پاسخ به اتهامات بیاساس جناب کردی
با درود به خوانندگان گرامی،
در پی انتشار اتهاماتی بیپایه علیه اینجانب، لازم میدانم برای جلوگیری از سوءبرداشت، مواضع و واقعیتها را به روشنی بیان کنم:
۱. احترام به همه نیروهای مبارز علیه استبداد
من همواره به تمامی جریانها و اشخاصی که علیه حکومت جمهوری اسلامی مبارزه میکنند، صرفنظر از گرایش سیاسیشان، احترام گذاشتهام. این احترام شامل سازمان مجاهدین خلق نیز میشود که بهعنوان یکی از منسجمترین و فعالترین جریانهای سازمانیافته علیه استبداد شناخته میشوند. موضع من احترام به پایداری و ایستادگی اعضای این سازمان است، بدون آنکه وابستگی تشکیلاتی به آن داشته باشم.
۲. دروغ بودن ادعای «پنهانکردن هویت سیاسی»
ادعای اینکه من بهخاطر جلوگیری از «منفور شدن» هویت سیاسی خود را پنهان میکنم، کاملاً بیاساس است. دیدگاهها و مواضع من طی سالیان، علنی و آشکار بیان شده و نیازی به پنهانکاری نداشته و ندارد.
۳. موضع روشن درباره شعارها
من شخصاً با هر شعاری که واژه «مرگ» در آن باشد مخالفم. به جای «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشد چه رهبر» شعار «نه بر ستمگر، چه شاه باشد چه رهبر» را پیشنهاد دادهام. این شعار، بدون خشونتطلبی، مخالفت آشکار با هرگونه ستم را بیان میکند. کسانی که از چنین شعاری ناراحت میشوند، معمولاً یا طرفدار شاه ستمگرند یا رهبر ستمگر.
۴. رد انتساب نادرست مقاله
تاکنون هیچ مطلب یا نوشتهای از من در رسانههای مجاهدین منتشر نشده است. مقالهای که به من نسبت داده شده، هیچ ارتباطی به من ندارد و این نسبتدادن، نادرست و بیپایه است.
۵. پایبندی به نقد سالم و پرهیز از تخریب
من بر اساس باور به زندگی و حقوق انسانی، با خشونتطلبی و تخریب شخصیتی مخالفم. نقد باید بر پایه واقعیت و منطق باشد، نه اتهامزنی و تحریف.
۶. در مورد عکس منتشرشده
عکسی که من منتشر کردهام، تصویری از شاهزاده رضا پهلوی، سرکار خانم مریم رجوی و جمعی از شخصیتها و جریانهای سیاسی مؤثر ایران است. هدف من از انتشار آن، تأکید بر لزوم اتحاد و همکاری نیروهای ضدحکومت بوده است.
در پایان یادآور میشوم که اتهام، توهین و تخریب شخصیت، شگرد رایج سایبریها و نفوذیهای حکومت جمهوری اسلامی برای ایجاد اختلاف میان نیروهای مخالف حکومت است. من همیشه مدافع اتحاد و همکاری بوده و هستم.
با احترام
اسماعیل مرادی
11.08.2025
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
و کسانی نظیر ایشان
و کسانی نظیر ایشان
در نگاه اول اتحاد نیروها برای رسیدن به یک هدف امری منطقی و عقلانی است. اما مشکل هنگامی پیدا میشود که شما نسبت به نیرو یا فردی که منظور اتحاد است شک و تردید دارید. این شک و تردید هم عقلانی و طبیعی است و در چنین امری احتیاط لازم است و نباید ساده لوح بود. اما افراط در این مورد نیز باز به دور شدن از هدف می انجامد. بسیاری کسان که خاطره خوبی از اتحاد با خمینی ندارند امروز به شاهزاده همان گونه می نگرند که به خمینی. مشکل اما صرف اتحاد با خمینی نبود بلکه مشکل این بود که هیچ پیش شرطی با خمینی گذاشته نشد. خمینی هرگز از خود طرحی ارائه نکرد. مردمان ونیرهای سیاسی با وی بیعت کردند و کسی کوچکترین شکی نسبت به خمینی نداشت چرا که براوردها این بود و او یک آخوند خشک مغز بیسوادی است که بعدا در مقابل جامعه روشنفکری کم می آورد و به واتیکانی در قم رضایت میدهد. هنگامی که جماعت شلاق خمینی را در سیاست بر تن دیدند بشدت شرطی شدند. از آن پس همه نیروها در اوایل انقلاب به هم نه به چشم همدرد که به چشم رقیب می نگریستند آن هم رقیبی که دشمن مردم ایران و دشمن آزادی است.
حال شاهزاده به میدان آمده است. این ها که از ماری مثل خمینی نیش خورده اند امروز از ریسمان سفید شاهزاده در هراس هستند و قادر نیستند ریسمان را گرفته و خود را از چاه بیرون بکشند. آنها به این سندروم و بیماری انقلابی دچار هستند و توان بیرون کشیدن خود را از این قفس ندارند اگرنه اگر بی غرض و بدون مشکل به شاهزاده بنگرند متوجه میشوند که شاهزاده هیچ گونه نیاز مادی یا غیر آن به قدرت ندارد. خمینی خود را حامل یک ایدئولوژی خونریز میدانست اما شاهزاده چنین مرجعیتی نه برای خود قائل است و نه میخواهد چنین باشد. اما مخالفانش او را کنار خمینی قرار میدهند.
قضیه همکاری شاهزاده و مریم رجوی که آقای مرادی مطرح می کند ظاهرا بایدطبیعی بنظر برسد. مشکل من با مجاهدین حضور آنها در عراق است که مردم از آنها نفرت دارند و این نفرت باعث میشود که مجاهدین در هر گروهی که بیایند یا نام شان محترم شمرده شود تبدیل به موجوداتی شوند که مردم ایران از آنها فراری هستند. با چنین وضعیتی اگر قرار است انقلابی در ایران صورت بگیرد مجاهدین بار خاطر هستند و حضورشان در هر گروهی باعث فراری شدن مردمی میشود که قرار است آخوندها را به زیر بکشند.
تنها یک راه برای نشستن رجوی و شاهزاده کنار هم وجود دارد و آن نیز تحمیل این امر بوسیله آمریکا و کشورهای غربی است. همانگونه که در عراق با اجبار جورج بوش یک نشست ملی برگزار شد و دشمنان سابق زیر نظر آمریکا قرار گرفتند، تنها راهش تکرار چنین وضیعیتی برای ایران است. در آن صورت هرکس میخواهد نقشی در آینده ایران ایفا کند ناچار خواهد شد به این اتحادیه بپیوندند. حال شاهزاده خواهند پیوسست یا خبر باید دید. تا آن هنگام و تا زمانی که اختیار به دست خودمان است نشستن یک نیروی اپوزیسیون کنار مجاهدین باعث بدنامی و روی گرداندن مردم از آن نیرو میشود. و این امری نیست که آقای اسماعیل مرادی نتوانند تشخیص بدهند.
انتشار ناقص کامنت
درود بر همه دوستان
دوباره کامنت طولانی من با اینکه در پنج قسمت به سایت ایران گلوبال ارسال شده است، ناقص منتشر گشته است.
لذا تصمیم گرفتم آن را در قامت یک مطلب مستقل برای مدیر سایت ارسال کنم تا اگر لازم دیدند، انتشار دهند و همه مخاطبین بتوانند آن را ببینند و بخوانند و قضاوت کنند.
با سپاس
بحث خوبی را مطرح کردید
بحث خوبی را مطرح کردید
آقای احمد پناهنده گرامی،
سپاس از همراهی شما در روشن شدن بحث و رسیدن به اصل ماجرا. آقای امیر طاهری که اصلا با مواضع اخیر ایشان در مقابل شاهزده همراه نیستم یک حرف خوبی میزند. می گوید اول تابلوی آنچه هستید را جلوی تان بگیرد و ماهیت تان را نشان بدهید بعد بیایید جلو. شما نمیتوانید از آزادی انسان و حقوق زن بگویید و بعد زنان ارتش آزادیبخش تان از دم روسری به سر باشند. خب فردا که به قدرت برسید زنان ارتش ایران نیز بناچار باید لچک به سر بکشند. و بسیاری ایرادات دیگری که شما بجا از آنها گرفته اید. مشکل سازمان الزاما اسلام و قوانین و ظواهر اسلامی نیست. فرض کنید اینها به حرف شما گوش کنند. تازه میشوند حزب توده و فداییان و می نشینند کنار فرخ نگهدار و احمد پورمندی و رضاعلیجانی و مهرداد درویش پور و نظایر اینها. نگاه اینها به سیاست از منافع و صلاح ملت ایران گذر کرده و هنگامی که دست بر قلم می گذارند یا سخن می گویند به این نمی اندیشند که آیا صلاح مردم ایران را در نظر دارند یا دارند خشم و پدرکشتگی پیشه می کنند. اگرنه آنچه من و شما و دیگرانی که صلاح کشور و مردم را در نظر میگیرند امر غیر قابل فهمی بخصوص برای این حضرات نیست. مشکل این است که اینها با خودشان مشکل دارند. تنها هدف شان ادامه این راه است که آخرش هم بمیرند بدون آن که برای کشورشان و مردم شان کاری کرده باشند. هدف شان از جوانی و نوجوانی نیکبختی مردم شان بود که چریک شدند یا حزب اللهی شدند. اما بعد کلا هدف فراموش شد چرا که در طی این سالها مواضعی گرفتند که امروز با هیچ چسبی نمیتوان آن را به صلاح مردم ایران تعبیر کرد. و گیرشان آنجاست. شجاعت این را ندارند که بگویند اشتباه کردیم و هی بر مواضع اشتباه شان پافشاری می کنند.
روشنگری
قسمت پنجم
از اسلام سیاسی فاصله بگیرند و مثل یک انسان یا حزب و سازمان متمدن، فعالیت سیاسی در چهارچوب قانون و احترام به حفظ چهارچوب ارضی ایران انجام دهند.
زندانیان نگون بخت و اسیر شده در آلبانی را آزاد کنند
آزادی پوشش را در درون تشکیلات خودشان محترم بدارند و زنان را مجبور نکنند که رو سری بر سر بگذارند و از مردها متنفر باشند
عشق و دلدادگی را در سازمانشان به رسمیت بشناسند
خانواده را در درون سازمان متلاشی نکنند بلکه جدا شدگان زن و مرد را به هم پیوند دهند
و در راسش، سازمان خودشان را منحل کنند
آنگاه ا
روشنگری
قسمت چهارم
فکر نکنید امثال آقای کردی نمی توانند از لابلای نوشته ها به ماهیت پنهان شده شما در سازمان مجاهدین و احزاب و سازمان های تجزیه طلب کردی پی ببرند، خیر
بلکه هر کسی که اندکی شم سیاسی داشته باشد این بازی ها و پنهان کاری ها را خوب تشخیص می دهد.
بله،
شما به خوبی می دانید که مجاهدین خلق را با ایراندوستان پادشاهی و مشروطه خواهی و جمهوری خواهی، سر آشتی نیست اما به عبث وانمود به تلاش می کنید تا در قلمفرسایی های خودتان نشان دهید که می شود این دو را آشتی داد.
بله،
می شود آشتی داد و آشتی کرد
به شرطی
روشنگری
قسمت سوم
می دانید چرا؟
برای اینکه شما گوش تان برای شنیدن حقیقت کهیر می زد.
حتمن می دانید چه می گویم
آنجا که قلم روی کاغذ گذاشتم، منوچهر هزار خانی را برهنه کردم، شما کهیر زدید
یا وقتی درون پنهان تجزیه طلبان احزاب و سازمان کردی را برهنه کردم، در خود پیچیدید و وقتی هم در مقالات پیوسته چهره ضد ایرانی مجاهدین خلق را روی ملت ایران گرفتم و ذات ضد ایرانی شان را نشان دادم، مرا از لیست دوستان فیس بوکی تان حذف کردید
در حالی که چندین سال کج دار و مریز با هم غیر از سیزده سال اخیر، نشست و برخاست داشتیم.
بگذری
روشنگری
قسمت دوم
بنابراین شما با اینکه زمانی عضو سازمان مجاهدین و رابط کردی این سازمان بودید، تصدیق کنید که کماکان بند نافتان به این سازمان وصل است.
هرچند به عنوان عنصر تشکیلاتی در این فرقه ضد ایرانی فعال نیستید.
اما می دانم که مایل هستید که سازمان متبوع شما با بخشی از درون جمهوری اسلامی به ریاست میرحسین موسوی و خانواده باقی مانده رفسنجانی در همین جمهوری اسلامی استحاله شوند تا به گندم ری برسند و احزاب و سازمان های کردیِ تجزیه طلب هم به آرزوی جدا کردن کردستان از ایران نایل شوند.
نگویید نه؟
ما بارها با هم
روشنگری
الان که نگاه کروم. دیدم کامنت طولانی من، کامل در صفحه درج نشده است.
بنابراین دوباره در چند قسمت ارسال می کنم
قسمت اول
دوست دیروز من آقای مرادی گرامی
واقعن در حیرتم که چرا از راستی ها و انتقاد درست فرار می کنید که هیچ بلکه برآشفته می شوید و به تهدید روی می آورید؟
مگر آقای کردی چه گفتند و یا چه نسبتی به شما دادند که مثل جمهوری اسلامی و نیز مجاهدین خلق فقط تکذیب بی پشتوانه می کنید؟
من با اینکه با سایت ایران گلوبال به دلایل خودم همکاری ندارم، اما مطالب منتشر شده در سایت را دنبال می کنم.
و می توانم
In reply to ذهنیت چراغ نفتی در عصر دیجیتال، حاشیهساز میشود، by اسماعیل مرادی
بازهم قابل تامل است
بازهم قابل تامل است
والا من زیاد از این چیزایی که گذاشتین سر در نمیارم. ولی معلومه خیلی به کار دیجیتال واردین. من اینقدر رو میدونم که ارتش سایبری رژیم اسلامی بسیار قوی هستند، یکی چینی ها، اسرائیلی ها و چندتا دیگه هم قوی هستند. در کنار اینها یکی هم سازمان مجاهدین خیلی قوی هست. سازمان مجاهدینی که میتونه عکس مریم و مسعود رو بزاره تو تلویزیون های مدار بسته زندان اوین و یا در بنرهای کنار خیابان رسوخ کنه براش غیب کردن اسم کاری نداره. و شما هم بنظر میاد کلی آچار فرانسه هستین. حقوقدان، مفسر و تحلیلگر، وارد به کارهای کامپیوتری و دیجیتال. کسی مثل شما باید دمبش به یک جای گنده ای وصل باشه .. مثلا همون اتاق مرکز سایبری مجاهدین که از آنجا خیلی کارها می کنند. عکس میزنن تو بنر، تلویزیون مدار بسته زندان اوین رو دستکاری می کنند.. اسم غیب می کنند.
خب.. بنظر میرسه که هم من و هم هوش مصنوعی که منو برد درست کنار اون مقاله زدیم به کاهدون. ولی .. چرا هوش مصنوعی یکضرب برد پای مقاله مجاهدین و ربطش داد به شما و نه هیچ مقاله دیگری و نام دیگری؟ و من هم نام شما رو پای مقاله دیدم که لینکش رو هم گذاشتم؟ هوش مصنوعی چه چیزی رو در فضای دیجیتال بو کشیده بود؟
واقعیتش اینه که من به انسان اعتماد ندارم. تا همین چند سال پیش حکم بر بی گناهی انسان ها میدادم مگر آن که عکس آن ثابت شود. چندسالی است که اینقدر آدم های هفت خط و هفت رنگ در دنیا و بخصوص اپوزیسیون و خود رژیم ایده ام که عقیده پیدا کردم که .. نه این که همه انسان ها گناهکارند مگر عکسش ثابت شود.. نه.. این افراطی است. اما این را فهمیدم که ... همه مظنون هستند مگر آن که ثابت شود که گناهکار نیستند. شما آقای اسماعیل مرادی، بیش از آن پیرامون تان سوابق وجود دارد که نتوان شما را نویسنده آن مقاله ندانست حتا اگر نام تان پای آن نباشد. من که بین «مرگ بر سمتگر چه شاه باشه چه رهبر» و « نه به ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» تفاوتی نمی بینم. فقط زیر یکی از آنها نام مبتکر و نویسنده پاک شده. جدا چه تفاوتی دارد؟
In reply to مقاله در سایت مجاهدین by محسن کردی
ذهنیت چراغ نفتی در عصر دیجیتال، حاشیهساز میشود،
ذهنیت چراغ نفتی در عصر دیجیتال، حاشیهساز میشود،
جناب کردی گرامی،
فرمایش شما مبنی بر اینکه «ابتدا اسم اسماعیل مرادی زیر مقاله بود و بعد مسعود رجوی آن را برداشت» از نظر فنی و واقعیتهای دنیای وب نادرست است. در دنیای امروز، وقتی مطلبی در یک وبسایت منتشر میشود، آن محتوا بهطور خودکار توسط موتورهای جستجو و مراکز آرشیو مستقل ذخیره و بایگانی میگردد و حتی اگر صاحب سایت تغییراتی اعمال کند، نسخههای قبلی همچنان در دسترس خواهند بود.
برای نمونه:
1. Internet Archive – Wayback Machine
یک بایگانی جهانی است که نسخههای قدیمی صفحات وب را ذخیره میکند. کافی است آدرس صفحه مورد نظر را در لینک زیر وارد کنید تا تاریخچه کامل تغییرات و نسخههای قبلی را ببینید:
https://archive.org/web
2. Google Cache
گوگل هنگام ایندکس کردن صفحات، یک نسخه کششده (Cache) نگه میدارد که میتوان نسخههای قبلی صفحه را مشاهده کرد، حتی اگر مطلب از سایت اصلی حذف یا تغییر کرده باشد.
3. Archive.today
این سرویس نیز نسخهای از هر صفحه وب را برای همیشه بایگانی میکند.
https://archive.today
4. سیستمهای حقوقی و قضایی
در صورت نیاز رسمی، قضات و مراجع قضایی میتوانند از سرویسهای ثبت و نگهداری داده (مثل Cloudflare logs و دیتابیسهای هاستینگ) نسخه اصلی و تاریخچه تغییرات هر مطلب را دریافت کنند. این اطلاعات از نظر حقوقی ۱۰۰٪ معتبر و قابل استناد است.
بنابراین، حذف یا جایگزینی نام نویسنده بهگونهای که اثری از نسخه قبلی باقی نماند، عملاً غیرممکن است مگر اینکه نهتنها مطلب بلکه نسخههای بایگانیشده در همه این سرویسها هم حذف شود که آن هم نیاز به روند قضایی پیچیده دارد.
پیشنهاد میکنم برای شفافیت، لینک نسخه بایگانیشده صفحه مورد ادعای خود را در Wayback Machine یا Archive.today ارائه دهید تا همه دوستان بتوانند حقیقت را بدون ابهام ببینند.
اسماعیل مرادی
https://www.youtube.com…
https://www.youtube.com/watch?v=T33FvIjupPw
مقاله در سایت مجاهدین
بسیار قابل تامل است
آقای اسماعیل مرادی، اشک مرا در آوردید از این میزان حسن نیت. واقعا شرمنده شدم وقتی دیدم نوشتید به جای «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشد چه رهبر» شعار «نه بر ستمگر، چه شاه باشد چه رهبر» را پیشنهاد کرده اید .. های های گریه امانم نمیدهد از شرمندگی. نمیدونم چطور نزد شاهزاده سرم را بلند کنم که اینقدر به شما بی حرمتی کردم. عذر خواهم.. پوزش.. پوزش...!
کرمعلی یکی از اهالی محل دایی جان ناپلئون اینا میخواست جلوی شیرعل از زن شیرعلی تعریف کنه که شیرعلی موقع گذاشتن گوشت تو ترازو دنبه کمتر براش بزاره و گوشت بیشتر. رو کرد به بقیه مشتری ها و شروع کرد به تعریف کردن که : آقا برای من مهم نیست مردم محل چی میگن! خدا ازشون نگذره که گناه میشورن. والله به همین سوی چراغ زن شیرعلی خیلی خیلی خیلی نجیبه، اصلا از خونه بیرون نمیره صبح تا شب تو خونه است. نه دوستعلی خان، نه اسدالله میرزا، نه دایی سرهنگ هیچکدام از در باغ کناری یا دیوار کوتاه بین باغ و خونه شیرعلی سراغ طاهره نرفته اند و طاهره نجیب با هیچکدام روابط عاشقانه نداشته. آها.. راستی.. سردار مهارت خان هم اصلا چند بار تانک اش را جلوی خانه شیرعلی پارک نکرده و از دیوار نپریده تو خونه ش. اون دکتر ناصرالحکمای ریغو مخترع ویاگرا هم به اون قیافه زپرتیش نگاه نکنین.. اونم اصلا سر به خونه شیرعلی قصاب نزده و زنشو در غیاب او معاینه اش نکرده. پس از این تعاریف کرمعلی برگشت رو به شیرعلی که ببینه تعریفاش چه اثری داشته که دید شیرعلی یک ران گوساله را مثل میل زورخانه در دست نگه داشته و داره با لبخند به او نگاه می کنه. دو ساعت بعد مردم محل هنوز تلاش میکردند کله کرمعلی و گردنش رو که تو تنش فرو رفته بود بیرون بکشند اما موفق نمی شدند. حالا حکایت لطف آقای اسماعیل مرادی به مقوله پادشاهی است که مرگ را تخفیف داده اند و شعار نه به ستمگر چه شاه باشه چه رهبر را پیشنهاد میدهند. تا باشه از این پیشنهادها که مچ پیشنهاد دهنده و میزان حسن نیت او را بیشتر نشان بدهد. آهای شیرعلی..... آهای شیرعلی....
***
وقتی آقای مرادی مقاله شان را در ایران گلوبال درج کردند با تعجب لینک مقاله شان را کلیک کردم رفتم سایت مجاهدین. مقاله آنجا بود اما بدون نام اسماعیل مرادی. نمیدونم... آقای مرادی که شعار نه به شاه ستمگر میدن که مسلما حسن نیست دارن. مجاهدین که مسلمان و معتقد هستند و اصلا عقیده ندارند که در راه اسلام میشود بهتان زد، تقلب کرد و هزار شامورتی بازی در آورد. احتمالا چشمای من باباقوری دیده بود اگرنه خودم رو سکه یک پول نمی کردم. برای یافتن مقاله آقای از هوش مصنوعی کمک گرفتم. مرا برد سراغ یک مقاله دیگر که نامی از آقای مرادی نبود. ازش خواستم مقاله ای نشان بدهد که نام اسماعیل مرادی پای آن باشد و مرا برد به سایت مجاهدین و مقاله ای که لینکش را گذاشتم. چک کردم حتما نام اسماعیل مرادی آنجا باشد که گز نکرده پاره نکرده باشم. نامش آنجا بود ولی امروز نام اسماعیل مرادی را پای مقاله ندیدم. اگر میدانستم اینقدر برادر مسعود نامرد تشیف دارند یک اسکرین شاتی چیزی میگرفتم هرچند باز میگفت این فوتوشاپه. اما اسمش که نیست انشایش که هست!
آقای اسماعیل مرادی که عقیده به شعار نه به شاه ستمگر دارند و نیز سازمان مسلمان مجاهدین هم که مسلمان و دروغ؟ پس میماند من که از همه مدارک دنیا رفتم یه کاره از سایت مجاهدین نمونه آوردم. بگذریم. وقتی میگم شامورتی این یک نمونه اش است.
باید اقرار کنم که همانطور که آقای مرادی از کل ماجرا نتیجه گرفته اند من حقوق بگیر وزارت اطلاعات هستم و آغا هم نظر وِیژه ای به بنده دارند. یک بار که در حضورشون بودم فرمودند: ای ایرانو بخون گوگوری مگوری! منم خوندم خوششون اومد گفتن آورین... آورین... حالا برو بین شاهزاده و مریم رجوی رو بهم بزن. بنده هم اطاعت امر کردم اما نگرفت. شرمنده...!
روشنگری
دوست دیروز من آقای مرادی گرامی
واقعن در حیرتم که چرا از راستی ها و انتقاد درست فرار می کنید که هیچ بلکه برآشفته می شوید و به تهدید روی می آورید؟
مگر آقای کردی چه گفتند و یا چه نسبتی به شما دادند که مثل جمهوری اسلامی و نیز مجاهدین خلق فقط تکذیب بی پشتوانه می کنید؟
من با اینکه با سایت ایران گلوبال به دلایل خودم همکاری ندارم، اما مطالب منتشر شده در سایت را دنبال می کنم.
و می توانم اعتراف کنم با شناختی که از شما دارم و خودتان هم می توانید گواهی بدهید، شما هنوز بند نافتان به مجاهدین خلق وصل است.
حتمن می دانید که با آگاهی این قضاوت را در مورد شما می کنم.
شما چون دل در گرو تجزیه ایران در سازمان ها و احزاب کردی دارید، سخت دلباخته مجاهدین خلق هستید که ایران را متشکل از ملت ها تعریف می کند و مریم رجوی هم از هم اکنون کردستان را در حکومت خیالی شان، حداقل در حرف آن هم با معیار ضد ایرانی اش به تجزیه طلبان بخشیده است.
بنابراین شما با اینکه زمانی عضو سازمان مجاهدین و رابط کردی این سازمان بودید، تصدیق کنید که کماکان بند نافتان به این سازمان وصل است.
هرچند به عنوان عنصر تشکیلاتی در این فرقه ضد ایرانی فع
آقای مرادی شما هنوز بطور…
آقای مرادی شما هنوز بطور واضح و روشن نظر خود را در مورد جنایات مجاهدین و کشتن سربازان ایرانی نگفته اید و هر بار بنوعی طفره رفته اید. لطفا بدون متهم کردن سوال کننده نظر خود را بیان کنید.
با احترام
نوشته های جناب محسن کردی…
نوشته های جناب محسن کردی برای تخریب و نوشته های اسماعیل مرادی که در سایت ایران گلوبال منتشر شده
نوشته های جناب محسن کردی
طرح شکایت آقای اسماعیل مرادی
خورشیدی، مرادی، کردی، و بحث های تفرقه
شامورتی جدید با شرکت حسین و مسعود و «40 تن مجازی»
آقای اسماعیل مرادی و امر اتحاد نیروها
نوشته های اسماعیل مرادی که در سایت ایران گلوبال منتشر شده
شیوه، تحلیل و نقد علمی: ضرورتها و کمبودها در فضای سیاسی ایران
نقدی بر، تجربه زیسته، راه نرفته!
نقدی بر «پروژه شکوفایی ایران»
جایگاهسازی رضا پهلوی بهعنوان "پدر ملت" در همایش مونیخ
از تخریب تا تفکر: تحلیلی بر پیام مسعود رجوی در واکنش به بیانیه میرحسین موسوی
شیوههای مألوف نیروهای امنیتی در فضای مجازی:
بیانیه میرحسین موسوی؛ بازتولید امید کاذب در لباس گذار دموکراتیک!
همکاری ملی یا انحصار سیاسی؟
هشدار جدی به فعالان داخل ایران
حقوق بین اللمل و اظهارات صدراعظم آلمان درباره حمله اسرائیل به ایران
فروپاشی نزدیک است، اما نجات هنوز ممکن است
توافق پنهان ایران و آمریکا و جایگاه اسرائیل در این معادله
فریب دشمنتراشی رژیم را نخوریم؛ مبارزه با جمهوری اسلامی، اولویت ملی است
جایگاه رضا پهلوی و ضرورت شکلگیری شورای رهبری فراگیر
رهبری فردی در عصر جامعهی شبکهای
پیمانهای اخلاقی در انقلابها و جنبشهای آزادیبخش:
محدودیتهای سیاسی در اروپا و بحران درونساختاری اپوزیسیون ایران
کنگره ملی جمهوریخواهان: فرصتی برای اتحاد یا بازتولید اختلافات؟
رهبری در انقلابهای اجتماعی: جایگاه رضا پهلوی در دوران گذار
بحران ایدئولوژیک و تئوریک اپوزیسیون ایران: نگاهی به موانع و چشماندازهای رهایی از بنبست سیاسی
تحولات سیاسی کلان و فرصتهای تاریخی برای جنبشهای مردمی: از جنگ تا دموکراسی و استقلال
تهدیدات متقابل ایران و اسرائیل؛ تنشهای منطقهای یا راهبردی برای بقا؟
توافق نانوشته و نیازهای دو طرف معامله
تحلیل شرایط بحرانی میان ایران و اسرائیل و نقش حکومت ایران در سوءاستفاده از این بحران برای حفظ قدرت
تحریمهای اقتصادی ایران: از ابزار فشار سیاسی تا معاملهگری اقتصادی
آیا اولین و آخرین امپراتوری جهان در حال فروپاشی است؟
"اصلاحطلبی در ایران و مبارزات بدون خشونت گاندی: میراثی با پیامدهای ناخواسته"
همبستگی و اتحاد میان نیروهای اپوزیسیون
تحلیل تغییر مواضع پرستو صالحی: از حمایت اپوزیسیون به بازگشت به ایران
رضا شاه پهلوی
چالشهای پیشروی احزاب چپ در اروپا
چالشها و نوسازی چپ: از خطاهای ذهنی تا نیاز به بازنگری راهبردی
روشنفکر کیست و روشنفکری چیست؟
اوضاع سیاسی ایران برخی از مولفه های کلیدی این وضعیت عبارتند از:
همبستر شدن حکومت و اپوزیسیون در دشمنی با سلبریتیها:
خنثیسازی سلبریتیها: استراتژی حکومت ایران در مقابله با جنبش مردمی
آیا دوران فلسفه به پایان رسیده است؟