رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه 24 خرداد 1405 - Sunday, 14 June 2026

فهم آنچه آقای براتی با خونسردی نوشته، دشوار نیست.

فهم آنچه آقای براتی با خونسردی نوشته، دشوار نیست.

فهم آنچه آقای براتی با خونسردی نوشته، دشوار نیست. او به‌روشنی می‌گوید چه می‌خواهد، چه انتظاری دارد و دیدگاه‌ها و شرط‌هایش چیست. اما در میان این‌همه، یک نکته اساسی وجود دارد: سهم «من»،  نقش و جایگاه شاهزاده در روند تنظیم، فراخوان و تدوین مسیر گذار باید از همان ابتدا روشن و شفاف باشد.

مفهوم «آلترناتیو متکثر» که «رقبای سیاسی» پهلوی سوم بارها تکرار کرده‌اند،  چه آنانی که در قالب «شورا» فریاد می‌زنند، و چه کسانی که به علت نگرانی سیاسی شعار رهبری جمعی دوران گذار را مطرح می کنند، در عمل خواسته یا ناخواسته با توجه به راه دراز مبارزاتی گذار  و دشواری پیشرفت،  موجب تضعیف نقش فردی‌ شاهزاده می شوند .  تلاشی است برای کاستن نقش محوری شاهزاده در روند گذار که در این مرحله بشدت زیانبر است .  سهم‌خواهی زیر پوشش نگرانی برای آینده ایران دیده میشود.  یک سهم خواهی که با ظاهری دموکراتیک آراسته شده است. برای من لیبرال دموکرات تاثیر روانی سیاسی هژمونی چپ ایدئولوژیکی را می بینم که با  جانسختی در هر بزنگاهی سر بیرون می کشد. 
برای براتی و دوستان اگر نجات ایران و حفظ یک سرزمین سوخته اولویت می‌داشت ، این نامه به گونه دیگری می توانست باشد. اما ادعاهای بظاهر منطقی بیشتر  از جانب یک رقیب سیاسی است که دوستان واقع بین نیستند که دریابند شما نمی توانید یا در موقعیت یک رقیب سیاسی نیستید که چنین ادعاهایی داشته باشید. براتی می توانست به دعوت شاهزاده  پاسخ آری دهد و در پی آن بگوید که نگاهش چه است . او می توانست به اتکا به اعتبار ملی شاهزاده از خود فروتنی نشان دهد و بگوید ، که من براتی بنا به این اعتبار و خواست آقای پهلوی برای کمک خواهی با کمال میل شرکت می کنم ، اما مایلم در مسیری که جریان فکری من احتمالا درستتر می داند موثر باشم در چهارچوب همان اصول سه گانه. نه اینکه او درب خانه خود را بسته اعلام کند و بگوید منتظر است تا دعوت کننده مطابق میل سیاسی براتی ، خود  را آماده ببیند.

می‌توان درباره نکاتی که آقای براتی مطرح کرده است جداگانه بحث کرد و در برخی موارد منطق سیاسی روشنی در نوشته او یافت. اما موضوع فقط پاسخ به پرسش‌های صوری نیست؛ مهم‌تر از آن، بررسی نیت و انگیزه‌ای است که در پشت این پرسش‌ها نهفته است. این افراد به‌خوبی می‌دانند که بدون جریان پادشاهی‌خواهی و حمایت میلیونی مردم ایران از نقش ملی شاهزاده، نه تنها پایگاهی در سپهر ملی نخواهند داشت، بلکه حتی در یک روستای دورافتاده هم شانس نقش‌آفرینی ندارند، چه رسد به ادعای مشارکت در رهبری با پنهان شدن زیر چتر دموکراسی‌خواهی.
دوستان عزیز! در رابطه با جایگاه سیاسی خود دچار اشتباه محاسبه نگردید، اگر واقعاً دغدغه‌ مشارکت و دلسوزی برای میهن دارید (که من چنین فکر می کنم میهن‌دوست هستید ) ،  بهتر است شنونده باشید، جایگاه خود را بشناسید، و اگر صادقانه قصد همکاری دارید، یک گوشه از این طناب هزارسر را بگیرید و سهم خود را در عمل ادا کنید نه با شعار.
در این شرایط بحرانی، بحث‌های انتزاعی یا استدلال‌های شبه‌روشنفکرانه سودی ندارد، به‌جای همیاری، در پی کسب ردایی برای خود نباشید .باور کنید این مسیر، نه خریدار دارد و نه آینده‌ای.
اگر واقعاً یک جریان سازمان‌یافته، مانند جریان مهتدی، که من به‌دلیل مسلح بودن‌شان آنان را جزو بدنه‌ سیاسی ملی ایران نمی‌دانم،  بتواند با کنار گذاشتن سلاح و تکیه بر پایگاه مردمی خود در کردستان وارد گفت‌وگو با شاهزاده شود، آن‌گاه می‌توان درباره جایگاه آن‌ها در روند ملی، گفت‌وگویی جدی و قابل‌فهم داشت.
اما وقتی با گروه‌هایی مانند جمعیت هایی در رابطه با جناب  براتی و شرکای سیاسی‌، که پراکنده و بدون پشتوانه‌ مردمی هستند، از طرفی با پیشینه‌ای که نزد مردم به‌خاطر همراهی یا سکوت‌شان در برابر نکبت‌ ۵۷ با اکراه و تردید مواجه هستیم ،  آنگاه این نوع سهم‌خواهی نه‌تنها بی‌ثمر، بلکه ضدگذار و ضدملی تلقی می‌شود ، نمکی بر زخم تاریخی مردم ایران . 
دوستان! انتخاب با شماست، اینک راه شرافتمندانه و واقع‌بینانه‌ ارزشمندتر از غرور شخصی و یا گروهی است

هوشنگ اسدی (سوادکوهی)

پاسخ مهران براتی به دعوت برای شرکت در "همایش همکاری ملی برای نجات ایران


کامنت های برگزیده از فیسبوک

Ahmad Panahandeh
آفرین بر شما که با وجدان بیدار و ذهنی هوشیار به این مسئله ورود کردید‌.
در نوشته ای در چند سال پیش عرض کرده بودم که سهم خواهی از شاهزاده که هنوز در قدرت نیست و نیز شرط و شروط گذاشتن برای شاهزاده، مفهومش این است که از اتحاد فراری هستند و می خواهند آگاهانه و یا ناآگاهانه بر عمر این جمهوری تبهکار و اشغالگر بیافزایند تا شاید در فردای فرضی ورق به نفع آنها برگردد.
زهی خیال باطل
در این باره حتمن خواهم نوشت

------------------------------------

Mazdak Bamdadan
هوشنگ جان سپاس که دقیقا نکته اساسی را مطرح کردی
ایران در شرایطی نیست که در آن بشود بر سر نقش ایوان بگومگو کرد. هر کس دغدغه ایرانیان و مردم آن را دارد، باید پاسخ‌گوی پیش بگذارد.
تالی فاسد نوشته آقای براتی این است که چون کارها بر وفق مراد من پیش نمی‌رود، پس بگذار همین مافیای اشغالگر بر سر کار بماند!

------------------------------------

Sima Mahzari
آقای براتی این نوشته نقد سیاسی نیست و بیشتر به یک شوخی از جانب سلطنت طلبی است که با شازده آش بیعت کرده و به هیچ وجه نه معتقد به رهبری جمعی است و نه درکی از دمکراسی دارد.نه شناختی از داخل کشور و نگاه سیاسی مردم دارد و نه درکی از روند مبارزه و ارتباط با مبارزات داخل کشور.

Hoshang Asadi
Sima Mahzari
گرامی من در صفحه آقای محققی پاسخی را نوشتم . اینجا میگذارم تا شاید کمکی باشد . قبلتر اشاره کنم
۱- من ، انتخاب شکلی از نظام را در این مرحله برای خود قطعی نمیدانم . توازن قوا بسود لیبرال دموکراسی در ایران معیار گزینش من برای انتخاب شکل نظام است .
۲ من آقای پهلوی امروز را برای پادشاه شدن مناسب نمیدانم چون او به علت شرایط اپوزیسیون، به عنوان یک سیاست ورز حرفه ای وارد میدان شده است . اینکه چگونه با یک رل تشریفاتی جایگزین شود را من چندان باوری ندارم .موضوع آینده است اما خواستم توجه شما را به بازنشر کامنتی در اینجا جلب کنم.
سپاسگزار از توجه
Bubu Far
ما نباید به‌طور عمدی مشکلات جریان‌های پادشاهی‌خواه یا سلطنت‌طلب را به شخص شاهزاده پیوند بزنیم. بخش‌هایی از این جریان‌ها خود گرفتار اختلافات داخلی و رفتارهای تند هستند. گروه‌هایی با شعار "جاوید شاه" گاه و بی‌گاه یکه‌تازی می‌کنند، اما مشکل اصلی در جای دیگری‌ست؛ در میان آن «دیگران» که با هزار بهانه، نیمه‌ی خالی لیوان را برجسته می‌کنند و با نگاهی مشابه سال ۵۷ که کل نظام پادشاهی را زیر سؤال می‌بردند و نتیجه آن نگاه را ما دیده‌ایم، همین شیوه را در برخورد با پهلوی سوم دارند .
اگر میدان را به‌سادگی برای افراط‌گرایان خالی کنیم، دوباره همان داستان تکراری تکرار می‌شود. در مقابل، اگر با نگاهی لیبرال-دموکرات به صحنه سیاست نگاه کنیم، باید تلاش کنیم اراده و خواست نیروهای دموکراسی‌خواه و مطالبه‌گر را وارد فرآیند همکاری کنیم. در این صورت، فضای فعالیت برای غوغاگران محدودتر خواهد شد.
اگر بخواهیم از بیرون، با نوعی نخوت سیاسی، نسخه‌ای از پیش آماده تجویز کنیم، هیچ‌گاه پیشرفتی حاصل نخواهد شد و در نهایت، ما اپوزیسیونی در دل اپوزیسیون باقی می‌مانیم.
من با اصول دیدگاه‌های آقای براتی مخالفتی ندارم، اما واقعیت این است که نه ما و نه دیگران، از جمله احزاب یا نیروهای شناخته‌شده سیاسی، پایگاه سازمان‌یافته‌ی قدرتمندی نداریم. در عمل، بیشتر در قالب چهره‌های کنش‌گر فردی اثرگذار هستیم، اما نمی‌توانیم ادعاهای بزرگ مطرح کنیم.
طرف قطار خودش را راه انداخته و حرکت کرده است. ما رهگذران باید بتوانیم سوار آن قطار شویم و در مسیر، همسفران را قانع کنیم که چگونه باید به پیش رفت. تفاوت دیدگاه من با آقای براتی در همین واقعیت‌های عینی و عملی بروز می‌کند. وقتی ما کنار بکشیم، میدان به‌راحتی به نیروهایی واگذار می‌شود که شاید کمتر به دموکراسی پایبند باشند.

------------------------------------

Ladan Ar
آقای براتی عزیز! فهم آنچه آقای اسدی با عصبانیت نوشته نیز دشوار نیست ولی من با برخی از پرخاش هایش موافق نیستم. اما ایران در شرایطی نیست که ما بتوانم بر ایده‌آل های سیاسی پافشاری کنیم. از میان نیروهای سیاسی موجود یا باید به همین جبهه متکثر اپوزیسیون امید بست یا نگاه کرد که رژیم از داخل بدون دگرگونی اساسی در ساختار قدرت و بدون کوتاه کردن دست الیگارشی اقتصادی یک پوست اندازی بکند و با چهره جدیدی به بقای خود ادامه بدهد. من فروتنانه از شما و دوستانتان در جبهه جمهوری خواهی تقاضا می‌کنم از منیت عبور کنید، حالا که این دعوت از شما صورت گرفته به این حرکت بپیوندید. درست است که زیباتر می‌بود اگر شما از روند شکل گیری آن هم مطلع بودید ، اما همین حالا هم حضورتان و دیدگاه و تجربه هایتان بسیار مفید خواهد بود. قهر کردن دردی را دوا نمی‌کند🍀

------------------------------------

Sadi Samami
جناب آقای اسدی،
نوشته‌تان در پاسخ به آقای مهران براتی، نه فقط گفت‌وگو را پیش نمی‌برد، بلکه از اساس بر نوعی برچسب‌زنی سیاسی و داوری اخلاقی استوار است که در ادبیات استبدادزده‌ی ما سابقه‌ای طولانی دارد: هرکس نقد کند، یا «سهم‌خواه» است یا «فاقد پایگاه ملی» یا «آلوده به میراث چپ»، و در بهترین حالت، باید «فروتنانه گوشه‌ای از طناب را بگیرد» و «مطیع باشد».
آقای براتی پرسیده‌اند چرا نشستی به این اهمیت، بدون حداقل شفافیت در برنامه‌ریزی، ترکیب هیئت مؤسس، و شیوه‌ی تصمیم‌گیری برگزار می‌شود. پاسخ شما این است که “شما در جایگاهی نیستید که چنین بپرسید”. این پاسخ، یادآور منطق کهنه‌ای است که پیش از دموکراسی، به سلسله‌مراتب مشروعیت شخصی باور دارد.
اما در فرآیند گذار به دموکراسی، مشروعیت نه از کارنامه‌ی شخصی، که از فرآیند شفاف، فراگیر و پاسخ‌گو به‌دست می‌آید. و این همان چیزی‌ست که مورد سؤال واقع شده است.
شما با صراحت می‌نویسید که در این مرحله، کاستن از نقش محوری شاهزاده «بشدت زیان‌بار» است. اما هیچ‌جا نمی‌پرسید که اگر نقش‌ها تعیین‌شده و قطعی هستند، دیگر چه نیازی به همایش؟ اگر همگان باید فقط در سایه‌ی یک «نقش محوری» حرکت کنند، پس موضوع، اتحاد دموکراسی‌خواهان نیست، اطاعت از یک پیش‌فرض سلطنت‌محور است. این البته حق شماست که به آن باور داشته باشید، اما نمی‌توانید از دیگران انتظار داشته باشید که به چنین نگرشی، بدون بحث و گفت‌وگو، تن دهند.
در نوشته‌ی شما بارها از «ادعاهای ظاهراً منطقی»، «ظاهر دموکراتیک»، «شبه‌روشنفکری»، و «نیت سهم‌خواهانه» سخن می‌رود. اما کجا به استدلال مشخص براتی پاسخ داده‌اید؟
کجا گفته‌اید چرا یک کنفرانس باید بدون مشارکت اولیه نیروهای دموکراسی‌خواه شکل بگیرد؟ چرا دعوت‌نامه‌ها بی‌نام است؟ چرا هیچ شفافیتی در ترکیب تصمیم‌گیران نیست؟ چرا واژه «همکاری ملی» باید در عمل به اطاعت بدون سئوال فروکاسته شود؟
شما نوشته‌اید: «بدون حمایت میلیونی شاهزاده، نه تنها پایگاهی در سپهر ملی نخواهند داشت، بلکه حتی در یک روستای دورافتاده هم شانس نقش‌آفرینی ندارند».
این نوع استدلال، نه تنها تحقیرآمیز که خطرناک است.
اگر مقبولیت ملی شرط ورود به فرآیند تصمیم‌سازی باشد، پس چطور انتظار دارید مردم به یک آلترناتیو دموکراتیک با مشارکت همه‌ی طیف‌ها اعتماد کنند؟ اگر هر مخالفتی با مرجعیت شاهزاده، دلیل بر «ضدملی» بودن است، آنگاه شما نه آلترناتیو می‌سازید، که استبدادی دیگر را بازتولید می‌کنید.
نمی‌توان از دیگران دعوت به همکاری کرد، اما فقط به‌شرط اطاعت.
شما می‌نویسید که اگر کسی «واقعاً دغدغه‌ی میهن دارد، باید گوشه‌ای از طناب را بگیرد». بسیار خب. اما طناب چیست؟ جهت‌گیری آن چگونه تعیین شده؟ چه کسی آن را بافته؟ چرا دیگران فقط حق «کشیدن» دارند و نه «سؤال کردن» یا «تصحیح مسیر»؟
جناب اسدی، دموکراسی بدون نقد، بی‌معناست. مشارکت بدون حق پرسش، مضحکه‌ای سیاسی‌ست.
اگر شاهزاده رضا پهلوی را میراث‌دار ایران‌دوستی و سنت مشروطه‌خواهی می‌دانید، بپذیرید که آن سنت نه بر سکوت مخالف، که بر مشارکت آزاد، شفافیت و مسئولیت‌پذیری استوار بوده است.
نقد اقای براتی، دفاع از یک دیدگاه است، نه رد مشروعیت کسی. حذف این نقدها با برچسب‌هایی چون “شبه‌روشنفکری”، “چپ ایدئولوژیک”، یا “بی‌پایگاه”، تنها ما را از مسیر گذار دورتر می‌کند.
راه نجات ایران، نه در تک‌صدایی سلطنت‌طلبانه، که در ائتلافی گسترده، آزاد و مسئولانه از تمام نیروهای دموکراسی‌خواه است.
با احترام

Hoshang Asadi
Sadi Samami
سپاس از وقتی که گذاشتی. راستش، در این گفتگو مطالب فراوان و مهمی مطرح شد که هرکدام نیازمند زمان و دقت بیشتری برای شکافتن و انتقال درست‌تر منظورهاست.
من به اتحاد میان دموکراسی‌خواهان مانند جمهوری‌خواهان و پادشاهی‌خواهان باوری ندارم و هیچ‌گاه نیز چنین اتحادی را تشویق نکرده‌ام، چه به آن «اتحاد سیاسی» بگوییم یا هر نام دیگری. آنچه مد نظر من است، شرکت در یک «پروسه کار مشترک» یا به بیانی روشن‌تر «همبستگی مبارزاتی» است.
اتحاد، مربوط به نیروهای سیاسی‌ـ‌حزبی و سازمانی است که پلتفرم‌ها و مبانی متفاوت و مدونی دارند.
ما اینجا با یک «سرمایه ملی» روبه‌رو هستیم که چهار شرط برای همکاری دارد . او کسی است که از روستا های دور دست تا شهر های بزرگ و کوچک سابقه‌اش را نسبتا میدانند، و مهم‌تر ار همه عنصر اعتماد مردمی است که وجود دارد .
آقای پهلوی نه حزب دارد، نه تشکیلات سیاسی مشخص که بتوان با آن وارد بحث اتحاد شد. او در قامت یک رهبر ملی، با تمام ویژگی‌های مثبت و منفی، وارد صحنه شده و امروز در میدان است. اکنون دیگر این جمهوری‌خواهان، پادشاهی خواهان ، سازمانهای مختلف و شخصیت ها هستند ، که می‌توانند به دعوت‌نامه او پاسخ دهند. اینجا «دموکراسی» و انتخاب مطرح نیست، به گمانم ماجرا چندان پیچیده هم نیست.
بی‌شک می‌توان ایرادهای فراوانی به عملکرد گذشته و حال آقای پهلوی گرفت . ما تعیین نمی‌کنیم که او چه باشد یا نباشد، چگونه رفتار کند یا نکند. درست یا نادرست بودن کنش‌های او را ما تنظیم نمی‌کنیم. او «واقعیت موجود» و «ظرفیت ملی» کنونی هست که با تیم کاری و پروژه های خود در صحنه عمل می کند .
موضوع اصلی، واکنش ما نسبت به این ظرفیت است، آیا باید سوار قطاری شد که ما اراده‌ای در به حرکت درآوردنش نداشته‌ایم؟
ممکن است به بیرون پرتاب شویم، یا برعکس، با نوعی لجاجت خونسردانه، با روشنگری و همراهی در مسیر همبستگی تأثیر بگذاریم. هیچ تضمینی هم وجود ندارد.
در این میان، دانش و تجربه، به‌ویژه تجربه شخصی نخبگان و متخصصان (الیت)، بسیار مؤثرتر از هر جریان سازمانی یا گروهی است. این پروژه جایی برای بحث دموکراسی ندارد ؛ قرار نیست رأی‌گیری صورت گیرد. آنچه اکنون نیاز است، به حرکت درآوردن «موتور اولیه گذار» است، حرکتی بر پایه دانش: دانش سیاسی، علمی، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، استراتژی و تاکتیک‌های راهبردی.
سازمان‌های سیاسی ایران، از چپ تا راست، تاکنون نه شایستگی لازم برای ارائه برنامه‌ای کارآمدی داشته‌اند و نه دارند. اگر اکنون هم به نام دموکراسی وارد میدان شوند، نتیجه از پیش معلوم است: یعنی ناکارآمدی این دوره گذار .
این جریان‌ها حتی نتوانسته‌اند خودشان را سامان دهند. از همین‌رو، من شخصاً در این مرحله بحث دموکراسی و انتخابات را بی‌ربط می‌دانم. همان‌گونه که اشاره کردم، حضور نخبگان سیاسی و علمی در مقام مشاوران و همراهان شاهزاده می‌تواند نقشی تعیین‌کننده ای داشته باشد. مثلاً آقای براتی متخصص روابط بین‌الملل در کنار شاهزاده تأثیرگذارتر است تا زمانی‌که بخواهد نماینده یک جریان سیاسی با شروط مورد اشاره سازمانش باشد. این جابحایی را باید درست فهمید. قطعا در آینده مشخص تر می شود تلاقی دو رل یعنی براتی متخصص و یا براتی نماینده سازمانش کجا می توانند بهم گره بخورند . هر چه باشد ربطی به دمکراسی سیاسی ندارد بلکه رفتار دموکراتیک در پروسه همکاری مهم است .
من می توانم بفهمم تناقضی وجود دارد که براتی در رهبری یک سازمان دعوت می‌شود ، طرح پرسشهای او بر این مبنا منطقی است، اما آنطرف شرایط بنیادی و خواستگاهش چیز دیگری است که بتواند در چهارچوب پرسش های براتی عمل کند . چاره کار چیست؟ بر می گردد هنر سیاست همکارانانه و کنشگرانه براتی ها ..
اینکه بعد از به حرکت درآمدن موتور اولیه گذار، سازمان‌ها و تشکل ها چگونه و با چه شکلی به این روند کمک خواهند کرد ،داستان فرداست

------------------------------------

Fathollah Kiaeeha
اتفاقا در این کوتاه جناب اسدی تابت کرده اند که فهم نوشته های اقای براتی برای ایشان و همفکرانشان بسیار سخت است.
در تفکرات یک فرد پرست دگم اندیش، تنها چیزی که محلی از اعراب ندارد، تکثر گرایی و هم اندیشی است. ایشان چنان غرق در پرستش رضا پهلوی هستند که باور دارند به صرف شاهزاده بودن، جایگاه ویژه و بسیار والایی را بایستی داشته باشند. همانند فرعون و یا امامان معصوم و و و.
خب وقتی مردم ایران بصورت میلیونی (بر اساس تشبهات اقای اسدی) منتظرالرکاب جناب رضا پهلوی هستند، خب دیگر چه نیازی به اقای براتی و امثالهم است. بفرمایند این گوی و این میدان. 🤣

Hoshang Asadi
Fathollah Kiaeeha
سپاس که مقاله را خواندی . اعتراف می کنم، فهم نوشته کینه ورزان برایم بسیار دشوار است. تلاشم برای فهمیدن ریشه های رنج ، بسادگی من را دم چک نفرت هموطنانی چون شما قرار میدهد.خواهشاً کامنت ها را نگاهی بینداز ، شاید داوری ات کمی مهربانانه شود 🙏

------------------------------------

 

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

هوشنگ اسدی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

اسماعیل مرادی
اسماعیل مرادی

عنوان مقاله:
جناب آقای اسدی گرامی،

با احترام، نقد شما بر نوشته‌ی آقای مهران براتی را خواندم. اما متأسفانه در تحلیل‌تان، بیش از آنکه به محتوای واقعی نامه توجه شده باشد، قضاوت شخصی و تفسیر نادرست از مفاهیم سیاسی و اجتماعی مشاهده می‌شود.
نخست آنکه شما آقای براتی را به "سهم‌خواهی" متهم کرده‌اید، در حالی که ایشان از حق طبیعی مشارکت در روند تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری درباره آینده ایران سخن گفته‌اند. مگر نه آن‌که اساس دموکراسی، بر توزیع قدرت، شفافیت ساختار، و مشارکت برابر نیروهای گوناگون سیاسی و اجتماعی استوار است؟ آنچه شما "سهم‌خواهی" می‌نامید، در واقع مفهوم بنیادین "عدم تمرکز قدرت" و "توزیع متوازن مسئولیت" در یک نظام دموکراتیک است.

دموکراسی، عرصه زهد و تصوف نیست که معیار آن خلوص نیت و پارسایی فردی باشد. دموکراسی یعنی تقسیم ساختار قدرت، باز کردن جایگاه برای همه نیروها، و حفظ تعادل و نظارت همگانی بر روندهای تصمیم‌گیری. کسی که از "تک‌صدایی"، "فرمان از بالا" و "دعوت بدون مشارکت" انتقاد می‌کند، در واقع در حال دفاع از اصول بنیادین جمهوریت و پلورالیسم سیاسی است.
شما با نگاهی عرفانی به سیاست می‌نگرید و گویا انتظار دارید فعالان سیاسی، بدون هیچ نقشی در تصمیم‌سازی، تنها برای «رضای خدا» گردن نهند و بیعت کنند. اما در سیاست مدرن، هیچ خدمتی بدون حق، و هیچ مسئولیتی بدون اختیار پذیرفتنی نیست.
مهم‌تر از آن، آیا مطالبه‌ی آقای براتی برای شفافیت، مشارکت متوازن، و جلوگیری از قطبی‌سازی اپوزیسیون، آن‌هم در شرایطی که جامعه ایران نیازمند همگرایی واقعی است، خواسته‌ای نامشروع یا «سهم‌خواهانه» است؟ اگر مخالفت با ساختارهای انحصارگر، نامش سهم‌خواهی است، پس تمام تاریخ مبارزه برای آزادی باید "سهم‌طلبی" نامیده شود!
فراموش نکنیم: آنچه در دموکراسی اهمیت دارد، سهم‌بری نیست؛ بلکه سهم‌سازی است. و کسی که خواهان حضور همه صداها در طراحی آینده ایران است، نه تنها «سهم‌خواه» نیست، بلکه مدافع شراکت ملی و دموکراسی اصیل است.

بخشی دیگر از نقد شما، متأسفانه نگاهی آشکارا کاستی، سلسله‌مراتبی و غیرمدرن را به نمایش می‌گذارد؛ دیدگاهی که بیشتر یادآور ساختارهای فئودالی و ارباب‌، رعیتی است تا منطق سیاست مدرن و دموکراتیک.
آن‌جا که می‌نویسید:
"بدون جریان پادشاهی‌خواهی و حمایت میلیونی مردم ایران از نقش ملی شاهزاده، نه تنها پایگاهی در سپهر ملی نخواهند داشت، بلکه حتی در یک روستای دورافتاده هم شانس نقش‌آفرینی ندارند..."
و نیز آن‌جا که خطاب به دیگران توصیه می‌کنید:
"جایگاه خود را بشناسید، و اگر صادقانه قصد همکاری دارید، شنونده باشید و سهم خود را در عمل ادا کنید..."
در واقع اصل بنیادین جمهوریت و مشارکت سیاسی برابر شهروندان را به چالش می‌کشید. گویی ایران آینده نه جامعه‌ای برابر، بلکه سلسله‌مراتبی از خواص و عوام است؛ با جایگاه‌هایی تعیین‌شده و دسترسی محدود به قدرت و تصمیم‌گیری. این ادبیات، برخلاف ارزش‌هایی است که همگان از آن سخن می‌گویند: حق برابر برای مشارکت، رقابت آزاد سیاسی، و برابری در حق انتخاب و انتخاب شدن.
اگر قرار باشد جایگاه افراد در سپهر سیاسی بر اساس پیش‌فرض‌هایی ثابت و غیرقابل تغییر تعیین شود، مثلاً چون «شاهزاده» هستند پس «نقش ملی» دارند و دیگران حتی در یک «روستای دورافتاده» هم اعتباری ندارند، آنگاه دیگر چه نیازی به انتخابات، آزادی، گفتمان دموکراتیک و مشارکت برابر است؟ در چنین نگاهی، حتی سیاست جای خود را به تبعیت و بیعت می‌دهد، و شعار "دموکراسی‌خواهی" به پوششی برای بازتولید همان نظام‌های کهنه تبدیل می‌شود.
آقای اسدی عزیز، مشارکت در آینده ایران نه با تبار، و نه با تیتر «شاهزاده»، که با پایگاه اجتماعی، توان فکری، برنامه‌ سیاسی، و مشروعیت حاصل از گفت‌وگو و پذیرش عمومی رقم می‌خورد. هیچ‌کس صاحب ارثی سیاسی نیست. در جمهور مردم، قدرت به دست مردم است؛ نه به شرط تبار، و نه با اجازه‌ی اربابان قدرت.
نکته‌ی پایانی آنکه، دموکراسی یعنی رقابت آزاد و عادلانه میان دیدگاه‌ها و نیروها، و نه توصیه به "ساکت بودن" و "شناخت جایگاه" از سوی یک جناح خاص. نقد جناب براتی نیز در همین چارچوب قابل دفاع است: مطالبه‌ی شفافیت، مشارکت متوازن و اجتناب از انحصار.
ایران آزاد فردا، ایران شهروندان برابر است؛ نه ایران کاست‌های سیاسی و تبارسالاری مدرن.
با احترام، مرادی

د., 14.07.2025 - 13:40 پیوند ثابت
محسن کردی
محسن کردی

عنوان مقاله:
پیشنهاد به آقای مهران براتی

حضور یابید

آقای براتی عزیز،
این بحث ها همیشه بوده و باز هم خواهد بود. اما مهم در میدان ماندن و کنار نکشیدن است که همه ما در کارنامه مان جدا شدن بسیار داریم. از این پس تلاش کنیم بمانیم. دستکم در جایی که امید بیشترین است بمانیم. لذا پیشنهاد من به شما این است که دعوت را بپذیرید و با حفظ معترض بودن به همایش بروید همانجا هم بصورت تذکری از راه خیرخواهی میتوانید در کنار سخنان تان کوتاه اشاره کنید. من فکر میکنم همه ما ایرانیانی که خواهان گذار از جمهوری اسلامی هستیم نظرگاه مان یکی است. باور کنید که اگر شما برد بین المللی بیش از شاهزاده داشتید ترجیح میدادم شما ابتکار عمل را بدست می گرفتید چرا که میدانم شما خواهان نیکبختی ملت ایران هستید. اختلاف شما و شاهزاده سلیقه ای است نه ریشه ای. سلیقه بر سر انتخاب متدیک کار. مطمئن باشید که هیچ برآیندی از این حرکت تمامی نظرات و مطالبات شرکت کنندگان و حتا خود شاهزاده را تامین نخواهد کرد. اصلا غیر ممکن است در جمعی در چنین شرایط و موقعیت هایی برآیند کار نظرات همه را تامین کند. حتما اختلاف نظر هست و این خوب هم هست چرا که اختلاف نظر و همزمان ادامه دادن کار به تکامل کار یاری میرساند. ما همه از «همه باهم» خمینی که چیزی بجز همه با او به معنای مطلق آن بود ضربه خوردیم. شاهزاده یک همایش برگزار می کنند که خمینی هرگز چنین نکرد و بیعت مطلق خواست. حتا وقتی خواست جلاالدین تهرانی را ملاقات کند اول از او استعفایش از ریاست شورای سلطنت را خواست. تهرانی هرچه بود را به خمینی داد و رفت آمریکا. لذا با چنین تجربه ای من درک می کنم که ما ایرانیان بسیار محتاط باشیم اما این احتیاط را نباید تبدیل به سد و مانع کنیم که در این 46 سال چنین بوده. امیدوارم دعوت را بپذیرید.
ارادتمند محسن کردی

ی., 13.07.2025 - 21:35 پیوند ثابت
فیروزه غفارپور

عنوان مقاله:
همایش همکاری ملی

چندین نظر هم به شاهزاده داده اید .
آیا با تجربه زیادی که در پروتوکول مراسم سیاسی دارید تصور نمیکنید کمی بی لطفی کردید ؟
تمام این مطالب را صحیح بود بصورت پاسخ به آن ایمیل دعوت به فرستنده ارسال فرمایید ، نه ؟؟؟ شما که بنا به نوشته خودتان راه تماس با شاهزاده را هم که دارید ، چرا مستقیم خصوصی نظرات خیرخواهانه خود را برای ایشان نفرستادید؟
یا فکر نمیکنید که با نوشتن در رسانه و بصورت عمومی برای تعدادی سوتفاهم در نیت شما پیش خواهد ؟
مثل شخصیتی از خود راضی و احساس تافته جدا بافته از مبارزین دیکری که بهمین صورت و محترمانه در یکی از سرنوشت سازترین حرکت در مسیر آزادی ایران دعوت شده اند و بجای ایراد از این دعوت شادمان هم شدند ، فرقی نمیکند اسم باشد یا نباشد ، خیلی جوانان دلیر ایران بی نام در راه آزادی جان دادند چرا باید اینقدر نام ومقام اهمیت داشته باشید .
4-ضمنا صاحبخانه و دعوت کننده شاهزاده رضا پهلوی هستند وطبیعی است که دعوت مهمانها توسط دبیرخانه ایشان انجام گیرد . موضوع شراکت و همبستکی دقیقا هدف این دعوت است که تمام عزیزان با حضور و مشارکت مسیر همکاری ملی فراهم آید و در همین گردهم آیی خواهد

ی., 13.07.2025 - 19:10 پیوند ثابت
فیروزه غفارپور

عنوان مقاله:
نامه ای به جناب مهران برانی

با احترام و ادب جضور آقای مهران براتی ؛
1-متن شما را در نشریه گویا خواندم، راهنمایی شما را هم دقت کردم ، با سپاس از اینکه به ‫#شاهزاده_رضاپهلوی‬ علاقه نشان داده اید ، بعنوان یک مبارز و فعال و کنشگر سیاسی بمدت ۴۶ سال ، لازم دیدم چون نامه شما و نظرات شما به شاهزاده رضاپهلوی بصورت عمومی منتشر شده ، من هم نظرم را بصورت عمومی جضور شما عرض کنم :
2-دعوتنامه ای بصورت خصوصی برای شما ارسال شده، بنظر شخص شما ایراداتی داشته که صرفنظر از موافقت و یا مخالفت به پاسخ شما ، از شما سوال میکنم آیا این دعوتنامه توسط گویا یا رسانه دیگری برای شما ارسال شده بود ؟ خیر تصور نمیکنم دعوتنامه ای به ایمیل شخصی شما برای شرکت در یک حرکت ملی و در مسیر آزادسازی ایران ارسال و از شما دعوت خصوصی شده بود ، شاید هم یکی از دلایل حفظ امنیت مهمانان دعوت شده بوده باشد .
نام شما در بالای دعوت ذکر نشده بوده ، بله انتظار دعوت شخصی داشتید ..
3-گله فرموده بودید که چرا شما از تیم برگزاری اطلاع نداشته و نمیدانید آیا از همه گروه‌های سیاسی در تیم برگزار کننده جضور و شرکت دارند یا خیر .
و و و با نشان دادن علاقه و حمایت !!
چندین

ی., 13.07.2025 - 19:08 پیوند ثابت
علی

عنوان مقاله:
حمایت کامل وتمام و کمال از شاهزاده

از تو خونه هاتون شعار ضد فعالیت ایرانی آزاد ندهید. کسی چه می‌داند شما جیره خور حکومت و رژیم هستید.
پای در میدان گذارید خدعه انگلیس هزاران رنگ دارد .اگر در خانه نشسته اید معلوم است جیره و مواجب شما از شیر پیر می‌رسد.
انسان باشید با شاهزاده همراه شوید تا آیندگان وتاریخ در مورد شما بد که نه بدتر نگویند.ازاده باشید بخاطر ایران.
زنده و جاوید رضا شاه دوم.ما ایران رو پس میگیریم اگه شما هم همراه شوید.

ی., 13.07.2025 - 18:19 پیوند ثابت
علی

عنوان مقاله:
حمایت کامل وتمام و کمال از شاهزاده

از تو خونه هاتون شعار ضد فعالیت ایرانی آزاد ندهید. کسی چه می‌داند شما جیره خور حکومت و رژیم هستید.
پای در میدان گذارید خدعه انگلیس هزاران رنگ دارد .اگر در خانه نشسته اید معلوم است جیره و مواجب شما از شیر پیر می‌رسد.
انسان باشید با شاهزاده همراه شوید تا آیندگان وتاریخ در مورد شما بد که نه بدتر نگویند.ازاده باشید بخاطر ایران.
زنده و جاوید رضا شاه دوم.ما ایران رو پس میگیریم اگه شما هم همراه شوید.

ی., 13.07.2025 - 18:18 پیوند ثابت
محسن کردی
محسن کردی

In reply to by کیانوش توکلی

عنوان مقاله:
آزادی فعالیت احزاب سیاسی در دوران گذار

کیانوش عزیز، فعالیت احزاب سیاسی در دوران گذار نیازی به اجازه از کسی ندارد

کیانوش عزیز، فعالیت احزاب سیاسی در دوران گذار نیازی به اجازه از کسی ندارد که در منشور بیاید. مثل آن است که بگویید آیا اشاره ای به نفس کشیدن مردم در دوران گذار شده است؟ در انقلاب 57 نیز حتا دولت موقت علیرغم مشروعیت ظاهری ابزار قانونی برای محدود کردن فعالیت احزاب را نداشت چه برسد به دولتی در سایه - اگر چنین دولتی تشکیل شود - که پس از بدست گرفتن قدرت هنوز مشروعیتی از مجلس موسسان و نیز پارلمان برآمده از آن بدست نیاورده باشد. این را حتا با برگزار کنندگان در میان نگذارید چرا که به آنها مشروعیت میدهد که احیانا از زبانشان در برود و بگویند که خیر آزادی احزاب در دوران گذار در کار نیست!!

ی., 13.07.2025 - 13:01 پیوند ثابت
کیانوش توکلی
کیانوش توکلی

این همایش بدنبال «منشور همکاری مونیخ؛ اصول دوازده‌گانه برای آینده ایران» در ۲۲ فوریه 2025 تشکیل می شود و طبیعتا هئیت بر گذار کنند از آن جمع تشکیل شده در این قسمت نمی شود ایرادی گرفت اما سئوال اصلی این است -در واقع کمتر کسی به بند نهم منشور توجه کرده است : «در بند نهم از منشور، بر دفاع از حقوق و آزادی‌های بنیادین ملت ایران تأکید شده است که شامل آزادی بیان، آزادی ادیان و باورها، آزادی اینترنت، گردش آزاد اطلاعات، آزادی انجمن‌ها و تجمعات، آزادی زنان و حق انتخاب پوشش، و رفع تبعیض‌های جنسیتی و مذهبی می‌شود.» اگر با کمی دقت آن را بخوانید ، متوجه می شوید که عمدا اشاره ای به آزادی فعالیت احزاب سیاسی در دوران گذار نشده است و من براستی دلیل این کار را نمی دانم ، آیا کسی در این ارتباط می تواند توضیحی بدهد ؟

ی., 13.07.2025 - 12:48 پیوند ثابت
دایی جان ناپلئون

براندازان تصور میکردند اسرائیل رژیم را سرنگون می‌کند و آنها میتوانند به قدرت برسند، ولی اتحاد ملت ایران و جنبش نه به جنگ نقشه آنها را نقش بر آب کرد
دو گروه تلاش می‌کنند با این ادعای دروغین و خنده‌آور شکست سنگین مافیای اشغالگر را یک پیروزی جلوه بدهند.
گروه نخست اطلاعات سپاه و رسانه‌های وابسته به آن هستند، گروه دوم را خودتان حدس بزنید!

ی., 13.07.2025 - 12:41 پیوند ثابت
محسن کردی
محسن کردی

عنوان مقاله:
سهم خواهی

جای شرط گذاری نیست

با آنچه هوشنگ اسدی نوشته است موافقم. یک اپوزیسیون بهمریخته و معترض به هم از شاهزاده توقع دارند که از قبل برنامه اش را با آنها هماهنگ کند. این اشتباه است. شاهزاده یک راه مبارزه مشخص ارائه کرده است و یک برنامه 100 روز اول پس از سرنگونی جمهوری اسلامی. ممکن است در آن اشکالاتی باشد. اما رهبری مطلق شاهزاده و برنامه 100 روزه اش چه اشکالاتی ممکن است داشته باشد؟ یا حتا به قول براتی بیعت با شاهزاده و رهبری مطلق او تا رسیدن به سرنگونی و طی شدن 100 روز اول پس از سرنگونی چه ایراداتی ممکن است بوجود بیاورد که نگرانش هستید؟ احتمالا خواهند گفت که به نیت او اعتماد دارند اما با توجه به اطرافیانش جای خطا هست. جای کدام خطا؟ نهایت به دوران شاه باز میگردند. اشکالی دارد؟ اما میدانیم که چنین نیست. همانگونه که آقای اسدی گفت، شما بیاید داخل. بیرون رفتن را هم که در این 46 سال بارها تمرین کرده اید. هرکجا باب میل تان نبود مثل همین نامه سرگشاده یک بیانیه بدهید و شاهزاده را خراب کنید و بیایید بیرون! ولی وظیفه ملی و تاریخی تان را برای حضور انجام بدهید و به قول خودتان بیعت کنید. چرا که نه؟ بعد هم تلاش کنید بجای راحت بیرون آمدن بمانید و از اشتباهات احتمالی تا جایی که میتوانید جلوگیری کنید. بهرحال حضورتان از عدم حضور بیشتر به نفع مبارزه است. اگر هم نباشید هم باز نه مردم خبردار خواهند شد و برای شان اهمیتی خواهد داشت و نه سران دولت ها که شاهزاده با آنها در تماس هستند سراغ آقای براتی یا فرخ نگهدار یا حتا مسیح علینژاد و شیرین عبادی و اسماعیلیون را خواهند گرفت. خبرها را ببینید.. دیدار با دو نخست وزیر پیشین بریتانیا و پارلمان انگلیس و دیدار با سایر اهل سیاست معنایش چیست؟ بیعت کنید آقا! اگر مردم تان را و ایران تان را دوست دارید بیعت کنید. من اطمینان دارم که نظرات شما در مشاوره ها حتما راهگشا خواهد بود.

ی., 13.07.2025 - 11:59 پیوند ثابت