دیدگاهها

حقوق بشر البتە در نهایت عنصری تابع منافع مشخص اقتصادی و سیاسیست. اما با وارد شدن و یا تشدید عنصر جهانی شدن، ارزشهای مدرن از قبیل حقوق بشر و غیرە نیز بە عناصر روبنایی مهمی در تعریف روابط بین الملل و یا درون ملی تبدیل شدەاند. دمکراسی، انتخابات و تعدد احزاب در غیاب حقوق بشر نمی توانند رە بە ایجاد جامعەای مدرن ببرند. دمکراسی، انتخابات و تعدد احزاب فرمهای پراکتیزە کردن محتوی و هویتی هستند بە اسم حقوق بشر.

اگر پنداشته ایم که در فردای آزادی چوبه های دار به پا خواهد شد و جوی های خون به راه خواهد افتاد و درختان را برای دار زدن بسیجی ها و پاسدارها و روحانیون ردیف کرده ایم « کاملا در اشتباهید » هیچ کسی در فردای آزادی ایران محاکمه و مجازات نخواهد شد و هیچ بسیجی و سپاهی و ارتشی و کارمند مخابرات و دادگستری و آمورش و پروش و دیگر ارکان دولتی و خلبان و مهندس و دانشمند اتمی و نظامی و دولتی و غیر دولتی و دیگر اقلیت هایی که با من و شما تضاد اندیشه دارند از کار بیکار نخواهد شد و هیچ مجازات و محاکمه ای در کار نخواهد بود :

سی و سه سال پس از انقلاب اسلامی و برآمدن رژیمی ناشناخته و عقب مانده به نام «ولایت فقیه» که حاصلی جز فلاکت و ویرانی به بار نیاورده، بار دیگر ایران و جامعه ایران در یک مقطع مهم و سرنوشت ساز از تاریخ خود قرارگرفته است.

عملکرد این حکومت دینی مبتنی بر آپارتاید مذهبی است که حاصلی جز بی اعتباری دین و جامعه روحانیت در نزد مردم ایران نداشته است. تجربه سیاه این حکومت دینی بر همگان ثابت نموده است که برای دستیابی به یک حاکمیت دموکراتیک، در کشورمان ایران، که پیروان ادیان و باورهای گوناگون از دیرگاه در کنار هم همزیستی مسالمت آمیز داشته اند، اصل اساسی جدایی نهاد دین از نهاد حکومت می باشد.

فراخوان اعتراضی در روز انتخابات با توجه به ظرفيت کنونی جنبش، اشتباهی است که پيامدهای جبران‌ناپذير دارد. تحريم می‌تواند و بايد به يک نمايش ملی فراگير تبديل شود نه اعتراض پراکنده حداکثر چند هزار نفر در خيابان‌ها. شرط موفقيت تحريم در توافق همگانی بر روی شکل آن است

خیلی وقت است که هر روز و هر شب توی این فکر هستم که این همه بلا که به سرمان می‌آید، تقصیر کارش کیست، و یعنی چه که با این همه شورا و مجلس که ظاهراً کار همه‌شان یا قانون‌گذاری‌ است یا مراقبت از قانون و یا مراقبت از مراقبان قانون، باز هم کلاه ما پس معرکه است و توی این کشور، روزی هزار تا بی‌قانونی می‌شود و هیچکی هم به هیچکی نیست.

میگویند سرچشمه فوتبال مدرن از کشور بریتانیا ‌است که مطالعه تاریخجه آن بر هر طرفدار فوتبالی در دنیا ضرورت دارد زیرا با کمال تاسف مشاهده میشود که فوتبال در کشورهای جهان سومی و یا مستعمرات سابق آنها به شدت تبلیغ شده و به طور کلی یکی از ابزارهای « جهانی سازی » قدرت های جهانی میباشد .

دو نکته در فوتبال نباید از اذهان دور شود :

در وظایف پیشاروی جنبش آزادی و دمکراسی در ایران تقدم و تأخری وجود ندارد. روز جهانی زبان مادری پیش روی ماست. به این مناسبت برخی‌ها در موافقت و تایید خواست فراگیری، تکلم و تحصیل به زبان مادری و برخی نیز علیه آن به میدان آمده‌اند...با مسکوت گذاشتن خواست‌های میلیون‌ها تن از هم‌میهنانمان و حواله دادن طرح این خواست‌ها به فرداهای موهوم و یا با مطرح ساختن همزمان این خواست‌ها و مبارزه در راه برآورده ساختن آنها همراه با خواست‌های دیگر؟ آنها که به "یک ملت-یک زبان" معتقدند، نمی‌خواهند حضور دیگر هموطنانشان را به رسمیت بشناسند، خواست‌های به‌ حق آنها را فرعی قلمداد می‌کنند و به‌ دور می‌اندازند و وعده می‌دهند که در فردای دمکراتیک، به خواستهایشان خواهند رسید. پرسیدنی‌است که وقتی این افراد، امروز این خواست‌ها را نادیده می‌گیرند و طرح آنها را تحمل نمی‌کنند، در فردای برچیده‌شدن بساط جمهوری اسلامی، با وجود هزاران مشکل به ارث مانده از این حکومت جهل و تاریکی، چگونه می‌خواهند طرح این مسائل را تحمل کنند؟

فردا سه شنبه ۲۱ فوریه، روز جهانی زبان مادری می باشد. ۵۹ سال پیش در چنین روزی دانشجویان در بنگلادش که در آن زمان بخشی از پاکستان بود، برای برسمیت شناختن زبان بنگالی که از نظر تعداد متکلمین زبانی در رده ششم جهان قراردارد، به تظاهرات پرداختند. ارتش پاکستان که زبان رسمی آن اُردو می باشد واز نظر تعداد متکلمین زبانی در رده بیستم جهان قراردارد، جواب این خواسته طبیعی و حق "مادرزادی" را با سرب مذاب داد و تجمع مسالمت آمیز دانشجویان را به خاک و خون کشید. پاکستان در آن زمان از پنج ایالت عمده بنام های بنگال (بنگلادش)، پنجاب، سرحد (پشتونستان)، سند، و بلوچستان تشکیل شده بود. اُردو زبان مادری حدود پنج درصد پاکستانی ها بود. تقربیا ً نیم قرن طول کشید تا کنفرانس عمومی یـونسکـو در نوامبر سال ۱۹۹۹ میلادی آن سالروز خونین را "روز جهانی زبان مادری" بنامد. قریب به ۱۰ سال بعد، یعنی در ماه مئی سال ۲۰۰۹ میلادی مجمع عمومی سازمان ملل با تاکید بر مصوبه شماره ۱۳۵/۴۷ تصویب شده در سال ۱۹۹۲در مورد منشور جهانی حقوق افراد وابسته به گروه های قومی، ملی، زبانی و مذهبی دنیا و همچنین معاده بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، مصوبه شماره ۲۶۶/۶۱ را تصویب نمود که بر اساس آن دولت ها موظف هستند تا از خزینه و میراث زبانی و فرهنگی موجود در کشور خود حمایت و پاسداری کامل بکنند.

این ما هستیم که به خواب رفته و دنباله روی اخبار گلچین شده گوبلزهای اسلامی که برای خالی نماندن عریضه به ارسال خوراک خبری برای قمپزسیون خارج نشین مشغولند , هستیم.
به راستی فعالان سیاسی , حقوق بشر و رسانه های ما را چه شده؟

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - دیدگاهها