رفتن به محتوای اصلی
دوشنبه 28 اردیبهشت 1405 - Monday, 18 May 2026

طرح شکایت آقای اسماعیل مرادی

طرح شکایت آقای اسماعیل مرادی

 

حق دفاع از حیثیت و امنیت شخصی در برابر توهین، تهمت و افترا

 

بار اول نیست که از این «دوی علی گلابی» ها می بینیم. بنظر میرسد که مسعود رجوی سخت از دست ما کفری شده باشد که نوچه هایش دست به تهدید میزنند و دادگاه به رخ ما می کشند. آخرین بار که این قبیل شکایات را بخاطر دارم حدود بیست سال قبل بود که دو روشنفکر ایرانی در فرانسه از هم شکایت کردند و من جریان را در چند هفته در کیهان لندن دنبال کردم و آخرش هم خیر به صلوات شد (من کمی آلزایمر دارم اسامی را بخاطر ندارم شاید خسن و حسین هردو خواهران معاویه را روایت می کنم. اگر از دوستان حاذق کسی بیاد دارد ممنون می‌شوم کمک کنند).  

اما این مقدار الدرم و بلدرم کردن آقای اسماعیل مرادی بی پشتوانه نیست. شکایت کردن در دادگاه های اروپا و آمریکا خرجهای صدها هزار یورویی دارد و کسی که تهدید قضایی می‌کند باید پشتش به یک حامی پول‌دار گرم باشد همانطور که پشت احسان نراقی به احمدی نژاد گرم بود. و در اپوزیسیون کی از همه پولدارتر و ولخرج تر؟ خاله مریم و عمو مسعود؟ 

برخورد قانونی بعدی که بیاد دارم شکایت دکتر احسان نراقی بر علیه «ایو بونه»، رئیس پیشین سازمان ضدجاسوسی فرانسه و نویسنده کتاب «واواک در خدمت آیت الله ها» بود. این کتاب یکی از آثار جنجالی درباره فعالیت‌های وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور است. این کتاب افشاگری‌هایی درباره نفوذ، جاسوسی، و عملیات‌های پنهانی واواک در اروپا، به‌ویژه فرانسه، ارائه می‌دهد.

محتوای اصلی کتاب

ایو بونه در این کتاب به نقش مهره‌های اطلاعاتی جمهوری اسلامی در فرانسه مانند احسان نراقی، عبداللهی، جوادیان، شلالی، میردامادی و شادانلو اشاره می‌کند.
 

او توضیح می‌دهد چگونه وزارت اطلاعات از انجمن‌های پوششی مانند «انجمن فرهنگی خورشید» یا «انجمن حفاظت از مهاجرین ایرانی» برای جذب پناهجویان و جاسوسی استفاده می‌کند.  کتاب همچنین به تلاش‌های واواک برای حذف مخالفان، شانتاژ، و گسترش بنیادگرایی در اروپا می‌پردازد
 

واکنش احسان نراقی و شکایت

نراقی به همراه شلالی و شادانلو از ایو بونه به دادگاه پاریس شکایت کردند و مدعی شدند که مطالب کتاب توهین‌آمیز و خلاف واقع است. 

اما در دادگاه، اسناد زیادی درباره رابطه نراقی با رژیم ایران ارائه شد، از جمله نامه‌ای که او به احمدی‌نژاد نوشته بود و در آن از همکاری‌اش با دولت برای مقابله با مجاهدین خلق سخن گفته بود.  وکیل ایو بونه در دادگاه با اشاره به این اسناد گفت: «شرم‌آور است که احمدی‌نژاد حق‌الوکاله شما را پرداخت می‌کند». 

این کتاب نه تنها یک سند اطلاعاتی مهم درباره فعالیت‌های واواک در خارج از کشور است، بلکه واکنش‌ها و شکایت‌هایی که به دنبال داشت، خود گویای حساسیت و اهمیت آن در فضای سیاسی و امنیتی ایران و اپوزیسیون خارج از کشور است. 

و اما بپردازیم به مطلبی که آقای اسماعیل مرادی در همین سایت قلمی کرده‌اند با عنوان

حق دفاع از حیثیت و امنیت شخصی در برابر توهین، تهمت و افترا! 

میگن چوب را که برداری گربه دزده حساب کار دستش میاد. و البته گربه دزده اینقدر را وارد هست که مستقیماً از کسی نام نبرد که یقه‌اش در یک گیر قانونی گرفتار نیاید و در لفافه سخنش را میرساند. لذا.. بدون آنکه از محسن کردی نام ببرد مشغول تنظیم یک کیفرخواست بر علیه اوست. اما محسن کردی که از نوچه های شعبون خان است، خاکی و راست حسینی است و قانون و این حرفا حالیش نیست. حالا بگذریم که برادر مجاهد مون تا چه حد آب در هاون می‌کوبد اما این قسمت مطلب او بسیار خنده دارد است. طرف اصلاً در یک دنیای دیگری سیر می کند. مطلب شان را بخوانید من فقط به مجازات ها اشاره می‌کنم 

مجازات‌ها (بر اساس قانون آلمان)
1.    افترا (Verleumdung): تا ۵ سال حبس یا جریمه نقدی.
2.    توهین (Beleidigung): تا ۲ سال حبس یا جریمه نقدی.
3.    بدنام‌سازی (Üble Nachrede): تا ۲ سال حبس یا جریمه نقدی 

برادر مجاهد مان گویی چشمش به رسانه‌های فارسی زبان نیست. مواردی که مجازات های بالا را بهمراه می‌آورد را جلوتر ذکر کرده 

1.    توهین: گفتار یا رفتار تحقیرآمیز برای کوچک کردن و آزار روحی.
2.    تهمت: نسبت دادن آگاهانه یک دروغ برای ضربه به اعتبار شخص.
3.    افترا / بدنام‌سازی: پخش شایعه یا ادعای نادرست، حتی بدون اطمینان از صحت آن.
4.    تخریب اعتبار شغلی، اجتماعی: هر اقدامی که منجر به محرومیت شغلی، طرد اجتماعی یا آسیب به موقعیت فرد شود 

..... کجا بودی تاحالا برادر.. به جمع دیاسپورای ایرانی خوش آمدید. بنظر میرسد که تابحال خواب بودید. آقای اسماعیل مرادی… بیا به نجات ما! من از چند رسانه نام میبرم که کاملاً در چارچوب موارد اتهامی شما جای میگیرند و در آن‌ها روز روشن جلوی چشم میلیون‌ها بیننده یا خواننده مطلب توهین و تهمت و افترا و «فوش خارمادر» جریان دارد و آب از آب تکان نمیخورد 

1- یکی از لجن ترین آن‌ها و بی عفت ترین و دریده ترین ها نشریه ها و رسانه و تلویزیون‌های مربوط به سازمان مجاهدین خلق است. اما این سازمان را مردم پشه هم به حساب نمی آورند و ما کسر شان مان می‌شود که حتا به فکر شکایت از این سازمان و نویسندگان و دریدگان و لجن پراکن هایش باشیم اگرنه از آغاز عمر تبلیغاتی این سازمان انواع تهمت ها و فحش های سیاسی در صحنه سیاسی ایران باب شد که یکی از شایع ترین تحقیر مخالفانش اعطای لقب «بریده مزدور» به جداشدگانش است. بقیه‌اش را چو اهل بخیه میدانند ذکر نمی کنم. دلیل دیگر عدم شکایت از این سازمان این است که پولش را ندارم! باید یا جمهوری اسلامی پشت سرم باشد یا یک سازمان کلاش و دزد و به ظاهر سیاسی و اهل مذهب و حسینیه که زنانش در عاشورا نوحه میخوانند و مردانش ابلهانه بر سینه می کوبند 

2- بی بی سی: بارها و بارها مصداق «توهین افترا بدنام‌سازی» در برنامه‌های این تلویزیون دیده شده اما هرگز کسی از کسی شکایت نکرده 

3- ایران اینترنشنال ایضاً مانند بی بی سی 

توضیح: مورد 2 و 3 در برنامه‌ها این شرکت کنندگان هستند که پشت سر این و آن صفحه میگذارند نه خود تلویزیون و مجریان با این توضیح که «چون فلانی در برنامه حضور ندارد این سخن بجا نیست» قضیه را زیر سبیلی در می‌کنند اما جرم صورت گرفته! اما بازهم کسی دنبالش را نمی گیرد. چون بجز دردسر و انحراف اذهان از حمله به جمهوری اسلامی فایده دیگری ندارد.

4– سایت گویا و مقاله نویسانش

5- همین سایت ایران گلوبال خودمان! شما آقای اسماعیل مرادی اگر شکایتی دارید یقه کیانوش توکلی را بگیرید. این فلان فلان شده محیطی فراهم کرده که در آن یک پانترک میتواند چهره ایرانیان غیر ترک را صورتی مثل نوک آلت تناسلی تشبیه کند و به میلیون‌ها ایرانی توهین کند و آب از آب تکان نخورد. اینجا به میلیون‌ها ایرانی را به «کولی های کوه نشین» تشبیه کردند و هیچ غیرتمندی پیدا نشد داد دل ما را بستاند. خدارفتگانت را بیامرزد که از راه رسیدی احقاق حق کنی.. شیر مادر حلالت. همین یک مورد نشان میدهد که در کل نویسندگان این سایت یک غیرتمند مثل اسماعیل مرادی پیدا نشد که اعتراض کند که چرا به ایرانیان توهین می‌کنند و چهره شان را صورتی شبیه کییی… یعنی .. ام.. . آلت تناسلی تشبیه می کند؟ هرچی از کیانوش آی پی و نام واقعی آن حرامزاده را خواستم بروم به دادگاه لاهه شکایت کنم صدا از سنگ بلند شد از این آدم بلند نشد و گفت آزادی بیان است. در مورد سایر لژ نشینان سایت ایران گلوبال خب وقتی به این توهین‌ها اعتراض نکنید یعنی بطور ضمنی با متن موافقت دارید که صورت تان شبیه… استخفورولا.. ولش کن دشمن برای خودم نتراشم که همین یک اسماعیل مرادی کفایت می‌کند که دارد مرا قانونی دراز می کند. خلاصه اینکه آقای اسماعیل مرادی... فقط من یکی تک و تنها غریب به این پانترکها و توهین هایشان اعتراض کردم اما بقیه خوانندگان و نویسندگان فقط تماشا کردن. این چه چیزی را میرساند آقای اسماعیل مرادی؟ این را میرساند که اینجا بی جهت دوی علی گلابی نیا! کیرو میخوای بترسونی؟ شرمنده، تصحیح می کنم: چه کسی را میخواهی بترسانی؟ راستی اگر جمله قبلی بر اساس قانون مصداق توهین و افترا بود بفرمایید در متن بعدی تصحیح کنم 

اسماعیل مرادی مجاهدی که منکر می‌شود

اسماعیل مرادی نمی نویسد که مجاهد خلق است. مجاهدی رفتار می‌کند اما هویت سیاسی خود را پنهان می کند. چرا؟ چرا شرم می کند که اقرار کند که  مجاهد خلق است ؟ چرا  مسعود رجوی نوچه هایش را در لباس‌های جدید تری به میدان آورده است

سوابق مجاهد و نوچه رجوی بودن اسماعیل مرادی 

(اسی جان این از مصادیق توهین و افترا و بدنام سازی است. ولی حواست باشه که داری روی لبه تیغ راه میری. اگر بگویی که این بدنامی ها یعنی مجاهد بودن به من نمی چسبد تف سربالاست. و اگر بگویی می چسبد دیگر هویت خود را افشا کرده ای. مثل اره ای می‌ماند که نه میتوانی بیرون بکشی و نه بدهی داخل).  

آیا دفاع اسماعیل مرادی که بطور رسمی از شعار «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» که ساخته و پرداخته مجاهدین است برای نشان دادن وابستگی او به سازمان مجاهدین خلق کفایت نمی کند؟ آیا لازم است به دادگاه مراجعه کنیم؟ و چرا اسماعیل مرادی شرم دارد که بگوید هوادار مسعود و مریم است؟ چرا مرا بخاطر این «تهمت» تهدید به شکایت به دادگاه می کند؟ 

اسماعیل مرادی در مقاله اش از شعار مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر دفاع کرده و بعد با … زادگی هرچه تمامتر بارها و بارها شعار «ملاچپی مجاهد» را که لمپن ها سر میدهند را به سر شاهزاده می‌کوبد و بعد با همان .. زادگی در مقاله اش در سایت ایران گلوبال عکس شاهزاده را کنار مریم رجوی قرار میدهد و دعوت به همکاری این دو می کند. (آن چندتا نقطه منظورم حلال زادگی بود. توضیح دادم که یک وقت مدرک دست اسماعیل مرادی ندهم که به او توهین کرده‌ام و از من در دادگاه طلب خسارت کند). این اگر شامورتی بازی نیست پس چیست؟ من هیچ ایرادی نمی‌بینم اگر اسماعیل مرادی راست حسینی بگوید حامی و طرفدار مسعود و مریم رجوی است و دلایلش را نیز عنوان کند. اما چون نیک میداند که با هویت مجاهد منفور می‌شود برای گول مالیدن به سر پپه هایی که به او «سالام» می‌کنند لباس مجاهد را از تن بیرون می‌کند و از روزن سر بر می‌آورد و در مقام میانجی و تلاش می‌کند میانه را بگیرد 

عاقل را یک اشاره بس است. متن مقاله آقای اسماعیل مرادی در سایت سازمان مجاهدین خلق به تاریخ 1401.08.18 با عنوان زیر ملاحظه بفرمایید. و شورای ملی تصمیم که اسماعیل مرادی یکی از نویسندگان اصلی آنهاست کلاهش را کمی بگذارد بالاتر. شعار تفرقه برانگیز مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر که دستاورد سازمان مجاهدین است را تبلیغ کردن و دفاع کردن آیا اثبات نوچه رجوی بودن نیست؟ اگر بیکارید و حوصله اش را دارید مطلب آقای اسماعیل مرادی را در زیر بخوانید: 

در مفهوم تاریخیِ «مرگ بر ستمگر ـ چه شاه باشه چه رهبر» 

اسماعیل مرادی 

«گذشته و آینده‌ٔ دولتها و احزابی که به مردم ستم می‌کنند ــ هر چه می‌خواهد باشد ــ برای هنرمند، ستمگر ممتاز وجود ندارد».

(آلبر کامو، تعهد اهل قلم، خطابه‌ٔ نوبل، ص ۱۳۰)

«ستمگر ممتاز» کیست و کجاست؟ آیا جز با فرو ریختن اخلاقیِ مرز بین آزادی و استبداد و آزادگی و خودکامگی، می‌توان ستمگران را ممتاز و غیرممتاز شمرد؟ آیا می‌توان به برخی ستمگران جایزه‌ٔ طلا داد، به برخی نقره و به برخی برنز؟ اگر بپذیریم که ایران در آستانه‌ٔ یک رنسانس ناگزیر فکری و فرهنگی قرار گرفته، پس نفی هر گونه اندیشه‌ٔ دیکتاتوری و شخص دیکتاتور در هر کلاه و جبه و جامه‌یی، یکی از شاخصهای برجسته‌ٔ تحول ایران از دیکتاتوری و دیکتاتورزدگی به جانب رنسانس حقیقی‌اش است. 

هم‌اکنون در گرماگرم قیام و خیزش سراسری ـ با تمام افت‌وخیزهایش ـ شاهد به‌جریان افتادن یک بیانیه‌ٔ ملی ـ تاریخی هستیم که گویای رقم خوردن تحول فکری و فرهنگی با نقد کردن وجهی از تاریخ گذشتهٔ ایران است؛ همان وجه دیکتاتورزدگی یا دیکتاتوریهای موروثی . 

(این بخش روده درازی بود حذف کردم در زیر لینک مقاله هست اگه حالشو دارید)

 بقیه مقاله اسماعیل مرادی در سایت سازمان مجاهدین:  

..... مطالبه‌ٔ نیستی در این دو شعار برای مظاهر آن‌ها، گویای عزمی جزم برای پایان دادن روزگاران بردگیِ فکری و جسمی و رقم زدن روزگار نوین آزادگی و برابری و فرهنگ‌سازی در مفهوم این دو مطلوب قیام اخیر ایران می‌باشد. نسلی که هم‌اکنون در خیابانهای ایران پا در میدان مبارزه با تمامیت نظام ولایت فقیه و نفی آن دارد، نخستین دغدغه‌اش نفی هر گونه دیکتاتوری است. بنابراین شعار و فریاد «مرگ بر ستمگر ـ چه شاه باشه چه رهبر»، در یک سفر تاریخی از نبرد آزادگی با خودکامگی آمده است. نسل‌های دهه‌های گذشته که در قیام و خیزش مهر و آبان ۱۴۰۱ همدیگر را تلاقی نموده‌اند، میراث‌دار این نبرد هستند که زمانه، قرعه‌ٔ نو به‌نام‌شان زده است تا مهندسان رنسانس فکری و فرهنگی ایران‌زمین باشند 

لینک نوشته آقای اسماعیل مرادی در سایت مجاهدین

در مفهوم تاریخیِ «مرگ بر ستمگر ـ چه شاه باشه چه رهبر»


 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

محسن کردی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

اسماعیل مرادی
اسماعیل مرادی

In reply to by احمد پناهنده

عنوان مقاله:
پاسخی به دوست قدیم و حال جناب پناهده

با درود جناب پناهنده گرامی،
از اینکه دیدگاه خود را بی‌پرده بیان کرده‌اید سپاسگزارم، اما لازم می‌دانم چند نکته را روشن کنم.
نخست، برخلاف برداشت شما، من نه از نقد فرار می‌کنم و نه از آن برمی‌آشوبم. بسیاری از دوستان، از جمله خود شما، می‌دانند که در تمام این سال‌ها نقد سازنده را با آغوش باز پذیرفته‌ام، چون باور دارم نقد مسیر رشد و بهبود را هموار می‌کند.

دوم، آنچه شما «تهدید» نامیده‌اید، صرفاً تأکید بر یک حق مدنی و قانونی بود. در یک جامعه دموکراتیک، اگر فردی با توهین یا تهمت روبه‌رو شود، مراجعه به مسیر قانونی یکی از راه‌های سالم‌سازی فضای گفت‌وگوست. این نه نشانه خشم است و نه پرهیز از نقد، بلکه نشان احترام به اصول مدنی است.
سوم، اتهاماتی که مطرح کرده‌اید، مانند «وابستگی کنونی به سازمان مجاهدین خلق»، «دلباختگی به تجزیه‌طلبان» یا «بند ناف وصل بودن»، نادرست و بی‌اساس است. شما بیش از هر کس دیگری می‌دانید که من سال‌هاست هیچ ارتباط سازمانی یا سیاسی با مجاهدین خلق ندارم. انتظار چنین بی‌انصافی را از شما نداشتم.
آخرین باری که چند ساعت تلفنی صحبت کردیم، قرار گذاشتید که اگر از برلین به کلن آمدید، دوباره مثل سابق با هم دیدار کنیم؛ همان‌طور که پیش‌تر شنبه‌ها با جمعی از دوستان به بحث و تبادل نظر می‌نشستیم. شما بارها به صبر، انتقادپذیری و دیگر جنبه‌های مثبت اخلاقی من اشاره کرده‌اید. چه اتفاقی افتاده که دیدگاهتان تا این حد تغییر کرده است؟
اختلاف نظر، به‌ویژه در سیاست، امری طبیعی و حتی مفید است و نشانه پویایی و رشد فکری است. من همیشه به دوستانی با دیدگاه‌های متفاوت، که طرفدار نظام پادشاهی است، احترام گذاشته‌ام و این اختلاف عقیده هیچ خللی به دوستی ما وارد نکرده است. شما هم برای من دوستی ارزشمند هستید و مایه تأسف است که تنها به دلیل اختلاف دیدگاه، چنین قضاوتی کرده‌اید.
انتظارم از شما، با توجه به سال‌ها آشنایی نزدیک، این بود که پیش از طرح چنین اتهاماتی، کمی بیشتر تحقیق کنید تا از صحت و سقم برداشت خود مطمئن شوید.
باور دارم که حتی در صورت اختلاف نظر جدی، رعایت دقت، انصاف و استناد، لازمه یک گفت‌وگوی سالم است. امیدوارم این توضیحات زمینه بازنگری در قضاوتتان را فراهم کند.
با احترام
اسماعیل مرادی

چ., 13.08.2025 - 00:28 پیوند ثابت
احمد پناهنده

عنوان مقاله:
طرح شکایت آقای اسماعیل مرادی

قسمت پنجم
از اسلام سیاسی فاصله بگیرند و مثل یک انسان یا حزب و سازمان متمدن، فعالیت سیاسی در چهارچوب قانون و احترام به حفظ چهارچوب ارضی ایران انجام دهند.
زندانیان نگون بخت و اسیر شده در آلبانی را آزاد کنند
آزادی پوشش را در درون تشکیلات خودشان محترم بدارند و زنان را مجبور نکنند که رو سری بر سر بگذارند و از مردها متنفر باشند
عشق و دلدادگی را در سازمانشان به رسمیت بشناسند
خانواده را در درون سازمان متلاشی نکنند بلکه جدا شدگان زن و مرد را به هم پیوند دهند
و در راسش، سازمان خودشان را منحل کنند
آنگاه ا

س., 12.08.2025 - 23:27 پیوند ثابت
احمد پناهنده

عنوان مقاله:
طرح شکایت آقای اسماعیل مرادی

قسمت چهارم
فکر نکنید امثال آقای کردی نمی توانند از لابلای نوشته ها به ماهیت پنهان شده شما در سازمان مجاهدین و احزاب و سازمان های تجزیه طلب کردی پی ببرند، خیر
بلکه هر کسی که اندکی شم سیاسی داشته باشد این بازی ها و پنهان کاری ها را خوب تشخیص می دهد.
بله،
شما به خوبی می دانید که مجاهدین خلق را با ایراندوستان پادشاهی و مشروطه خواهی و جمهوری خواهی، سر آشتی نیست اما به عبث وانمود به تلاش می کنید تا در قلمفرسایی های خودتان نشان دهید که می شود این دو را آشتی داد.
بله،
می شود آشتی داد و آشتی کرد
به شرطی

س., 12.08.2025 - 23:25 پیوند ثابت
احمد پناهنده

عنوان مقاله:
طرح شکایت آقای اسماعیل مرادی

قسمت سوم
می دانید چرا؟
برای اینکه شما گوش تان برای شنیدن حقیقت کهیر می زد.
حتمن می دانید چه می گویم
آنجا که قلم روی کاغذ گذاشتم، منوچهر هزار خانی را برهنه کردم، شما کهیر زدید
یا وقتی درون پنهان تجزیه طلبان احزاب و سازمان کردی را برهنه کردم، در خود پیچیدید و وقتی هم در مقالات پیوسته چهره ضد ایرانی مجاهدین خلق را روی ملت ایران گرفتم و ذات ضد ایرانی شان را نشان دادم، مرا از لیست دوستان فیس بوکی تان حذف کردید
در حالی که چندین سال کج دار و مریز با هم غیر از سیزده سال اخیر، نشست و برخاست داشتیم.
بگذری

س., 12.08.2025 - 23:24 پیوند ثابت
احمد پناهنده

عنوان مقاله:
طرح شکایت آقای اسماعیل مرادی

قسمت دوم
بنابراین شما با اینکه زمانی عضو سازمان مجاهدین و رابط کردی این سازمان بودید، تصدیق کنید که کماکان بند نافتان به این سازمان وصل است.
هرچند به عنوان عنصر تشکیلاتی در این فرقه ضد ایرانی فعال نیستید.
اما می دانم که مایل هستید که سازمان متبوع شما با بخشی از درون جمهوری اسلامی به ریاست میرحسین موسوی و خانواده باقی مانده رفسنجانی در همین جمهوری اسلامی استحاله شوند تا به گندم ری برسند و احزاب و سازمان های کردیِ تجزیه طلب هم به آرزوی جدا کردن کردستان از ایران نایل شوند.
نگویید نه؟
ما بارها با هم

س., 12.08.2025 - 23:22 پیوند ثابت
احمد پناهنده

عنوان مقاله:
طرح شکایت آقای اسماعیل مرادی

الان‌ که نگاه کروم. دیدم کامنت طولانی من، کامل در صفحه درج نشده است.
بنابراین دوباره در چند قسمت ارسال می کنم
قسمت اول
دوست دیروز من آقای مرادی گرامی
واقعن در حیرتم که چرا از راستی ها و انتقاد درست فرار می کنید که هیچ بلکه برآشفته می شوید و به تهدید روی می آورید؟
مگر آقای کردی چه گفتند و یا چه نسبتی به شما دادند که مثل جمهوری اسلامی و نیز مجاهدین خلق فقط تکذیب بی پشتوانه می کنید؟
من با اینکه با سایت ایران گلوبال به دلایل خودم همکاری ندارم، اما مطالب منتشر شده در سایت را دنبال می کنم.
و می توانم

س., 12.08.2025 - 23:21 پیوند ثابت
احمد پناهنده

عنوان مقاله:
طرح شکایت آقای اسماعیل مرادی

دوست دیروز من آقای مرادی گرامی
واقعن در حیرتم که چرا از راستی ها و انتقاد درست فرار می کنید که هیچ بلکه برآشفته می شوید و به تهدید روی می آورید؟
مگر آقای کردی چه گفتند و یا چه نسبتی به شما دادند که مثل جمهوری اسلامی و نیز مجاهدین خلق فقط تکذیب بی پشتوانه می کنید؟
من با اینکه با سایت ایران گلوبال به دلایل خودم همکاری ندارم، اما مطالب منتشر شده در سایت را دنبال می کنم.
و می توانم اعتراف کنم با شناختی که از شما دارم و خودتان هم می توانید گواهی بدهید، شما هنوز بند نافتان به مجاهدین خلق وصل است.
حتمن می دانید که با آگاهی این قضاوت را در مورد شما می کنم.
شما چون دل در گرو تجزیه ایران در سازمان ها و احزاب کردی دارید، سخت دلباخته مجاهدین خلق هستید که ایران را متشکل از ملت ها تعریف می کند و مریم رجوی هم از هم اکنون کردستان را در حکومت خیالی شان، حداقل در حرف آن هم با معیار ضد ایرانی اش به تجزیه طلبان بخشیده است.
بنابراین شما با اینکه زمانی عضو سازمان مجاهدین و رابط کردی این سازمان بودید، تصدیق کنید که کماکان بند نافتان به این سازمان وصل است.
هرچند به عنوان عنصر تشکیلاتی در این فرقه ضد ایرانی فع

س., 12.08.2025 - 15:24 پیوند ثابت
اسماعیل مرادی
اسماعیل مرادی

عنوان مقاله:
پاسخ به اتهامات بی‌اساس جناب کردی

با درود به خوانندگان گرامی،
در پی انتشار اتهاماتی بی‌پایه علیه اینجانب، لازم می‌دانم برای جلوگیری از سوءبرداشت، مواضع و واقعیت‌ها را به روشنی بیان کنم:
۱. احترام به همه نیروهای مبارز علیه استبداد
من همواره به تمامی جریان‌ها و اشخاصی که علیه حکومت جمهوری اسلامی مبارزه می‌کنند، صرف‌نظر از گرایش سیاسی‌شان، احترام گذاشته‌ام. این احترام شامل سازمان مجاهدین خلق نیز می‌شود که به‌عنوان یکی از منسجم‌ترین و فعال‌ترین جریان‌های سازمان‌یافته علیه استبداد شناخته می‌شوند. موضع من احترام به پایداری و ایستادگی اعضای این سازمان است، بدون آنکه وابستگی تشکیلاتی به آن داشته باشم.
۲. دروغ بودن ادعای «پنهان‌کردن هویت سیاسی»
ادعای اینکه من به‌خاطر جلوگیری از «منفور شدن» هویت سیاسی خود را پنهان می‌کنم، کاملاً بی‌اساس است. دیدگاه‌ها و مواضع من طی سالیان، علنی و آشکار بیان شده و نیازی به پنهان‌کاری نداشته و ندارد.

۳. موضع روشن درباره شعارها
من شخصاً با هر شعاری که واژه «مرگ» در آن باشد مخالفم. به جای «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشد چه رهبر» شعار «نه بر ستمگر، چه شاه باشد چه رهبر» را پیشنهاد داده‌ام. این شعار، بدون خشونت‌طلبی، مخالفت آشکار با هرگونه ستم را بیان می‌کند. کسانی که از چنین شعاری ناراحت می‌شوند، معمولاً یا طرفدار شاه ستمگرند یا رهبر ستمگر.
۴. رد انتساب نادرست مقاله
تاکنون هیچ مطلب یا نوشته‌ای از من در رسانه‌های مجاهدین منتشر نشده است. مقاله‌ای که به من نسبت داده شده، هیچ ارتباطی به من ندارد و این نسبت‌دادن، نادرست و بی‌پایه است.
۵. پایبندی به نقد سالم و پرهیز از تخریب
من بر اساس باور به زندگی و حقوق انسانی، با خشونت‌طلبی و تخریب شخصیتی مخالفم. نقد باید بر پایه واقعیت و منطق باشد، نه اتهام‌زنی و تحریف.
۶. در مورد عکس منتشرشده
عکسی که من منتشر کرده‌ام، تصویری از شاهزاده رضا پهلوی، سرکار خانم مریم رجوی و جمعی از شخصیت‌ها و جریان‌های سیاسی مؤثر ایران است. هدف من از انتشار آن، تأکید بر لزوم اتحاد و همکاری نیروهای ضدحکومت بوده است.
در پایان یادآور می‌شوم که اتهام، توهین و تخریب شخصیت، شگرد رایج سایبری‌ها و نفوذی‌های حکومت جمهوری اسلامی برای ایجاد اختلاف میان نیروهای مخالف حکومت است. من همیشه مدافع اتحاد و همکاری بوده و هستم.
با احترام
اسماعیل مرادی
11.08.2025

س., 12.08.2025 - 13:02 پیوند ثابت
کیانوش توکلی
کیانوش توکلی

بله ؛ تاکتیک نفوذ در داخل گروههای رقیب همچنان موجود است ؛ در گذشته تنها حزب توده چنین می کرد و اکنون این حزب از توان افتاده است و تنها مجاهدین هستند که افرادی را بصورت خاموش در بین گروه بندی های اپوزیسیون در اب نمک خوابانده اند. برحی را با پول می خرند و آنان بدون چسبندگی به مجاهدین غیر مستقیم تبلیغات آنان را انجام می دهند.

د., 11.08.2025 - 07:46 پیوند ثابت
شازده اسدالله میرزا

آقای توکلی
من بخاطر دارم اوایل انقلاب گروهای سیاسی افراد خود را بطور ناشناس در سازمان های مختلف نفوذ میدادند تا وقت مناسب اثر از آنها استفاده کنند کسی مثل مهرگان مصلحی نفوذی حزب توده در سازمان پیشگام

ی., 10.08.2025 - 23:54 پیوند ثابت
ناشناس

آقای توکلی
من بخاطر دارم اوایل انقلاب گروهای سیاسی افراد خود را بطور ناشناس در سازمان های مختلف نفوذ میدادند تا وقت مناسب اثر گذاری داشته باشند. ایا هنوز امکان چنین کاری هست؟.

ی., 10.08.2025 - 19:17 پیوند ثابت