آقای محمد امینی دوران سخنراانی های آتشین و پوپولیستی بسر آمده

شما مرتبا تاریحی را که سالهای سال در مدارس در مغزمان چپانده اند را تکرار می کنید!! و مرتبا به مخ ما دیکته می کنید، که سرزمینی بنام آزربایجان ترک زبان در تاریخ وجود نداشته، چطور جرئت می کنید که موجودیت ملتی را انکار کنید؟ چه کسی این اجازه را بشما داده؟ چرا با سرهم کردن قصه های تاریخی کپک زده، که بوی ثروت نفت می دهد، می خواهید آزربایجانی ها را برده زر خرید زبان ملت حاکم بکنید؟

آقای محمد امینی دوران سخنراانی های آتشین و پوپولیستی بسر آمده
شما مرتبا تاریحی را که سالهای سال در مدارس در مغزمان چپانده اند را تکرار می کنید!! و مرتبا به مخ ما دیکته می کنید، که سرزمینی بنام آزربایجان ترک زبان در تاریخ وجود نداشته، چطور جرئت می کنید که موجودیت ملتی را انکار کنید؟ چه کسی این اجازه را بشما داده؟ چرا با سرهم کردن قصه های تاریخی کپک زده، که بوی ثروت نفت می دهد، می خواهید آزربایجانی ها را برده زر خرید زبان ملت حاکم بکنید؟ همه حرفهای شما را قبلا کسروی ها یار شاطرها بارها و بارها گفته اند، برخورد کنسرواتیو با تاریخ ملتها به کجا منتهی می شود؟ برای یکبار هم که شده حرف تازه ائی از خواست ملموس ملتها بزبان بیاورید، و بر اساس قوانین حقوق بشر با نمایندگان ملتهای بدون دولت وارد مباحثه جدی بشوید، چرا همیشه می خواهید در کنار زبان حاکم و ظالمان و فاتحان و ممنوع کنندگان زبان مادری قرار بگیرید؟ و ملتهای مظلوم را بخاطر ابتدائی ترین خواسته های حقوق انسانی، یعنی زبان مادری، با زبانی گیرا زیر تازیانه و رگبار سخنرانی ها و کلمات آتشین خود قرار دهید؟ ضعیف کشی که هنر نیست ، هر آدم آرامش طلب و مصلحت اندیشی، طبیعتا در زیر چتر زبان حاکم، کمتر احساس خطر می کند، با توجه به شرایط بوجود آمده در آزربایجان ، هیچگونه فکر تازه ائی برای آینده نیست، تکرار تاریخهای پارانویای سوبسیدی قدرت اقتصادی نفتی که هنر نیست، آیا شده یکبار پیش خود فکر کنید که اگر سیاست جهانی در یکقرن گذشته از زبان ترکی در ایران حمایت می کرد، حالا شما مثل بلبل بزبان ترکی حرف می زدید و هر روز در مورد تاریح ترک و آنا تومروس یک سخنرانی داشتید؟ شما عکس العمل ملموس مردم را در تبریز ببینید که چه خواسته ائی در رابطه با زبان مادری دارند!! با روایات فلان مطیع التواریخ و یا چاکرالدربار و تاریخ نویسان متملق الرجال و یا با تاریح رمان نویس های بیکار اروپائی، بعد از جنگ جهانی اول که از گرسنگی استحوان لیس می زدند و حاظر بودند برای یک لقمه نان، هر چرندیاتی را سرهم کرده بنام تاریخ تحویل دولت نفتی ایران بدهند. و یا بر اساس نظریات پانروسیستهای جیره خوار حکومت کوپونیست شوروی سابق چون ولادیمیر مینورسکی را که نباید ملاک عمل قرار داد، آیا نوشتجات آنان وحی معضل و واقعیاتی انکار ناپذیر است؟ و مثل قرآن شک کردن در مورد آنها شرک و ارتداد محسوب می شود؟ به همانگونه که همه علوم تکامل و تغییر پیدا می کنند، روش تحقیقی در مورد تاریخ هم تغییر کرده و تکامل یافته، مثلا در گذشته در مورد تشخیص جرائم افراد بیگناهی که بخااطر معتبر بودن اثر انگشت و شهادت چند نفر شاهد، سالها زندانی شده بودند که خیلی از آنها بیگناه بودند، که بعد از تحمل دهها سال زندان، بعد از پیدایش آزمایش دی ان ای بعنوان روشی معتبرتر از اثر انگشت و کشف شهادت افراد سودجو، زندانی بیگناه تشخیص داده شده و از زندان آزاد شدند، و در ضمن امروزه اگر کسی شخصا به جنایتی اعتراف بکند، تا زمانی که انگیزه جنایت برای دادگاه مسجل نشود دادگاه نمی تواند حکم صادر کند، ولی شما چشم و گوشتان را بستید و با اتکا به نوشته کتابهای کپک زده دوران قحط الرجال و قحطی نان و گرسنگی، و بر اساس اثر انگشت و شهادت چند نفر شاهد خود فروخته برای تاریخ ملتی حکم و فتوا صادر می کنید و بر اساس همان کتاب های بی پایه می برید و می دوزید، انتظار هم دارید که ملتی به بزرگی ملت ترک آزربایجان بیایند و بگویند که آقای امینی چون شما صدای گیرائی دارید و خوب دیکته می کنید، که ما در گذشته هیچ و پوچ بودیم، و هیچ تاریخی نداشتیم، چشم باشه از فردا با بچه هایمان فارسی حرف می زنیم تا دل شما شکسته نشود، چرا همانند ژاور بازرس پلیس شخصیت منفی داستان بینوایان اثر ویکتور هوگو که در طول داستان، برای دستگیری ژان والژان تلاش می‌کنید. و در انتها خود را به رودخانهٔ سن پرت کرده، خودکشی سیاسی می‌کنید؟ و با قرار گرفتن در کنار ظالم، خود را در مسیر خودکشی سیاسی قرار می دهید؟ و همانند عباسقلی جوادی، میر جواد طباطبائی و حداد عادل برای سرکوب کردن حرکت ملی ملت ترک آزربایجان به هر تئوری بافی دست می یازید، امروز دیگر دنیا عوض شده با کلمات زیبا و صدای گیرا و با سخنرانی های پوپولیستی و آتشین و ارائه تاریخهای رومانتیک نمی شود ملتی را فریب داد و انکارشان کرد، و آنها را به تهی شدگی، هویت گریزی، هویت انکاری سوق داد و به انکار زبان مادری وادار نمود، می دانید این تعصب سیاسی کور ایران محوری، فارس سالاری جامعه را بکجا می برد؟ بسوی یوگسلاوی شدن!!!! آیا باید بخاطر افکار دگماتیستی عده ائی آنتاگونیست با حقوق بشر، باید همانند یوگسلاوی حمام خون راه بیفتتد؟ تا بعد از خرابی بصره، همانند خمینی جام زهر را بالا بکشید؟ شما شاید هنوز در دنیای تک بعدی احمد کسروی و یارشاطر گیر کرده اید، ولی نسل جوان کامپیوتر و ارتباطات دنیای مجازی بر خلاف نسل سوخته، در دنیای کامپیوترها، اینترنت، رشد سریع فناوری اطلاعات و ارتباطات بزرگ شده اند آنها دنیا را با تمام ابعاد آن می بینند.
آقای امینی شما با آنچنان تحکمی حرف می زنید که آدمی تصور می کند که چهل میلیون ترک در ایران به شما رای داده اند تا از طرف آنها حرف بزنید، اصلا شما به فرض محال تصور کنید که همین امشب سقف آسمان سوراخ شده و این چهل میلیون ترک از آسمان به ایران سرازیر شده اند ، و حالا هم می خواهند طبق قوانین حقوق بشر و با زبان مسالمت و مدنی بزبان مادری خود تحصیل کنند، من و شما چه حقی داریم که به سرنوشت ملتی تصمیم بگیریم و به آنها سیستم فدرال یا استقلال را دیکته کنیم، آیا با قوانین حقوق بشری مدرن امروز می شود با تکرار ۲۱ آذری دیگر، جلو تصمیم ملتی را گرفت؟ بسم الله پس لطف کنید در وحله اول به تبریز تشریف ببرید و حرفهایتان را در استادیوم فوتبال تیراختورسازی تبریز به آزربایجانی ها بگوئید که شما ترکها در کشور ایران مهمان هستید و حق ندارید بگوئید ترک دیلینده مدرسه اولمالیدی هرکسه، آقای امینی لطفا قبل از رفتن به تبریز از لینکهای زیر نوشته دیدن کنید. ضمنا فراموش نفرمائید که در انقلاب ۱۳۵۷ ، ارتشبد ازهاری، طی نطقی در مجلس سنا گفت: شعارهای پشت بام مردم صدای نوار ضبط صوت است.
اگر زبان فارسی خط قرمز شماست، حفظ هویت و زبان مادری ما هم خط قرمز ماست، ۹۳ سال با گره زدن نان شب ملت ترک آزربایجان بزبان فارسی تلاش کردید، ما را فارس زبان بکنید، نتوانستید!!! نشد!! حالا دیگر وقت تسلیم شدن و زمان قبول و احترام به حقوق بشر و احترام به شخصیت فردی و اجتماعی انسانها و ملتها است.
تورک دیلینده مدرسه
https://youtu.be/qDEmOCyTgj8
سن یاشا آزربایجان
https://youtu.be/aA1t7K4xgag

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: