آنچه در آخرین روزهای پایانی سال ۲۰۲۵ در تهران و شماری از شهرهای ایران در حال رخ دادن است، نه واکنشی آنی است و نه حادثهای گذرا. این اعتراضات، صدای فشرده شده ی سالهایی است مملو از تحقیر، تبعیض، خشونت ساختاری و بیعدالتی مزمن. خیابانها شاهد حضور همزمان لایههای گوناگون جامعهاند: بازاری و دانشجو، زن و مرد، کارگر و جوان؛ مردمی که نه از سر هیجان زودگذر، بلکه با آگاهی، تجربه و خواست روشنِ کرامت انسانی به میدان آمدهاند.
ترانه - توماج و فردای ایران - امروز و فردای ایران با دکتر لاجوردي
قیام مردم مرگبارتر از حمله اسراییل برای خامنهای
وزارت خارجه و کنگره آمریکا، سرکوب اعتراضات در ایران را محکوم
پیامهای تند ترامپ و توییت شمخانی؛ خطر خطای محاسباتی چقدر
پیرمردان انقلابی، نظامی و غیر نظامی، مکلا و معمّمِ مانده از سال۵۷ خود در تهران نشسته اند و توسط گروهی خارج از کشوری ها همراهی می شوند (۱) رابطه خویش با قدرت و ثروت نگه داشته اند و فرزند و نوه به اروپا و امریکا و کانادا و استرالیا فرستاده اند تا از نکبت حکومت اسلامی دور باشند
حق هر شهروندی است که برای رسیدن به خواست خود در سیمای جمهوری خواهی ،سلطنت طلبی ،شورائی و .. تلاش کند .
اما برای رسیدن به این مرحله نخست بایستی که تکلیف این جمهوری کاملا مشخص گشته وبزیر کشیده شود
این روزها دوباره شاهد هستیم که برخی گروهها و دستههای بازمانده از تفکرات سال ۵۷، به جای همراهی با صدای واقعی ملت، مشغول پروژهسازی و تفرقهاندازی هستند. این افراد با در کردن شعارهای ساختگی در فضای مجازی، تحت عنوان «نه سلطنت، نه رهبری» که ساختهی ذهن آنهاست، سعی دارند اراده مردم را مصادره به مطلوب کنند. باید صراحتاً پرسید:
این «نیروهای مردمی» که از آنها دم میزنند، دقیقاً چه کسانی هستند و چه ارتباطی با کف خیابانهای ایران دارند؟
سخنان و موضعگیریهای بانو ترانه علیدوستی را نمیتوان صرفاً در چارچوب اظهارات یک چهره هنری یا تجربهای فردی فهم کرد. آنچه در این صدا بازتاب یافته، نوعی بیان فشرده از حافظه رنج، تبعیض و سرکوبی است که بخش بزرگی از جامعه ایران، بهویژه زنان، طی دههها با آن زیستهاند. این صدا، در سطحی عمیقتر