پس از حضور در ژنو جهت شرکت در مراسم سخنرانی شاهزاده رضا پهلوی و برخورد با شخصیت هایی که صحنه گردان فضای مجازی هستند و با توهین و دروغ و سوار شدن بر موج و هیجان فضای موجود ادعای طرفداری از پادشاهی را دارند با چهره هایی نا موجه که هر طرفدار واقعی برای سرنگونی رژیم نکبت اسلامی و استقرار حکومتی مبتنی بر ارزشهایی که بارها از طرف آقای رضا پهلوی مطرح شده که در چارچوب یک دمکراسی لیبرال است را به وحشت می اندازد ترجیح دادم که در آنجا نباشم که لااقل صف خیرخواهان رهبری شاهزاده با عناصر هتاک و معلوم الحال که اگر امروز در تهران بودند به جز خفت گیری و آزار چیزی در چنته نداشتند بدون فوت وقت به خانه بازگشتم و پس از مرور جزییات آنچه امروز اتفاق افتاد با قطعیت میتوان گفت تعدادی که جهت نظم و انضباط و راهنمای ورود افراد به سالن بودند صرفاً برای تخریب این جریان ملی و خراب کاری آمده بودند.
سئوال اول : ما بطور مرتب اين حرف را از طرفداران شاهزاده وضا پهلوي مي شنويم كه : طرفداران ايشان شعاري مغاير خواست شاهزاده ميدهند و مثلا مي كه ميگويند گینگ زضا پهلوی به دليل وجود إزادي بیان در ميان هواداران اوست و آنها از حق بيان خود استفاده ميكنند و اين شعار را ميدهند. دوما ميگويند اگر هواداران يك جريان همان شعاري را بدهند كه رهبر آن جريان ميخواهد اين يعني تبديل إن جريان به فرقه مثل سازمان مجاهدين كه فرقه است و همه يك حرف ميزنند؟ نظر شما در اين مًورد چيست؟
آيا تبعيت از يك شعار واحد و نظم وانطباع حزبي فرقه گرايي محسوب می شود ؟ مگر يك جريان واحد ميتواند با شعارهاي متضاد و مغاير يكديگر مردم را به مبارزه دعوت كرده و انتظار پيروزي داشته باشند؟.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
دیدگاهها
کار کار انگلیساست
خلاصه با اينهمه ادعای روشنفکری و آزادی خواهی و مردم دوستی و سکولار بازی و انشاء نويسی و گنده گويی... دريغ حتا از ده ـ پانزده عاقل و فرزانه در ميان اينهمه مدعی روشنفکری که اين خطر نابودی ايران را حس کرده و در انديشه ی کاری منطقی و شدنی باشند.
جیلو:
جیلو:
اين شعار خداي هر ايراني - كينگ رضا پهلوي در اين تجمع را شنيده ايد؟ اين ها حقيقتا چه كساني هستند؟ آيا قرار است اين گونه رهبري دوران گذار را نصب كنند؟
مگر رهبري را ميتوان نصب كرد؟ رهبري را كسب ميكنند ، آنهم در جريان يك پروسه پر از تصادها و تناقضات و مشكلات. در واقع هر جرياني كه از عهده حل وفصل مشكلات اين پرو سه سربلند بيرون آمده و موفق به بسبح طيفهاي مختلف سياسي حول حد اقلها، در پشت سر خود بشود، بطور طبيعي رهبري را از إن خود ميكند.و نماينده و يا نمايندگان خود را بر راس آن قرار ميدهد.
هوشنگ:
هوشنگ:
🔸به نقل از گفت وگوی یک دوست فرهیخته: « مشکل بزرگی که این جبهه ناهمگون براندازی با آن روبهروست، پیوند آن با هویت پادشاهیخواهی است. پرچم شیر و خورشید، تمامیت ارضی و بقای ایران، در نگاه بسیاری با مفهوم پادشاهی گره خورده است.»
🔸 چالشهای هویتی در جریانهای سیاسی:
مشکل اینجاست که برخی جریانها، بهجای تأکید بر هویت ملی، در مسیر نفی آن به سود نظام اسلامی حرکت میکنند. آنها پرچم شیر و خورشید را انکار کرده، در مسیر مخالفت با تمامیت ارضی گام برمیدارند . آنها با دستاوردهای نظام پهلوی سر ستیز دارند. درواقع، با تاریخ پرافتخار تمدن ایران زاویه دارند و ارزشهای تاریخی ملت را نادیده میگیرند.
🔸 واکنش پادشاهیخواهان:
در چنین فضایی، طبیعی است که پادشاهیخواهان احساس کنند در محاصره ایرانستیزان قرار گرفتهاند. واکنشهای احساسی و تلاشهای آنها برای حفظ هویت ملی، بخشی از یک روند تاریخی است، هرچند ممکن است ناپخته و حتی در تضاد با آرمانهای پهلوی باشد. برخی، شاهزاده رضا پهلوی را بیش از آنکه یک رهبر ببینند، بهانهای برای هویتیابی خود قرار دادهاند.
🔸 از زاویهای دیگر:
طرفداران سلطنت، مانند هر گروه اجتماعی دیگر، حق دارند مطابق قوانین دموکراتیک کشور محل زندگیشان شعار بدهند، البته تا جایی که این شعارها خلاف قوانین آن کشور نباشد.
برخی از این شعارها ممکن است حتی با دیدگاههای رضا پهلوی نیز همخوانی نداشته باشد (مانند نمونههای مونیخ و ژنو).
انتظار برای هماهنگ بودن تمامی شعارها، حتی اگر با نیت خیرخواهانه مطرح شود، چندان واقعبینانه نیست.
یادآوری آرام و خونسردانه در لحظات پرشور اعتراضی معمولاً تأثیر کمی دارد.
اصرار بر پذیرش یک نوع خاص از شعارها، معمولاً به تنش و دلسردی منجر میشود.
🔸 راهحلهای پیشنهادی:
✅ جدا شدن گروههای معترض از جمع اصلی شعاردهندگان و شکلگیری هستههای مستقل اعتراضی.
✅ شناسایی مسئولان برگزاری تجمعات و درخواست توضیح از آنها درباره نحوه مدیریت شعارها.
✅ افزایش دقت در انتخاب مسئولان انتظامی (جلیقهداران) و انتشار فهرست آنها در شبکههای اجتماعی یا نصب آن در محلهای ورودی تجمعات. این کار میتواند به شناسایی و حذف نفوذیها کمک کند.
🔸 اهمیت همبستگی و هماهنگی:
گروههای همگرایی نشست مونیخ باید یک نقشه راه مشخص داشته باشند تا از طریق کمیتههای ارتباطی خود بتوانند در خیابانها تأثیر بگذارند و مانع از ایجاد اختلافهای بینتیجه شوند.
رضا صفایی:
رضا صفایی:
همشهری جان ، به قول زنده یاد آغاسی ، خیلی هم ممنون ، گفتگوی خوبی بود ، جهت یادآوری در پاسخ پرسش من نوشته بودی که اقای علیرضا بیاتی مشروطه خواه( پادشاهی خواه ) که ایشان گفتند که نیستند .
من هیچ مشکلی با جمهوری خواه و یا پادشاهی خواه ندارم مگر اینکه کسی خود را بهتر از دیگران بداند و براین مبنا بخواهد حکم خودش را نیز براند .
هر اندیشه ایی که بخواهد خودکامگی را برگزیند ، بناچار و حکم تاریخ محکوم به فنا است ، حتی اگر اندیشه ملیگرایی باشد . با خودکامگان در هر شکلی و لباسی باید مقابله کرد ، وگرنه باز سال پنجاه و هفت دیگری برای ما رقم خواهد خورد .
قربان تو همشهری خوب من
رضا