پرسش و پاسخ: چرا به تعداد انگشتان دست مردان در پویش نه_به_حجاب شرکت کردند؟
08.02.2022 - 12:50
تهیه و تنظیم:
هوشنگ (هوآس) اسدی

گفتگوی ۴

روحی‌ شافعی : اگر خاطرتان باشد، ما و انهایی که در میانه هیاهوی حجاب اوایل انقلاب درگیر بودند، اغلب با مردان پیرامون، حتی آنها که به اصطلاح روشنفکر بودند بر خورد می‌کردند که با تمسخر میگفتند “ حقتان بود . پا را از گلیم خود بیرون گذاشتید” . حال انتظار داریم از قماش همان مردان با ما همیاری و همدردی کنند؟

رضوان مقدم:  روحی جان چهل و چند سال از انزمان گذشته مردان امروز فرزندان ما وفرزندان آنها هستند

سیاوش عبقری:  با درود. آيا تدارك بينندگان اين پويش با مردان هم رايزني كرده بودند؟ اكر پاسخ منفي أست ، اين پرسش كمكي بهمگرايي نميكند.

رضوان مقدم: این یک پویش خودش جوش است کسی با کسی رایزنی نکرده ,وانگهی اگر معلم ها بخواهند حرکتی کنند برای اینکه مورد حمایت باشند باید بروند با کارگران مشورت کنند ؟

سیاوش عبقری:  با درود , رضوان خانم از حركت خود جوش و بي برنامه انتظاري جز اين نميتوان داشت. حركت خود جوش در انتها ميشود خود دلسرد.

رضوان مقدم: درود آقای عبقری گرامی, پشتیبانی نکردن آقایان را در حرکت های خیلی منسجم و سازماندهی شده هم دیده ایم بک‌نمونه بارز آن حرکت یک میلیون امضا بود . یک بار بطور تصادفی از بین پانصد امضا شمارش کردم‌ امضای مردان فقط ۳۸امضا بود . با شناختی که از شما دارم میدانم که کامنت شما از روی احساس مسولیت است . ولی بار ها زنان در مقاطع مختلف بی تفاوتی مردان و حتی همراهی آن ها را با سرکوبگران تجربه کرده اند .مشت نمونه خروار است همین کامنت ها نشان می دهد که ما کجای کار هستیم ,من با فلسفه حجاب مشکل دارم آقای علیزاده می گوید چرا نمی گویید «آری به حجاب اختیاری» ؟! آن یکی می گوید درجوانی خانمی را با سارافون دیده و دنبالش راه افتا‌ده و از آنجا برای همسر آینده ودختری که آن موقع بدنیا نیامده بود تعیین تکلیف کرده که باید با حجاب باشند. دیگری می گوید #نه_به_حجاب بوی «رضا خانی »می دهد ! من وقتی می گویم نه به حجاب معنی دارد پشت آن تفکر است یعنی اینکه هیچ پدر ومادری هیچ فردی هیچ معلمی اخوندی حق ندارد به دختران آموزش و‌توصیه پوشیدن حجاب را از همان ابتدای کودکی بدهد . حجاب یعنی دست اموز کردن زنان از کودکی .ما همسایه ای داشتیم که وقتی مردی می دید اگر روسری سرش نبود نا خود آگاه دامن پیراهنش را به سرش می کشید .این عمل یعنی شرطی شدن . کسانی که می گویند حجاب اختیاری نمی دانند که نتیجه شرطی شدن است

 روح انگیز مرجانی:  با دورود بشما گرامی:, بنظر من زمانی ارتجاع بر ملتی حکومت می‌کند که بستر برایش مهیا باشد،وقتیکه مرد سالاری در هر خانواده ای بر سر زنان آن بلایی می‌آورند که نباید برسر زن بعنوان یک انسان بیاورند خوب چه بهتر از این برای ارتجاع که با خیال راحت میتواند با قدرت و دلگرمی بیشتر و با پشتیبانی مردسالارانه به کارشان ادامه دهد. لذا تا زمانیکه مردان ما همپای زنان حرکت نکنند وضعیت بر این روند ادامه خواهد یافت. از قدیم یک ضرالمثلی است که میگه شکم خالی و آب یخ،خوب آیا تا چه اندازه زنان میتوانندبا این شرایط بغرنج به خواسته های خود پافشاری کنند و در این زمینه میتونه کار ساز باشه در این شرایط که مطالبه گران که شامل همه انساهاهستنددارند به حرکتهای ملی و دموکراتیک خود ادامه می‌دهند در واقع مسئله اولویت بندی در جامعه است وقتی فقر بیداد میکند زنان کمتر بفکر رسیدن به مطالبات خود هستند و تا شرایط حداقلی اقتصادی مهیا نشود

 آریا خسروی:به گمان من چون فعالین ما هنوز یک چیز اساسی را نمی‌دانند.هنوز نمی‌دانند که باید مشکلات را در عرصه‌ی "ملی" حل کرد و نه گروهی و فردی. که البته شخصا این مسئله را تا حدی میراث بی‌وطنی یا همان طب انترناسیونالیست سالیان دور میدانم. برای مثال شخصا به واژگانی چون "دادخواهی" هیچ اعتقادی ندارم و می‌دانم هیچگاه به هدف خود دست پیدا نخواهد کرد مگر اینکه به خواستی همگانی یعنی #دادخواهی_ملی تبدیل شود. مثال دیگر برگزاری اعتراضات و اعتصابات توسط فعالین ایرانی در گوشه و کنار دنیا می‌باشد. بدون یک نشان یا نمادی از ایران. اینما منظورم در دست داشتن عکس فرد خاصی مانند رجوی و پهلوی نیست که اتفاقا وجود این عکس‌ها باعث همان خواست گروهی و فردی می‌باشد. در اینجا منظورم مشخصا وجود پرچم شیروخورشید می‌باشد. خب شاید فردی در جواب من بگوید من این پرچم را قبول ندارم! من هم به صراحت به او می‌گویم برو مشکلت را خودت حل کن این مشکل در حد یک فرد و با یک عقیده می‌باشد و بس. متاسفانه این حرکت مهم فعلانمیتواند این بستر را برای حقوق واقعی برابرهای انسانه را فراهم نماید.

فانی آراز: منظورت را از ملی نمی فهمم!؟ کدام ملت؟ چرا هر مسله و یا خواستی باید ملی بشه؟ یا ما با حقی، خواستی و حرکتی احساس نزدیکی می کنیم و درد مشترک ما است که می بایست همکاری کرد، بهر گونه آیی که امکان دارد و یا اینکه بر خلاف منافع ماست و طبیعتن یا بی تفاوت می شویم و یا مخالفت میکنیم. رضوان گرامی مشکل عمیق‌تر از این است. اکثر ما (خارج کشوریها) یا خسته شده ایم، یا به این نوع کنشهای امیدوار نیستیم، امکان دارد ابزاری که استفاده می کنیم مناسب نیست و یا حساسیت خود را از دست داده ایم.

 آریا خسروی: چون اگر "ملی" نشود و اگر در جهت رشد و منفعت برای "ایران" نباشد، همگانی نخواهد شد، در نطفه خواهد مرد و اساسا ربطی به ما ایرانیان نخواهد داشت. در واقع می‌شود مصداق روشن:  "یات آاسع نوت می‌ بوسینس" منطور از ملت هم ملت "ایران" می‌باشد. پیام من روشن است؛ اگر شما درد ایران ندارید یعنی حل مشکل مورد نظرتان درای از ایران را کم نمیکند، پس این مشکل را باید در غالب فرد یا گروه و عقیده‌ی خود و همفرانتان حل کنید‌.

 رضوان مقدم: گفتن نه به حجاب چه ارتباطی به ملی دارد حجاب یک مشکل فرا ملی است امروز در سطح جهانی دارد تبلیغ می شود در ایران هم که اجباری است . اگر در کنار هشتگ #نه_به_حجاب ,یک پرچم شیر ‌خورشید باشد مردان در این حرکت شرکت می کنند؟ حکومت اسلامی اول بهمن را روز حجاب نامگذاری کرده و زنان مخالفت خود را با این هشتگ اعلام کرده اند ,چرا مردان مخالفت خود را با حجاب اعلام نمی کنند,بحث دادخواهی جدا و برای اینکه از بحث این سوال خارج نشویم,در فرصت دیگری به آن می پردازیم

 آریا خسروی: مشکلات دنیا هیچگاه فراملی حل نشده‌. شما در خیابانهای اروپا راه بیوفت به مردم بگو در ایران حجاب اجباریست و بپرس چرا شما اروپایی‌ها کاری برای ایران نمی‌کنید. مشکلات ایران به ما ایرانیان ربط دارد و بهترین روش حل آن فقط بدست ایرانیان می‌باشد.باید یک موج براه انداخت و همگان را در آن دخیل کرد. البته که موتور محرک آن فقط از داخل کشور روشن می‌شود. سپس با انجام آکسیون‌ها و برنامه‌های مختلف به تمرین و زنده نگاه‌داشتن و پویایی آن پرداخت.شاید پاسخ‌تون رو بتونم با یک مثال مشابه بدم: وقتی کارگران اعتصاب کردن معلمان دخالت نکردن و الان که معلمان اعتصاب کردن خبری از کارگران نیست‌. ولی اگر همه بدانیم مشکلات‌مان به هم ربط دارند و این درد مشترک است و به فرد و گروه خاصی برای پیشبرد اهداف‌شان ربطی ندارد، آنوقت جا برای همه وجود دارد و مردم دخیل خواهند شد.بعد از جنبش سبز یادم هست هسته‌ی کوچکی تشکیل دادیم و هزاران ایرانی را به خیابان کشاندیم. جمعیت آنقدر زیاد بود که آن آکسیون بزرگترین تظاهرات خارجیان در اتریش نام گرفت. چون قبل از آکسیون هم را دعوت به یک آکسیون ملی کردیم و در آن آکسیون اجازه ندادیم کسی بدنبال تبلیغ عقاید فردی و گروهی خود باشد. ولی نماد و پرچم سه رنگ ایران را داشتیم. از آن پس هر چه دعوت کردیم آمدند و این داستان تا سالها ادامه داشت. و اینکه چرا دیگر ادامه ندارد بحثی جدا می‌طلبد و به فعالین مربوط می‌شود. حرف آخر اینکه باید ایجاد همبستگی کرد و بستری ساخت که همه‌ی اقشار بتوانند حضور پیدا کنند و مطمئن باشند حضورشان برای حل مشکلات کشورشان می‌باشد. این بستر قطعا باید شامل مشخصه‌های روشنی باشد وگرنه یک جمهوری اسلامی دیگری از دل آن بیرون خواهد آمد و یک تصفیه حساب و کشتار دیگری‌.در مورد شرکت مردان. اتفاقا خیلی از مردان شرکت می‌کنند فقط رسانه‌ای نمی‌شود. آیا ما از حال تمام ایرانیان چه در خارج چه در داخل خبر داریم؟ اساسا مردان و زنان موثر و مفید اهل جار و جنجال نیستند‌. اگر اطلاع رسانی کنیم، بستری همگانی را فراهم کنیم که ایرانیان را متوجه خود کند، قطعا پاسخی بهتر از این خواهیم گرفت.

 هما مرادی: مرد ها از سیستم شرم اور بی عدالتی جنسیتی سود می برند. تمام مردانی که در مقابل این بی عدالتی سکوت می کنند و یا با ان همراهند.....مسلم است که با ابزار ان مخالفتی نمی کنند. رضوان جان، سوال شما رو ...پرووکاسیون می بینم، والا مطمینم که حودت بهتر می دانی. این چنین مردها.‌‌....در مقابل انواع و اقسام خشونت بر زنان و دختران، کودک همسری، درخواست شانس برابر و برای حقوق برابر برای کار برابر هم......ببخشید ....ببخشید خفقان گرفته اند، چه برسه به حجاب!!!!

 رضوان مقدم: هما جان سال ۵۷ هم همین بود.حتی مردانی که گاه گاهی به سیستم بی عدالتی جنسیتی قبول ندارند موقع عمل غایب هستند .نام نمی برم ولی به صفحات شان نگاه کنید برای هر موضوعی موضع گیری می کنند به حجاب که می رسند سکوت است .

 مینا زرین: یعنی کدام مردان,ایا پسر تو و من هم که حال مرد شدند سودبر هستند.راستش وقتی گفته می شود مردها از سیستم شرم آور عدالت جنسیتی سود می برند جمله در متن دیگر نقش در تربیت فرزندان به قبرستان تاریخ باید سپرده شود.قرن حال بیست و یکم ،حداقل بچه های ما خوشحالم که شرم نخواهند کرد البته شروین یک الگو در مدرسه برای پسران هم سن و سالش بوده و در سرکار ش همه از خانم چهل ساله و همکاران زن می آیند درد و دل شان را به او می گویند و او هم راه حل می دهد.راستش اسم مادرش هم در سرکار پسرم معروف شده که کدام تربیت در خانه داشتی که اینگونه فمن وار فکر میکنی ،خواستم بگم نسل جوان با آن تیتری که رضوان جان نوشته خیلی فاصله دارد نقش تربیت خانه و جامعه

 هوشنگ اسدی :رضوان گرامی ، همدیگر را احتمالا کمی می شناسیم . شاید برای پاسخ دقیقتر، پرسش یا پرسشها می بایست مشخص تر باشد .من میتوانم اینگونه پرسش کنم

۱- چرا مردان برابری طلب در خارج از کشور در رابطه با حجاب فعال نیستند و علاقه ای برای همیاری از خود نشان نمی دهند. (در رابطه با در حجاب دیدیم)

۲- چرا مردان ایرانی در خارج کشور علاقه ای برای مبارزه علیه حجاب اجباری نشان نمی دهند.

۳- چرا مردان ایرانی در داخل کشور علاقه برای مبارزه علیه حجاب اجباری نشان نمی دهند.

۴- چرا مردان ایران در کلیت خود، برای مبارزه علیه حجاب یا حجاب اجباری علاقه ای نشان نمی دهند.

از پاسخ ها در کامنت ها اینگونه فهمیدم که در واقع دوستان به پرسش چهارم پاسخ کلی دادند. نمی‌خواستم پیچیده کنم ولی مشکل اصلی ما در خارج کشور در پرسش ۱ اهمیت می یابد. برای من که با شما و در کنار شما دوستان با بیش از ۲۵ نهاد همکاری می کنم ، بخشی از انتقادات بر می گردد به خودمان ، چرا دوستان ما در این نهادها از شوهران ، برادران و نزدیکان خود که واقعا برابری طلب هستند نمی خواهند که وارد گود شوند؟ این مردان برابری طلب احتیاج به تشویق دارند. من میدانم نقص از خودمان است اما تا زمانی ما از درون خونه تکونی نکنیم انتظار از مردان بطور عام واقعبینانه نیست. پاسخ ها را دوستان دادند.مرد ایرانی در کلیت خود اهمیتی برای مبارزه زنان قائل نیست ، آره دست می زنند ، به به و چه چه می گویند ، اما زورشان می آید یک قدم کوچک بردارند . متاسفانه این ایراد به خود زنان هم وارد است ، چند در صد زنان ایرانی در خارج کشور در کمپین ما علیه حجاب شرکت کردند ... همین ما چند صد نفر ... قصدم بر گرداندن انتقاد به خودمون نیست بلکه دیدن صحنه واقعی است

 رضوان مقدم : سوال را به شکل های مختلف می شود مطرح کرد و متناسب با سوال به چالش کشید.هرکدام از سوالاتی که نوشتید جای دارد که پاسخ داده شود.شوهران ،برادران و...که برابری طلب هستند چرا وارد گود نمی شوند خوب سوال من هم هست .چرا؟در همین فیس بوک هر کدام دهها وبلکه صدها مرد در صفحات مان حضور دارند .نمی دانم چرا اصلا درخواست امدن به صفحه را می دهند وقتی حاضر نیستند در حد یک هشتگ با یک حرکت همراه شوند ؟ آیا اینطور که هما جان و ناهید جان نوشته اند ازسیستم بی عدالتی جنسیتی سود می برند ؟ومساله آنها نیست.اگر چنین است چه امیدی به آینده ایران می توان داشت ؟

 فرید صادقی تهرانی:درودبرهمه ی دوستان خوبم,کامنتهاروخوندم وازلطفی که خانومهاداشتن سپاسگزارم.اگرپستهای منوبخصوص اوناکه عنوان نوستالژی دارن روخونده باشیدمیدونیدمن علیرغم نام فامیلم درشهری کوچیک دنیااومدم رشدیافتم (پدرم تهرانی بودند)یه روزتوی سن نوجوانی سمت خونه میومدم خانومی که به تازگی کمی دورترولی توی محل مازندگی میکردن رودیدم که اسم لباسشون رونمیدونم شایدسارافون پوشیده بودن اصلٱآستین نداشت وآخرین دکمه شون کمی پایینترازنافشون بود.خب دروغ چرا؟تاخونه شون همراهیشون کردم وبعدم اومدم خونه و بگذریم.ولی یه وقتی تصمیم گرفتم هیچ وقت به همسرم ودخترم درآینده اگه داشته باشم اجازه ندم اونجوری لباس بپوشن.خارجی که من دیدم افغانستان،عراق عرب وکوردستان عراق بوده به مردان ایرانی خارج ازکشوروبه مردان خارجی احترام میذارم و هیچ کاری ندارم ولی به خودم که میتونم کارداشته باشم.بهیچ عنوان طرفدارحجاب زورکی ام نیستم ولی هرلباسی روهم حداقل براخونواده ی خودم نمی پسندم. من متحجرنیستم،فلان وبهمدانی ام که بعضی دوستان فرمودندنیستم ولی درهمه موردوبرای هردونفرقبل از ازدواج باهمسرم چهارچوبی گذاشتیم.چرایادمون میره اینجاایرانه وچه بخوایم وچه نخوایم۱۴۰۰سال طرزتفکری بنام اسلام دراون حاکم بوده بااین سرعت بخصوص دربعضی مواردخواهان تحول نباشیم.

 رضوان مقدم:آقای صادقی تهرانی,شما نوشته اید «تصمیم گرفتم هیچ وقت به همسرم ودخترم در آینده اگه داشته باشم اجازه ندم اونجوری لباس بپوشن» شما چطور به خودتان اجازه دادید ویا اجازه می دهید که برای انسان دیگری تصمیم بگیرید که چه بپوشد ؟ بحث ما دقیقا همین است که هیچ مردی حق ندارد برای ما زنان تصمیم بگیرد

فرید صادقی تهرانی: سرکارخانم,این بحث شماست بدون احترام به خواست گروهی دیگرازمردمان جامعه که میانگین نیمی ازجمعیت جوامع رودربرمیگیرن،آزادی وبی بندوباری دومقوله ی کاملامتفاوت هستن اگربه نظم درهرجامعه ای ازخردتاکلان معتقدباشید بی شک هنجارشکنی رومحکوم میکنیدوهنجارهای هرجامعه ای روفرهنگ وپیشینه ی فرهنگی اون جامعه رقم میزنه که نمیشه کتمانش کرد.مثلٱدرایران خودمون بدون نیازبه هیچ سندومدرک مکتوبی نارضایتی اونقدرشدیدشده که ارکان نظام رو به لرزه درآورده ولی هنوزتوی همین فضای مجازی به مناسبتهای مختلف مذهبی ازخانومهایی باظاهروافکاری متفاوت به لحاظ اعتقادی درپوشش ونوع افکاراستوری وپستهایی میبینیدکه کاملٱمتفاوت باحال وهوای صفحه شونه(نمونه همین روزمادرمنتسب به...)وهمون خانوماجلوجلودارن میرن به استقبال روزمادرجهانیضمنٲ،دوست فرهیخته ام،من ازخانواده ام حرف زدم وتفاهم

 رضوان مقدم:آقای صادقی ,#نه_به_حجاب,بی احترامی به هیچکس نیست,تحمیل به هیچکس هم نیست,ما می گوییم #نه_به_حجاب ,این فرهنگ سازی است.اینکه همه کسانی که می خواهند از طریق حجاب زنان را کنترل کنند دچار اشتباه هستند متوجه بشوند که عملی خشونت امیز را مرتکب می شوند .متاسفانه آموزش وپرورش در این چهل و سه سال دست اخوند ها بوده و خوب کودکان معصوم چه پسر وچه دختر آموزش های غلط داده شده اند.

 هوشنگ اسدی: متاسفانه از بیشتر کامنتها توسط مردها در اینجا، همدلی، حمایت و یا اظهار تأسف از عدم پشتیبانی خبری نیست . یکی یقه رصاخان را گرفته، کاربر دیگر برداشت نادرست از مبارزه مدنی «نه به حجاب » را دارد و اینکه چه رویکردی وجود دارد ....او نگران خواهر و مادرش است که اگر بخواهند حجاب داشته باشند ما با شعار نه_ به_ححاب حقوق آنها را رعایت نمی کنیم ... فکر میکنم همین چند جواب مردان نمونه ایرانی در اینجا ، پاسخ سئوال رضوان گرامی داده شده است . ما با کمبود آموزش مواجه هستیم. بالابردن درک درست از مفاهیم انتخاب و آزادی پوشش ، رابطه حقوق کودک و نقش مذهب در جامعه پاشنه آشیلی است، که در یک جامعه دموکراتیک موجب می شود، شهروندان حقوق شهروندی خود را از پایه درست بفهمند. کار توضیحی و آگاهی دهی امروز ما بی اثر نیست.

 رضوان مقدم: درود آقای اسدی درود بر شما که مساله را خوب باز کردید . مشت نمونه خروار است.اخوندها از مریخ نیامده اند اخوند ها محصول همین جامعه هستند . تازه این آقایان که اینجا با ابراز نگرانی از پوشش آینده خواهر وهمسر شان فغانشان بلند شده مثلا تحصیل‌کرده هستند. هنوز نمی دانند که حجاب خشونت است .نمی دانند کنترل بر بدن زنان است

 میترا محمودی:  سرزمین مادری ما قرنهاست که تحت تسلط مستبدین حاکم ، مذهب،فرهنگ، سنت و سیستم مردسالار بسر می برد و از آنجاییکه مردان در طول تاریخ و بخصوص در این ۴۳ سال رژیم اسلامی دستشان برای اعمال قدرت بر زنان همواره باز بوده من فکر میکنم، بسیاری از آنها یا مفهوم برابری جنسیتی را درک نمی کنند یا راضی به همان قدرتی هستند که در چارچوب این ساختار عایدشان میشود و آن هم اعمال قدرت در چارچوب خانواده است.و در این میان حجاب اجباری جدا از اینکه ریشه در قوانین اسلامی و مذهبی دارد، برای اکثریت مردان ایرانی که تربیت شده چنین سیستم فکری هستند، مسئله ای پیش پا افتاده به نظر میرسد و در شان خود نمیبینند که در مورد مسایل پیش پا افتاده همچون حجاب اجباری گامی بردارند یا حتی قلمی بزنند و آنگاه هم که قلم فرسایی می کنند، برای زن همسایه نسخه می نویسند. بی جهت نیست که محافل سیاسی مردانه به تبعیض ملی به عنوان یک معضل مهم می پردازند اما پرداختن به تبعیض جنسیتی را در شان خودشان نمی بینند. به هر حال حجاب اجباری به نام مذهب و قوانین اگر به رژیم اسلامی این قدرت را می دهد که بیشتر از نیمی از جامعه را فلج کند، به اکثریت مردان هم به نام غیرت و مردانگی این قدرت را می دهد که در پشت دیوارهای بلند خانه یکه تازی کنند. حجاب فقط یک روسری نیست، حجاب بخشی از قانون حاکم بر جامعه است، حجاب بخشی از فرهنگ، سنت و مذهب مسلط جامعه است. البته نا گفته نماند، به دلیل پروسه مبارزات زنان و بالا رفتن سطح آگاهی جامعه ذهنیت اندکی از مردان تحت تاثیر قرار گرفته است که جای خوشحالی دارد.

زرینا زبول: پس این درد ما تنها نیست رضوان جان عزیز! من گمان داشتم که زنان معترض افعانستان را مردان بطور کل به استثنای عده انگشت شمار روی جاده های کابل به نسبت تهدید بزرگ نسبت به جان شان، تنها گذشته اند و دردا که اکنون میبینم که این درد مشترک و حتی زخم عریان است. ولی باید به معضل مشترکن پرداخت

 رضوان مقدم:  درود زرینه جان,همین طور است .خشونت به زنان در هر شکل آن محصول مردسالاری و صاحب انگاری است . چه در قالب مذهب باشد یا فرهنگ ویا قانونآقایی در اینجا نوشته چون در جوانی زنی را دیدم که سارافون پوشیده بود من اورا تا دم خانه دنبال کردم ( پشت سر خانم راه افتاده )پس تصمیم گرفتم که در آینده اجازه ندهم همسر و دخترم بدون حجاب باشند .استدلال را ببینید ! طرف به جای اینکه خودش را اصلاح کند رفتار خودش را اصلاح کند فکرش را اصلاح کند تصمیم می گیرد که فشار را روی دیگری بگذارد .‌ بعد می گوید من قبل از ازواج روی این موضوع با همسرم توافق کردیم .خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل تازه اینها مثلا مردان بهتر جامعه هستند.دو سه سال پیش آقایی سه دختر و همسرش را کشت چون قبول نکرده بودند چادری باشند

 مینا زرین: اما رضوان جان یادمان نرود بسیار مردان جوان چادر سر کردند چه قبول داشته باشیم و نداشته باشیم ایم عمل را و خواستار نفی حجاب شدند و خواهان آزادی پوشش برای زنان شدند حتما یادته که اینرا مردان در سطح مدیا راه انداختند با عکس چادر بسر ...بنظرم این سخن و پیچ ات بسیار کلی است و یک نوع حقارت بر مردانی است که مثل فرزندان همگی نسل ما که بسیار انان را آگاه ساختیم. نقش اگاهی رسانی و آگاه ساختن و تربیت از نوعی است که با پیچ ات متناقض می شود و یگ نوع گروه فشار می باشد.گاها پسرم می گوید فراموش نکن مادر که ما نسل شماها و نسل قبل تر نیستیم...و من می مانم و چشمان حیرانم

 هوشنگ اسدی: نگاهی دوباره بعد از چندین روز به طرح پرسش رضوان گرامی نشان می‌دهد که پاسخ به عدم حمایت مردان اینگونه داده شده است «برای اینکه مشکل خودشان نیست » . من اصولا به علت عادت خوب یا بد به کامنت های کوتاه یا بقول معروف عبوری کمتر توجه می کنم . کمی پر حرفی و استدلال برایم بیشتر جذبه دارد، میخواهم بیشتر بفهمم و چرایی را دنبال کنم . من با اجازه می خواهم در اینجا این «مرد» را در مکانها و جغرافیای سیاسی اجتماعی دیگر جابجا کنم ، ببینم این موجود چه واکنشی نشان میدهد اگر او در فرهنگ دیگری مثلا انگلستان ، آلمان و سوئد پرورش یافته بود ، آیا «مشکل خودشان نیست » در مورد او هم صدق می کند.

آیا واکنش احساسی و عقلی مرد پرورش یافته با ارزش‌های دموکراتیک و برابری طلبانه با واکنش عام مرد ایرانی پرورش یافته در جوامع سنتی و اسلام زده تفاوت ندارد؟

آیا مردان برابری طلب و پرورش یافته در فرهنگ دمکراتیک صرفا برای همدردی با عزیزان خود ، زنان و کودکان ، علیه ستم مضاعف علاقه نشان میدهند ؟

آیا این ستم و اجبار حجاب، اثر منفی روانی برای مردان هم دارد ؟ قصدم این نیست که پرسش ها را بی‌جهت پیچیده نشان دهم . همه عزیزان در اینجا قطعا بسادگی پاسخ ها را میدانند. من در اینجا بنوعی مخالفتم را با مطلق سازی نگاه «مشکل خودشان نیست » ابراز داشتم . اگر چه عمیقأ این رنج و همدردی را احساس می کنم .

- میدانیم که شادی و غم اثرات پیرامونی دارد، از گریه کودک در خیابان تا آزار یک دستفروش، ضرب و شتم دختران و زنان ما در جاجای این سرزمین نفرین شده ، قلب بیشترین از ما را بدرد می آورد.

-اما پرسش در رابطه با حجاب بقوت خودش باقی است ، چرا این درد و رنج را مرد ایرانی احساس نمی کند ؟ ما در اینجا یک من مشکل مشترک و عمومی داریم، اینکه چگونه می توانیم بر این عدم احساس و یا عدم همدردی غلبه کنیم؟ چگونه مبارزه فرهنگی و آموزشی لازم داریم تا در کنار هم بتوانیم این درد مشترک و رنج خواهران دختران و زنان ما را، همگان از آن خود بدانند؟

-آیا با یادآوری «تو درک نمیکنی چون مشکل تو نیست » می توانیم او را متقاعد کنیم که در کنارمان باشد ؟ پاسخ ها می تواند متفاوت باشد.  ما چاره ای جز کار توضیحی بدون سرزتش نداریم . نباید با بی حوصلگی، یاس و خستگی از کنار آن عبور کنیم . این مردان از راههای سخت یاد خواهند گرفت ، زمان می برد ولی نباید ما نامیدشان کرد ، که « شما هرگز نخواهید فهمید »»

 

 https://www.facebook.com/rezvan.moghaddam.9

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

هوآس اسدی

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما