رفتن به محتوای اصلی
شنبه 27 دی 1404 - Saturday, 17 January 2026

پیامی به ابوجهل

پیامی به ابوجهل

 

 

زمن بگو به ابوجهل کاسبِ مکّار 
که ای مِهین مُخَبَّطِ بیهوده گویِ بد رفتار

مَخواه خَلقِ وزینی رود ز کشور خود 
چو مانده است به جا از قتالِ استعمار

گذشت دوره ی تاریک زورِ بی منطق 
مپوی راه زَبَر دستی ای گُسَسته مهار

نگر به دامنِ مامی که تشت پر خونست 
به پیشِ چشم وی آن کودکانِ گشته نزار

نفیرِ ناله ی مظلومِ در بدر بشنو 
که گشته خلقِ جهان از شنیدنش غمبار

بگوشِ صخره ی صَمّارسید بانگِ فغان 
فغان ز گوش‌کرت باد و جهلِ بی زنهار

مساعی تو در ادبارِخلق جانفرساست
حذرزظلمِ مُضاعف کن وگریز از عار

مباش غرّه به نیرویِ دستِ خونریزت 
که دیده چرخ و نگونسار کرده بس جبّار

عروس شعر "سها"جامه ی سیه کن بر 
دراین زمانه که جاهل شدشت صدر کبار

منوچهر برومند  م ب سها
اصفهان بیشه حبیب
بیست چهارم بهمن ماه هزاروچهارصد وسه

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!