جنگ اشغالگرانه و اتم بمثابه ابزار پیشبرد سیاست
21.03.2022 - 20:57

 

جهان شاهد منفعل جنایت روسیه در اکرائین است. اکرائین کشوری مستقل، عضو سازمان ملل، دارای تاریخ و خواهان استقلال و آزادی است. پس از فروپاشی “شوروی”، این کشور خلع سلاح اتمی شد و کشورهای روسیه، بریتانیا و امریکا، امنیت آنرا تضمین کردند.

تفاهم‌نامه، در بوداپست مجارستان در ۵ دسامبر ۱۹۹۴ برای ارائه تضمین‌های امنیتی توسط امضاکنندگان آن در رابطه با الحاق بلاروس، قزاقستان و اوکراین به پیمان عدم اشاعه سلاح‌های هسته‌ای اجرا شد. این تفاهم‌نامه در ابتدا توسط سه قدرت هسته‌ای فدراسیون روسیه، بریتانیا و ایالات متحده امضا شد.

در نتیجه این پیمان بلاروس، قزاقستان و اوکراین در میان سال‌های ۱۹۹۴ و ۱۹۹۶ از سلاح‌های هسته ای خود دست کشیدند. اوکراین تا آن زمان سومین انبار بزرگ تسلیحات هسته‌ای جهان را داشت. اکرائین هزینه خلع سلاح هسته ای را بعنوان بهای آزادی جامعه و کشور از سلطه روسیه پرداخت. اما دیری نپائید که همین آزادی، خودمدیریتی سیاسی کشوری (استقلال) مورد هجوم نوتزاریسم قرار گرفت.

اکنون تاوان اشغالگری بربرمنشانه روسیه در اکرائین را آلمان، لهستان، رومانی .. پرداخت می کنند، در حالیکه بریتانیا و امریکا موظف بودند بر اساس توافقنامه بوداپست، از اکرائین تمام قد دفاع کنند، نه اینکه برخی کشورهای اروپائی را سپر قرار دهند.

حملات درنده خویانه روسیه به اکرائین، با خویشتنداری اروپا روبرو شد، اروپائی که نه خواهان جنگ است و نه اکثر کشورهای آن به سلاح های کشتار جمعی تسلیح شده اند.

امریکا و بریتانیا بعنوان مسئولین مستقیم تامین امنیت اکرائین خلع سلاح شده، از زیر بار پذیرش مسئولیت خود شانه خالی کرده و اکرایین به ویرانه ای با تلفات سنگین و جبران ناپذیر و ملتی آواره تبدیل شده است.

آیا هدف کشاندن جنگ به اروپا، استفاده از پتانسیل ویرانگرانه روسیه و خارج ساختن فیزیکی اروپا و بویژه آلمان از مدار اقتصاد جهانی است؟

امریکا از اسلام سیاسی برای بزانو درآوردن “شوروی” استفاده کرد و اکنون اسلام سیاسی در دست روسیه قرار دارد.

آیا اکرائین گردابی دیگر است که با کمک نوتزاریسم هار روسی و همدستی اسلام سیاسی، دستاوردهای اروپا نابود شوند و از مدار رقابت جهانی خارج گردد؟ این پاسخی امریکایی – انگلیسی به گرایش اروپا برای استقلال سیاسی از امریکا نیست؟

حمله روسیه به اکرائین 1) استعداد ویرانگرانه نهفته در روسیه را به نمایش نهاد و چشمان ما را نسبت به خطرات بالقوه در کشورهای سست بنیاد نظیر پاکستان، اسرائیل و کره شمالی باز می کند. 2) تجربه اکرائین درسی برای جهانیان شد که با خلع سلاح اتمی اکرائین، آن کشور قدرت بازدارندگی اشغالگران برای آغاز جنگ و تجاوز را از دست داد و دوران غافلگیرکننده کنونی، مهر ابطال بر تمام تضمین های امنیتی “قدرت ها” زده است. جهان در آغاز دورانی قرار گرفته که تشدید جولاندهی قدرت های اتمی می تواند به نابودی بخش بزرگی از بشریت بیانجامد.3) اگر بلندپروازی های استیلاگرانه، شرورانه و بشرستیزانه موجود توسط اراده سیاسی دمکراتیک جهانی کنترل و مدیریت نشود، فاجعه های هولناک بشری اجتناب ناپذیر خواهند شد.

جهان به نظم نوین نیاز دارد، نظم نوینی که نه محصول توافق های ناپایدار و فاقد ضمانت های اجرائی صاحبان سلاح های اتمی، بلکه برآمد اراده دمکراتیک و لائیک (سکولار) ملل پایبند به صلح، برابرحقوقی کشورها و حقوق بشر باشد. اهالی زمین بیش از هر هنگام دیگر به نهاد اجرائی مدیریت دمکراتیک و لائیک کشورهای عضو سازمان ملل احتیاج دارند.

به نظر می رسد که برون رفت از این مدار بشرستیزانه، با اقدام و همبستگی شهروندان جهان در خیابان میسر است.

اگر شهروندان جوامع کره خاکی به سیاست روآورند و برای صلح، برابرحقوقی کشورها، مدیریت دمکراتیک و لائیک اهالی زمین و خودمدیریتی سیاسی کشوری (استقلال)، همپیمان شوند و آلترناتیو مدیریت سوسیال دمکراتیک جهانی را به جاهلان صاحب قدرت تحمیل کنند، شاید بتوان خطر تزاریسم، اسلام سیاسی، نوعثمانیگری و .. را خنثی کرد.

امروز جهان در انتظار نتیجه شکست یا پیروزی اکرائین بیدار و منفعل (به استثای چند کشور اروپایی) نشسته است. چشم انداز پیامدهای پیروزی یا شکست اکرائین، بر همگان آشکار است.  در صورت پیروزی اکرائین، اشغالگری و پیشبرد سیاست با ابزار زور قدرت ها رنگ خواهد باخت و اکرائین الگوئی برای  جنگ میهنی، دفاع از خودمدیریتی کشوری بر بنیادهای حقوق بین الملل، آزادی و دمکراسی در تاریخ خواهد شد.

شکست اکرائین هم بعنوان شکستی اسپارتاکوسی در تاریخ جهان ثبت خواهد شد. بازگشت به دوران استعمار، نوتزاریسم و مترادف با شکست دیپلماسی در معادلات جهانی، عیان شدن نقش پوچ سازمان ملل، تغییر زبان سیاست به خشونت و اعلام آمادگی برای کشتار جمعی جهانیان، رقابت روی ریل تسلیح اتمی، تشدید جنگ ها برای گسترش اقمار را در پی خواهد داشت.

جریان کرونا و اکنون جنگ اکرائین نشان دادند که شهروندان زمین چقدر درهم تنیده و هم سرنوشت هستند. اشغال اکرائین چقدر یادآور اشغال سرزمین های ایران توسط روسیه است.

سخن را با پیوند رویدادهای جهانی به ایران مان، حکومت در ایران ، نقش اسلامگرایان، روس پرستان چپ و قوم پرستان ادامه داده تا صف بندی های سیاسی، جایگاه ها و خاستگاه ها شفاف گردند.

روسیه با سه مهره اسلامگرایان (ابزار ایذایی، غارت کشور و سگ زنجیری)، قومگرایان (حامی تجزیه ایران) و چپ های روسی (قبله مومنین “سوسیالیست”)، علیه جامعه و میهن استفاده می کند. این سه نیروی اسلامگرایان حکومتی، چپ های روس قبله وقومپرستان، در ستیز، بیگانگی و بی مسئولیتی نسبت به جامعه ایران و میهن مان ( ایران) اشتراک دارند. اسلامگرایان جامعه و میهن را قربانی جهانوطنی اسلامی کرده و مومنین چپ هم برایشان افت دارد که زیر نام ایران بایستند و پرچم انترناسیونالیسم شان “لکه” دار گردد و دستگاه ایدئولوژیک شان ترک بردارد.

بیش از چهار دهه حکومت اسلامی در ایران، “جامعه مقلد،بی رمق و تسلیم پذیر” زیر آوار اموزه های دینی، فرهنگی و سیاسی و اخلاقی اسلامی رفت و آسیب های جدی به فرهنگ و سیاست آزادیخواهی و سلحشوری هدفمند برای جامعه و میهن وارد کرد.  بی تفاوتی، رخوت همگانی نسبت به ستم رژیم اسلامی، تجاوز در همه اشکال آن، چپاول و غارت آشکار، نوکری بی قید و شرط روسیه، باج دهی جنوب و شمال به چین و روسیه، ارجحیت سوریه به خوزستان،  قراردادهای خائنانه پیش فروش طویل المدت سرمایه جامعه ایران به کشورهای دیگر و ..  با سکوت مرگبار جامعه ایرانی ادامه دارند. هرکدام از چنین خیانت هایی در کشوری که گرفتار افیون اسلام سیاسی نمی بود،  می توانست به قیام برای سرنگونی حکومت بیانجامد.

جهان ما با بازگشت روسیه اتمی به تزاریسم، پا در دوران نوینی گذاشت. امروز (اگر در دوزخ جنگ اتمی گرفتار نگردد)، فصل نوئی آغاز شده است؛ فصلی که پیام بیداری جوامع شهروندی، مرگ سیاست اشغالگرانه، منفوریت کشورگشایی، نظام های سیاسی نژادی و دینی را در پی خواهد داشت. جامعه شهروندی کشوری و جهانی از چنان بلوغی برخودار گشته تا نظم نوینی که برآمد خرد جمعی باشد، برقرار کند.

راهکار برون رفت و مدیریت بحران کنونی چه می تواند باشد جز اینکه:

شهروندان جهان برای تعیین سرنوشت خویش،  آزادی، استقلال، خودمدیریتی، همبستگی انسانی،  نه به جنگ، تحمیل صلح به جنگ طلبان، خیابان ها را فتح کنند.

و ما بعنوان اندامی از جامعه بشری، علیه اشغالگران روس و متحدین ان(حکومت اسلامی ایرانفروش) هستیم.

پیروزی اکرائین پیروزی ماست، زیرا خواست استقلال طلبی آنها، خواست ما هم هست.  خواست استقلال خواهانه اکرائین و ایران، در متن تلاطم بزرگ جهانی و هنگامه ای که اتم ابزار پیشبرد سیاست است، پیگیری می شود.

اما یک تفاوت بسیار مهم میان اکرائین و ایران هست،

دولت اکرائین به کف خیابان رفته و دوش بدوش جامعه شهروندی اکرائین علیه اشغالگران روس می جنگند. اما در ایران، حاکمان سگ های زنجیری روسیه هستند و بیش از چهار دهه دوش بدوش روسیه علیه جامعه و میهن ما عمل کردند.

اما فراموش نکنیم که جامعه ایران در تندپیچ های تاریخی با اقدامات دلیرانه خود، شگفتی ها آفریده است.

نیرویی عظیم زیر پوست جامعه برای خیز بلند آماده می شود تا حکومت اسلامی را به گورستان تاریخ بفرستد و پتانسیل کشور و جامعه را برای حضور موثر و سازنده سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در عرصه ملی و بین المللی آزاد سازد. چنین باد!

اقبال اقبالی

21.03.2022

www.tribuneiran.org

 
 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

اقبال اقبالی

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما