رفتن به محتوای اصلی
پنج‌شنبه 31 اردیبهشت 1405 - Thursday, 21 May 2026

● ادبیات

به‌ نامِ مبارزه از کشور خارج شدید و به وقت لزوم سکوت کردید و یا زیرکانه در کنار حکومت ایستادید!
گلناز غبرایی
به دل سیاهی می‌زنم و صدای باشو در گوشم می‌پیچد که ایران را سرزمین مشترک همه ی مردمی می‌داند که با زبان‌ها و چهره‌های متفاوت در آن زندگی می‌کنند
بهرام بیضایی ده‌ها فیلمنامه و نمایشنامه نوشت و از برجسته‌ترین نمایشنامه‌نویسان، کارگردانان و سینماگران ایران محسوب می‌شود. باشو غریبه کوچک، مسافران و سگ‌کشی از جمله آثار سینمایی اوست.
ابوالفضل محققی
شب یلدا با انار این میوه جادوئی معنا می یابد .شکافتن پوسته، رها شدن صد ها یاقوت سرخ ودرخشان نهان شده دردل تاریکی، درون پوستی سخت با حجراتی بسته که وقتی گشوده می شوند،پوسته نازک حجرها به اندک فشاری پاره می گردند ،دانه هامجموع می شوند. شیرین وملس در کام می نشینند وبر لذت حیات می افزایند.
احمد پناهنده
گو شب تاریک گورش گم کند فردا رسد
احمد پناهنده
شب چله شب زایش خورشید است
پس نور بر تاریکی پیروز است
ابوالفضل محققی
وقتی سخت دلتنگم رنگها به کمکم می آیند . در تیرگی این شب ها رنگهای روشن وشاد را کنار هم می نهم تا تمامی بوم پر شود .فقط رنگهای شاد! نه چیز دیگر .دلتنگیم از میان بر می خیزد. سیاهی مغلوب روشنی میگردد!
ابوالفضل محققی
بی تاب است درون اطاق میگردد.توان نشستنش نیست!
چیزی درون وجودش در خلجان است .حسی که روزهاست اورا در خود می فشارد .احساس تنگی نفس میکند.
روزهاست که خود را محصور شده درون لابیرنت هائی می بیند که ازهر طرف احاطه اش کرده اند.
جعفر پناهی، فیلم‌ساز ایرانی برنده نخل طلای جشنواره کن، در گفت‌وگو با نشریه ورایتی در حاشیه جشنواره فیلم مراکش با اشاره به حکم جدید یک‌سال زندانش در ایران، گفت که قصد دارد پس از پایان فعالیت‌های تبلیغاتی فیلم «یک تصادف ساده» در اسکار، به کشورش بازگردد. او تاکید کرد که تنها «یک پاسپورت» دارد و می‌خواهد آن را حفظ کند.
امیر طاهری
جامعه‌ای را تصور کنید که اکثریت مردم آن بر اساس اعتقادات دینی خود، فکر می‌کنند که رسم تصاویر یک گناه کبیره است. آیا چنین جامعه‌ای می‌تواند در طی تنها سه تا چهار دهه، یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان فیلم‌های سینمایی در جهان شود؟ جامعه موردبحث ایران است و این پرسش را بهمن مقصودلو، نمایشنامه‌نویس و سینماگر برجسته ایرانی، در دو کتاب تازه خود «افسون پرده نقره‌ای سینمای ایران» و «۵۵ سال و ۸۵ فستیوال؛ تاریخ خاطرات سینمای ایران» مطرح می‌کند.
ابوالفضل محققی
روز به روز زمان طبیعت را از دست رسم دور می سازد.توان رفتنم را می ستاند وقلبم را انباشته از حسرت دیدن و غرق شدن درمناظری می نماید که روزگاری با پاهای جوانی بر آنها گذر کرده بودم
ابوالفضل محققی
سی نفری می شدند یازده دختروالباقی پسر . این تعداد را پسری که عقب دار گروه بود هنوز بیاد دارد.
یک روز زیبای بهاری در راه کلیبر. هوا به گونه ای لطیف وسبک بود که احساس می کردی تمامی مغز استخوانهایت لبریز از هواست ومی توانی پرواز کنی . چهره ها ی شاد وجوان .
فرنوش تنگستانی
واقعیت، افسانه و شعر نیست. آدمی هم همینطور. ناپایدار است لغزان . یکروز وامیدهد و آنوقت میتواند به وقت وداع ، زنی را که روزی از میان شرها یافته و به دندانهای مشتاق خود به سق کشیده بود را در برابر چشمان حریص محتضران قی کرده و پای جنون ش را فلک کند
ابوالفضل محققی
از این همه زیبائی شگفت زده ام. کوه‌های آلپ کم کم از ارتفاعشان کاسته می‌شود. دامنه‌های وسیع، کشت زار‌ها، تاکستان‌ها وخانه‌های روستائی درست به همان‌گونه که سال‌ها در ذهنم نقش بسته بودند. من با نقاشان امپرسیونیست فرانسه رویاهای خود را شکل می دادم. آن رنگ های زیبا ودرخشان، آن لحظات ثبت‌شده بر بوم نقاشی. حال تمامی آن‌ها در مقابلم صف کشیده اند. عاشقانه به بوته‌های گل‌های سرخ خیره می شوم تا عظمت ضربه‌های وان گوک را در ترسیم آن‌ها در یابم. به گل‌های آفتاب گردان، به روستائیان، به میدان سنگی نخستین دهک
در این جنگ من در سمت تمدن ایستاده ام و با ترور و تروریست به اندازه راه شیری و حتا بیشتر فاصله دارم
مسعود امینی(م. روان‌شید) نخستین مجموعه شعرهای اروتیک‌اش را در تابستان 2026 مصادف با شصت سالگی‌اش، به زبان سوئدی منتشر می‌کند.
ابوالفضل محققی
آرام از پله هائی که به زیرزمین خانه منتهی می شوند پائین می رود. در واقع زیرزمین هم نیست، اندکی از کف حیاط پائین تراست و نورگیر خوبی هم دارد. طوری که تمام گلدان ها را زمستان همین پائین می چیند و تا بهار با آن ها سرگرم می شود. آن پائین یک هال و دو اطاق بزرگ دارد که در یکی از آن ها وسایل خیاطی خود را نهاده است.
مهدی محرابی شب سه‌شنبه ۲۰ آبان در گفتگو با ایسنا گفت «پژمان جمشیدی که به خارج از کشور سفر کرده بود، ساعتی پیش به کشور بازگشت.»

کامبیز برجاس، وکیل دیگر پژمان جمشیدی هم به خبرگزاری فارس گفت: «پژمان جمشیدی که برای دیدار خواهرش به کانادا سفر کرده بود، ساعتی پیش به کشور بازگشت.»
شهاب میرزایی
در دوره بیست و سوم و بیست و چهارم جشن مهرگان ادب برای اولین بار نویسندگان ایرانی که کتاب‌هایشان خارج از ایران منتشر شده بود، جایزه دریافت کردند و از کتاب‌های نویسندگان مقیم خارج تقدیر شد.
ابوالفضل محققی
تعجب می کنم" تو که این همه کار بلدی چرا مرد کار شدی ؟" مکثی می کند " سمرقندکار نبود من باید هر طور شده کار کنم !من نمی توانم یک روز هم بیکار باشم آمدم تاشکند تا هر طور شده کار کنم وبیکار نمانم .زن وسه بچه دارم همراه مادرم و برادر کوچکم من باید شکم همه این ها را سیر کنم ."
ابوالفضل محققی
هنرمندی بزرگ بود که هرگز در مقابل غاصبان میهن سر خم نکرد .پشت سر نابکاران جنگ افروز نیاستاد .در فیلمی از زبان کودکان این سرزمین ،از زبان سنگ ها،اززبان جنگل، از زبان دریا ، از زبان آسمان باز ،از زبان باغ های گل ،از زبان هنر مندان ، از زبان سر بداران عاشق!از زبان کودکان چون آهن با ما سخن گفت
سایه رحیمی
این جملات که بخشی از روایت ماندگار «بر دار کردن حسنک وزیر» در تاریخ بیهقی است، در سال‌های اخیر در توصیف احوال و شکوه مادران دادخواه به طور گسترده‌ای در رسانه‌ها و فضای مجازی بازنشر شده و نام نویسنده و خالق آن را که راوی صادق تاریخ بود، زنده کرده است؛ ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی که در سال ۳۷۰ هجری خورشیدی متولد شد و در سال ۴۵۶ خورشیدی درگذشت.
برخورد کتایون ریاحی با سعید پور صمیمی در مراسم ناصر تقوایی

کتایون ریاحی چند سال پیش اعلام کرده بود که پورصمیمی زمانی که در حراست صداوسیما فعالیت می کرد، او را مورد آزار جنسی قرار داده بود.
اشكبوس طالبی
قرار نيست كه يك هنرمند يا يك جامعه شناس و يا يك شاعر زن جوان كاري كند كارستان و عمارت بسازد ، همين كه درعمل راه كوچكي به زندگ فردا بگشايد و يا ساختمان مدرن فردا را به صحنه بياورد ، و يا در ساختمان عمارت ، آجري بگذارد و تصويري از زندگي نو را به فيلم بياورد ، كافي است و اين (بافه ها ) يا تو شه ها خرمن مي شوند تا همه روستا را از زمستان به بهار بكشاند.
ايران دارد نفس مي كشد و ما صداي پركشيدن اين ققنوس را مي شنويم ، حس مي كنيم و لبخند
سایه رحیمی
سازمان جهانی گردشگری (UN Tourism)برای سال ۲۰۲۵، ۵۲ روستای برگزیده از سراسر جهان را به‌عنوان جوامعی معرفی کرده است که در بازتعریف گردشگری روستایی پیشرو هستند؛ روستاهایی که به باور این سازمان نشان می‌دهند چگونه می‌توان با اتکا بر ظرفیت‌های محلی، هم از میراث فرهنگی و طبیعت بومی حفاظت کرد و هم فرصت‌هایی عادلانه برای اقتصاد محلی و معیشت پایدار فراهم آورد.
امیر طاهری
تصور کنید که پس از عبور از تجربه‌ای تلخ و شکننده، دارید اندک‌اندک به زندگی عادی، البته بی‌آنکه واقعا کاملا عادی شده باشد، خو می‌گیرید که ناگهان یک تصادف ساده شما را با مردی روبرو می‌کند که در نقش شکنجه‌گر شما در زندان، آنچه را در توان داشت، آنچه را آموخته بود، برای تحقیر و تعزیر شما به کار برد. چه می‌کنید؟
ابوالفضل محققی
شش سال ازرفتن مردی گذشت که هرگز نرفته است .مردی که توان نهادن سر برآستان جانان داشت .توان سر دادن گلبانگ سر بلندی بر آسمان
در چنین روزی شجریان درمیان سرود ،اشگ وبوسه میلیون ها ایرانی به جاودانگان پیوست .جان عزیزی که روح بزرگ یک ملت بود.
ابوالفضل محققی
خوابی شیرین اما زود گذر.خوابی درهم وبرهم گرفتار در لابیرنت های ذهنم.
در طول بازارها ،تیمچه هاوسراهای بازار رنجان می چرخم . تصاویر گاه روش وگاه نیمه تاریک از برابردیده گانم عبور می کنند ودر فضائی مبهم در بی زمانی محو می گردند.
نمی دانم درجستجوی چه چیزی هستم ؟
ابوالفضل محققی
می خواهم ازحروفی با بهائی چنین سنگین
جمله ای بسازم
در رسای
آزادی !
آرزو پارسی
مادرم، نازنينم

به من نگاه كن!
ببين لباس عروسيم ،
لباسِ غزاىِ آرزوهايم شد
و همه ى لباسهايم كفن..!
ابوالفضل محققی
بیاد نوید افکاری ترانه خوان صبح در تاریکی شب
مردی که هنوز در طوفان می خواند
می خواند ازاندوه عصیانی فرو خفته درمصافی نابرابر
چهار سال گذشت ازستمی تلخ وجنایتکارانه که بر اورفت
برمردی که دیگر گونه آوازی می خواند
- همایون شجریان شنبه‌شب، ۲۲ شهریورماه در سالن «اکسپوسیتی» دبی روی صحنه رفت. کنسرتی که به گفته همایون شجریان به دلیل «مشکل در سیستم صدا» با یک ساعت تاخیر شروع شد. این کنسرت حدود ده روز پس از اعلام خبر لغو اجرای زنده او در میدان آزادی (شهیاد) برگزار شد.
ابوالفضل محققی
دیگر بوسه هیچ شاهزاده ای
بیدارت نخواهد کرد.
دیگربا صدای نرم مادر
چشمان نازت را
به روشنائی صبح نخواهی گشود
«باور دارم که «خاص شدن برای شاعر» اصالت «اوست» نه کشفِ شاعرانه‌ای که دست‌مایه‌ی نوشتن می‌شود.
گلناز غبرایی
کتاب‌های ناهید کشاورز چند سالی است که قدم به قدم ما پیش می‌روند، به نظرم می‌شود به او گفت نویسنده‌ی تبعید یا حالا مهاجرت. خودش را محدود نکرده، ولی دنیایش دنیای ما تبعیدی‌هاست که سفرمان دیگر دارد خیلی طولانی می‌شود؛ هم خودمان و هم زادگاه‌مان، آرزوهامان، دلنگرانی‌ها و رویاهامان،