هر بیانیه وراه کاری که با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی صادر نشود فرجه ای برای تدوام این حکومت نا مشروع است.
دوازده روز جنگ تنها پرواز هواپیما های جنگی ،بمباران ،ریز گرد ها و ترورهای هوشمندانه سران رژیم نبود.این دوازده روز بسیارادعا های الدورم بیلدرم حکومت و حکومتیان را در هم ریخت.پشم وپیله آنها را در انظار عمومی کند ولختشان نمود. طوری که هنوزحکومتیان ازگیجی حاصل از این ضربات خارج نگردیده اند.
دوازده روزی که خامنه ای را به عمق زمین برد و سران رژیم رامتواری از خانه وکاشانه خود کرد. چنانچه هنوز خود را باز نیافته اند .به اعتراف خودشان هر شب را در جائی گذران می کنند. در هراس ازاین که نوبتشان چه وقت خواهد رسید .حالتی برزخی که دلهره می آورد و امکان تصمیم گیری درست نمی دهد.
وضعیت جمهوی اسلامی تداعی گر دو خانه ای بزرگ است با نام "بیت رهبری"وخانه خیابان "پاستور" که حال با شکاف ها وترک های عمیق در حال فرو ریختن اند. ساکنان همه در حال اضطراب وسردر گمی. صاحب خانه اصلی "بیت رهبری "بیت" فرو نهاده وهراسان به نقطه ای نا معلوم گریخته است. ساکنان "پاستور"که در حکم مستاجران بیت رهبری بودند. شاه کلید خانه در دست رهبر .حال مستاصل درون خانه ای که هر آن امکان فروریختن آن هست بی آن که راه گریزی باشد.
خانه هائی که نماد فکری یک رژیم استبدادی هستند. این دو خانه طی نیم قرن چنان رو به ویرانی نهاده اند که دیگر قابل ترمیم نیستند .باید کوبیده شوند وبنائی تازه "کز باد وبارانش گزندی نباشد"جای هر دو ساخته شود.
در این دوازده روز جنگ چنان ضربات مهلک بر پیکر ساختمان وباشندگان آن فرود آمده که تصمیم گیران ساکن در این خانه ها را در شوک فلج کننده ای برده است. حوادث بوقوع پیوسته چه درون حاکمیت وچه در درون ملت چنان اعتبار واتوریته های مادی ومعنوی را در هم ریخته که کر فرمان کور نمی خواند.هیچ کس قادر به تصمیم گیری قاطع در هیچ مورد نیست. دولتیان در اضطراب وعدم اطمینان بهم دیگر.امری که حکم زهر هلاهل برای حکومتها دارد واجازه نمی دهد که کار بروالی که قادر به پاسخگوئی حداقل های جامعه باشد صورت گیرد. چرا که همه بهم بدبین اند. وزیر یا وکیل یا سردار نشسته در کنآرهم در هراس از جاسوس بودن یک دیگرند.سوظنی که چون خوره از درون حکومت را می خورد وتوان تصمیم گیری واجرا از او سلب می کند؟
ملت در نگرانی اما امیدوار به شکل گیری یک اپوزیسیون متحد و تاثیبر گذار ونقشی که می تواند در این مقطع حساس بازی کند .امید وار به سرنگونی این حکومت ورسیدن به روزهای بهتر.
در چنین شرایطی هر گونه تلاش افراد و جریانهائی که هنوز با وجود اختلاف با جمهوری اسلامی دل در گرو این حکومت دارند و نام اصلاح طلبان و جنبش سبزی ها را یدک می کشند و برای رهائی این حکومت از وضع موجود تلاش می کنند. معنائی جز تلاش عبث برای حفظ نظام ندارد .حفظ نظامی که این همه جنایت وویرانی را براین کشور ومردم وارد ساخته است. پاشیدن خاک است در چشم مردمی که سرطان مزمنی بنام جمهوری اسلامی سال هاست جسم و روحشان را سخت در هم کوبیده است. تنها راه رهائی ازاین شراین غده سرطانی !خارج کردن آن از پیکر این کشور ومدفون کردنش در بخش تاریک تاریخ این سر زمین است.هر گونه راه کاری با هر نیتی اگرسرنگونی این حکومت را دنبال نکند .در این مقطع تاریخی که ضربه پذیری جمهوری اسلامی بیشتر از زمان است و ریزش درونی آن بسبب در هم ریختن شالوده اصلی آن در همین جنگ دوازده روزه لطمات جدی متحمل شده وتوان از کف داده است. خیانت به خواست ملتی تلقی می شود که دیگر بهیچوجه طاقت له شدن در زیرسایه این جانیان ،دزدان ،رانت خواران وبی کفایتان غیر مسئول در برابر ملت را ندارند.
هیچ بیانیه ،راه کار وتلاشی که روح اصلی آن سرنگونی جمهوری اسلامی وبر پائی حکومتی بر اساس سکولاریسم ،بر اساس انتخاباتی کاملا آزاد بی "حضور حتی سایه جمهوری اسلامی "بر آمده از دل دوران گذاری دموکراتیک نباشد ! عملادر خدمت به تداوم حکومت اسلامی و دادن فرجه ای برای باز سازی آن خواهد بود. ابوالفضل محققی
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!