبران شان که همچنان همان راه را طی میکنند دادگاه عدالت حقوق بشری است با داشتن حق وکیل مدافع. اما خروجی این دادگاه هرچه باشد.. سازمان مجاهدین محکوم آبرو باخته تاریخ معاصر ایران است. افکار پایه گذارانش منحط و منحرف و ادامه دهندگان افکارشان سواده زده و حقه باز هستند. بسیاری هواداران تحصیلکرده مجاهدین از کسانی هستند که حتا دبیرستان شان را تمام نکرده بودند اما مجاهدین با فراهم کردن دیپلم تقلبی با نمرات بالا آن ها را به دانشگاه های غرب چپاندند و امروز با تهدید برملا کردن این تقلب آنها را وادار به حمایت مالی و سیاسی از خود می کنند.
پاسخ
پاسخ
دفاعیات آقای مرادی از سازمان مجاهدین قابل پذیرش نیست. این که این سازمان شش دهه در مقابل دو رژیم بوده صحیح است اما به این سازمان اعتبار و امنیت نمی بخشد. ترور مستشار آمریکایی و کشتن و شکنجه هم سازمانی و نیز ترورهای پس از انقلاب و لچک روی سر زنان مجاهد و رهبر آنان کارنامه خوبی نیست. داعش هم در مقابل بشار اسد ایستاد ولی نیرویی شیطانی بود. صرف ملاقات با سران جهان و حضور آنان در رسانه های مجاهدین به این سازمان مشروعیت نمی بخشد. سوال اینجاست که مردم ایران تا چه حد به این سازمان اعتماد دارند. پوشش «سربازان کره شمالی مانند » سازمان مجاهدین و لباسهای یکسان و سینه زنی زنان و مردان فرتوت شان اصلا ایده آل نسل جوان ایرانی نیست. همراه داشتن سازمان مجاهدین بعنوان یک متحد دم خروسی زیر بغل یک نیروی مخالف جمهوری اسلامی است. مجاهدین تنها پس از سرنگونی جمهوری اسلامی میتوانند با کاندید کردن نمایندگان شان و در صورت رای آوردن فرستادن آنها به مجلس موسسان و یا پارلمان آینده ایران میتوانند شانس شان را بیازمایند. تنها در یک صورت میتوان تصور کرد که شاهزاده کنار سازمان مجاهدین بنشیند که کشورهای غربی تصمیم گیرنده آینده ایران باشند و این امر را شرط حضور در آینده سیاسی ایران بکنند درست مثل «شورای حکومت انتقالی عراق» در سال 2003 و پس از سقوط صدام حسین. در چنین شرایطی چنانچه کشورهایی که اختیار کار را در دست دارند بدون توجه به عدم محبوبیت سازمان مجاهدین در میان مردم ایران حضور این سازمان را در کنار سایر نیروهای ایرانی شرط کنند این احتمال وجود دارد که سایر نیروها از جمله شاهزاده رضاپهلوی بناچار با اکراه به آن تن در دهند. اما حتا در چنین شرایطی نیز شاهزاده نباید شخصا حضور یابد بلکه نمایندگانی را با اکراه به این «شورای انتقالی» گسیل دارد. در چنین صورتی شاهزاده و سایر نیروهای غیر مجاهد میتوانند با کمترین بدنامی نزد مردم ایران از این مرحله عبور کنند و در یک ایران دمکراتیک و سکولار پس از جمهوری اسلامی پرونده سیاسی 6 دهه ترور و دگماتیسم این سازمان برای همیشه بسته شود.
چرا وزارت اطلاعات از انتشار…
چرا وزارت اطلاعات از انتشار یک درخواست ساده به وحشت افتاد؟
یکی از مضحکترین ادعاهایی که در جریان حملات به انتشار درخواست یک هم وطن از خانم مریم رجوی مطرح شد، این بود که «این نوشته برای آن است که مجاهدین خلق به عنوان بخشی از اپوزیسیون معرفی شوند»!
این در حالی است که سازمان مجاهدین خلق ایران، بیش از شش دهه است که در خط مقدم مبارزه با دو رژیم دیکتاتوری پهلوی و جمهوری اسلامی قرار داشته است. این سازمان نه تنها در میان ایرانیان، بلکه در سطح جهانی بهعنوان یکی از سازمانیافتهترین و مؤثرترین نیروهای اپوزیسیون شناخته میشود.
کافی است به واقعیتها توجه کنیم:
1. هزاران سیاستمدار برجسته، نمایندگان پارلمانها، وزرا و شخصیتهای شناختهشدهی جهانی بارها و بارها در برنامههای رسمی شرکت کرده و آشکارا از این سازمان و رهبری آن حمایت کردهاند.
2. خانم مریم رجوی در پایتختهای مهم جهان از بروکسل تا پاریس و بلژیک، با شخصیتهای سیاسی و نهادهای معتبر بینالمللی دیدار و گفتوگو کرده است.
3. دیپلماسی سیاسی و بینالمللی این سازمان چنان گسترده و مؤثر است که به جرأت میتوان گفت هیچ جریان اپوزیسیون ایرانی دیگری تا این حد حضور و نفوذ بینالمللی نداشته است.
حال، چگونه ممکن است چنین نیرویی، با این جایگاه و اعتبار جهانی، نیاز داشته باشد که با یک عکس در شبکههای اجتماعی «خود را اپوزیسیون جا بزند»؟ این ادعا نه تنها بیپایه، بلکه عمیقاً احمقانه و البته هدفمند طراحی شده است. هدف از طرح چنین سخنی، کوچکنمایی جایگاه واقعی مجاهدین، ایجاد تردید در ذهنها و دامن زدن به همان سیاستی است که حکومت سالهاست دنبال میکند: تفرقه، تخریب و بیاعتبارسازی نیروهای واقعی اپوزیسیون.
به همین دلیل است که باید بارها و بارها به مردم یادآوری کنیم: رژیم و مزدورانش از هر حربهای برای پاشیدن بذر بیاعتمادی استفاده میکنند. وقتی حتی یک تصویر ساده از اتحاد را به تهدیدی بزرگ تبدیل میکنند، این خود بهترین گواه است که اتحاد دشمن اصلی استبداد است.
اسماعیل مرادی
آقای توکلی از کسی اجازه…
آقای توکلی از کسی اجازه نمیگیرد هر آنچه میکند با حساب و کتاب آزادیخواهی است شرکتش در هر جلسه تایید ورد نیست حضور پیدا میکند و کار جدی میکند بازی های سیاسی را برسمیت نمی شناسد شهامت دارد کار میکند در هر جلسه که بخواهد شرکت میکند فقط یک دشمن شیعه انقلابی ۵۷ است حذف کردن در زن زندگی آزادی نیست
کیانوش توکلی/سیامک نادری…
کیانوش توکلی/سیامک نادری/سازمان مجاهدین.
در لینک زیر:
https://www.youtube.com/watch?v=U2StGUaaiKI
چرا حزب توده و مجاهدین مورد…
چرا حزب توده و مجاهدین مورد حمله نیروهای مدعی وطندوستی قرار گرفته اند؟
پاسخ حزب در لینک زیر:
https://kar-online.com/104914/
از تمام گروه هایی که نام…
از تمام گروه هایی که نام بردید فقط گروه مریم لچکی جنایتکار هستند.
سوال های شما مثل انگشت کردن به لانه مار است
آقای توکلی این سوال های شما مثل انگشت کردن به لانه مار است ولی یک سوال از خود شما تمامیت ارضی باید از جانب کشور خارجی باشد کدام کشور خارجی تمامیت ارضی ایران را تهدید میکند ؟ و در ضمن مجاهدین به حقوق برابر و یا خود مختاری ملل اعتقاد ندارند فقط برای کوردستان برنامه دارند و برای دیگر ملل از جمله آذربایجان برنامه ای ندارند و این اواخر مجاهدین سعی میکنند که خود را برای فعالین ملی آذربایجان نزدیک کنند منتها موفق نشده اند چون حرکت ملی آذربایجان خواسته هایی دارد که با خواست نیروهای نیروهای مرگز گرا د
.دانشنامه نویسان ایرانی.
سایت ایرانگلوبال باید به مجاهدین همان توجه و امکاناتی را بدهد که به: سلطنت طلبان.جمهوری خواهان. اقوام و اتنیک ها. سوسیالیست ها. فدرالیست ها. نیهلیست ها و بریدههای سیاسی. میدهد!
مجاهدین مانند اسلامیست ها و ملیون و غیره..ریشه در جامعه و فرهنگ و تاریخ ایران دارند و از زمان صفویان در مبارزات اجتماعی، دهقانی، ملی گرایی، و عدالتخواهانه شرکت داشته و هزاران شهید و قربانی داده اند.
انکار مجاهدین در مبارزات سیاسی و فرهنگی ایران، همان اشتباه و سرنوشتی را پیشرو دارد که در انقلاب 57 داشت.
نه شاه. نه شیخ !
اقای توکلی لطفا توجه داشته…
اقای توکلی
لطفا توجه داشته باشید که هواداران مجاهدین با عنوان دفاع از دمکراسی به تبلیغ برای انها تلاش ودرعین حال ضمن طفره رفتن از پاسخ در مورد جنایات مجاهدین سوال کننده ها را متهم به سایبری بودن میکنند که نمونه کامل یک مجاهد خوار وذلیل میباشد. اینکه چرابطور واضح اعلام اینکه هوادار سازمانی می باشند نمی کنند فقط باعث حقارت بیشتر است.
. ایرانگلوبال بهعنوان …
. ایرانگلوبال بهعنوان «آینه دیدگاهها»
ایرانگلوبال در بیش از دو دهه فعالیت، فضایی ایجاد کرده که تقریباً همه گرایشهای سیاسی و فکری جامعه ایرانی امکان انتشار دیدگاههایشان را داشتهاند؛ از سلطنتطلب تا جمهوریخواه، از چپ تا ملیگرا، از منتقدان حکومت تا مدافعان دموکراسی.
این باز بودن فضا، ویژگی کمیاب در رسانههای ایرانی است؛ چرا که بیشتر رسانهها عملاً در خدمت یک خط سیاسی مشخص هستند.
. اتهامزنی بهجای نقد
منتقدان سایت معمولاً به جای نقد محتوای مطالب منتشرشده، به مدیریت سایت برچسب میزنند: «این سایت طرفدار سلطنت است»، «این سایت برای مجاهدین کار میکند»، و …
در حالی که واقعیت روشن است: انتشار یک دیدگاه به معنی تأیید آن نیست. سیاست ایرانگلوبال بر تنوع آرا و بازتاب صداهای گوناگون استوار است، نه بر جانبداری مطلق از یک جریان.
۳. چرا تخریب میکنند؟
علت اصلی حمله به ایرانگلوبال:
1. رژیم جمهوری اسلامی از هر نهادی که امکان گفتوگوی آزاد و طرح دیدگاههای مختلف اپوزیسیون را فراهم کند، به شدت بیمناک است. چون میداند نقطه ضعف اصلیاش نبود آزادی و نبود وحدت در صف مخالفان است.
2. بخشی از اپوزیسیون نیز بهجای تمرکز بر اتحاد و رقابت سالم، تحمل دیدگاههای متفاوت را ندارد. هر رسانهای که امکان بیان صدای رقیب را بدهد، فوراً متهم به جانبداری یا وابستگی میشود.
۴. پاشنه آشیل رژیم
جمهوری اسلامی بهخوبی میداند بزرگترین تهدیدش نه صرفاً یک گروه یا سازمان خاص، بلکه همگرایی و اتحاد اپوزیسیون است. هر رسانه یا شخصیتی که بتواند زمینهی گفتوگو، نزدیکی و کاهش شکافها را فراهم کند، دیر یا زود هدف حمله قرار میگیرد.
ایرانگلوبال دقیقاً به همین دلیل زیر ضرب است: چون اجازه داده است نیروهای مختلف، حتی با وجود اختلافات جدی، در یک بستر مشترک با هم سخن بگویند.
۵. نتیجه
1. تخریب و اتهامزنی علیه مدیریت سایت (مثلاً کیانوش توکلی) نه به خاطر گرایش سیاسی او، بلکه به خاطر ماهیت دموکراتیک و چندصدایی سایت است.
2. اتهام «وابستگی» بیشتر ابزاری است برای ترساندن مخاطبان و دور کردن آنها از این فضای آزاد.
3. اتفاقاً همین حملات نشان میدهد که ایرانگلوبال در جایگاه حساسی قرار دارد؛ چون توانسته فضایی برای گفتوگو و همگرایی فراهم کند، چیزی که هم رژیم و هم بخشی از نیروهای غیرمداراگر اپوزیسیون از آن نگراناند.
بنابراین میتوان گفت: ایرانگلوبال نه به خاطر جانبداری از یک جریان، بلکه دقیقاً به خاطر فراهم کردن امکان همگرایی و گفتوگو هدف تخریب است.
این حملات نه ضعف، بلکه نشانه اهمیت و اثرگذاری آن است.