سقوط شتابناک جمهوری اسلامی؛ مرگ اقتصاد و فروپاشی ساختار بانکی در ایران
البرز سلیمی – کارشناس اقتصاد
در میانه آتش جنگی که میرود تا از مرزهای نیابتی به انفجار مستقیم بدل شود، در شرایطی که جمهوری اسلامی در سطح منطقهای با فشارهای بیسابقه نظامی، دیپلماتیک و اطلاعاتی روبهروست، در داخل نیز ارکان حیاتی حاکمیت یکی پس از دیگری در حال فروپاشی است. پس از شکست مذاکرات هستهای و بستهشدن آخرین روزنههای تعامل اقتصادی با جهان، آنچه امروز در برابر دیدگان جامعه در جریان است، نه صرفاً یک بحران بانکی، بلکه مرگ نظام پولی، فروپاشی اقتصاد رسمی، و آغاز فاز نهایی بحران ساختاری جمهوری اسلامی است.
۱. ورود ایران به مرحله انفجار مالی و بانکی
پس از سالها انباشت بدهی، چاپ بیرویه پول، تورم مزمن و حاکمیت شبکههای قدرت مالی رانتی، اکنون سیستم بانکی کشور در وضعیتی قرار گرفته که حتی از تأمین حداقل عملکرد خود عاجز شده است. بانکها نمیتوانند پول بدهند؛ کارتهای بانکی از کار افتادهاند؛ سامانههای شتاب، شاپرک، و ساتنا بارها دچار اختلال شدهاند. نهاد رسمی پول در ایران، از درون متلاشی شده و «عددهای موجود در حسابهای بانکی» دیگر پشتوانه عملیاتی ندارند.
۲. ورشکستگی پنهان بانکها: از بانک آینده تا بانک سپه
• بانک سپه – نماد بانکی وابسته به نهادهای نظامی – در خرداد ۱۴۰۴ با یکی از گستردهترین حملات سایبری تاریخ بانکی ایران مواجه شد: سرقت ۴۲ میلیون حساب بانکی، افشای اطلاعات، و اختلال کامل در عملکرد دستگاههای عابر بانک و خدمات آنلاین.
• بانک آینده – که در سالهای گذشته با داراییهایی عظیم و سرمایهگذاریهای مشکوک، از مهمترین بازیگران بانکهای خصوصی بود – اکنون در سکوت مطلق خبری و بدون انتشار ترازنامه رسمی، به ورطه فروپاشی نقدینگی نزدیک شده است.
• تقریباً تمام بانکهای بزرگ و متوسط ایران با نسبت کفایت سرمایه زیر ۴ درصد (حد استاندارد جهانی: ۸ تا ۱۲ درصد) مواجهاند، در حالیکه تسهیلات غیرجاری یا معوق (NPL) در برخی بانکها از ۳۰ درصد فراتر رفته است.
۳. فاجعه بیسابقه در عملکرد کارتهای بانکی
آنچه اخیراً بهصورت گسترده در شهرهای مختلف ایران تجربه شد – از کار افتادن عابر بانکها، عدم پردازش تراکنشها، و اختلال در کارتخوانها – فقط یک اختلال فنی نیست. این نخستین علامت فروپاشی روانی سیستم بانکی است: جایی که مردم دیگر به «پول الکترونیکی» اعتماد ندارند و بانکها از «ارائه اسکناس» عاجزند.
در شرایطی که خرید مایحتاج اولیه مردم به کارت بانکی وابسته است، اختلال در این نظام برابر است با فلج روزمره، اضطراب عمومی و تسریع در هجوم به منابع پولی در خانه و بازار.
۴. بانک مرکزی: خزانهای در آستانه انفجار
• بدهی بانکها به بانک مرکزی و رشد «پایه پولی» در یک سال اخیر، رشدی بیسابقه داشته و تنها راهکار جمهوری اسلامی برای تأمین کسری بودجه، چاپ پول بیپشتوانه بوده است.
• بانک مرکزی همزمان درگیر بازپرداخت یارانه، حقوق بازنشستگان، حمایت از شبکه بانکی و مهار نرخ ارز است؛ هیچیک از این مأموریتها بهطور واقعی موفق نبودهاند.
• بهدلیل تحریمهای شدید، شبکههای بانکی سایه (shadow banking) نیز در تیررس قرار گرفتهاند و ارتباطات بینالمللی بانک مرکزی تقریباً به صفر رسیده است.
۵. نتیجهگیری: بحران بانکی بهمثابه فروپاشی حاکمیت اقتصادی
سیستم بانکی جمهوری اسلامی اکنون نه تنها در مسیر ورشکستگی، بلکه در وضعیت بیدولتی مالی قرار گرفته است. رژیمی که از ابزارهای پایهای خود برای کنترل جامعه – یعنی یارانه، حقوق، تراکنش بانکی، و پول ملی – عاجز مانده باشد، دیگر تنها با نیروی سرکوب دوام میآورد.
مرگ تدریجی بانکها، مرگ نظام مالی، و بیپناهی اکثریت جامعه در مقابل انفجار قیمتها، تورم، و فقر، فقط یک نتیجه دارد: شتابگیری سقوط رژیم از درون، با محوریت فروپاشی نهاد اقتصاد.
البرز سلیمی
کارشناس اقتصاد
۲۷خرداد ۱۴۰۴ / ژوئن ۲۰۲۵
Gesendet mit der GMX Mail App
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
سهیلا ستاری
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!