پرستوهای وطنی در غربت!
هشداری به نیروهای مبارز برون مرزی
07.08.2019 - 20:26

انتخابات تقلبی سال ۸۸ سببساز اعتراضات وسیع اجتماعی گشت که در پی آن سرکوب شدید مردم توسط نیروهای امنیتی را همراه داشت. چنین سرکوبی بیش از همهه ترس و دلهره را درمیان خانواده ّای ایرانی دامن زد و بسیاری از آنها نگران فرزندان خود گشتند. اما این تنها یک سوی آن خیزش مردمی و سرکوب بود. روی دیگرش دادگاهای ساختگی و  نمایشی بود کهبیشتر قصد و غرض نیروهای امنیتی دامن زدن به یاس و سرشکستگی و ناباوری و بیقهرمانی جامعه بود. بگیر و ببند پیش و پس از انتخابات خود نشانگر طرح وسیع امنیتی رژیم بود ویکبار دیگر نشان داد که این حکومت جمهوری اسلامی ست که همواره مشغول طرح و اجرای توطئه است. در پی چنین شوک اجتماعی بود که رژیم دادگاههای ساختگی خود را برپا کرد ونتیجه اش شگفتگی مردم را دو چندان کند. چرا که در این دادگاهها بسیاری از اصلاحطلبان در آن دست به اعتراف و توبه زدند و از همه مهمتر شماری همچون محمدعلی ابطحی نه تنها خودرا، بلکه پای بسیاری دیگر را با اعترافات خویش به چالشهای امنیتی حکومت باز کردند.

در آن وقتها امثال من را هم که در خارج از کشور ناظر این حوادث بودند، دچار تعجب کرد و مدام میپرسیدم چرا باید امثال ابطحی که پشتشان به خاتمی و رفسنجانی گرم است و کار„غیرامنیتی” هم نکرده اند،این چنین دست به خودزنی کنند؟ در آن وقتها دوست با تجربهتری بر این پرسش و تعجب من پاسخی در خور داد. اما من برای هضم و فهم آن نیاز به زمانی بهدارازی ده سال داشتم. پاسخی کوتاه اما گویا چنین بود: باید ببینی چه پروندهای ناموسی! از او دارند.!

نزدیک به ده سال از ماجرای دادگاه ۸۸ و اعترافات ابطحی گذشت و قتلی در تهران توسط نجفی، شهردار سابق، رخ داد. در این ارتباط به یکباره اصطلاح پرستوههای امنیتی بر سر زبانهاافتاد. تا آنوقت هیچکدام از در دام افتادگان به اعتراف و دادگاههای جمهوری اسلامی شجاعت آن را نیفتادند که اصل موضوع و علت چنین خودزنی را فاش سازند تا هم رفتارشان در خود زنیتوجیه شود و هم گوشزدی و راهنمایی برای دیگران باشد. متاسفانه این خطای افراد آگاه به ماجرای پرستوهای امنیتی سبب شد که افراد بیشتر یدر دام افتند. چنانکه حتی ابطحی بعد از سالهاهرگز اصل ماجرای اعترافات را بیان نکرد و آنقدر خود را از چشم مردم هوادار اصلاحات انداخت که در پایان کارش به جفت کردن نعلینهای آقا کشید.

پرستوهای امنیتی نیروهای گمنام امام زمان کارشان به دامن انداختن علنی مردان با وسایل شیطانی بود و هست. زیبایی و عشوهی زنانه در ابتدا و همخوابی بعدی برای مواد تصویری از بهرتکمیل مدرک برادران امنیتی. آخرین ایستگاه وظایف این پرستوها بود و هست. 

البته چنین کاری در عرف نیروهای امنیتی دنیا امری جا افتاده است و تقریبن همواره با نتیجه خوب بوده است. از موساد تا کا گ ب تا سیا  … و حتی ساواک شاهنشاهی با امثال فلسفی وشجونی همان کرد که رژیم جمهوری اسلامی با امثال تاجر آلمانی و ابطحی و نجفی انجام داد! و اگر اوایل کار برادران سپاهی و سربازان گمنام امام زمان این شیوه را پنهان میکردند، الان ازآن بهره فراوان میبرند و چندان قصدی هم برای پنهانکاری ندارند و چه بسا اجر کار نیک این پرستوها را به خواهر زینب حواله میدهند. تنها چیزی که برادران در حال حاضر پنهانمیدارند نام قربانی و سوژه بعدی ست.  این برادران مسلمان همه شیوههای به دام انداختن را از کافر میاموزند و اگر بتوانند به اسم خود ثبت میکنند، همانطور که مانند تعزیر به جای شکنجهبه اسم اسلام ثبت کردند. اگر نتوانند به اسم خود ثبت کنند، یک غسل ترتیبی نثارش میکنند تابه عطر محمدی متبرک شود.

اما این شیوهای نرم و „مخملی” در ابتدا فقط شامل قربانیان داخل کشور بکار گرفته میشد و نیروهای مخالف برون مرزی از شیوه های به مراتب بهتری برخوردار میگشتند: ترور! سربریدن و تیر در قلب رها کردن. رژیم سالها ترورهای خشن و غیرانسانی خود را در خارج از کشور اجرا کرد. نمونه فریدون فرخزاد گویاترین آنها ست. پس تا مدتها سهم مخالفین نیروهایبرونمرزی ترور بود. بعدها کار رژیم شد نفوذ و خرید نیروهای مخالف. به موازات آن جمعآوری اطلاعات از مخالفین. برای این منظور هم شیوهای مختلفی را بکار گرفت. از جمله اجیرکردن غریبهها عکاسی در تظاهرات ایرانیها در اروپا. یا مجبور کردن ایرانی هایی که به دیدار خانوادههای خود به کشور میرفتند به جاسوسی وگزارشنویسی. در این اواخر شیوه هایسایبری و مقابله اینترتی نیز به فعالیتهای سربازان گمنام افزوده شده است. در این راه هم با نامهای جعلی و ظاهرا اندکی هم باورمند در شبکههای اجتماعی همچون فیسبوک ظاهر میشوند وچنان به نفع یکی و علیه دیگری دخالت میکنند که شما تا مدتهادر دامها گرفتار میشوید.

 

عاقبت اما رژیم ما، برونمرزها، را هم از نعمت „پرستوهای وطنی” برخوردار کرد. این شیوه مرحلهی تازهای از مقابلهی رژیم با مخالفین تبعیدی است. با یک تفاوت که اینجا پرستوها بیشتردام مجازی برای ورود به وسایل دیجیتالی شما را از راه چت کردن مهیا میکنند. چون پروندهای ناموسی در خارج از کشور نمیتواند به کار رژیم آید. پس نقش این زنان زیبا روی در درجهاول طرح دوستی دیجیتالی و در مرحله بعد به بهانههای مختلف چت های عمدتن غیر تصویری ست. اما این تله بیشتر برای اموری دیگری از جمله به دست اوردن کدهای شبکههای اجتماعیشماست. بکارگیری این پرستوها فقط در زمانی مفید و کاربردی ست که نیروهای امنیتی سرنخی از فعالیت شما با نیروهای داخلی بدست اورده اند و از این راه مایل به نوع، مطالب و گسترهیاطلاعاتی شما با داخل کشور هستند. و این فقط از راه نفوذ در گوشی همراه، شبکهّای اجتماعی همچون «تلگرام» شما میسر میشود.

متاسفانه بسیاری از کاربران دیجیتالی آگاهی کافی به وسایل خود (موبایل، کامپیوتر و … ) ندارند. از همین رو در دام چنین پرستوهایی میافتند. چگونگی کار چندان دشوار نیست: برای مثالشما میتوانید به جای دیگری به شبکه اجتماعی «تلگرام» بگویید که من رمز ورود تلگرامی خود را فراموش کردهام. تلگرام از شما شماره تلفن همراه (چیزی که در حالا حاضر سخت متداولشده است.) میخواهد و بعد یک کد چند رقمی ارسال می کند. این کد ارسالی میتواند برای ورود و وقوف به اطلاعات شما کافیست. در چنین شرایطی پرستوهای عشوه گر شما را تشویق وترغیب به دادن این کد میکنند و شما که غافل از مکانیسم کد هستید و سخت غرق در صدای نرم پرستو، کد را میدهید. بعد از این دیگر کار خیلی سریع انجام میگیرد.

این پرستوهای وطنی، زنان زیبا رویی هستند که عمدتا تنها زندگی میکنند. همسر(؟) اینها هرگز  با آنها دیده نمیشود و عمدتا در ایران هستند. ظاهرا همسران اینها „تاجر” هستند! از فروختنچای لاهیجان گرفته تا فرش و توت خشک! البته شما هرگز نه این خانم را در کار میبینید و نه همسر ناپیدای ایشان. اما زندگی هر روزهی اینها از من و شما که سالهاست اینجا در اروپا کارمیکنیم بهتر است. علیرغم گرانی زندگی در اروپا از ماشینی و خانه نسبتن گران برخوردارند. پرستوها در زندگی اجتماعی آرام، همراه و و سخت اهل دوستی هستند. به همه قصد کمکدارند. و در بیشتر تجمعات و فعالیتهای فرهنگی حضور. در بیشتر اظهارت خود ظاهر غیرسیاسی هستند و همه را هم غیر مستقیم بدان دعوت میکنند. فیلمساز را به ساختن فیلم و فیلسوف رادعوت به فلسفه بافی میکنند و از شما هم میخواهند که چنین کنید. با دستودلبازی پول خرج میکنند و چهرهای خیرخواه از خود ارايه میدهند و کتاب فراوان میخرند و خود را شاگردینوآموز و ساعی نشان میدهند.

به همین خاطر باید به همه دوستانی که در فعالیتهای  سیاسی هستند و روابط وسیعی دارند، به همه آنهایی که در حال حاضر با ایران در تماس مداوم هستند، به همه هنرمندان، بویژه نقاشان،تاتریها و اهل تدریس و … هشدار داد. دوستان از حضور این افراد در کنار خودتان قند تو دلتان آب نشود. این پرستوها دامی بیش نیستند. خرسند نباشید که چنین خانم زیبایی شما را بهخانهتان میرساند و در رفت و آمد همراه شماست. شمایی که خود را مخالف هر دو نظام میدانید،  شمایی که زندانی شاه بودن را افتخار خود میدانید! مواظب پرستوی کنار خودتان باشید. آقاییکه خود را مرد بزرگ دانش و فلسفه میدانی از تلفنهای شبانه به بهانه پرسشی مست لذت نشو! این پرستو تنها بر بام شما ننشسته است. اینها امروز شما را قربانی خود کرده اند و فردا دیگریرا. اینها همانهایی هستند که در هر خلوت و فرصتی از هر جنایت رژیم دفاع میکنند، حتی قتلعام ۶۷!

اینها دست آموزان نیروهای امنیتی در خارج هستند.

اینها چون «نسیم‌» سوی شما میآیند تا زندگی شما را به توفان امنیتی ها سپارند. به هوش باشیم تا در دام چنین نسیمهای ظاهرا بیآزار نیفیتم!

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

رضا وضعی
برگرفته از:
ایمیل دریافتی

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما