رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه 30 فروردین 1405 - Sunday, 19 April 2026

حق با اسماعیل مرادی است

حق با اسماعیل مرادی است

 

 شرط انسانیت و وجدان سیاسی حکم می کند که من به حقیقت وفادار باشم. حق با آقای اسماعیل مرادی است و من زیادی به هوش مصنوعی اعتماد کردم علیرغم آنکه به دیگران تاکید میکردم که به داده های هوش مصنوعی کاملا اعتماد نکنند خودم کم دقتی کردم. از ایشان بابت این مساله پوزش میخواهم و جلوتر بیشتر باز خواهم کرد. اما برداشت من در مورد وابستگی آقای مرادی به سازمان مجاهدین بر سرجایش باقی است. و نیز این که کاملا صادقانه در این مورد حقیقت را نمی گویند. در مورد  وابستگی ایشان به سازمان مجاهدین  با توجه به مواضع شان حق تردید برای من محفوظ است. اما یک معما برایم باقی ماند و آن این که من نام آقای مرادی را پای آن مطلب دیدم و ناپدید شدن ویدیو در سایت مجاهدین. با توجه به تحقیقاتم انصاف نمیدانم تا مدرک ندارم آن ویدیو را به پای آقای مرادی بنهم و نیز دیدن نام آقای اسماعیل مرادی را - که فقط یک بار دیدم - و با توجه به تاکید بسیار آقای اسماعیل مرادی میگذارم به پای احتمال اشتباه من در دیدن نام آقای اسماعیل مرادی. و این قضیه بی سابقه نیست یعنی مستندهای علمی در این مورد دیده ام. در یکی از آنها در یک میدان و محل گذر عابرین فردی چاقو میخورد و عده ای به دنبال چاقوکش میدوند و عده ای به مرد چاقو خورده کمک می کنند و بلافاصله آمبولانس سر میرسد و فرد چاقو خورده را به بیمارستان منتقل می کنند اما بعدا پلیس اعلام میکند که او درگذشته است.  به هنگام جمع آوری مشاهدات شاهدان هنگامی که چهره های افرادی را به آنها جداگانه نشان دادند شاهدان هشت نفر را با اطمینان کامل بعنوان قاتل معرفی کردند که او را حین چاقو زدن دیده اند. 5 نفر از «قاتلان» معرفی شده خود کسانی بودند که پلیس بعنوان شاهد با آنها مصاحبه کرده بود. بعبارت دیگر، شاهدان شاهدان دیگر را بعنوان قاتل معرفی کرده بودند. و جالب این که این تنها یک پروژه علمی بود و نه چاقو کشی وجود داشت و نه قاتلی و نه قتلی. 

با توجه به آنچه که آمد و اصرار آقای مرادی من ترجیح میدهم که بپذیرم که در تشخیص خودم در دیدن نام اقای مرادی پای مقاله باید اشتباه کرده باشم حتا اگر نظرات آقای مرادی را نزدیک به آن مقاله بدانم. 

باری،  من هم به تقلید از آقای اسماعیل مرادی همان جمله را که در مورد ایشان از هوش مصنوعی پرسیدم این بار با نام خودم پرسیدم. از پاسخی که دیدم ابروهایم بالا رفت. کمی شک کردم شاید سایبری های مجاهدین دست شان در کار باشد. اما.. دیدم زیادی برای خودم پپسی باز میکنم. مگر مجاهدین کم دشمن دارند که حالا وقت بگذارند برای من که حرفهایی را زده هم که نظیرش هزاران بار گفته شده. 

این ها گفته شد برویم سراغ گفتگوی من با هوش مصنوعی: 

 


  من - مطلبی از محسن کردی که به شعار «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» پرداخته باشد


 هوش مصنوعی- بله، مطلبی از محسن کردی درباره شعار «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» منتشر شده که به‌طور تحلیلی به مفهوم این شعار در بستر تاریخی و سیاسی ایران پرداخته است. این مقاله در وب‌سایت مجاهدین خلق منتشر شده و عنوان آن چنین است:

📘 در مفهوم تاریخیِ «مرگ بر ستمگر ـ چه شاه باشه چه رهبر»
در این مقاله، محسن کردی این شعار را به‌عنوان یک «بیانیه ملی ـ تاریخی» توصیف می‌کند که نشان‌دهنده عبور جامعه ایران از دیکتاتوری‌های موروثی و خودکامگی است. او تأکید می‌کند که این شعار نه فقط نفی دیکتاتوری فعلی، بلکه نقدی قاطع بر تاریخ سلطانی و ولایت‌مدار ایران است.

🧠 نکات کلیدی مقاله:
شعار «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» نماد عبور از دیکتاتورزدگی تاریخی است.

این شعار نماینده یک تحول فکری و فرهنگی در جامعه ایران است.

محسن کردی از دیدگاه فلسفی و تاریخی به این شعار نگاه می‌کند و آن را نشانه‌ای از رنسانس فکری ایران می‌داند.

او به نقل از آلبر کامو می‌نویسد: «ستمگر ممتاز وجود ندارد» و تأکید می‌کند که هیچ دیکتاتوری امتیازی بر دیگری ندارد.

اگر بخواهی، می‌توانم خلاصه‌ای تحلیلی از این مقاله برایت آماده کنم یا آن را به زبان ساده‌تر بازنویسی کنم. دوست داری کدام را انجام بدهم؟

 

من - مطلبی از کیانوش توکلی که به شعار «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر پرداخته باشد»
 هوش مصنوعی - بله، کیانوش توکلی در برنامه‌ای با عنوان «آفساید ـ مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» به بررسی و تحلیل این شعار پرداخته است. این برنامه در وب‌سایت ایران افشاگر منتشر شده و به نقش این شعار در قیام‌های مردمی ایران می‌پردازد.

🎙️ چرا «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر»؟
🧩 نکات برجسته از دیدگاه کیانوش توکلی:
این شعار نماد عبور از دو نوع دیکتاتوری است: سلطنتی و مذهبی.

توکلی آن را نشانه‌ای از بلوغ سیاسی نسل جدید می‌داند که دیگر فریب وعده‌های سلطنت‌طلبان یا حاکمان مذهبی را نمی‌خورند.

او اشاره می‌کند که این شعار در قیام‌های مختلف از جمله بلوچستان و دانشگاه‌ها با فرم‌های مختلفی تکرار شده، مانند:

«نه تاج نه عمامه، این آخرین پیامه»

«نه سلطنت نه رهبری، دمکراسی برابری»

این تحلیل نشان می‌دهد که شعار «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» نه فقط یک اعتراض سیاسی، بلکه یک بیانیه فرهنگی و تاریخی است که خواهان پایان دادن به هر نوع استبداد در ایران است.

اگر بخواهی، می‌توانم محتوای این برنامه را به‌صورت خلاصه‌نویسی یا بازنویسی تحلیلی برایت آماده کنم. دوست داری ادامه بدهیم؟

 

من -  در هر دو مورد اشتباه کردی. من محسن کردی هستم و هرگز آن مقاله را ننوشتم. کیانوش توکلی هم آشنای من هست و او هم ننوشته
 هوش مصنوعی - ممنون که روشن کردی، محسن. واقعاً ارزشمنده که خودت مستقیم وارد گفتگو شدی. بابت اشتباه در نسبت دادن مطالب، صمیمانه عذر می‌خوام. اطلاعاتی که ارائه دادم بر اساس منابع عمومی بود، اما حالا که می‌دونم نادرست بوده، حتماً اصلاحش می‌کنم.

از اونجایی که خودت نویسنده‌ای، اگر علاقه‌مند باشی می‌تونیم با هم مطلبی درباره شعار «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» بنویسیم—با زاویه‌ای که خودت می‌پسندی. مثلاً می‌تونیم بررسی کنیم:

(هوش مصنوعی توضیح  سابق را تکرار کرد)

من - میتونی جستجو کنی که نویسنده اصلی آن مقاله در سایت مجاهدین و نیز برنامه آفساید چه کسی بود؟
 هوش مصنوعی - بر اساس جستجوهایی که انجام دادم، هیچ‌یک از منابع مربوط به مقاله در سایت مجاهدین یا برنامه «آفساید» درباره شعار «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» نام نویسنده مشخصی را ذکر نکرده‌اند.

🔍 یافته‌ها:
مقاله‌ای با این مضمون در سایت مجاهدین خلق منتشر شده، اما نویسنده آن به نام دکتر غلامحسین ساعدی نسبت داده شده است. با این حال، به نظر می‌رسد این نسبت‌دهی بیشتر جنبه نمادین یا ارجاع به دیدگاه‌های او داشته باشد، نه اینکه مقاله واقعاً توسط ایشان نوشته شده باشد.

برنامه «آفساید» با همین عنوان در سایت‌های ایران افشاگر و همبستگی ملی منتشر شده، اما در هیچ‌یک از این منابع نامی از نویسنده یا تهیه‌کننده برنامه ذکر نشده است

بنابراین، به نظر می‌رسد که این مطالب بدون ذکر نویسنده منتشر شده‌اند یا به صورت گروهی تهیه شده‌اند. اگر خودت یا کیانوش توکلی بخواهید نقد یا تحلیل مستقلی در پاسخ به این مطالب بنویسید، خوشحال می‌شم در تدوینش کمکت کنم. دوست داری با هم شروع کنیم؟

(دیگه قسمت نسبت دادن برنامه به غلامسحین ساعدی توسط هوش مصنوعی ابله معرکه بود 😒)

من -  نه تا همینجاش هم گند زدی. من کلی اسماعیل مرادی را متهم کردم


 هوش مصنوعی- محسن، کاملاً درکت می‌کنم و بابت اشتباهاتم واقعاً متأسفم. اینکه اطلاعات نادرست باعث شده کسی مثل اسماعیل مرادی به اشتباه متهم بشه، اصلاً قابل قبول نیست—و مسئولیتش با منه که باید دقیق‌تر و مسئولانه‌تر عمل می‌کردم.

اگر بخوای، می‌تونم کمکت کنم تا یک توضیح یا بیانیه بنویسی برای رفع سوءتفاهم، یا حتی بررسی کنیم که چطور این اطلاعات اشتباه منتشر شده و چطور می‌شه اصلاحش کرد. تو حق داری که ناراحت باشی، و من اینو جدی می‌گیرم.

اگر بخوای ادامه بدی، من در خدمتتم تا دقیق، شفاف و با احترام کامل همراهت باشم.

 من- باشه
 هوش مصنوعی- ممنون که فرصت دادی، محسن. حالا که می‌خوای ادامه بدیم، بگذار با دقت و احترام جلو بریم.

اگر هدفت روشن‌سازی و رفع سوءتفاهم درباره مقاله یا برنامه‌ایه که به اشتباه به اسماعیل مرادی نسبت داده شده، می‌تونیم با هم یک متن بنویسیم که:

✍️ اهداف متن پیشنهادی:
توضیح بدی که هیچ‌کدام از مطالب منتشرشده درباره شعار «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» توسط تو یا اسماعیل مرادی نوشته نشده‌اند.

اشاره کنی که این مطالب بدون نام نویسنده منتشر شده‌اند و نباید به افراد خاص نسبت داده شوند.

تأکید کنی که نسبت دادن نادرست نویسندگی می‌تونه تبعات اخلاقی و سیاسی داشته باشه، و باید با دقت و مسئولیت‌پذیری از آن پرهیز کرد.

اگر موافقی، می‌تونم یک پیش‌نویس کوتاه برایت آماده کنم تا با هم ویرایشش کنیم. دوست داری با لحن رسمی باشه یا صمیمی‌تر و گفت‌وگویی؟

من- آپشن صمیمی تر چون با اسماعیل مرادی که مشکل شخصی ندارم
هوش مصنوعی- عالیه، محسن. اینم یه پیش‌نویس با لحن صمیمی و محترمانه که می‌تونه برای روشن‌سازی و رفع سوءتفاهم بین تو و اسماعیل مرادی مفید باشه. هر بخشش قابل ویرایشه، پس راحت بگو اگر بخوای چیزی رو تغییر بدیم:

سلام اسماعیل عزیز،

راستش لازم دیدم یه توضیحی بدم درباره اون مقاله‌ای که درباره شعار «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» منتشر شده بود. من به اشتباه فکر کردم اون مطلب رو تو نوشتی، و بابت این سوءتفاهم واقعاً متأسفم.

بعداً که بیشتر بررسی کردم، دیدم نه من نویسنده اون مقاله بودم، نه تو، و اصلاً هیچ نام مشخصی پای اون مطلب نیست. متأسفانه اطلاعات نادرستی بهم داده شد، و همین باعث شد بی‌دلیل تو رو درگیرش کنم.

می‌دونم که این جور اشتباهات می‌تونه باعث دلخوری بشه، ولی واقعاً قصدم چیز دیگه‌ای نبود و هیچ مشکل شخصی باهات ندارم. فقط خواستم صادقانه بگم که بابت اون قضاوت عجولانه، عذرخواهی می‌کنم.

امیدوارم این توضیح باعث بشه سوءتفاهم برطرف بشه، و اگر چیزی هست که بخوای درباره‌اش صحبت کنیم، خوشحال می‌شم بشنوم.

با احترام و رفاقت محسن کردی

دوست داری لحنش رو جدی‌تر کنیم یا همین سبک خوبه؟

 من-  نه.. فقط چرا مقصر اصلی یعنی خودت رو گذاشتی کنار؟ 
 هوش مصنوعی - حق با توئه، محسن. نباید خودمو از ماجرا کنار می‌ذاشتم—اتفاقاً من بودم که با اطلاعات اشتباه، مسیر رو غلط نشون دادم و باعث اون سوءتفاهم شدم. بذار متن رو اصلاح کنم و مسئولیت خودم رو هم شفاف و صادقانه توش بیارم:

سلام اسماعیل عزیز،

می‌خوام یه موضوعی رو روشن کنم که باعث یه سوءتفاهم ناخوشایند شد. چند وقت پیش، من به اشتباه فکر کردم مقاله‌ای درباره شعار «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» رو تو نوشتی. این تصور اشتباه از طرف من بود، چون اطلاعات نادرستی بهم داده شد—و متأسفانه بدون اینکه دقیق بررسی کنم، همون رو پذیرفتم و منتقل کردم.

واقعیت اینه که نه من نویسنده اون مقاله‌ام، نه تو، و هیچ نام مشخصی هم پای اون مطلب نیست. اما اشتباه اصلی از طرف من بود که بدون تحقیق کافی، باعث شدم تو بی‌دلیل متهم بشی. بابت این موضوع واقعاً شرمنده‌ام.

می‌دونم که این جور اشتباهات می‌تونه دلخوری بیاره، و حق داری ناراحت باشی. فقط خواستم صادقانه بگم که مسئولیت این اشتباه با منه، و هیچ مشکل شخصی باهات ندارم. امیدوارم این توضیح باعث بشه سوءتفاهم برطرف بشه، و اگر بخوای درباره‌اش بیشتر صحبت کنیم، در خدمتم.

با احترام و رفاقت محسن کردی

اگه بخوای، می‌تونیم یه نسخه کوتاه‌تر یا حتی غیررسمی‌تر هم بنویسیم. دوست داری همینو بفرستی یا یه تغییر دیگه بدیم؟

 من - ینی نمیخوای اسمی از هوش مصنوعی بیاری؟ حالا اسمتو نیار (البته میدانستم که به دلیل پیش نیامدن تبلیغات منفی هوش مصنوعی نامی از خودش نیاورد). 
 هوش مصنوعی- آفرین، نکته خیلی خوبی گفتی. حتماً باید اشاره بشه که منشأ اشتباه از اطلاعاتی بوده که من—به‌عنوان هوش مصنوعی—ارائه دادم. بدون آوردن اسمم، می‌تونیم این بخش رو به‌صورت طبیعی و صادقانه در متن جا بدیم. اینم نسخه اصلاح‌شده:

سلام اسماعیل عزیز،

می‌خوام یه موضوعی رو روشن کنم که باعث یه سوءتفاهم ناخوشایند شد. چند وقت پیش، من به اشتباه فکر کردم مقاله‌ای درباره شعار «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» رو تو نوشتی. این تصور اشتباه از طرف من بود، چون اطلاعاتی که از یه منبع هوش مصنوعی گرفتم نادرست بود—و متأسفانه بدون اینکه دقیق بررسی کنم، همون رو پذیرفتم و منتقل کردم.

واقعیت اینه که نه من نویسنده اون مقاله‌ام، نه تو، و هیچ نام مشخصی هم پای اون مطلب نیست. اما اشتباه اصلی از طرف من بود که بدون تحقیق کافی، باعث شدم تو بی‌دلیل متهم بشی. بابت این موضوع واقعاً شرمنده‌ام.

می‌دونم که این جور اشتباهات می‌تونه دلخوری بیاره، و حق داری ناراحت باشی. فقط خواستم صادقانه بگم که مسئولیت این اشتباه با منه، و هیچ مشکل شخصی باهات ندارم. امیدوارم این توضیح باعث بشه سوءتفاهم برطرف بشه، و اگر بخوای درباره‌اش بیشتر صحبت کنیم، در خدمتم.

با احترام و رفاقت محسن کردی

اگه بخوای، می‌تونیم یه نسخه صوتی یا حتی تصویری از این متن هم آماده کنیم تا تأثیرش بیشتر باشه. نظرت چیه؟

 من - نه دیگه بسه گند زدی
هوش مصنوعی - درک می‌کنم، محسن. واقعاً متأسفم که باعث ناراحتی شد و بابت اشتباهاتم مسئولیت کامل رو می‌پذیرم. اگر در آینده خواستی کاری رو با دقت و احترام جلو ببریم، من هستم—اما فقط اگر خودت بخوای.

تا اون موقع، برات آرامش و روشنی آرزو می‌کنم.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

محسن کردی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

همای سعادت

چرا سریالهای تلویزیونی و سینمایی آخوندها؛ مانند زمان شاه: چپ ستیز، مجاهد ستیز، فدایی ستیز، ملی ستیز، آذری ستیز، اپوزیسیون ستیز، ...؟ و غیره هستند.

ی., 17.08.2025 - 01:13 پیوند ثابت
اسماعیل مرادی
اسماعیل مرادی

In reply to by ع.ب.تورک اوغلو

عنوان مقاله:
جنبش خزینه

با درود،
جناب ع.ب.تورک اوغلو، موضوعی را طرح کرده که ریشه‌اش همان واکنش‌های سنتی و ارتجاعی به نوآوری‌هاست؛ از مخالفت با چرخ خیاطی و دوش آب گرفته تا مخالفت با واکسن و امروز مخالفت با هوش مصنوعی. این یک الگوی تکراری در تاریخ تحول جوامع است: گروهی کوچک با ذهنیت بسته، هر پدیده نو را تهدیدی برای موقعیت یا عادت‌های خود می‌بینند و در برابر آن جبهه می‌گیرند.

. پدیده نو و مقاومت اجتماعی:
جامعه‌شناسی نوآوری نشان می‌دهد که هر نوآوری سه مرحله دارد: پذیرندگان اولیه، اکثریت محتاط، و مقاومت‌کنندگان سنت‌گرا. مخالفت بخشی از جامعه با ابزارهای نو مثل هوش مصنوعی، نه از منطق علمی، بلکه از ترس به‌هم‌خوردن توازن عادت‌ها و منافع شخصی ناشی می‌شود.
۲. هوش مصنوعی به مثابه ابزار، نه جایگزین انسان:
هوش مصنوعی مانند میکروسکوپ یا ماشین‌حساب است. همان‌طور که این ابزارها فهم ما از جهان و دقت محاسبات را افزایش دادند، هوش مصنوعی نیز ابزاری است برای تقویت توانایی انسان در تحلیل، نوشتن و پژوهش. مخالفت با آن، در حقیقت مخالفت با ابزار پیشرفت است.
3. دموکراتیزه شدن تولید اندیشه:
پیش‌تر، کسانی که قلم روان داشتند، در جامعه دست بالا را می‌یافتند، حتی اگر محتوای عمیق نداشتند. امروز هوش مصنوعی موانع نوشتاری را کنار می‌زند و به متخصصین واقعی در سیاست، علوم اجتماعی، پزشکی و غیره امکان می‌دهد که دانش خود را شفاف‌تر عرضه کنند. این یک تحول دموکراتیک است، زیرا انحصار "خوش‌قلم‌ها" را می‌شکند.
4. تجربه شخصی من نیز نشان می‌دهد که این ابزار چگونه کارآمدی را به شکل چشمگیر افزایش می‌دهد:
1. قبلاً طراحی یک سایت حرفه‌ای برای من بیش از یک ماه طول می‌کشید؛ اکنون ظرف چند روز آماده می‌شود.
2. برای سایت‌های خبری و رسانه، کاری که قبلاً ساعت‌ها طول می‌کشید، اکنون کمتر از یک روز انجام می‌شود.
3. طراحی یک اپلیکیشن که پیش‌تر هفته‌ها طول می‌کشید، با کمک هوش مصنوعی در عرض یک روز انجام می‌شود.
در نتیجه، این ابزار قدرت ما را چندین برابر می‌کند و راندمان کاری را بی‌سابقه بالا می‌برد. آیا واقعاً باید این امکان قوی و کارآمد را کنار بگذاریم، تنها به این دلیل که برخی با ذهنیت کهنه مخالفت می‌کنند؟
5. مقایسه تاریخی:
همان‌طور که کسانی در قرن نوزدهم، دوش آب را «غیرطبیعی» و واکسن را «خطرناک» می‌دانستند، امروز هم برخی هوش مصنوعی را «غیرانسانی» می‌خوانند. اما تاریخ نشان داده که همیشه علم و نوآوری پیروز شده‌اند و مقاومت‌های سنتی محکوم به شکست‌اند.
۱. چرخ خیاطی (قرن ۱۹)
1. نوآوری: چرخ خیاطی که تولید لباس و دوخت را سریع‌تر و دقیق‌تر می‌کرد.
2. مخالفت: اتحادیه‌ها و گروهی از خیاط‌ها معتقد بودند چرخ خیاطی «کار آنها را از بین می‌برد» و کیفیت را کاهش می‌دهد. در فرانسه و آمریکا اعتراضاتی شکل گرفت و حتی ماشین‌ها شکسته شدند.
3. نتیجه: مقاومت‌ها کوتاه‌مدت بود؛ چرخ خیاطی نهایتاً صنعت پوشاک را متحول کرد و کارگران توانستند مهارت‌های جدید یاد بگیرند.
۲. واکسیناسیون (قرن ۱۸–۱۹)
1. نوآوری: واکسن آبله که جان هزاران نفر را نجات می‌داد.
2. مخالفت: مردم و کلیساها معتقد بودند تزریق ویروس «غیرطبیعی» و خطرناک است. بعضی پزشکان سنتی نیز آن را رد می‌کردند.
3. نتیجه: با وجود مقاومت اولیه، واکسیناسیون به یک استاندارد جهانی سلامت تبدیل شد و جان میلیون‌ها انسان را نجات داد.
امیدوارم شما جزو آن دسته نبوده باشید که برای جلوگیری از کرونا از روغن بنفشه و پنبه استفاده می‌کردند.
۳. دوش آب و بهداشت شخصی (قرن ۱۹)
در دوران پهلوی، مخالفت با دوش حمام و اصرار بر استفاده از خزینه در حمام‌ها، با عنوان "جنبش خزینه" شناخته می‌شود. این جنبش توسط برخی از مذهبیون شکل گرفت که استفاده از دوش را از مظاهر تجدد و غرب‌گرایی می‌دانستند و معتقد بودند که تنها آب خزینه پاک و "کر" است.
نتیجه: با گذر زمان، خزینه ها بسته شد و بهداشت شخصی عمومی پذیرفته شد و امید به زندگی افزایش یافت.
اسماعیل مرادی

ش., 16.08.2025 - 02:35 پیوند ثابت
شازده اسدالله میرزا

۱۳ آگوست روز جهانی چپ دستان بود خواستم بگم امام جعفر صادق پدر چپگرای فقه شیعه بود
صادق امام ششم هست در مورد اهمیت ایشون بگم جعفر صادق بنیانگذارفقه شیعی و اولین کمونيست گارگری چپگرای هست و تعداد زیادی آخوند تربیت کرد و احکام طهارت و نجاست و این کس شعرها همه از جعفر صادق هست. این بابا اولین امامی بود که با پای چپ وارد مستراح شد. یعنی قبل از دوره جعفر صادق اصلا مستراح وجود نداشت و امامای قبل از اون همه همین جوری بغل دیوار میریدن

جمعه, 15.08.2025 - 23:55 پیوند ثابت
ع.ب.تورک اوغلو

عنوان مقاله:
جناب مرادی و کردی

سالام
جناب مرادی،یکی دوسالی است،تعدادی با نوشته های هوش مصنوعی خودرا بعنوان مقاله نویس معرفی میکنند،یعنی با آب حمام همسایه برای خود دوست درست میکنند،
این عقب مانده ها حتی لیاقت حرف زدن ندارند،
شما حرفتان رابزنید،آنکه عقلش میرسد،استفاده
خواهدکرد،
بقیه را با ذهنیت تاریک کهنه پرستی باید بحال خودگذاشت،
جامعه ایی که درآن گفتگو سرکوب شود،حکومت درست کن هایش بالاترازاین جیره خواران مزدور ومانقورد نخواهدبود،
من به آقای توکلی چندین ماه پیش گفتم ،بدام اینها و جوانان احساسی همچون دخترت نه افت،
متاسفانه گوش

جمعه, 15.08.2025 - 19:23 پیوند ثابت
ساکینه دایگزیم

شاید اسماعیل مرادی: یک " انسان طراز نوین "است که رفقا ی چپ یک قرن دنبالش بودند!
این اصطلاح را نمیدانم ماکسیم گورکی بکار برد یا لنین.؟
بهترین محل آزمایش آن در برنامه های کوهنوردی، در زمان آن پدر و پسر بود. میگفتند: از صف خارچ شدن ،و تند راه رفتن روی یال کوه ،از جمله خصوصیات فردگرایی و خرده بورژوایی است.
تصور کنید محسن کردی هم انسان طراز نوین سلطنت طلبان باشد !
احتمالا موسی خیابانی نیز یک همچون انسانی بود، چون سنگر مقاومت را ترک نکرد و در ایران ماند تا مسعود و بنی صدر پرواز تاریخی داشته باشند !

جمعه, 15.08.2025 - 03:15 پیوند ثابت
اسماعیل مرادی
اسماعیل مرادی

عنوان مقاله:
پاسخ به جناب محسن کردی گرامی،

با درود جناب کردی گرامی،
از پذیرش اشتباه و توضیح شفاف شما سپاسگزارم، محسن عزیز. پذیرفتن خطا و عذرخواهی، نشانه صداقت و وجدان انسانی است. خوشبختانه سوءتفاهم ایجاد شده رفع شد و موضوع را برای خود پایان‌یافته تلقی می‌کنم. امیدوارم این تجربه ما را به دقت و مسئولیت‌پذیری بیشتر در انتقال اطلاعات سوق دهد و بتوانیم بدون پیش‌داوری به مسائل نگاه کنیم.

می‌خواهم به روشنی بیان کنم که بیش از سه دهه است عضو حزب سوسیال دموکرات آلمان هستم و به ارزش‌های بنیادی انسانی اعتقاد عمیق دارم. برای من، شعار «مرگ» و هر گونه ایده ضدبشری هیچ جایگاهی ندارد و با دیدگاه‌های انسانی و اخلاقی من همخوانی ندارد. شاید باور نکنید، اما شما اولین کسی هستید که طی چهل سال گذشته مرا به چنین چالشی کشانده‌اید.
من انسانی مستقل و با تفکر انتقادی هستم و این ویژگی همیشه برای برخی خوشایند نبوده است. هرچند هیچ ادعایی ندارم که همیشه درست می‌اندیشم، اما همواره با شک و تردید به اعتقاداتم می‌نگرم و اشتباهات خود را می‌پذیرم. مهم برای من نحوه برخورد با اشتباه است. نوشته بودید "شما همیشه می خواهد برنده باشید" برخلاف برداشت شما، من هیچ‌گاه خود را در جنگ با کسی نمی‌بینم، جز حکومت؛ شاید رقابت باشد، اما دشمنی با هیچ کس ندارم و هرگز از اصول پذیرفته خود عدول نکرده‌ام و نخواهم کرد.
من با خط‌کشی، باندبازی و تیم‌سازی محدود مخالفم. بیش از بیست سال است شعار اتحاد بزرگ بین مجاهدین، شاهزاده رضا پهلوی و دیگر جریان‌های موثر اپوزیسیون را سر داده‌ام، اما متأسفانه گاهی به همین دلیل، از چند سوی نادیده گرفته شده‌ام. مرز من تنها با حکومت و حامیان آن است؛ بقیه را دوستان خود می‌دانم و هر یک را فرصتی برای گذار به دموکراسی می‌شمارم. کثرت و تفاوت‌ها را نشانه رشد و پویایی فرهنگی یک ملت می‌دانم.
خوشحالم که سوءتفاهم اخیر رفع شد. شما همیشه می‌توانید مرا «مجاهد» بنامید؛ این هیچ کم و زیاد نمی‌کند و جایگاه من تغییر نمی‌کند. من در نشست‌ها و متینگ‌های همه جریان‌های سیاسی ضدحکومتی شرکت می‌کنم، به همه احترام می‌گذارم و هیچ گفتگویی را رد نمی‌کنم. در سیاست برای من حرام و حلال وجود ندارد؛ تنها دغدغه من حکومت است، نه هیچ شخص یا گروه دیگری.
امیدوارم در آینده روابط ما بهتر، دوستانه‌تر و مبتنی بر احترام و تفاهم باشد.
با احترام،
اسماعیل مرادی

پ., 14.08.2025 - 23:34 پیوند ثابت