رفتن به محتوای اصلی
چهارشنبه 26 فروردین 1405 - Wednesday, 15 April 2026

پیام موسوی، آب در خوابگه عرزشی های ولایی، پهلوی چی و چپ!

پیام موسوی، آب در خوابگه عرزشی های ولایی، پهلوی چی و چپ!


موسوی هراز گاهی با سیصد- چهار صد کلمه ، بساط ولایی ها و پهلوی چی ها و چپ های عرزشی را بهم می ریزد. امروز هم بعد از انتشار بیانیه درخشان او،  همه عرزشی های ولایی، پهلوی چی و چپ در همه جایشان احساس سوزش می کنند. کاری هم اصلا ندارند که پیشنهاد و موضع اصلی موسوی چیست. مهم این است که موسوی می تواند بساط بازگشت ولایت و سلطنت را به هم بریزد و  از قبیله چپ عرزشی هم نیست. 
خانم! آقا! این سیصد کلمه را بخوان! ۹ کلمه اصلی دارد: ۱-حق تعیین سرنوشت مردم، بدست مردم! ۲- رفراندم ۳- تشکیل مجلس موسسان ! با کدامش مساله دارید؟ نکند شما هم مثل حضرت خداوند، با میوجات و هر چه که بوی مردم، حق مردم. حق رفراندم و حق تاسیس نظام جدید بدهد مشکل دارید؟ شاه دوست! شازده پرست! حیف شد که آنها آمدند، زدند و رفتند اما «اینها» به «فرموده» توجه نکردند و بلند نشدند! حالا می خواهید چکار کنید؟ مثل پادشاه فرانسه، فرمان انحلال ملت را صادر می کنید یا کمی کوتاه می آیید؟ و در آخر ،حضرات چپ عرزشی! رخت چرک های من و شما صد بار بیشتر از پیراهن و اورکت سربازی موسوی جوان، بوی گند می دهد. اگر ذره ای شرف و انصاف دارید، وقتی انگشت اتهام را به سوی او دراز می کنید، به آن چهار انگشت دیگر که شما را نشانه گرفته هم، نگاهی بکنید. او مردانه ایستاد ۱۵ سال حبس خانگی، بدتر از سلول انفرادی را تحمل کرد و حسرت یک آه را بر دل خامنه ای گذاشت. با قلب و وجدانش اندیشه کرد، تغییر کرد و بی واهمه، در آبان ۹۸ ، در زن-زندگی- آزادی و امروز در تاب و تاب جنگ و ویرانی، در کنار مردم ایستاد. دست از تخریب این سرمایه ملی بردارید. وجدان داشته باشید!
احمد پورمندی

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

شازده اسدالله میرزا

والله بابام جان دروغ چرا تا سانفرانسیسکوآآآآ... گویا شرکت گاز زودتر از اروپا مکانیسم ماشه رو فعال کرده ... از غیاث‌آبادی قم هم دود بلند شد...

د., 14.07.2025 - 23:12 پیوند ثابت
دهه 60

..........................
معلوم نیست چرا دوباره بیانیه نویسان به وسط  میدان پریده اند.
اینان هم مانند طالبان سلطنت و چماقدارانش چند سال یکبار و وقتی صدای پای انقلاب نزدیک می‌شود آفتابی شده و سهم خود را می خواهند.
۱۸۰ نفر اقتصاددان که بسیاری از آنان از عوامل و تئوریسین های اقتصادی حکومت بوده اند تا میرحسین و اصلاح طلبان و...
چرا اینان در دوران زمامداری خود شعار آزادی زندانی سیاسی نمی دادند؟ بلکه آنان را مرتد و محارب و منافق و عوامل بیگانه ....میدانستند. کشتارهای دهه 60 و 4 دهه و اندی از یاد نمی رود.
منظور اینان از زندانی سیاسی همان همفکران خودشان است.  بقیه که سیاسی نیستند و زندانی امنیتی هستند از کارگر و معلم , بازنشسته و....
اصلاح طلب-اعتدال چی -پایدارچی- اصولگرا دیگه تمامه ماجرا 

د., 14.07.2025 - 19:19 پیوند ثابت
جمال

چه قدر خوب است این تفاهم نسبی میان دو طیف ظاهراً متضاد که احمد پورمندی و محسن کردی از نمایندگان آن هستند!
گفتم «تفاهم نسبی» برای آن که چندان به جدی بودن و پایداری آن امیدوار نیستم، و حتی شاید بهتر بود که می گفتم «تفاهم موقت» یا »تفاهم کلامی» یا «تفاهم جر و بحثی».

و چه قدر خوب می شد اگر رضا پهلوی می توانست یا می خواست که یک بار برای همیشه، ترتیبی دهد که هواداران و هوادار نمایان او به محض آن که برخورد هایی ناشایسته و به دور از پرنسیپ های اولیه از خود بروز می دادند به طور قطعی و بی برگشت از طیف طرفداران او طرد می شدند و هرگونه ارتباطی با آنان هم باعث طرد شدن ارتباط گیرنده می شد!
چنان برخوردی شهامت و قاطعیتی می خواهد که ای کاش رضا پهلوی آن را داشته باشد.

احمد پورمندی را من همچنان در طیف چپ قرار می دهم. اما چپ خردمند بدون دگم و دارای شهامت انطباق بر واقعیت ها بدون سنجیدن آن ها با دگم ها.
محسن کردی را هم علی رغم تند و تیز نویسی های گاه به گاهش من شخصاً در طیف راست میانه با گرایش های نه چندان بیگانه با چپ ارزیابی می کنم.

اما مهم تر از خود این دو، دو گرایشی است که این دو از نمایندگانشان هستند.

د., 14.07.2025 - 10:54 پیوند ثابت
ناشناس

In reply to by نظرات رسیده

قای پورمندی لطفا از خودتون اینقدر تعریف و تمجید نکنید.
اکثریت قاطع مردم ایران بهترین سال های عمرشان بعد از روی کار امدن این رژیم تباه شد.
مردم ایران بخصوص جوانان نه تنها از جمهوری اسلامی بلکه از اسلام هم عبور کرده اند و
اقای موسوی هم هنوز در همان عصر طلایی به همراه دیگراصلاح طلبان زندگی میکند. گروه های چپ که همان سال های دوربصورت مرده های متحرکت در امدند. در مورد کمپی ها هم اگر همان سالهای جنگ در ایران زندگی کرده باشید میدانید که نفرت مردم از انها دست کمی از رژیم فعلی ندارد. بنابراین اگر واقعا راهکار جدیدی برای ارائه ندارید حداقل با نامیدن شاهپرست یا سایبری به انها توهین نکنید.

ش., 12.07.2025 - 20:30 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

احمد پورمندی:

سخنی چند با خوانندگان گرامی این صفحه
در مطلبی با «عنوان پیام موسوی، آب در خوابگه عرزشی ها..»، سعی کردم به دلایل و انگیزه های کسانی که سیاست « افشا و طرد» را در مورد موسوی بکار می بندند، بپردازم. به مقتضای اینکه این سیاست را نه خطا، بلکه خیانت به ایران می دانم، طبعا نمی توانستم به زبانی بنویسم که مثلا در یک مقاله تحقیقی بکار گرفته می شود. در رابطه با یادداشت مذکور توجه به نکات زیر شاید بی فایده نباشد
۱- واژه «عرزشی» احتمالا محصول هوشیاری جوانان کف خیابان است که رندی حافظ و عبید زاکانی را با هم دارد. «عرزش» یعنی «ضد ارزش» و یعنی «باور به ارزش های عوضی».
قطعا مخاطب نخستین کاربرد آن « بسیجی های دهن گشاد » و مقامات «تاتو-پیشانی» بودند، اما به خوبی و زیبایی می تواند توصیف همه موجوداتی باشد که یا به دگم های از رده خارج شده باور دارند و یا تظاهر به باورمندی می کنند.
اتلاق آن به ولاییون متعصب، نیازی به توصیف بیشتر ندارد، چون اساسا از آنجا زاده شده است و در این معنی، شامل همه کسانی می شود که یا با نگاهی سلفی تظاهر به دنیداری می کنند و یا واقعا از دین درکی «داعشی- طالبانی- جاعشی» دارند. واژه « عرزشی» در عین حال ، ناظر بر نوعی « تفکیک» است و شامل همه دین باوران نمی شود و حساب ها را تا حدودی از هم جدا می کند . هر دیداری «عرزشی» نیست! با این پشینه ، واژه « عرزشی» را برای دو دسته دیگر هم بکار گرفتم.
۲- اول برای آن دسته از « پهلویست » ها که با شعار هایی نظیر « مرگ بر سه فاسد، ملا، چپی مجاهد» ، »کینگ، رضا پهلوی!» ، « هر که نگه پهلوی، اجنبیه، اجنبی!» و با پرچم اسرائیل ، در دو-سه سال اخیر ، با طبل و شیپور وارد خیابان های اروپا و آمریکا شدند. از دشنام و هتاکی به دیگران و برخورد های فیزیکی هم کم نگذاشتند. ارتش که نه، ولی گروهان های مجازی این جماعت هم، ترور شخصیتی مخالفان تحمیل آقای رضا پهلوی به عنوان « رهبر انقلاب ملی» و بازگشت سلطنت را با تمام وجود پیگیری می کنند. پهلویست های عرزشی که کپی برابر اصل ولاییون ارزشی هستند، به یک دلیل بسیار ساده، نه کمتر از آنها، نسبت به موسوی عناد می ورزند: موسوی شخصیتی سنگین وزن است که اگر بتواند بار دیگر وارد صحنه سیاست شود، جایی برای احیای سلطنت باقی نمی گذارد، پس باید به هر قیمت، کوبیده شود!
تاکید من بر « پهلویست عرزشی» در عین حال ناظر بر یک تفکیک هم هست : پهلویست غیرعرزشی هم وجود دارد که می توان حسابش را جدا نمود و با او گفتگو و همکاری کرد
۳- دومین کاربست واژه عرزشی را متوجه جریانی می دانم که خود را « چپ» تعریف می کند. تشخیص آنکه این «چپ» چیست و چه می گوید، به دلیل تنوع گروه های مدعی ، دشوار شده است . اما شاید بتوان برای چپ عرزشی دو ویژگی را بر شمرد . وپژگی اول بخشی از این « چپ» آن است که نقطه عزیمت و ستاره راهنمای آن، « آمریکا ستیزی» است . امریکا شر مطلق است و هر که دشمن آمریکا باشد، دوست من است! با چنین نگرشی سیاست خارجی ج.ا. ، محور مقاومت، عمق استراتژیک، اسرائیل ستیزی ، ضدیت با صهیونیسم و… همگی ممدوح هستند، چون ضد آمریکا هستند و در نهایت جلیلی برای ریاست جمهوری از پزشکیان بهتر است! علی علیزاده، معروف به علیز را می توان یک چهره رسانه ای این بخش از چپ عرزشی دانست که مشتی ضد ارزش را نمایندگی می کنند. اما بخش اصلی چپ عرزشی که در ارکستر تخریب و حذف موسوی ، با همگنان ولایی و پهلویست همصدایی می کنند، از جنس دیگری هستند: انسان هایی خشکه مقدس و متعصب که در غار های عصر مارکس و لنین جا مانده اند و نگاه شان به سیاست، نگاهی آیینی است. آنها ایده آلیست ، کامل طلب و به شدت قايل به « نجس و پاکی» هستند و نظر به این ویژگی ها، در طوفان های سیاسی، از بازیگران حرفه ای بازی می خورند و آلت دست آنها می شوند. آنها نه می توانند و نه می خواهند که زمان و مکان را در سیاست وارد کنند. اگر کسی در دوره ای از فعالیت سیاسی خود مرتکب خطایی شد، مهر « باطل شد» دریافت می کند و باید ابتدا اعدام و بعد حبس ابد شود، تا دل چپ عرزشی خنک شود و آرام بگیرد. این چپ ارتدکس، تقریبا با همه چیز، غیر از پرولتاریای قهرمان، مخالف است. از غرب و سرمایه دار تا دین و دینداری، همه بدند و فقط من و پرولتاریا و انقلاب سوسیالیستی خوبیم!
۴- من از موسوی و برنامه پیشنهادی او دفاع می کنم، نه بدین خاطر که با او پالوده خورده ام- که نخورده ام- و نه به خاطر آنکه سخت ترین سالهای زندگیم، در خطر روزمره دستگیری و اعدام را در دوران نخست وزیری او سپری کرده ام و نه بخاطر آنکه باور های دینی او آزارم نمی دهد و نه بخاطر اینکه به اندازه کافی سکوتش در مورد فجایع دهه سیاه شصت، آزار دهنده نیست و…. دفاع من اکیدا تابع محاسبات سیاسی است.
۵- به باور من، مستقل از میزان اطلاع و نقش موسوی در فجایع دهه شصت، که می تواند مورد مناقشه باشد، روند تحولات فکری او، از دوران جنینی جنبش سبز اغاز شد. در این جنبش اوج بزرگی گرفت، در ۹۸ از نقطه عطف دیگری عبور کرد و در خیزش زن، زندگی، آزادی به کمال تازه ای دست یافت که در آن، با کنار گذاشتن قانون اساسی و فراخوان مجلس موسسان، با گذشته خود وداع کرد. او اکنون یکی از ما صد ها هزار نفر پنجاه و هفتی است که در کوره حوادث سخت آبدیده شد و روندی را طی کرد که از او شخصیتی ملی و تا حدودی تعیین کننده ساخت. موسوی، هم در میان پاسداران مسن تر، هم در میان اقشار پایدار جامعه و ۴۰-۵۰ ساله هایی که در جنبش سبز با او به خیابان امدند و هم در بازار و میان روحانیون از حمایت قابل اعتنایی بر خوردار است و در موقعیتی است که بتواند سنتز جنبش سبز و خیزش مهسا را نمایندگی کند .او بدون تردید یک سرمایه ملی است.
۶- کشور ما وارد فازی تعیین کننده شده است. ما ناگزیریم، بله ناگریریم که میان فروپاشی و یک دوران طولانی و خونین هرج و مرج از یک سو و یا گذار مسالمت آمیز به ثبات و دموکراسی، از سوی دیگر، یکی را انتخاب کنیم.
۷- به برنامه پیشنهادی موسوی حتما می توان خرده گرفت. می توانست بر تعلیق غنی سازی و آغاز فوری مذاکرات تکیه کند که نکرد. می توانست با ادبیات دینی فاصله بگیرد که نگرفت و… اما، اما، طرح دو مرحله ای او واقع بینانه و قابل تحقق است. آزادی زندانیان و باز شدن فضای رسانه ای می توانند به گسترش جنبش های اجتماعی تا برگزاری رفراندم و تشکیل مجلس موسسان میدان تازه ای بدهند و راه گذار را باز کنند. شاید این راه هم به نتیجه نرسد و ما به ورطه هرج و مرج سقوط کنیم، اما چه راه دیگری پیش روی ماست؟ تشویق حمله خارجی و قیام در پناه بمباران ها؟
موسوی نه در سن و سالی است که داعیه قدرت داشته باشد و نه سوابق او این شبهه را تقویت می کند. او می تواند نقشی مشابه ماندلا بازی کند و کشور را تحویل صاحبانش بدهد که نمایندگانشان در مجلس موسسان گرد هم می ایند. اگر موسوی موفق به این کار نشود، امروزه هیچ شخصیت و جریان دیگری توانایی انجام این کار را ندارد . پس زدن ریشه موسوی، قطع آخرین امید ها به عبور کشور از بحران است. آیا مشارکت در این کار جز خیانت شایسته نام دیگری است؟ نقد همیشه خوب و راهگشاست، اما تخریب از مقوله دیگری است.
احمد پورمندی

ش., 12.07.2025 - 17:46 پیوند ثابت
محسن کردی
محسن کردی

عنوان مقاله:
یک توافق نظری

آقای پورمندی

تصور می کنم با آقای پورمندی به این توافق رسیده باشیم که پیشنهاد ایشان، یعنی رفراندم و تشکیل مجلس موسسان را برای تعیین تکلیف آینده ایران گردن نهیم. آیا جای تبریک دارد؟ به باور من هم جای تاسف دارد و هم تبریک. رسیدن به چنین درک متقابل و امری به این سادگی که میتواند همه دعواها و به قول ایرج مصداقی میز یکدیگر را بهم ریختن ها کار را به همکاری و تلاش جهت رفراندوم و تشکیل مجلس موسسان هدایت کند نباید دهه ها به طول می انجامید. حالا هم با همنظری ما دونفر همه موضوع حل نشده است. تا جایی که من خبر دارم هیچ نیروی سیاسی متشکل و غیر قومی ایرانی با امر رفراندوم و تشکیل مجلس موسسان مشکلی ندارد و موافق است. حتا نیروهای قومی نیز با طرح مطالباتی با ایده مجلس موسسان و رفراندوم موافقند. لذا میتوان به این صورت فرمول بندی کرد که با توجه به آن که هر دو طیف به رفراندوم و مجلس موسسان گردن مینهند، پس از این پس سیاست ورزی از این قرار باشد که در راه و خدمت به رسیدن به رفراندوم و مجلس موسسان:

1- در نیت یکدیگر برای رسیدن به این مهم شک نکنیم و یکدیگر را باور داشته باشیم. در گفتار و نوشتار و مصاحبه ها نیت یکدیگر را چه مستقیم چه در لفافه یا کنایه زیر سوال نبریم که طرف مقابل برای رسیدن به مجلس موسسان و رفراندم حسن نیست ندارد. چرا که این امر باعث عدم اطمینان طرفین و ایجاد تشنج سیاسی نالازمی میشود که هدف را، یعنی رسیدن به رفراندوم و مجلس موسسان دور می کند.
2- این که به بند بالا باور داشته باشیم معنایش این نیست که در تحلیل های تاریخی یا انتقادات به رفتارهای یکدیگر در زمان حاضر خودسانسوری کنیم. مثلا چنانچه فرض کنیم کسی مثل آقای اسماعیل مرادی ( که مطلبی انتقادی در مورد شاهزاده در تریبون آزاد داشته اند) نیز اگر به بند 1 بالا اعتقاد داشته و وفادار باشد حق دارد که به روش های شاهزاده انتقاد داشته باشد که فلان رفتار یا روش شاهزاده به نفع رسیدن به هدف رفراندم و یا مجلس موسسان نیست و به آن ضرر میزند اما در عین حال این انتقاد نباید حسن نیت شاهزاده را زیر سوال ببرد. بعنوان مثال در مورد 28 مرداد، حقوق بشر در دوران پهلوی یا مسائل دیگر هرکس میتواند همچنان نظر سابق خود را داشته باشد و این در تضاد با بند 1 نیست. این روش را در اپوزیسیون باید همه گیر کنیم که به نیت یکدیگر برای رسیدن به رفراندم و مجلس موسسان شک نکنیم و باور داشته باشیم - چاره ای بجز این هم نداریم- و در عین حال هر گونه انتقادی را هم بتوانیم همچنان داشته باشیم. بدین ترتیب وقتی به حسن نیست یکدیگر باور داشته باشیم، انتقادات و راهنمایی ها از حالت مغرضانه خواه ناخواه خارج شده و تبدیل به انتقاد سازنده در جهت رسیدن به هدف میشود. حال شاید طرف مقابل انتقاد و ایراد را بپذیرد و یا نپذیرد این حق اوست. اما بازهم نباید چون با نظر ما موافق نیست در حسن نیت او شک کنیم. همه اهل سیاست که خواستار گذار از نظام هستند ناچارند از دروازه رفراندم و مجلس موسسان بگذرند و شتری است که در خانه همه ما گذار طلبان خوابیده است. امیدوارم آقای پورمندی با این فرمولبندی همخوانی داشته باشند. امیدوارم دیگر دوستان نیز در این مورد نظر بدهند.

ش., 12.07.2025 - 11:46 پیوند ثابت
احمد پورمندی

عنوان مقاله:
رفراندم

قبول آقای کردی! اگر بیایید پای کار رفراندم قانون اساس و تشکیل مجلس موسسان، من دست شما را و هر کس دیگری با هر مررامی را می بوسم و کردنم در مقابل رای آزاد و سالم مردم، از مو‌نازک تر است. ار پادشاهی خواستند، من می پذیرم و کماکان برای جمهوری تلاش خواهم کرد

ش., 12.07.2025 - 00:48 پیوند ثابت
دایی جان ناپلئون

...مثل این‌که حق با قاسم است… یعنی اواخر جنگ ۱۲ روز کازرون بود…
(مش قاسم.).عرض نکردم آقا؟… دروغ چرا؟ تا قبرآآ… پنداری دیروز بود (اقا) خفه شو قاسم
بله من یک فکر فقط توی کله‌ام بود. این‌که ناف ترامپ را بزنم. وقتی عمامه را سر چوب کردم ترامپ که قمارباز طراز یک بود سرش را از پشت سنگ آورد بالا… حالا منم و او… مولای متقیان و اولین کمونیست کارگری را یاد کردم و نشانه گرفتم…
ـ‌فقط ناف ترامپ را می‌دیدم بارها تو عمارت مارالاگو زمان آفتاب گیرفتن دیده بودمش… شکم پهن… جای زخم بالای ناف سمت راست… وسط فافشو را نشانه گرفتم و…
صدای مشکوک

جمعه, 11.07.2025 - 22:22 پیوند ثابت
جمال

هرچند که پورمندی بسیار گرامی، عطف به سابقه برخورد های مخرب عده ای با جنبش سبز و با شخص موسوی، زبان کمی گزنده ای را در بیان منظور درست خود به کار برده اند، سخن ایشان در مورد ضرورت حمایت از پیشنهاد میرحسین موسوی درست است.

شیوه عناصر سایبری رژیم که از موضع سوپر براندازی، به میر حسین موسوی حمله می کنند، و یک نمونه روشنش را در یکی از همین کامنت ها می بینیم و در کامنت هایی دیگر هم خواهیم دید، شیوه رسوا و شناخته شده و لو رفته ای است که هیچ ارزش و ورنی حتی در حد یک پاسخ ساده هم ندارد.

اما تا جایی که من می دانم، شخص رضا پهوی نه تنها هیچ سخن بدی در مورد میرحسین موسوی، نرگس محمدی، نسرین ستوده، شیرین عبادی و مبارزان شریف داخل ایران نگفته است و ننوشته است، بلکه دقیقا همیشه با احترام از اینان و از جنبش سبز یاد کرده است.
و بخشی از چپ هم تقریبا تمام قد از جنبش سبز و میرحسین موسوی دفاع کرده است.

مشکل رضا پهلوی این است که نتوانسته است به طرزی شایسته و کارآمد هواداران و متظاهران به هواداری خود را منضبط کند.
مشکل بخشی از چپ ها هم رها نشدن از دگم هایی است که در جهان امروز کارایی ندارند.

جمعه, 11.07.2025 - 21:43 پیوند ثابت
شازده اسدالله میرزا

اگر عملیات ...عروسی سرخ... و عملیات ...نارینا... در بستر پرژوه ای بزرگ به نام ...طلوع شیرها... توسط ارتش پر افتخار اسراییل و پشت بند آن عملیات ...چکش نیمه شب... توسط خلبانهای آمریکایی اجرا نمیشد آیا میرمیرک موسوی میتوانست دمی به این بزرگی در بیاورد و حرفهایی تا این اندازه بزرگتر از دهانش از عمق کوچه اختر ول بدهد؟

جمعه, 11.07.2025 - 21:42 پیوند ثابت
ناشناس

فرض کنید اقای پهلوی طرفدار زیادی ندارد وطرفداران اقای موسوی صد برابر است وهمه مانند شما اماده هستند، سوال اینست چرا وقتی که میلیون ها ایرانی به طرفداری ایشان به خیابان ها امدند ترسید و جا زد. و اما در مورد سوزش اگر واقعا اینطور باشد باید بگویم که طرفداران اقای پهلوی یکبار سوختند ولی شما مدت های زیادی است که میسوزید و در این سایت ناله میکنید. توصیه میکنم بیانیه های اقای موسوی را روی جای سوزش های قبلی قرار دهید تا زودتر شفا پیدا کنید.

جمعه, 11.07.2025 - 19:36 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

Fairuz Asyaban
درود آقای پورمندی، من وقتی واژه ها براه میفتند تا عدالت را خفه کنند با همان فرهنگ فاسد دینی که شما بیان میفرمایی همه جایم نه اینکه سوزش میگیرد بلکه تنم میسوزد که کارگزار اول و نخست دولت قرآن خمینی ۳۰۰۰۰ سی هزار نفر را با امر جانشین محمدابن عبدالله و با همدستی رئیسی و مقیسه ای و… شبانه وبطرز هولناکی قتل عام میفرمایند بجای اینکه به عدالت سپرده شود مایه شگفتی است که برای دین زاد و دین آموخته ای همانند جنابعالی حق مشارکت برای تعیین سرنوشت برسمیت بشناسد!؟

جمعه, 11.07.2025 - 19:17 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

آقای عبدی،
من شما را نمی‌شناسم ولی آقای پورمندی را می‌شناسم، برایش احترام زیاد قائلم، و درست از همین روی خواهشم از جناب‌عالی این است که بمانید و کامنت‌هایی از این دست - دعوت به خشونت پرهیزی در کلام و در روش - بگذارید. ما به این نوع گفتگوها نیاز داریم. تردید ندارم که دیر یا زود شنیده می‌شود.
با احترام

جمعه, 11.07.2025 - 19:16 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

Wahab Ansari
احمد جان، هنوز جوهر پیام موسوی خشک نشده است. تو شروع به نقد (نقد که چه عرض بکنم) دیگرانی کرده ایی، که آن سه نیرو هیچ سنخیتی با هم ندارند.!
پیام میر حسین موسوی را در فضای جنگ زده و غبارآلود آسمان کشور باید ارج گذاشت و نقطه امیدی برای تحولات آتی ایران برای گذار از بختک این وضعیت کشور دانست و تلاش کرد.!
اما با این زبانی که تو شروع کرده ایی، باید قید خیلی چیزها را زد. حداقل در سیاست هیچ چیزی برای همیشه و ابدی نیست، که هنوز دیگران حرف نزده با زهر زبان با جامعه حرف زد.!
میشه حدس زد، که چه نیروهایی مخالف پیام موسوی باشند و در مقابل آن مقاومت بکنند.! اما سهم هر کدام از آنها یکی نخواهد بود.! اگر میخواهیم بیشترین نیرو را حول پیام جمع بشوند. این زبان تو هیچ کمکی در این فضای جنگ زده و هراسان کشور برای گذار از این وضعیت نمیکند.!

جمعه, 11.07.2025 - 19:15 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

عنوان مقاله:
تط

Abolfazl Abdi
اقای پورمندی گرامی ، متاسفانه زبان و ادبیاتی که بکار می برید نقض غرض است .
خود موسوی هرگز با چنین الفاظ و ادبیات و کنایه ها و تمسخرهایی پیام نداده که شما بکار برده اید تا یک عده را دعوت کنید که به پیام وی اعتنا کنند.
اگر مخاطبان خاص شما ؛ یک ذره هم می خواستند خودشان فارغ از این دعوت خشن و عصبانی شما با خودشان خلوت کنند و اندیشه کنند در باره ی مواضع میر حسین ؛ امثال این نوع ادبیات ؛ به سادگی انها را تحریک میکند که هر چه بیشتر بر باورها و تعصبات خویش اصرار بورزند .
به شنیدن و خواندن چنین ادبیاتی توسط بخشی از نسل جوان در فضای مجازی و به این سبک گفتمان مخرب ؛ عادت کرده ایم و چیزی عادی تلقی میگردد . اما از جانب شخص یا اشخاصی در سن و سال تجربه و پختگی ای که ازتان انتظار میرود ؛ جدا عجیب و حیرت اور است .

اقای پورمندی ، برای بیان روشن تر نقد خویش بر نوع نگارش شما ؛ پیام کوتاه اقای سالور ملایری را در این باره اینجا باز نشر میکنم تا متوجه شوید که میشود به همین سادگی پیام مورد نظر شما به مخاطبان مورد نظرتان منتقل شود بدون اینکه نیازی باشد فضای منازعه و جدل و تمسخر و متلک و ... را گرم نگه دارید .
سالور ملایری :
میرحسین دو کار کرد که رضا پهلوی نکرد: محکومیت حمله اسرائیل به عنوان «دشمن» ایران، و ابراز هم‌دردی با خانواده‌های کشتگان و بزرگداشت یاد آنان. این عمل از حیث نمادین خط ممیز قاطعی‌ست با براندازی اسرائیلی که «نه به جمهوری اسلامی» را به پوچ‌ترین و بی‌محتواترین شعار سیاسی تبدیل کرد.

جمعه, 11.07.2025 - 19:14 پیوند ثابت
محسن کردی
محسن کردی

عنوان مقاله:
من پهلوی چی با شما موافقم

موافق

چه میرحسین موسوی و چه هرکس دیگری این فرمایشات جنابعالی را به انجام برساند بسیار هم پذیرفتنی است چرا که نه؟ اصلا موسوی بشود رهبر این حرکت و قول بدهد که همه تلاش دمکراتیک اش را بکند که پهلوی دوباره به ایران باز نگردد. اما هم میرحسین موسوی و هم احمد پورمندی قول بدهند که چنانچه نتیجه رفراندم و مجلس موسسان نظام پادشاهی به پادشاهی شاهزاده رضا پهلوی رای داد، گردن بنهند و جر نزنند. در عین حال آقایان همچنان حق داشته باشند که اگر عمری بود.. همه را صرف این بکنند که در چارچوب قانون برای جایگزینی نظام پادشاهی با نظامی جمهوری تلاش و همت بکنند.
نکند منظورتان این است که به روشی غیر دمکراتیک حق تعیین سرنوشت و حق رای مردم به نظام پادشاهی را به کمک میرحسین موسوی از مردم دریغ دارید؟ مباد که چنین دم خروسی درمیان باشد. شما که چنین قصدی ندارید.. لعنت عالم و آدم بر آن کسی که حق تعیین سرنوشت مردم ایران را از آنها دریغ کند.
صلواتی عنایت بفرمایید... 👳‍♂️👳‍♂️

جمعه, 11.07.2025 - 18:51 پیوند ثابت