من نفرت دارم از آدم هایی که تفسیرهایی غلو آمیز از پدیده ها در سیاست دارند. من بارها گفته ام که این رژیم اشغالگر است و خامنه ای ایرانیان را دوست ندارد و از ایرانیان نفرت دارد و دلایلش را هم مطرح کردم. این به نظر برخی غلو آمیز است. اما من برای حرفم دلیل منطقی دارم. انتظار این است که رهبر یک کشور - دستکم در ظاهر و بصورت رسمی رهبر- باید ملتش را دوست داشته باشد و برای نیکبختی آنها تلاش کند. و چون در عمل می بینم که خامنه ای به چشم بچه های ما ساچمه میزند و عمالش به مردم ما تجاوز میکنند و اعدام و شکنجه می کند و همزمان همه محبتش به فلسطینی ها و سرکوب گران مردم در ایران است.. نتیجه منطقی میگیرم که این آدم باید از مردم ما نفرت داشته باشد. اگر علی خامنه ای را با استالین مقایسه کنیم، هردو البته جنایتکار هستند اما استالین از شکم مردم روسیه نزد به شکم مردم آلمان شرقی یا لهستان بریزد اما خامنه ای مثل استالین جنایت می کند اما از شکم مردم ایران میزند و به شکم عرب ها میریزد و این یعنی نفرت داشتن از مردم کشور خودت. این یعنی این که علی خامنه مثل استالین بخاطر ایدئولوژی جنایت نمی کند بلکه از مردم ما نفرت دارد که جنایت می کند. به رفسنجانی می گوید مردم اگر به رفاه برسند از دین دور میشوند و در عین حال رفاه مردم فلسطین را فراهم می کند. منظور خامنه ای از دین دور شدن یعنی مردم از او دور میشوند و دیگر به دعوت او در رای گیری ها شرکت نمی کنند.
در میان اهل سیاست کمتر می شناسم که با شاهزاده خصومت شخصی داشته باشد و اگر انتقاد می کنند انتقاد راهبردی یا انتقاد از برخی کردارهای اوست اما از او نفرت ندارند. مسعود رجوی مطمئنابه دلایلی «قابل فهم» شاید بخواهد سر به تن شاهزاده نباشد اما دلیلی برای نفرت از شاهزاده ندارد.
اما یک سری اعجوبه ها و تحفه ها هستند نظیر اکبر کرمی از تلویزیون میهن که نفرت از پهلوی ها بخصوص شاهزاده از کلام و رفتار و بغض او فواره می کند. اینقدر غرض ورزانه تا حد بلاهت آمیز به شاهزاده میتازد که آدم می ماند دلیل این همه نفرت و پدرکشتگی چیست؟ و همه اینها در حالی که این همه نفرت را اکبر کرمی از خامنه ای ندارد.
یارو رفته بود حج رمی جمره و با کینه نفرت و خشمی عظیم به شیطان سنگ میزد. شیطان جلویش ظاهر شد و مرد از حرکت باز ایستاد. شیطان پرسید چرا یک چشمت کور است؟ گفت مادرزادی کور است. شیطان پرسید چرا یک پایت فلج است؟ گفت مادرزادی فلج بودم. شیطان پرسید چرا اینقدر زشت و کریه هستی؟ گفت مادرزادی زشت و کریه بودم. شیطان خانه کعبه را نشان یارو داد و گفت: خونه اون که تو را به این روز انداخته اونجاست، ……….
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
نمیخواهم همه را جمع ببندم
نمیخواهم همه را جمع ببندم
اینهایی که به من معترضند که چرا سخن رکیک به کار می بندم، بخصوص تورک اوغلی که عقیده دارد که من سخن از زیر بند ناف می کنم خب این انصافا درست و بجا نیست. آنجا که من سخن از خایه میکنم که میگم تو خایه نداری بعنوان معترض آنهم تا این حد شدید با نام واقعی ات بیایی. یا سایبری هستی یا عقده ای! خب این سخن درست است که زیر ناف است اما بجاست! مثلا بجای خایه نداشتن اگر بنویسم چادرت را از سرت بردار میگویی که دارم زنان را تحقیر میکنم و از قره العین مثال میاری تا فرخ رو پارسا و لابد مریم رجوی! تورک اوغلو جان.. بی خیال .. تو نه سواد داری نه تاریخ میدانی یک سری شعار پای منبر بزرگان چپ یاد گرفته ای اینجا بلغور میکنی تازه آنهم بسیار نامربوط. من روی سخنم با دوتا آدم حسابی خایه دار است که بخاطر مردم شان قید ایران رفتن را زده اند و حرفشان سیاسی و قابل زد و خورد است. یا دوتا آدم حسابی که با رژیم کاری ندارند و به ایران هم رفت و آمد دارند و با نام واقعی مینویسند و بحث های نظری می کنیم. یا دوتا آدم حسابی که با نام مستعار مینویسند اما به همان روش کسانی که به ایران رفت و آمد دارند برخورد سیاسی می کنند. آنچه از دهان تو و همپالکی هایت که همه تان سروته یک کرباس هستید از آن بزرگه تان محمدحسین یحیایی بگیر تا کوچیکه تون یونس شاملی.. همه تون از دم یک صفحه کهنه خط خطی را سرهم می کنید. کسی هم به حرفتان توجه نمی کند چون تکراری است. حرف جدیدی ندارید. داداش.. همه تان هم به اندازه کافی توهین هایی نظیر رضاپالانی و یاسمین خیابانی و فارس کولی کوه نشین و از این قبیل گه ها زیاد خورده اید. خب آخه یک جا دیگه باید بس کنید! تو که میگی کردی فقط از زیر ناف حرف میزنه من یک بار با التماس از تو خواستم نظریاتت رو منسجم و سیاسی بنویس که کلا شد یک صفحه آ 4 و کسی قابل بحث ندانست. تو با بیرون راندن من و امثال من از صحنه - اگر زورت برسه- مساله را حل نکردی و مساله سرجایش هست. هزار دفعه نوشتی نظام سلطنتی امتحانش را پس داده و از ساواک و شکنجه هم کم نگفتی و در آینده هم باز بجز اینها چیزی نداری که بگی. هی میایی زیر مقالات دیگران تر میزنی میری و بحث را به انحراف میکشی. داداش بکش بیرون دیگه.. چقدر عقده؟ چقدر بیچارگی؟ ول کن دیگه! یا بشین مثل بچه آدم تلمذ کن از دوتا بزرگتر یاد بگیر. از اون موی سفیدت خجالت بکش. از روی بچه ها و نوه هات خجالت بکش. اگه یک روز یکی ببره این هرزه دری های من خطاب به تو رو که با کمال تاسف ناچار شدم هزینه بدم و نثارت کنم نشون اون فرزندان و نوه نتیجه هات بده به تو نمیگن چرا احترام موی سفیدت رو نگه نداشتی و با این آدم بد دهن دهن به دهن گذاشتی؟ اگر تو لجبازی من که از تو لجباز ترم و تورک اوغلی خیلی شدید تر از اینها هم میتونم بگم اگر کیانوش میگذاشت زن و زنبیل هم برات باقی نمیگذاشتم. میدونی چرا؟ چون همه زندگی ام رو روی سرنگون کردن این رژیم گذاشتم از آبروم که مهمترین بخش زندگی یک مرد هشت تا زندگی شخصیم. اینجا با من کل ننداز آنوقت میرم خیلی بدتر از اینها نثار تو و اون جاکشایی که تو را می شناسند و افسارت رو نمی کشن هم سهم ببرند بلکه بس کنی و خفه شی! حرف که نداری فقط هنرت توهین هست: رضاپالانی و سایر توهین ها! خیال کردی به شاهزاده آسیبی میرسه؟ تو گه میخوری به اونی که هالو رو انگشت کرد اعتراض کنی اول اون دهن آلوده خودت رو آب بکش بچه پرروی وقیح و اعتراض به من رو تمام کن پست فطرت کثیف! ریدم تو موی سفیدت بلکه قهوه ای بشه کمی جوان بشی. عن آقا! خوبه؟
لیبرال سوسیالیستی این است؟
سالام.
آقای حیدریان ومحققی سایت رابه محلی هدایت کرده ،درآنجافقط توهین های زیر نافی وچاله میدانی و.... امثال محسن کردی میدانداری میکنند،
این سایت با وجود این سه وچهار نفر واقعن به چاله میدان تبدیل گشته ،حتی نوشته های جیره کمونیستی واستالینی هم نصفش در راه دزدیده میشود.الحمدالله ،یکی ازمهره های ضدانقلاب ایران ،جناب رضا شاه سوم نیز به بایگانی رفته، بعدازاین امید این سه ،چهارنفرپاک به ناامیدی تبدیل گشت،فکرکنم ،فردااین چهارنفرمجبورند،به درگاه حدادعادل تشریف برده تاباهم برای باستانگرایی اتحادکنن
مدتی بود و آنهم متاسفانه…
مدتی بود و آنهم متاسفانه دیرپا نبود، ک.................
این سایت به رذالت کشیده شده است! بجای تحلیل و بیان علمی به این ........ می پردازند!
آقای توکلی خوابی یا همدست!؟؟؟
.جنگ پشه با حبشه.
کیانوش باید متوجه شود؛ دادن امکان کامنت مستقیم گذاشتن توسط این دو نفر، چه آسیبی به آگاهی کاربران و به بشریت و انقلاب شکوهمند جهانی میزند !
توجه اینکه این دونفر چگونه با سبک بازی پینگ پنگ، از رذالت و توهین و تخریب، اینجا دفاع باندی میکنند!
به سابقه این دو و انتشاراتشان در این سایت توجه نمایید؛هیچکدام از این دو فعال سیاسی و روشنگر نیستند، غیر از مغشوش کزدن فضای مبارزه ضد آخوندی.
بستن راه فحّاشگران
دروود مجدّد بر آقای کردی گرامی،
مختصر و گویا.
بحث من بر سر این نیست که کلمات و فحشها نمیتوانند، تفهیم کننده خیلی چیزها باشند.
اصلا صحبت من این نیست. نگاهی به دیوان شاعران برجسته ای مثل از «سوزنی سمرقندی، عمعق بخارایی، مهستی گنجوی، مولوی بلخی، عبید زاکانی» گرفته تا بیایید به سراغ دیوانهای »ایرج میرزا، و میرزاده عشقی و تعدادی دیگر» میتوان وسعت کاربرد فحشها و الفاظ مختلف را به عیان دید و حتّا میتوان گفت که شاعران ایرانی، الحقّ و انصاف، خیلی هم دقیق و ریشه ای و اساسی، منظورشان را عبارتبندی کرده اند. بحث من امّا این است که مقابله به مثل کردن، راه را بر وقاحت و پرخاشگری دیگران هموار میکند و اصل مسئله، گورانیده میشود و این دقیقا همان چیزیست که فحّاشان آرزومندش هستند. همین.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان
اکبر کرمی مبلغ تداوم عمر رژیم
اکبر کرمی مبلغ تداوم عمر رژیم
اکبر کرمی بازجو خبرنگار خطاب به فریدون احمدی: رضاپهلوی نماد یکی از سنتی ترین و خطرناک ترین جریان های سیاسی ایرانه و برای تحریم ایران دخالت داشته، در کشیدن پای جنگ به ایران دخالت داشته، آشکارا کنار اسرائیل ایستاده، بسیاری همراهان رضاپهلوی آشکارا به اسرائیل گرا دادند که کجاها را بزند. .. خلاصه اش اینه که رضاپهلوی اون جریان مدرنی نیست که شما کنارش بایستید.
اکبر کرمی در جهت تداوم عمر رژیم همه سرنگونی طلبان را مزدور یا نادان میخواند در حالی که خودش هم مزدور است و هم روی حقیقت خاک می پاشد. لینک مصاحبه اکبر کرمی:
https://www.youtube.com/watch?v=1bkQr_6tBNU
پورمندی، هالو، اکبر کرمی، مهرداد درویش پور و ....
بزخو کردگان صحنه سیاست
امروز کیانوش با من تماس گرفت که یکی از دوستان معترض است که چرا محسن کردی لفظ رکیک بکار برده و از من خواست که مقاله ام را تصحیح کنم. آیا درست است که بخاطر اعتراض یک نفر مقاله من سانسور شود؟ دیگران اگر اعتراض نکرده اند معنایش این است که با این لفظ رکیک مشکلی ندارند. چرا باید بخاطر یک بی نماز درب مسجد را بست؟ تازه کیانوش گفت طرف گفته اکبر کرمی را نمی شناسد اما درست نیست لفظ رکیک بکار گرفته شود. این دوست ما خوب بود دستکم چند برنامه اکبر کرمی را میدید. آخرین برنامه ای که کفر مرا در آورد مصاحبه اکبر کرمی با فریدون احمدی بود که بخوبی غرض ورزی اکبر کرمی را نشان میدهد. او نه در مقام مصاحبه کننده بی طرف بلکه درمقام بازجو خبرنگار حرف در دهان فریدون احمدی قرار بدهد و خب فریدون هم که موهایش را در آسیاب سفید نکرده و خوب پاسخ میداد اما من حقیقتا از این سطح از بی تعهدی اکبر کرمی به وفاداری به اخلاق خبرنگاری از او منزجر شدم. گاه یک لفظ رکیک در خود معنایی بس عمیق دارد. هرکس هست اگر کسی خطاب به دیگری بنویسد: من به سخنی که گفتی اعتراض دارم و مطمئن باش که بابت این سخن خواهرت را به عقد ازدواج خود در خواهم آورد و به شخص تو هم تجاوز خواهم کرد، احتمالا از نظر دوست ما که به کیانوش زنگ زده مشکلی نیست. لذا من شاید باید می نوشتم اکبر کرمی کسی است که باعث پیوند موقت آقایان با خانم ها میشود و بابت آن وجه نقد دریافت می کند و لابد از نظر دوست ما این توهین نیست! در یک جوک از ایران اینجور آمده بود: عکس العمل یک ایرانی هنگامی که سر پیچ جاده با سرعت غیر مجاز میراند ناگهان از پشت کوه با علامت ایست پلیس روبرو میشود چیست؟ جواب این بود: ای .. مادرتو....! همین! ای مادرتو آیا معنایش این است که فرد قصد نزدیکی با مادر آن پلیس را دارد؟ پر واضح است که شخص دارد به لفظ رکیک به بخت بد خودش فحش میدهد و مشکل شخصی با پلیس ندارد.
مشکل میدانید چیست آقای حیدریان؟ مشکل آنجاست که صحنه سیاست و الفاظ رکیک را مخالفان شاهزاده به صحنه سیاست آوردند. تا قبل از این یک سری لمپن هایی بودند که عکس شاهزاده را در دست می گرفتند و هرچه میخواستند میکردند و کسی هم تحویل نمیگرفت. اما در این چند سال اخیر که شاهزاده فعال شده، چون مخالفانش و مزودران جمهوری اسلامی بهانه ای ندارند این گونه مسائل را بزرگ می کنند. شاشیدن بر قبر ساعدی، انگشت کردن به هالو، یا مسائل زشت از این گونه را مطرح میکنند برای چه؟ برای آن که جامعه سیاسی ایران درس اخلاق بگیرد؟ یا برای زدن شاهزاده این کار را می کنند؟ این کار نامردی است و لفظ ادبی و سیاسی نباید برایش بکار برد. فرخ نگهدار، احمد پورمندی و مهرداد درویش پور و آقای هالو هم سطح همان لمپن ها هستند که آنها را جدی میگیرند اگرنه چرا همین مقدار حساسیت را به شاهزاده ندارند؟ و در اینجا وقتی پانترک ها سالها مردم ایران را مورد انواع توهین های زشت قرار دادند کسی تلفن بر نداشت به کیانوش زنگ بزند؟ وقتی بارها نوشتند یاسمین خیابانی و رضاپالانی و فارس کولی کوه نشین که صورتش شکل ک..ر .. است، .. اینها زشت تر است یا این که محسن کردی به یک آدم وقیح برای رساندن زشتی کارش بگوید جاکش؟ اگر کسی با لفظ زشت مشکل داشته باشد باید با همه اش مشکل داشته باشد نه این که دستچین کند که در چنین حالتی من به نیت آن معترض شک دارم. وقتی سالها خودت مرگ بر شاه گفته باشی توهین به پهلوی ها چیز عجیبی برایت بنظر نمیرسد که اعتراض نمی کنی. و اینجا از من میخواهی که اهمیت ندهم. خب تو هم به فحش من اهمیت نده و از کنارش رد شو مثل بقیه خوانندگان.
حرف خود را زدن بدون الفاظ رکیک
من اگر حرفی بزنم و انتقادی بکنم، رفقای سابق «کیانوش عزیز» یا کسانی که او را میشناسند، بلافاصله با پیغوم و پسغومهای آنچنانی بمبارانش میکنند. ولی خیلی ساده بگویم در خصوص فقدان کانسپت مدّعیون.
مثلا برای اینکه بتوان فقر فکری و ناپختگی ذهنی طیفهای تشکیلاتی را نشان دهم،- مشت نمونه خروار است - به دو مثال اکتفا میکنم، هر چند میدانم، کیانوش الان اعصابش میریزه به هم!. تمام تجربه زندگی سیاسی شخصی به نام «فرّخ نگهدار» به اینجا مختوم شد که به هواداری و حمایت و پشتیبانی سفت و سخت از حکومت فقاهتی تا امروز برخاسته است. این یک مورد واضح و آشکار از فقر اندیشیدن و مستعد نبودن ذاتی برای دامنه کشورداری و سیاست.
مورد دوم، آقای «پورمندی» با تمام آن تجربیات گذشته و محاسن سفید شده و مواضعی که دارد. مشارالیه بعد از سالها نیندیشیدن در باره تجربیات فردی و تجربیات مردم ایران و تجربیات ملل دیگر، گشته است و گشته است و «از درد لاعلاجی به گربه میگوید خانوم باجی» و دست گذاشته است بر روی «میر حسین موسوی». من نمیخواهم بحث را دامنه دار کنم؛ چونکه کار به جاهای باریک کشیده خواهد شد و کیانوش عزیز برای ختم کلام، سایت را فوری دیلیت خواهد کرد این دفعه. جدّی میگم.
بنابر این توضیح بیشتر نمیدهم؛ چون همینطور نیز قسمت نظرخواهی مرا در «منگنه»گذاشته اند فعلا!.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان
حرف خود را زدن بدون الفاظ رکیک
دروود بر آقای کردی گرامی،
اندکی تحشیه های جسته-گریخته.
این صحبتهایی که میکنم، بارها در موجزترین جمله ها گفتم و هدفم تکرار نیست. همینطور تعلیم و تعیین تکلیف برای شما نیست؛ بلکه فقط اشاره به وضعیّت امروز و روشهای پراکتیکی و گفتاری و امثالهم است. بالطّبع، انسان میتواند در خلوت خودش یا در جمع دوستان و غیره و ذالک – چنانچه شرایطش باشه – انواع و اقسام فحشهای رکیک و امثالهم را بر زبان براند و آب از آب نیز تکان نخوره.
امّا در وضعیّتی که انسان با جمع میلیونی روبروست و دقیقا نمیداند که مخاطبانش چه کسانی هستند و از همه مهمتر، وقتی بحث بر سر مسائل اساسی باشد، به نظر من باید سبک و سیاق قلم و رفتار و گفتار را عوض کرد تا بتوان راهی به مقصدی پیدا کرد. شما میتوانید حرفها و انتقادات خودتان را محکم بگویید بدون آنکه به الفاظ رکیک بخواهید متوسل شوید.
من از آقایان «کرمی و خلیق»، سئوالی را پرسیده بودم که اگر یکی از این دو نفر در صدد پاسخ بر می آمد، مطمئنا میشد به چند و چون ذهنیّت آنها و دلایل گفتارها و مواضعشان پی برد. ولی سئوال من به دلایل ناشناخته - یا شایدم معلوم و شناخته شده-، پشت گوش انداخته شد. الان سئوالم را به گونه ای دیگر طرح میکنم، ببینم آیا کسانی که در سمت و سو و حیطه ذهنیّت و مواضع آقایان «کرمی و خلیق» سیر و سیاحت میکنند، واقعا پاسخی درخور و سنجیده و اندیشیده شده دارند یا اینکه نه، کما فی السّابق برای آنها ذهنیاتشان است که حرف اول و آخر را میزند.
فرض کنیم در همان فاجعه 1357، به طور کامل نه تنها «محمدّ رضا شاه» از قدرت ساقط شد؛ بلکه سراسر تاریخ شاهنشاهی ایران با تمام نشانه ها و علائم مادّی و نوشتاری اش نابود و نیست شدند و کاست آخوندها مصدر قدرت مطلق شدند و الان در هیچ نقطه ای از جهان نیز، نشانه ای از اینکه مثلا در تاریخ ایران، قرنها و هزاره ها پادشاهان حکومت میکرده اند، پیدا نمیشود و تاریخ ایران با قدرتربایی آخوند جماعت و ولایت فقیه آغاز شده است. سئوال این است که مخالفان سیستم فقاهتی برای خلع اقتدار و قدرت آخوندها، کدام «کانسپ مشترک» را دارند تا بتوانند و بخواهند با تکیه به «کانسپ مشترک» با همدیگر همبسته شوند و میلیمتری علیه آخوندها اقدامهای کلیدی کنند؟. در آمریکا بعد از آنهمه جنگ و جدالهای داخلی، حریفان به این نتیجه رسیدند که «اعلامیه استقلال و آزادی» را تحریر کنند و حسب آن در عمل رفتار کنند که تا امروز به آن واقعا وفادار مانده اند. آنها حسب مفاد اعلامیه، قرار را بر این گذاشتند که مسائل و اختلاف نظرهای خود را در کنگره، مطرح و سنجشگری و غیره و ذالک کنند و سپس دست به اعمال سیاسی بزنند. امّا از میان اینهمه تشکیلات سیاسی ایرانی که هر کدامشان خود را خصم ولایت فقیه و جایگزین به حقّ آن نیز میدانند و دیگری را قبول ندارند تا امروز نتوانسته اند یک جمع ده نفره از خودشان ایجاد کنند برای باهماندیشی و اقدام مشترک. چرا و به کدامین دلایل ناپژوهیده و ناکاویده؟. اگر دلایلش برای دیگران نامعلوم و معمّایی هستند، برای من که سالهای سال است در باره جیک و بک اینهمه گرایشهای مدّعو اندیشیده ام و کاویده ام، مسئله ای کاملا روشن و شفّاف هستند.
(...... ادامه)
In reply to .نی ناش ناش. by الدرم بلدرم
فهم مقاله شعور میخواد
فهم مقاله شعور میخواد
یک وقت هست تو مینوسی حسن خر است.. خب این یک فحش است. اما اگر بنویسی فلان کار حسن خریت است، منظور این نیست که حسن عرعر میکند یا خر است بلکه دارید حماقت حسن را در قالب یک ناسزا به او میرسانید. گاه یک ناسزا بیش از یک مقاله مفهوم را میرساند. در اینجا وقتی مینویسم جاکش، منظور این نیست که طرف به این کار مشغول است. ... ولش.. برای نفهم ها که ادبیات ناسزا سرشان نمیشود نباید وقت گذاشت.
.نی ناش ناش.
............. چرا به دیگران میگویی جاکش ؟
اگر فارسی بلد نیستی حداقل سایت را با زبان شهرنویی ات آلوده نکن !
اینجا پادگان ارتش شاهنشاهی نیست.
....................
حماقت ذاتی است کسی نمی تواند…
حماقت ذاتی است کسی نمی تواند اکبر کرمی را شفا دهد. البته شاید گندیدن عقلی هم باشد.