ترامپ، آنچنانکە انتظار میرفت دستور فشار حداکثری بر ایران را بعد از بازگشت بە پست ریاست جمهوری امضا کرد. در این دستور کە از جملە فروش نفت ایران و کاهش آن بە صفر را نشانە گرفتە، تلاش بر این است کە جمهوری اسلامی را چنان در مضیقە قرار دهند تا بە پای میز مذاکرە آمدە و تن بە خواستهای ایالات متحدە بدهد. البتە ترامپ اظهار امیدواری کردە کە نیازی بە استفادە خیلی زیاد از چنین فرمانی نباشد، و دولت او بتواند با ایران بە تفاهمی برسد. او حتی برای دیدار با همتای ایرانیاش اعلام آمادگی کردە است. جمهوری اسلامی سالهاست تلاش میکند با فشار بر غرب و مقاومت در مقابل شروع دور دیگری از مذاکرات، بە چنان موقعیت برابری با حریف برسد کە اگر بر روی میز مذاکرات قرار گرفت بتواند آنی را طلب کند کە خود در پی آن است. امری کە علیرغم بستن انواع و اقسام موافقتنامەهای استراتژیک با چین و روسیە و تحریک نیروهای نیابتیاش در حملە بە اسرائیل از عهدە آن برنیامد و آنچە باقی ماند جمهوری اسلامی کنونیست کە بال و پرش ریختە است. سئوال این است کە حال ایالات متحدە در موضع فشار حداکثری قرار گرفتە، و کاملا در صدد دیکتە کردن مواضع خود بر جمهوری اسلامی است جواب تهران چە میتواند باشد؟ میتوان گفت با توجە بە منش خامنەای، و تاثیرگذاریهای معینی کە جناح تندرو (علیرغم از دست دادن دولت)، بر کل حاکمیت دارند، جمهوری اسلامی نمیتواند با چنین شرایطی وارد مذاکرات با دولت ترامپ شود. در شرایط تشدید تحریمها و راندن ایران بە گوشە رینگ، بیگمان شروع هرگونە مذاکراتی از همان ابتدا بە منزلە ضعف شدید جمهوری اسلامی و قرار گرفتن در شرایط نابرابری خواهد بود کە کمترین نتیجە و یا امتیاز احتمالی را متوجە تهران خواهد کرد. پس نظام سرکوبگر چارەای جز ادامە مقاومت خود ویرانگر نخواهد داشت. جمهوری اسلامی در موقعیتی خودساختە قرار گرفتە کە در آن یا باید تسلیم شود و یا راهی جز ادامە راە رفتە را نخواهد داشت.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!