چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۰ - 22 فوریه 2012
در کشوری بنام ایران زبان کشی با چه شیوه وروشهای غیر انسانی و غیر اخلاقی در جریان است وفاجعه بار تر از از این اگر یک فرد غیر فارس کمی صدایش بلند میشود که آهای مردم چه را در این مملکت زبان وفرهنگ مرا نابود میکنید, فورا از هزار طرف میریزند به سرش و با چندین انگی از قبیل تجزیه طلب و نوکراجنبی وغیره روانه شکنجه گاهای خود میکنند.
بتازگی مشکلاتی نظير دسترسی به چی ميل و ايميل ياهو از ايران گزارش می شوند که حتی ادارات پيشين مرتبط با فيلترينگ در ايران از توضيح اين اختلالات عاجز شده اند. مسأله بيشتر از فقط انتخابات اسفندماه و شگردهای هميشگی جمهوری اسلامی برای سد کردن آزادی بيان در اينگونه مواقع است.
نمی دانم از کجا حرفهایم را ادامه دهم و از چه بگویم؟از آرمان های خاک خورده ی یک انقلاب بگویم؟انقلابی که ملیون ها مرد و زن و پیر و جوان ایرانی در آن شرکت داشتند و به آن امید ها بسته بودند و پشتیبان آن بودند و در راه پیروزی آن خون ها دادند،انقلابی که در ابتدا نه تنها در داخل ایران که حتی در نزد افکار عمومی آمریکا و اروپا هم از آن با احترام یاد می شد،چرا الان به جایی رسیده که در داخل مرزهای کشور خودش هم هزاران مخالف و معاند دارد؟
از انقلابی بگویم که قرار بود به حاکمیت خدایان زمینی پایان دهد و بعد از چند هزار سال مردم این سرزمین به جای خدایان زمینی فقط در برابر الله آسمان ها تعظیم کنند؟انقلابی که قرار بود به حاکمیت طاغوت پایان دهد؟انقلابی که قرار بود تحقق همان وعده ی الهی باشد که همانا مستضعفین وارثان من روی زمین اند لکن بعد از سی سال دیدیم مستضعفین همان مستضعفین ماندند و مستکبران قبلی رفتند و مستکبران جدیدی جای آنها را گرفتند؟
این مجموعه مقالات، چند طایفه را خوش نخواهد آمد، و با اتهام زنی و بد و بیراه گویی قصد خواهند کرد تا نگارنده را تکفیر و بدین وسیله حقایق مستند و مستدل در مقالات را تخطئه کنند. با این وجود، بر نگارنده است تا آنچه را که می داند بر صفحه تاریخ حک کند تا فردای روزگار، چنانکه امروزیان دیروزیان را سرزنش می کنند که چرا آگاه نبودند یا چرا اگر آگاه بودند قدمی برنداشتند، فرداییان نیز به یکباره ملامتِ امروزیان نکنند و بدانند که چنان هم نبوده که گذشتگانشان هیچ ندانند و قدمی برندارند، اما «زور و تزویر است که جای دیگر نشیند». به هر ترتیب، تاریخ خود به صدای بلند سخن می گوید، و بر خلاف آنچه که امروز برخی بر آن اصرار می ورزند، مطالعه تاریخ و دانستن چند و چون وقایعی که ما را به جایی که الان هستیم رسانده از اوجب واجبات است، که گذشته چراغ راه آینده است، و به قول جرج سانتایانا ، «آنهایی که از تاریخ درس نمی گیرند، محکوم به تکرار آنند».
وقتی که در در پایان هزاره سوم ، یک ملت باستانی چون ایران ، یک آخوند با اندیشه های دوران جاهلیت جامعه عشیره ای عربستان می شود «رهبر و امام امت » ، ودهها و صد ها تحصیل کرده دانشگاهی ایران ، با تیتر دانشگاهی دکتر ومهندس ، برای بوسیدن دست آن امام امت صف می کشند ، آیا شما تعجب می کنید که بیش از سه قرن است ، هستی مادی و معنوی ملت ایران توسط قدرت های استعماری و سرسپردگان این قدرت ، به تاراج می رود؟
بر اساس گزارش رسمي ؛
بهترين سال ، سال جاري بود
پر تحرک ، پر از نشاط و شتاب،
مثل خرکيف و خرسواري بود
سخنرانان : کیانوش توکلی ، مانی ، جهانگیر لقایی ،فرید ، دلیر کردستانی و.......
اینروزها مباحثات شیرین پیرامون انتخابات آزاد در ایران، بسیار داغ شده است و نشست ها، سمینارها و جنب و جوش های بسیار دلنشین، گاهی آدم را از واقعیات زندگی دور و در آرزوها غرق می کند.
آرزوها همواره نیروی محرک تغییر بوده و باین اعتبار ارجمند و ارزشمند اند، ولی سیاست، راه حل های شفاف برای عبور جامعه از موانع مشخص است. پس چه بهتر که پای بر زمین سفت واقعیات کوبید و برای ساختن فردا، و تشکیل لشکر برای تغییر توازن قوا، به مردم مراجعه کرد.
پس از انتشار نوشتار «تجربههای شکست خورده سازمانسازی در انیران» تا کنون دو نشست از «اپوزیسیون» انیراننشین، یکی در شهر کلن آلمان و دیگری در شهر استکهلم سوئد برگزار شد و نشست واشنگتن نیز گویا با چند روز تأخیر قرار است در روزهای 7 و 8 آوریل تشکیل شود. چنین به نظر میرسد که میان لایههای مختلف «اپوزیسیون» انیراننشین بر سر بهوجود آوردن «حکومت آلترناتیو» مسابقه درگرفته و هر گروهی شتابزده در پی بهوجود آوردن تشکیلاتی است تا با آن ابزار بتواند از پشتیبانی مالی و سیاسی دولتهائی چون ایالات متحده آمریکا، اسرائیل و اتحادیه اروپا برخوردار گردد که شاید در پی حمله نظامی به ایران و سرنگونی رژیم ولایت فقیهاند.
شیوه نوینی نیست طریق ماکیاولیستی استدلالی که در جدل سیاسی اول حریف خود را از این بابت که تو در خیلی زمینه ها همفکر و هم عقیده ایشان هستی، استدلال کرده و خلع سلاح بکنی، بعدا مسیر صحبت و را چنان عوض کنی که کاملا صد و هشتاد درجه حرفهای مخالف و مقابل حرفهای اولیه خود را تحویل حریف بدهی. گرچه این شیوه استدلال اکثرا شنونده ها را بر سر این موضوع که بالاخره حرف حساب این گوینده چیست، به سر در گمی می کشاند، ولی در نهایت امر مسیر سخنان گوینده در کجا خاتمه پیدا میکند و بر اساس چه استدلالهای محوری و فورمولبندیهایی پی ریزی شده ماهیت سخن را مشخص میکند. این کلافهای در هم پیچیده حرفهای چندین و چند پهلو، منزلگاهشان کجاست.
صفحهها