رفتن به محتوای اصلی
چهارشنبه 24 تیر 1405 - Wednesday, 15 July 2026

کیانوش توکلی : ایا اسرائیل در فکر تجزیه و جنگ داخلی در ایران است ؟

کیانوش توکلی : ایا اسرائیل در فکر تجزیه و جنگ داخلی در ایران است ؟

مهرداد درویش پور: حتی اگر این کارها را هم جمهوری اسلامی نکنه نمی کرد[ در47 سال و شعار نابودی اسرائیل...] هر حکومتی باشد چون ایران کشور بزرگی و تهدیدی برای اسرائیل است، تجزیه کشور، سوریه ای شدن لبنانیزه، افغانستانی شدن و یا لیبیایزه شدن رویاهای اسرائیل است. فرج سرکوهی نیز درجا این سخنان را تایید میکند.

مهرداد درویش‌پور، جامعه‌شناس چپگرا و از مخالفان  نظام پادشاهی و از اعضای سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر بوده است. او  بر طبق سند زیر در  جریان جنگ ایران و عراق بر این اعتقاد بود که این :" جنگ تحمیلی  ارتجاعی را به جنگ علیه ارتجاع تبدیل کنیم "  در حالی که سازمان ملل در ۱۸ آذر ۱۳۷۰ برابر با ۹ دسامبر ۱۹۹۱ رسماً عراق را به عنوان متجاوز جنگ معرفی کرد



 وطن‌پرستی، مفهومی شریف و جهانی‌ است؛ پیوندی عاطفی و هویتی با سرزمینی که انسان در آن زاده شده یا به آن احساس تعلق دارد. در بسیاری از کشورها، وطن‌پرستي هم‌ردیف با تعهد مدنی، مسئولیت‌پذیری و احترام به قانون تلقی می‌شود. اما در ایران امروز، این مفهوم به‌شدت دچار کژفهمی و تحریف گفتمانی شده است. حاکمیت، «وطن» را با خود برابر می‌داند و هرگونه اعتراض به عملکرد حکومت را با برچسب‌هایی مانند «وطن‌فروشی»، «بی‌غیرتی» و «خدمت به دشمن» سرکوب می‌کند.

 

 

 

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

انتشار از:

کیانوش توکلی

تصویر

تصویر

تصویر

دیدگاه‌ها

محمد رضا

عنوان مقاله:
سواد

اقای اسدی با درود
میدانید دوست من
شما سخنان ایشون رو نقد بکنید چه کاری دارید به سواد اکادمیک ایشون و مدرک دانشگاهی ایشون
راستی سواد درسی خودتون چقدر است و سواد پادشاه اینده چقدر است و می خواهید بیشتر بنویسم
دوستان این اقای توکلی روزی که سایتش رو راه انداخت فکر میکنم و اگر فراموش نکنم یکی از دلایلش کمک به بالا بردن فهم و شعور عزیزان بود و متاسفانه این هم نتیجش

پ., 03.07.2025 - 16:22 پیوند ثابت
هوشنگ اسدی
هوشنگ اسدی

بدون اینکه قصد کم جلوه دهی داشته باشم یا نظر خاصی راجع به تحصیلات دانشگاهی درویش پور داشته باشم ،چون رشته من نیست ، اینجا مثل ایران موسسات عالی دانشگاهی وجود دارند که در رده بندی های مختلفی جای می گیرند. میزان اعتبار دانشگاههای سوئد اصلا یکدست نیست.

پ., 03.07.2025 - 08:17 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

Mehran Manocheri
جالبه که درویش پور هر روز اینو تکرار میکنه،در حالی که چلبی کاره ای نشد و در عوضش همفکر و همرزم اینا جلال طالبانی شد رییس جمهور متاسفم برا کشورهای اروپایی و آمریکایی که درویش پور و آرش عزیزی میشن استاد دانشگاهشون

پ., 03.07.2025 - 08:16 پیوند ثابت
ع.ب.تورک اوغلو

In reply to by نظرات رسیده

عنوان مقاله:
تجزیه طلب واقعی پان فارسها هستند.

سالام
جناب توکلی ،درجه اول،تجزیه طلبهای واقعی پان فارسها و پان ایرانیستهای خوابیده درسایه پان فارس هاهستند،
درجه دوم ،پان ایرانیستهای پان فارس نشان
که بیش از ۱۴۰ ساله وطن فروشی کرده ودر سایه انگلیس و روس و اروپا وچین خوابیده،
جز منافع اتینیک فارس و خودشان هیچ چیزی
رانمی بینند،تجزیه طلبها اینها میباشند،
درجه سوم .تجزیه طلبها،باستانگراهای تاریک اندیش که دنیای تاریک ذهن خودشان را دیده،
حتی از تفکرات ماسیونسازهم سوء استفاده
میکنند،
اینها هستند،که بشکلها وبا فرم های مختلف
خیانت در دوحکومت کرده ومیکنند،
بازهم درصد خیانت وهمکاری با استعمارگران
برای تحمیل یک دیکتاتور با همکاری غرب،
روس،چین میباشند،
پس اسراییل وغرب و روس اگرهم دنبال تجزیه
یا استمرار استعمارگری میباشند،
این سه گروه هستند که زمینه را برای دخالت
اجانب آماده میکنند
نمونه اش حکومت،شاه وشیخی ها،مهدی نصیری ها وحیدبهمن ها،ابوالفضل محققی های کنونی،محمدعلی فروغی،اقبال آشتیانی ،
شیخ الاسلامی ها،سیدضیاطباطبایی ها،
سیدجوادطباطبایی ها وپیروانش،
حدادعادل،عباس آخوندی،موحدیان،
کدکنی،فردوسی پرستها،کوروش پرستها،
شاهزاده رضا،ووو،پیروانش.

پ., 03.07.2025 - 08:09 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

Mike Nader
هوشنگ عزيز نكته مهمى را براى درس اموزى مطرح كرده اى . اينكه هر انسانى در قضاوت كردن و. پخش هر پستى بايد مسوليت پذير باشد مسأله اى كه متاسفانه ميان ما ايرانى ها كمتر به ان توجه شده است

پ., 03.07.2025 - 00:41 پیوند ثابت
اسماعیل مرادی
اسماعیل مرادی

عنوان مقاله:
انکار تنوع، استقبال از فروپاشی

در فضای سیاسی ایران، رویکرد سطحی‌نگر و ساده‌سازی مسائل پیچیده، یکی از چالش‌های عمده سیاست‌ورزی است. بسیاری از سیاستمداران ایرانی برای اثبات نظرات خود، به چند اظهارنظر پراکنده از مقامات خارجی استناد می‌کنند و بر همان پایه، تحلیل‌های کلان ارائه می‌دهند. به عنوان نمونه، اگر یک سیاستمدار اسرائیلی به وسعت جغرافیایی ایران اشاره کند، بلافاصله این سخن به عنوان سندی بر «نقشه تجزیه ایران» تعبیر می‌شود. یا اگر مقام خارجی از حقوق کُردها یا دیگر اقلیت‌ها حمایت کند، آن را دسیسه‌ای برای فروپاشی کشور می‌خوانند. این نوع تحلیل، نه بر پایه شناخت روندهای واقعی جهانی، بلکه بر ترس، سوء‌ظن و تفکر توطئه‌محور استوار است.

اگر این سیاستمداران فقط برای لحظه‌ای خود را جای یک اسرائیلی یا آمریکایی می‌گذاشتند و به سیاست‌ها و شعارهای رسمی ایران در چهار دهه گذشته می‌نگریستند، شاید بهتر درک می‌کردند که کشوری که به‌صورت شبانه‌روزی در رسانه‌های رسمی‌اش، در تریبون‌های مجلس و دولت، در مراسم عمومی و حتی در کتب درسی، شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر می‌دهد، چگونه ممکن است در ذهن طرف مقابل تحلیل شود. در این میان، اصل مسلمی وجود دارد که همه کشورها، بدون استثناء، به دنبال منافع ملی خویش‌اند. اما تقلیل مسائل به نظریه‌های کودکانه توطئه، فقط کشور را از درک واقعیت و یافتن راه‌حل‌های عقلانی بازداشته و میلیاردها دلار خسارت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به بار آورده است.
به جای آنکه حاکمیت به تجربه کشورهای دیگر در مواجهه با تنوع قومی و زبانی بنگرد و بر مبنای خرد سیاسی، به جست‌وجوی راهکارهایی برای همزیستی مسالمت‌آمیز، وحدت پایدار و مشارکت برابر ملت‌ها در ساختار قدرت بپردازد، با امنیتی‌سازی فضا و رویکرد اراده‌گرایانه، مطالبات مشروع را تهدید تلقی می‌کند.
واقعیت این است که در ایران امروز، گروه‌هایی چون کُردها، تُرک‌ها، بلوچ‌ها و عرب‌ها خواهان به‌رسمیت‌شناخته‌شدن هویت ملی خویش‌اند. این خواسته نه تجزیه‌طلبانه، بلکه خواست به‌رسمیت‌شناسی کرامت و حقوق جمعی‌شان است. اما متأسفانه، در پاسخ به این مطالبه، برخی فوراً فریاد خطر تجزیه سر می‌دهند و هرگونه اشاره به واژه «ملت» برای این گروه‌ها را «عبور از خطوط قرمز» می‌دانند.
تجربه کشورهایی چون یوگسلاوی نشان داد که با شعارهای توخالی از قبیل «ما یک ملت هستیم» و با سرکوب تنوع، نمی‌توان مانع فروپاشی شد. وحدت ملی، پروژه‌ای دستوری و تحمیلی نیست. وقتی یک کُرد، ترک یا عرب زبان هموطن خود را نمی‌فهمد، سنت‌ها و آیین‌های جداگانه‌ای دارد و در جغرافیای خود با تاریخ و فرهنگ خاص زندگی می‌کند، باید پذیرفت که جامعه ایران از اقوام و ملت‌های گوناگون شکل گرفته است.
پاسخ عقلانی و مدرن به این واقعیت، نه نفی تفاوت‌ها بلکه تأکید بر همزیستی در چارچوبی دموکراتیک و مبتنی بر احترام متقابل است. ایران می‌تواند و باید کشوری باشد که در آن ملت‌ها، زبان‌ها و فرهنگ‌های گوناگون، در کنار هم زندگی کنند و به‌طور داوطلبانه از وحدت سرزمینی دفاع کنند. تنها در چنین صورتی است که زمینه‌های تجزیه‌طلبی واقعی، برای همیشه از بین می‌رود.
اما متأسفانه، دفاع از تمامیت ارضی برای برخی به ابزار نان‌آوری و دکانی سیاسی بدل شده‌است؛ ملی‌گرایی سطحی و جعلی، وسیله‌ای شده تا برخی خود را به جامعه تحمیل کنند و در برابر هر گونه اصلاح ساختاری مقاومت ورزند. این دوران رو به پایان است. خلق‌ها آگاه شده‌اند و برای تعیین سرنوشت خویش، آرام نخواهند نشست.
اگر ساختاری دموکراتیک بر پایه فدرالیسم که در آن همه ملت‌ها به رسمیت شناخته شوند، پذیرفته نشود، دیر یا زود تنها راه باقی‌مانده، جدایی خواهد بود. و در آن صورت، مسئولیت کامل این وضعیت بر دوش کسانی است که با لجاجت، انکار واقعیت و تهییج احساسات، کشور را به سوی جنگ داخلی سوق می‌دهند.
با احترام، مرادی

پ., 03.07.2025 - 00:06 پیوند ثابت
اسماعیل مرادی
اسماعیل مرادی

عنوان مقاله:
انکار تنوع، استقبال از فروپاشی

در فضای سیاسی ایران، رویکرد سطحی‌نگر و ساده‌سازی مسائل پیچیده، یکی از چالش‌های عمده سیاست‌ورزی است. بسیاری از سیاستمداران ایرانی برای اثبات نظرات خود، به چند اظهارنظر پراکنده از مقامات خارجی استناد می‌کنند و بر همان پایه، تحلیل‌های کلان ارائه می‌دهند. به عنوان نمونه، اگر یک سیاستمدار اسرائیلی به وسعت جغرافیایی ایران اشاره کند، بلافاصله این سخن به عنوان سندی بر «نقشه تجزیه ایران» تعبیر می‌شود. یا اگر مقام خارجی از حقوق کُردها یا دیگر اقلیت‌ها حمایت کند، آن را دسیسه‌ای برای فروپاشی کشور می‌خوانند. این نوع تحلیل، نه بر پایه شناخت روندهای واقعی جهانی، بلکه بر ترس، سوء‌ظن و تفکر توطئه‌محور استوار است.
اگر این سیاستمداران فقط برای لحظه‌ای خود را جای یک اسرائیلی یا آمریکایی می‌گذاشتند و به سیاست‌ها و شعارهای رسمی ایران در چهار دهه گذشته می‌نگریستند، شاید بهتر درک می‌کردند که کشوری که به‌صورت شبانه‌روزی در رسانه‌های رسمی‌اش، در تریبون‌های مجلس و دولت، در مراسم عمومی و حتی در کتب درسی، شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر می‌دهد، چگونه ممکن است در ذهن طرف مقابل تحلیل شود. در این میان، اصل

پ., 03.07.2025 - 00:03 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

ایرج اروجی : هوشنگ جان، متاسفانه جامعه ایرانی از تحصیلات آکادمیک و استادی دانشگاه یا آموزگاری یک درک فرا زمینی دارد. یک معلم دبیرستان یا دانشگاه سی سال بطور مداوم و مکرر چند سابجکت را تدریس میکند و بیش از آن نیست.و اگر درجه دکترا دارد آن درجه دکترا را باید با محتوی تز آن دکترا ارزیابی کرد. منظورم این است که ما هم از استادی دانشگاه درک نادرستی داریم و هم صاحبان چنین مشغوله ای را علامه می پنداریم که آنهم همیشه درست نیست مگر اینکه طرف صاحب تألیفات وزینی باشد . منظور من کلی است و در ارتباط با آقای درویش پور نیست

چ., 02.07.2025 - 18:42 پیوند ثابت
هوشنگ اسدی
هوشنگ اسدی

متأسفانه درویش‌پور هنوز نیاموخته که یک استاد دانشگاه و پژوهشگر مسئول، نباید چنین بی‌پایه و نسنجیده سخن بگوید. اگر کسی باید مورد انتقاد او قرار گیرد، ترامپ و نتانیاهو هستند که برخلاف انتظار برخی، حاضر نشدند پروژه‌هایی از جنس «چلبی‌سازی» را دنبال کنند تا فرصتی که می‌توانست برای جامعه‌شناسانی مانند او، زمینه‌ای برای فروش راحت‌تر ادعاهای بی‌اساسش فراهم کند.
پرگویی‌های او و تکرار اتهامات کلی علیه نیروهای ملی، بیش از آن‌که بیانگر بینشی عمیق باشد، او را به فروشنده‌ای ناموفق برای کالای سیاسی‌اش در بازار اصلاح‌طلبان و هواداران وفادار به بن‌بست ۵۷ تبدیل کرده است.

چ., 02.07.2025 - 18:40 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

سيروس ملكوتي:

بحث پیرامون تجربه ایران که بیگمان سالها مرا نیز به مثابه هدفی نشانه گرفته بود برایم همواره پرسش انگیز بود و مایل به مشارکت و دیالوگ بر سر آن بودم . نوشته زیر پاسخ من بود به سو استفاده از نام ب. لوئیر که چون چماقی جایگزین استدلال و برهان برای سالها بود . من این متن قدیمی را در این فرصت اینجا بازنشر میکنم به این امید که قابل استفاده باشد و اما نه برای تقابل با نظرات دوست عزیزم مهرداد درویشپور .

نرخ روزانه محبوبيت و موفقيت هرگز در تفكرم جايي نداشت و ندارد . هرگز در هر مكان تفكر و امكان سخني كه داشتم خود را محصور در نا ازادي ندانسته و همواره بر استقلال فردي خويش پاي فشردم و جز باور خود بازگو كننده ناباور ديگري نبودم . شهرت و شهوت پديداري هرگز تمناي درونم را بازخواني نمي نمود ، زيرا از شانزده سالگي با صحنه و شوق و شور اشنا بودم و برايش در پيرانه سري خود را به حراج اشتهار نميگذارم . هرگز براي ثروت و مال و منال خود را نباختم زيرا براي حفظ كرامت دروني خويش از ان در وسعتي از داشتنها كه ديگرانش در رويا ها خود باختند براحتي گذشتم .
هرگز حرمت انساني را در اسارت خاك و غرور گروهي و ملي برنكشيدم و قامت انسانيت را بر انچه خاك و تدبير سياست است برتر دانسته ام . من ؛ سيروس ملكوتي

چ., 02.07.2025 - 17:55 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

س. ملکوتی :

نخستین بار که با نام برنارد لوئیز همچون اکثریت کنشگران سیاسی کشورم آشنا شدم بر می‌گردد  به بحثی هشدار گونه که داریوش همایون با طرحردیدگاه منتسب به او ما را متوجه طرحی برای تجزیه نمود. که به مثابه پروژه ای  حاکم بر سیاست عملیاتی آمریکا و اسرائیل  عنوان میشد . این بحث در میانه درگیری‌های سیاسی بر مبنای مطالبات با احزاب کرد آغاز شده بود. از آن پس همه فشارها و نگاه های بیگانه انگارانه  در رسانه ها و همچنین نیروهای "اپوزیسیون،، بر احزاب و نیروهای اتنیک به مثابه گروه هایی آماده در خدمت تجزیه کشور، بر بنیاد  پروژه ب. لوئیز که حتی منبع آن و حتی طرح آن  هرگز یافت نشد قرار داده شدند. 

ب. لوئیز تاریخ نگار و اسلام شناس برجسته غربی بود، او در برخی از نوشته‌ها و سخنرانی‌های خود بر شکنندگی مرزهای مصنوعی کشورهای خاورمیانه، بحران‌های قومی، مذهبی و ضعف نهادهای مدنی در جوامع شکل یافته خاورمیانه  تأکید داشت.  طرح تجزیه و بالکانیزه نمودن خاورمیانه به واحدهای قومی و مذهبی کوچکتر یک برداشت و نظریه ایست که به او منتسب می‌سازند، بطور رسمی چنین طرحی را او منتشر نساخته است.
کاربرد این هشدار برای داریوش همایون میتوانست مدیریت و اتوریته گفتمانی میان اپوزیسیون ایرانی را  همراه بیاورد که ضرورتا با حزب کوچکش قادر به تامین چنین موردی نمی‌بود.
این نظریه هرگز به مثابه طرحی عملیاتی در آمریکا و اسرائیل بکار گرفته نشدند، تنها در دوران

و دولت جورج بوش ، برخی از چهره‌های نومحافظه‌کاران سعی داشتند برخی از جوانب چنین  نظریاتی را در دستور کار سیاست که بیشتر مصرفی تحلیلی از دیدگاه او را می‌داشت تا راهبردی.

اماهرگز سیاست‌گذاران ارشد آمریکا به‌طور مستقیم از نظریه تجزیه کشورها پیروی نکردند. حتی نقشه معروفی که به نام «نقشه برنارد لوئیس» برای تجزیه خاورمیانه منتشر شده، از سوی پنتاگون یا وزارت خارجه هرگز تأیید نگردید .

در بیشتر مواقع وقتی از برنارد لوئیز در میان تحلیلگران غربی سخن به میان می آید نظریات او را به مثابه یک الگوی ذهنی در شناخت تنش های منطقه در نظر می آورند و نه تئوری عملیاتی!

در اسرائیل هم با هم نگاه امنیتی به ایران اسلامی که از بدو تولدش قصد نابودی اسرائیل را داشت همه تمرکز بر مهار برنامه هسته ای و کاهش نفوذ آن حکومت در منطقه بویژه مرزهای پیرامونی خود بود و نه تجزیه ایران. چنین سندی دال بر تجزیه ایران در سیاست رسمی اسرائیل و آمریکا وجود ندارد.

در سیاست رسمی اسرائیل سند یا راهبردی که به دنبال تجزیه ایران باشد، وجود ندارد.

این نظریه «تجزیه ایران»  عمدتا در رسانه‌ها و تحلیل‌های سیاسی در داخل ایران یا کشورهای منطقه به‌عنوان یک تهدید خارجی مطرح می‌شود. و کاربردی دفاعی در برابر اسرائیل و آمریکا برای صف بندی‌های درونی خود دارند. که معمولا اهدافی چون تقویت انسجام داخلی و هشدار نسبت به نفوذ خارجی و سرکوب برخی تمایلات برابریخواهانه دارند.

در خاتمه باید یکبار دیگر بطور اجنالی تکرار کنم :
- شناخت از ب. لوئیز بیشتر در سطح تحلیل‌ تاریخی و فرهنگی  امکان پذیر است  و نه نظریه پرداز و طراح  عملیاتی.
- برخلاف شایعات و هشدارهای بی بنیاد و مآخذ اصولا  چنین طرحی و سندی رسمی مبتنی بر تجزیه ایران در سیاست گزینی دولت‌های آمریکا و اسرائیل  وجود خارجی ندارند.این اما بدین معنا تلقی نمی‌گردد که چنین نظریاتی در میان جریانات فکری موجود نبود و یا  نیست. که البته هست اما آنرا نمی‌توان با اسناد رسمی سیاست مشخص و برجسته نمود.
در داخل ایران، این نظریه بیشتر به‌مثابه یک تهدید بالقوه برای امنیت ملی بازنمایی می‌شود، تا هشداری در برابر پروژه‌های فرهنگی یا اطلاعاتی غرب گردد و البته  ابزاری برای بیگانه خوانی و متعاقبا سرکوب نیروهایی که عدم تمرکز و اقتدار سیاست و اقتصاد و فرهنگ را نشانه گرفته اند  .
س. ملکوتی 

۲۰/۵/۲۰۱۷
فیسبوک

چ., 02.07.2025 - 17:53 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

کیانوش جان بخشی از استدلال تو درست است. اما اکنون ایران ج.ا. برای اسرائیل تهدید است. تمایل اسرائیل به تخریب نظام و تضعیف ارتش و دولت مرکزی می تواند به تجزیه ایران بیانجامد.

چ., 02.07.2025 - 14:49 پیوند ثابت
ناشناس

خیر. نه.
علی جوانمردی در برنامه دیروز میگفت: اسرائیل تاکنون جتی یک فشنگ هم به کردها نداده!
-- این ادعا احتمالن طرف آخوندها و گروهی از سلطنت طلیان پخش میشود.
---اسرائیل شاید خواهان ایرانی متحد و قوی در کنار و در مقابل اعراب باشد اگر ایرانی بوجود آید که سر جنگ با اسرائیل نداشته باشد.
-- کلا غرب و امریکا خواهان کوچک شدن و بیشمار شدن کشورها نیستند چون دردسر کنترل برایشان بیشتر خواهد شد.آنها خواهان نظم و صلح برای معاملات اقتصادی هستند و نه آشوب و خان و خانبازی و شاه و شیخ بازی !

چ., 02.07.2025 - 14:33 پیوند ثابت