33 سوال:مبارزه مسلحانه وحمله مسلحانه اهوا از علیرضا اردبیلی

نقد آزادی برخورداری از سلاح در امریکا
آيا نيروهاي سياسي مخالف يك دولت، حتي اگر اين دولت ديكتاتوري باشد، حق مسلح شدن و مبارزه مسلحانه را دارند؟پس اگر هم در دموكراسيها و هم در ديكتاتوريها، انحصار اعمال خشونت با دولت است، فرق دموكراسي و ديكتاتوري از اين جهت در چيست؟

آيا نيروهاي سياسي مخالف يك دولت، حتي اگر اين دولت ديكتاتوري باشد، حق مسلح شدن و مبارزه مسلحانه را دارند؟
2.آقاي مهدي جلالي تهراني در بحثي كه در فضاي مجازي جريان داشت، در اين باره نوشت:
" طبق اصول لیبرال (آن طور که پدران بنیانگذار آمریکا استدلال می‌کردند) دو امکان برای شهروند نسبت به حکومت باید همیشه برقرار باشد:
يك) امکان تغییر حکومت (سرنگون کردن حکومت) که به عنوان «حق انقلاب» شناخته می‌شود.
دو) امکان برابر شهروند و دولت از نظر دسترسی به زور. به عبارت دیگر، حکومت نباید بتواند با زور خود را تحمیل کند. اعتبار حکومت صرفا بنا بر قرارداد است.
این دو اصل (حفظ و صیانت از دو امکان)‌ مبنای تبصره دوم قانون اساسی آمریکاست که آزادی برخورداری از سلاح را تضمین می‌کند. (در نظر بگیریم که دلیل این تبصره، تیراندازی‌های افراد دیوانه در مدارس نبوده و برای آن باید تمهیدی اندیشه شود. دلیل این تبصره در نوشته‌های پدران بنیان‌گذار تصریح شده که «امکان تشکیل میلیشیا ضد حکومت» بوده است. به همین صراحت. "
3. جواب شما به اين حرف آقاي جلالي تهراني چيست؟
4.آقاي ديگري بنام "حافظ فاضلي" جمله زير را در اين موضوع نوشته و لينكي از يك مدخل ويكي پديايي در مورد حق دفاع از خود ارائه داده اند، نظرتان در مورد اين ادعا چيست؟
حافظ فاضلي: "حق دفاع از خود و مسلحانه در قوانين ليبرال مطرح شده و بوده حال تو و توكلي هر جور كه مايل هستيد سخنوري كنيد"
5. آيا در تاريخ سياسي ايران، حق مسلح شدن گروههاي سياسي مخالف دولت سابقه داشته است؟
6. در تواريخ قديم مسئله چگونه مطرح بوده است؟
7. از نظري تئوريهاي جامعه شناسي چطور؟ آيا اين مسئله مورد توجه متفكرين غربي بوده است؟
8. "انحصار دولتي اعمال خشونت" به چه معني است؟
9. مبناي عقلاني و منطق دادن انحصار اعمال خشوني دولتها چيست و كجاست؟
10. در بحثهاي قديمي و امروزي مخالفت با ترور و خشونت از سوي مبارزين راه آزادي و دموكراسي از مواضع اخلاقي يا سودمندي آن مطرح ميشود ولي كسي از موضع دفاع از انحصار دولتي اعمال خشونت به مسئله نگاه نكرده است. آيا اشكالي دارد كه مثلا از موضع اخلاقي با هرگونه اعمال خشونت مخالفت كرد؟
11. پس اگر هم در دموكراسيها و هم در ديكتاتوريها، انحصار اعمال خشونت با دولت است، فرق دموكراسي و ديكتاتوري از اين جهت در چيست؟
12. درپس اگر هم در دموكراسيها و هم در ديكتاتوريها، انحصار اعمال خشونت با دولت است، فرق دموكراسي و ديكتاتوري از اين جهت در چيست؟ دموكراسيها، كدام مكانيسمها از شهروندان در قبل سوء استفاده احتمالي دولتها از اين انحصار اعمال خشونت محافظت ميكنند؟
13. اگر در يك ديكتاتوري، گروههاي سياسي نخواهند به اين اصل پايبند بمانند و اقدام به ايجاد گروههاي شبه نظامي بكنند، چه اتفاقي مي افتد؟
14. طرفداران مشروعيت گروههاي سياسي مسلح، تجربه مبارزه با رژيم آپارتايد در آفريقاي جنوبي را مثال مي آورند؟ نظرتان در اين مورد چيست؟
15. پاسخ اين استدلال كه رژيمهاي ديكتاتوري، موجب بروز و فعاليت مبارزين مسلح ميشوند، چيست؟
16. آيا اين موضع خوشايند رژيم جمهوري اسلامي نيست؟
17. طرفداران مبارزه مسلحانه ميگويند كه در اصل مخالف خشوني هستند اما فشار حاكميت آنها را مجبور به اين شيوه كرده است. با اين ادعا موافقيد؟
18. آيا دوست نيست كه از هر دو طرف بخواهيم، اسلحه را زمين بگذارند و خشونتهاي دو طرف را همزمان و به اندازه و در يك جمله محكوم بكنيم؟
19. آيا نميتوان در ميان سازمانهاي مسلحي كه وجود دارند، دست به دسته بندي زد؟ مگر همه اين سازمانها يك چيز ميخواهند و يك چيز ميگويند؟
20. آيا قوانين و مقررات بين المللي در باره مبارزه مسلحانه عليه حكومتهاي جابر چيزي ميگويند؟
21. طرفداران مبارزه مسلحانه عليه رژيمهاي ديكتاتوري، ماده 51 از منشور ملل متحد را مجوز مقاومت مسلحانه مشروع ميدانند. آيا بند 51 از منشور مذكور، چنين حقي را به سازمانهاي سياسي ميدهد؟
22. تأثير شيوه مبارزه مسلحانه در درون اين سازمانها و روابط مابين سازمانهاي مسلح چه ميتواند باشد؟
23. سرنوشت سازمانهاي سياسي مسلح در صورت عدم سرنگوني رژيمهاي جابر و طولاني شدن مبارزه شه بوده است؟
24. تأثير روشهاي خشونت آميز حتي در صورت سرنگوني حكومت جابر، بر جامعه چه ميتواند باشد؟
25. آيا نظريه كلاسيك كمونيستي در اين باره نظر روشني دارد؟
26. كمونيستهاي ايراني چي؟
27. سازمانهاي حقوق بشري، معمولا از مرتكبين عمليات مسلحانه دفاع ميكنند. آيا اين امر، تناقضي با محكوميت عمل مسلحانه ندارد؟ اگر عمل مسلحانه مبناي قانوني و حقوق بشري ندارد، چگونه سازمان عفو بين الملل از اين مسئله بيخبر است؟
28- مبناي اخلاقي رد مبارزه مسلحانه عليه نظامهاي ديكتاتوري بطور خلاصه چيست؟ چرا نبايد عليه يك رژيم مستبدي كه خودش با دست باز به شكنجه و اعدام مخالفانش ميكند، دستبه اسلحه برد؟
29. نتيجه درازمدت توسل سازمانهاي سياسي به خشونت، چه ميتواند باشد

بخش: 
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

نظر : 
متاسفانه راحت طلبی انسانها برای کمتر فکر کردن و بیشتر نظر دادن، عمولا راحت ترین راه را برای گرفتن نتیجه نهائی انتخاب می کنند، و بلا فاصله با دسته بندی کردن انتزاعی و انتگرالی انسانها و ریاضیات نگری در مورد آنها قضاوت می کند، مثلا: ۱ - ای بابا ولش کن این هم که مذهبیه ۲ - این هم که چپیه ۳ - این هم که تجزیه طلبه، ۴ - این هم که شاه دوسته ۵ - این هم که لیبراله٫ ۶ - این هم که تا دیروز فلان فلان بود، و یا فلان حرف را در مورد فلان مطلب زده، کلا بابا ولش کن، یک اشتباه لپی در گذشته می شود تاریخ انسان شناسی و شناخت از افراد و انسانها!!!، این نوع دیدگاهها اگر به حاکمیت برسند روزانه هزاران نفر را با افکار انتگرالی راهی زندان می کنند.
ولی نباید فراموش کرد که همه انسانها بی همتا هستند و یک گانگی انسانها را نباید فراموش کرد، انسانها را نمی شود همانند هیتلر دسته بندی کرد، برای اینکه حقوق انسانی
عدم انتشار شده: 
false

نظر : 
جناب توکلی,
احتمالا درست میفرمائید که من "بر اساس يك ذهنيت از پيش كليشه شده, سخنان بي ربط" میگویم و چنین سخنانی از من هم "بعید" نیست ولی تجربه زندگی "یک ذهنیت از پیش کلیشه شده" به وجود میآورد. شاید آسمان اروپایی که شما در آن زندگی میکنید رنگ دیگری باشد ولی آسمان اینجا و بسیار نقاط دیگر جهان به آن صافی و شفافی نیست. در اینجا در سی چهل سال اخیر "هرچه آمد سال نو گفتیم دریغ از پارسال" تا آنجا که سر انجام مساله بر سر انتخاب هیلری و دونالد شد؛ نیمی از جمعیت عطای دموکراسی را به لقایش بخشیدند و در خانه نشستند. و این ها همان وارثان فرهنگی "منشور کبیر ( Magna Carta)" میباشند.
این ملت "استثنایی", سیاست زر و زور را نه تنها در اینجا بلکه به تمام دنیا اشاعه داده و "سبک باران ساحل های" اروپا نه تنها حتی جرات نه گفتن به تحریم ها را ندارند بلکه برای توسعه دموکراسی! و آزادی! در دنیا به قدر وسع
عدم انتشار شده: 
false
تصویر کیانوش توکلی

نظر : 
جناب پيروز ،از شما بعيد است كه سخنان بي ربط بگويي ،گويا اين بار نخوانده و نشنيده و بر اساس يك ذهنيت از پيش كليشه شده پاسخ گفته اي ،بنظر من مطالب جالبي داره ،اگه گوش بدي
عدم انتشار شده: 
false

نظر : 
چون این سؤالات خطاب به فرد مشخصی نیست, ظاهرا "هر ننه قمری" می تواند پاسخ دهد. تعداد سؤالات به قدری زیاد است که پاسخ منطقی به آن ها مشکل میباشد. بهر حال بنظر من جناب علیرضا اردبیلی هنوز در دوران انقلاب کبیر فرانسه زندگی میکنند و از تحولات و پیشرفت های! اخیر بی خبرند.

میپرسند " پس اگر هم در دموكراسيها و هم در ديكتاتوريها، انحصار اعمال خشونت با دولت است، فرق دموكراسي و ديكتاتوري از اين جهت در چيست؟". از عمر دموکراسی چند صد سالی میگذرد و چون "هرچه می پژمرد از [عمر] دراز", آنچه از آن باقی مانده موجود نحیفی ست که - شاید در اروپا - آخرین نفس ها را میکشد.

به علاوه ایشان نمی دانند که با فلسفه نمی شود زندگی کرد و قیمه نه با "ق" است و نه با "غ". در اصل تنازع بقا - اگر پول نتواند "مشکل" دموکراسی را حل کند - هرکس سلاح قوی تری دارد احتمالا پیروز خواهد شد. به عنوان نمونه دولت آمریکا که نتوانسته
عدم انتشار شده: 
false