رفتن به محتوای اصلی
جمعه 25 اردیبهشت 1405 - Friday, 15 May 2026

آیا زمان جراحی غده سرطانی جمهوری اسلامی از پیکر ایران فرا نرسیده است؟

آیا زمان جراحی غده سرطانی جمهوری اسلامی از پیکر ایران فرا نرسیده است؟

 


 

دوست عزیزی می گفت « جمهوری اسلامی مانند یک غده سرطانی است که در پیکر ایران بوجود آمده و رشد کرده است. گلبولهای سفید خون در بدن ما کارشان مبارزه با اینگونه غده ها و نابود کردن آنهاست. اگر مردم ایران را گلبولهای سفید ایرانزمین تصور کنیم، می توان گفت که این مردم در مبارزه با این غده سرطانی ناکام بوده و هر کار کردند موفق به از بین بردن آن نشده اند. اسرائیل مانند یک جراح به کمک ایران آمد و به این غده حمله کرده تا آنرا از بدن ایران خارج کند. حمله اسرائیل باعث شده که این غده بشدت صدمه دیده و تضعیف شده است. اینکه چرا اسرائیل و آمریکا کار را تمام نکرده و نیمه کاره رها کردند می تواند موضوع بحث و پژوهشهای بعدی قرار بگیرد ولی آنچه به مردم ایران مربوط می شود اینست که امروز آنها می توانند درست مانند همان گلبولهای سفید به غده تضعیف شده سرطانی حمله کرده و کار نیمه تمام جراح خارجی را تمام کنند. از سوی دیگر شواهدی هم حکایت از این دارد که اگر مردم بپاخیزند چه بسا آن جراح خارجی دوباره به کمکشان خواهد آمد!
ما نباید و نمی توانیم همه کار را از نیروهای خارجی بخواهیم. امروز زمانی است که باید بپا خیزیم و جنبشی نو را بیاغازیم. مردم ما شجاعانه با دستانی خالی و بصورت خودجوش بارها به میدان آمده و با سرطان جمهوری اسلامی درافتاده اند. تلاش فداکارانه مردم در سالهای ۱۳۸۸, ۹۶,۹۸, و ۱۴۰۱ بدلیل عدم برخورداری از تشکل، سازماندهی و رهبری به شکست انجامید و جز این هم نمی توانست باشد. هیچ سپاهی بدون سازماندهی و رهبری قادر به پیروزی در هیچ جنگی نیست.
شکست‌های پی در پی جنبش‌های مردمی می بایست رهبران اپوزیسیون ایرانی در خارج و داخل را بفکر واداشته و خود را برای مواجهه، کمک و رهبری جنبش‌های خودجوش آماده می ساختند. امروز هم یکی از همان میدانگاههای تاریخی است و ما باز هم در آستانه کارزاری تعیین کننده قرار گرفته آیم. رهبران اپوزیسیون یکبار دیگر در شرائطی قرار گرفته اند که باید نشان دهند تا چه حد آماده پذیرش نقش خود در نبرد ملت ایران با رژیم اشغالگر اسلامی هستند.
من حدود ده ماه پیش در اکتبر سال پیش در مقاله ای با عنوان « ایران در خوف و رجا» نوشتم:
« ایرانیان در بیش از ۱۵۰ سال اخیر برای رسیدن به آزادی و دمکراسی تلاش بسیار کرده اند ولی با وجود سعی و تلاش بسیار همیشه از طرف حکام مستبد سرکوب شده و از حصول به نتیجه باز مانده اند.  هر بار بعد از پیروزیهای توفانی ملت و در حالیکه مردم شادمان از پیروزی و امیدوار به آزادی و عدالت به جشن و پایکوبی پرداخته اند، نیروهای اهریمنی استبداد موفق شده اند بتدریج دوباره کنترل اوضاع را در دست گرفته و کشور را به شرائط قبل بازگردانند.
پر واضح است که هیچ سپاهی بدون تشکل و سازماندهی و بدون رهبری در هیچ جنگی پیروز نخواهد شد، حتی اگر میلیونها نفر باشند. مردم ایران هم در مقابله با رژیم اشغالگر اسلامی از این قاعده مستثنی نخواهند بود.
دلیل اصلی این دور تسلسل باطل انقلاب، آزادی و دوباره استبداد، عدم برخورداری جامعه ایرانیان از فرهنگ تحزب و تشکل و عدم وجود سازمانهای مستقل اجتماعی، صنفی و سیاسی است. تا این ضعف بزرگ ما حل نشود نمی توان امیدوار بود که برای ساختمان جامعه ای آزاد، دمکراتیک و مرفه سنگی بر روی سنگ بند شود و هر تحولی نا مطمئن و ناپایدار خواهد بود.
در چنین وضعیتی است که مردم از سر استیصال و ناچاری برای رهایی از یوغ استبداد چشم به بیرون دوخته و آرزو می کنند" کاشکی اسکندری پیدا شود"! اینچنین است که با بالاگرفتن آتش جنگ بین نیابتی های جمهوری اسلامی در غزه و لبنان از سویی و اسرائیل از سوی دیگر، و تضعیف و نابودی قریب الوقوع آنان در برابر ماشین جنگی اسرائیل، و خطر گسترش دامنه جنگ به ایران، مردم ظهور سپاه اسکندر را اینبار از سوی اسرائیل آرزو می کنند.
جنگ به هر صورت و به هر دلیل ویرانگر و مذموم اما گاه ناگزیر است. مردم ما بدلایل پیشگفته قادر به رویارویی با رژیم اشغالگر اسلامی نیستند. این رژیم تا کنون بارها تابت کرده که برای حفظ قدرت از سرکوب و کشتار مردم ابایی ندارد، و این در حالیست که سازمان های اپوزیسیون ایران هم گویا در جدالی ابدی با یکدیگر قادر به حل اختلافات خود و ائتلاف و اتحاد لازم با یکدیگر برای رهبری مبارزه مردم با رژیم نیستند. بسیاری را گمان بر این است که شاید برای بر هم زدن این معادله ناهمسنگ بین توانایی مردم و قدرت ماشین سرکوب رژیم یک راه مانده باشد و آنهم هجوم نیرویی از خارج برای تضعیف و شکستن اقتدار رژیم است. می توان تصور کرد که حمله اسرائیل و احتمالآ آمریکا نیز بدون سرنگونی رژیم بپایان برسد، از جمله بدلیل عدم تمایل آنها به پایان دادن به رژیم آخوندها ( که همین هم به دلیل عدم وجود یک آلترناتیو مطمئن در میان اپوزیسیون ایرانی است)، ولی جنگ حتما منجر به تضعیف آن و برهم خوردن توازن فعلی خواهد شد، بگونه ای که راههای تازه ای برای جنبش اعتراضی دیگری پدیدار شود. اپوزیسیون باید این را در نظر بگیرد که در چنان وضعیتی نیز لزوم گردهمایی و همکاری اپوزیسیون منتفی نخواهد بود و شایسته است که سازمانهای مخالف رژیم از چپ، راست، ملی گرایان، جمهوریخواهان و مشروطه خواهان هوادار پادشاهی گرد هم آمده و با کنار گذاشتن نقاط افتراق و تکیه بر موارد اشتراک که متضمن نجات میهن از بختک رژیم اشغالگر اسلامی باشد، متحد شوند ».

این روزها بار دیگر شاهزاده رضا پهلوی پا به میدان نهاده و با انتشار پیامی خطاب به ملت ایران از همه دعوت کرده است که در همایش همکاری ملی و برای پایان دادن به جمهوری اسلامی گرد هم آیند. او تاکید می کند که « تغییر واقعی باید از درون باشد. قدرت آزاد سازی ایران در دست نیروهای خارجی نیست، بلکه در دست کارگران، دانشجویان، زنان و مردان و تمام کسانی است که رویای آزادی دارند.»
ایشان در فرازی دیگر می نویسد  « هرگز زمانی مساعدتر از اکنون برای انجام اینکار وجود نداشته است. رژیم از درون دچار شکاف شده، از نظر اقتصادی ضعیف شده و در سطح بین المللی منزوی است.» او خطاب به نیروهای نظامی و سپاهی می گوید از حمایت رژیم اشغالگر اسلامی دست برداشته و در کنار مردم قرار بگیرند.
رهبران اپوزیسیون ایرانی از جمهوریخواه و ملی گرایان اگر به آزادی میهن بیش از منافع سازمانی و ایدئولوژیک خود بها می دهند، امروز روزی است که اختلافات را کنار بگذارند و دست یاری شاهزاده رضا پهلوی را که برای اتحاد در « همایش همکاری ملی » بسوی ملت ایران دراز شده بفشارند و این فرصت تاریخی را از دست ندهند
محمود علوی
2025/07/04

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

محسن کردی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

شازده اسدالله میرزا

مش قاسم از مجتبی چه خبر؟ ... والله دروغ چرا؟... آقا دستور دادند تا قشون و جنگنده های F35 در آسمان تهران میچرخه آغا مجتبی برنگردد..پاستور... یعنی آقای خیلی اصرار کردن که عیال آقا دست بچه‌ها را بگیرن و به مقصد قم و در نهایت نیشابود پیش برادرشان بروند

د., 07.07.2025 - 07:48 پیوند ثابت
عیسی خانی

عنوان مقاله:
آیا زمان جراحی غده سرطانی جمهوری اسلامی از پیکر ایران فرا نرسیده است؟

جمهوری اسلامی بدرستی همان رژیمی است که ملت مسلمان ایران آنرا میخواستند. فقط یک گروه کوچک 2 یا سه درصدی بودند که امروز را میدیدند و مدام هشدار میدادند که دیکتاتوری مذهبی بسیار خطرناک تراز دیکتاتوری تاج خواهد بود. ولی ملت مسلمان ایران چنان عشق اسلام را داشتند که حتی میخواستند کسانیکه آنها را ارشاد میکردند اعدام بکنند . شوربختاه عشق اسلام چنان کورشان کرده بود که هیچ سخنی را قبول نمیکردند. و این آش را برای خود و فرزندانشان پختند.
با نگاهی به کشورهای خاورمیانه میبینیم که همه ی مردم این منطقه همین بیماری را دارند. تا قده ی سرطانی اسلام ناب از این ملت ها کنده نشود در بر روی همین پاشنه خواهد چرخید.
وقتی بدن بیمار میشود نخست باید عامل بیماری را زد سپس به درمان پرداخت.

جمعه, 04.07.2025 - 17:13 پیوند ثابت
ناشناس

این چه سئوال تکرای کودکانه ابلهانه ایست ؟ چقدر باید آخوندها تخریب و جنایت در حق ایرانی و غیر ایرانی انجام دهند !! ؟؟

جمعه, 04.07.2025 - 12:28 پیوند ثابت