مسایل دقیقه 90

«دقیقه 90»، طرح پیش بینی هایی ست که میتوانند در آینده رخ بدهند. ببینیم عملاً چه پیش خواهد آمد.
در کل، روند هفته ها و ماههای آینده به زیان حکومت و به سود رهایی جامعه پیش بینی میشود.
با رفتن حکومت، در فضای باز سیاسی طرفداران رفع تبعیض، عدالت اجتماعی، اداره امور محلی، و دموکراسی خواهی میتوانند متشکل شده خواسته هایشان را پی گیرند...
 
 
 
مسایل دقیقه 90
 
 «دقیقه 90»، طرح پیش بینی هایی ست که میتوانند در آینده رخ بدهند. ببینیم عملاً چه پیش خواهد آمد. 
 
1- ادامه ایام خیزش عمومی  تا تحقق سقوط  حکومت، را میتوان دقیقه 90 نامید.
2- در دقیقه نود آلترناتیو « نیمه دموکراتیک» از طریق همکاری و ائتلاف جامعه بخش داخل و بخش خارج بوجود خواهد آمد.
3- یک بخش از حکومت « تاکتیک جنگ و سرکوب» علیه جامعه را انتخاب کرده، اما بخش دیگر حاکمیت میخواهد برای حفظ نظام و گذر از بحران ، از « تاکتیک آزادی و آشتی ملی بین داخل و خارج و حکومت» استفاده شود.
4- با ادامه « جنگ و سر کوب» خود طرفداران تاکتیک قهردولتی شقه و تقسیم خواهند شد.
5- چنین پیداست که « تاکتیک بخش سرکوب، به علت شکافها و بحران، شکست خواهد خورد. 
6- با شکست تاکتیک قهر حکومتی، خیزش عمومی ادامه دار امکان تحقق دارد و سقوط حکومت را میتواند رقم بزند. و یا خواهد زد.
7- تکیه حکومت به روسیه و ترکیه او را نجات نخواهد داد. اینها تا هنگام سقط همکار اند، به محض دیدن نشانه های سقوط  کنار خواهند رفت.
8- حکومت میخواهد تاکتیک جنگ و سرکوب را از کردستان به سراسر جامعه گسترش داده جنبش دموکراسی خواهی جامعه را شکست دهد و از بحران بگذرد، اما این پروژه را نخواهد توانست پیاده کند. به دلیل وجود  بحران و شکافها. (شکاف بین جامعه-حاکمیت؛ بین خود حاکمیت؛ بین حکومت و دول خارجی). و (بحران اقتصادی،سیاسی،فرهنگی،نظم اداری، نظامی، و اخلاقی و دینی).
 
9- چه تاکتیک سرکوب و چه تاکتیک مسالمت،  و چه مخلوطی از اینها، پیاده شود،  در خاتمه  راه، سقوط حکومت قرار دارد:
جنبش عمدتاً مسالمت آمیز حرکت خواهد، تا عمومی شود، در پی کسب قدرت، بخش سرکوب حکومت به قهر بیشتر متوسل خواهد شد.
در جریان سرکوب بیشتر، بخش قهر تقسیم خواهد شد. قسمتی که قهر را ادامه میدهد به دست مردم شکست خواهد خورد. حکومت توسط جامعه از راه« دفاع مشروع» سقوط خواهد کرد.
بعد از سقوط احتمالاً رفراندم آری-نه در مورد حکومت اسلامی انجام خواهد شد. و مجلس موسسان کارش را شروع خواهد کرد.
اما حکومت محال میداند که چنین طالع و سرنوشتی داشته باشد.  Nanna خدای ماه ( sin) ، که سرنوشت را تعیین میکند، میگوید « طالع حکومت را چنین نوشته ، و از آن گریزی نیست».
 
10-حکومت ممکن است با ائتلاف آمریکا نیز درگیری پیدا کند، اما این رخداد کمکی به گذار از بحران نخواهد کرد. و به زیان حکومت تمام خواهد شد.
---
نتیجه: در کل، روند هفته ها و ماههای آینده به زیان حکومت و به سود رهایی جامعه پیش بینی میشود.
با رفتن حکومت، در فضای باز سیاسی  طرفداران رفع تبعیض، عدالت اجتماعی، اداره امور محلی، و دموکراسی خواهی و... میتوانند متشکل شده خواسته هایشان را پی گیرند.
---
11- جامعه در پیش پای خود این مراحل را میتواند داشته باشد: نیمه دموکراسی، دموکراسی، جامعه خود گردان.
از راه تقسیم قدرت مرکزی و اداره امور محلی. 
---
özgör toplum-özgür toplum  جامعه خود گردان - جامعه آزاد. 
 
-جامعه خودگردان گام اول اش  شرکت مستقیم( تا حد ممکن) شهروندان  در اداره امور، در همه زمینه هاست.  از متد « کنترول عمومی»امور نیز  بهره میگیرد.
- ابزار آن (تا حد ممکن)، دموکراسی مستقیم است
- هدف نهایی آن رفع استثمار است. در شرایط آماده ی داخلی و جهانی.
- متد حل مسایل راه اش، خرد دموکراتیک فردی و جمعی ست، یگانه ساز نیست، گوناگونی گراست. 
- تکیه اش بر مشورت و دیالوگ و یافتن راحل درست نسبی ست. بر آزمون و خطا نظر دارد. روند طبیعی را بدیده گرفته، آنرا نمی تازاند. 
- به همکاری متقابل علم و تخصص و نیاز و کار و اداره امور جهت کشف راه حلهای مناسب برای پیشرفت و رفاه نظر دارد.
- « جامعه خود گردان» بر اساس « خودگردانی کار» و امور، در محل کار و زندگی، در ایالت ها و کل کشور قرار دارد. 
-فعالیت « کار خودگردان، جامعه خودگردان»، ایستا نیست، پویاست؛ مطلق گرا نیست، نسبی گراست؛ دگم گرا نیست، آزمایشگر است؛ حمایتگر نیست، نقاد و معترض است؛ هم در دموکراسی و هم در خودگردانی.
انحصارگر و سلطه جو نیست، آزادگر است. هم فردگراست و هم جمعگرا، ترکیب این دوست. بی زمینه اقدام نمی کند، زمینه ساز است.طالع گرا نیست، تا زمینه آماده اجازه میدهد سرنوشت « کار و روابط و نظم و مدیریت» را خود تعیین میکند؛ با ترکیب « زمینه و عمل»( مانند مخلوط و ترکیب بازیگر و صحنه، آب و شناگر).  
-جامعه( روابط و اشیاء و فرهنک و  انسانها...) در مجموع مانند موجود غول آسایی، خود دارای حیات است. و حرکت طبیعی دارد. بازیگری انسان در داخل این حرکت طبیعی ست. جامعه و حرکت اش مجموعاً یک واحد و پروسه طبیعی ست. انسانها در زمینه این واقعیت عینی، هنرنمایی میکنند. هنرنمایی که به تدریج، در طی زمان کافی، میتواند « جامعه را طبیعتاً تغییر داده و دگر کند». 
جامعه انسان را میگرداند. عکس آن: انسان جامعه را میگرداند. راه حل نه این است و نه آن! بل « ترکیب این دوست». نه نفی یکی به نفع دیگری. نمایش ترکیب صحنه و بازیگر است. اما هیچکدام نیست. شنا ترکیب آب و شناگر است، اما هیچکدام نیست. جامعه و کار خودگردان،  «ترکیب  وجود و عمل انسان با طبیعت جامعه است، در عین حال هم انسان باقی ست و هم جامعه. اما آنچه جریان دارد ترکیب حرکت این دوست. در عین حفط استقلال هر دو». جریان، واکنش متقابل هردوست. جامعه و کارخودگردان یک پروسه است. پروسه ایکه ماهیت آنرا طبیعت جامعه و بازیگری آگاهانه انسان تعیین میکند. بر اساس « خرد دموکراتیک فردی و جمعی».
- نام آن مهم نیست، محتوایش مهم است. 
 
-تلاش برای «جامعه خود گردان» از همان فردای سقوط حکومت به خواهیم نخواهیم ، به طور طبیعی،  و اتوماتیک آغاز خواهد شد. 
-«  شهروند دیگر نمی خواهد انجام کارش را به دیگری بسپارد، میخواهد خودش کارش را انجام دهد. شرکت مستقیم در  اداره و انجام  امور داشته باشد، فردا یقه دیگری را نگیرد که کار را درست انجام نداده است. اگر هم اموری غلط انجام گیرد به جای یقه دیگری، به یقه خودش بچسبد. در زمینه اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، محیط زیستی، نظامی، و...
 
-شهروند میخواهد گوناگونی ها، حق و حقوق افراد در تمام  زمینه های: انتخاب فردی و جمعی، تفکر فردی و جمعی، حقوق خصوصی و عمومی ، موقعیت ها و امکانات قانونی برابر و... شرکت مستقیم  در اداره امور تضمین شوند.
 
 - هر شغل و قشر اجتماعی و طبقه و تخصص و ...مانند اینها در عین حال که امور خود را اداره میکنند، در اداره امور عمومی و محلی نیز شرکت مستقیم  دارند. شهروندان تشکلهای خود را پدید میاورند و بر پایه حقوق قانونی، حیات خویش را تضمین میکنند.
- ضرورت دارد مراحل نیمه دموکراسی، و دموکراسی را با «همین تلاشها» طی کرد. و بخواهیم نخواهیم، عملاً  نیز جامعه در این مسیر قرار گرفته و حرکت خواهد کرد. روند فرهنگ  و جامعه در این سمت است.
 
-کلید نسبی مشکلات با « خرد دموکراتیک» در تشکلها، در محل و کل جامعه میتواند پیدا شود. باید راههای پیشرفت، رفاه، کاهش  و رفع استثمار را  گام به گام یافت. از پیش نمی توان نسخه صادر کرد.
 
- اتحاد علم و تخصص و نیاز ،  و شرکت مستقیم در انجام امور ، بر پایه حفظ گوناگونی ها، و خرد دموکراتیک فردی و جمعی، میتواند گره مشکلات را گام به گام بگشاید.  به شرطی که  عملاً بر پایه فرهنگ دموکراتیک، بتوان از « دیکتاتوری و انحصارگری و سلطه جویی و قیم گرایی» و مانند اینها عبور کرد و به بکارگیری « خرد دموکراتیک » فردی و جمعی رسید. 
 
 
**
 مبنای حرکت جنگ افروزانه حکومت
و چگونگی برخورد به مسئله
--------
1-حکومت در تضاد « جامعه و حاکمیت اسلامی» قرار گرفته، دچار « بحران بود و نبود» یا حیاتی ست.
2- برای عبور از بحران، بعد از دیدار سران سه کشور در تهران، به « جنگ افروزی» متوسل شده
3- این جنگ را نخست در داخل، علیه نیروهای کرد آغاز کرده، چنین پیداست که به احتمال زیاد ادامه خواهد داد.
در خارج نیز طبق معمول در سوریه و جدیداً در عراق، درگیر است.
4- جنگ با نیروهای کرد، به قصد تحمیل جنگ به «خلق کرد»، و از آنجا با هدف سرکوب نظامی «مردم در سراسر کشور»، 
و تحمیل جنگ به همه خلقها، پیش بینی میشود. 
5- پروژه جنگ افروزی داخلی، توسط حکومت، که راه خروج از بحران انتخاب شده، در عمل ممکن است بر عمر حکومت نقطه پایان بگذارد.
----
6- تلفات انسانی در این جنگ وقتی کم میشود که « نیروهای مخالف حکومت» از « محل اسکان متحرک یا غیر ثابت» ، و « محل اسکان نمایی یا غیر واقعی» استفاده کنند.
7- شرایط مناسب یک دوره بعد از شروع تحریمها را ( جهت خیزش) نباید از نظر دور داشت.
8- حکومت خواهد کوشید تا شروع « این دوره مناسب خیزش» جنگ را به مردم کرد تحمیل کرده و آنرا سرکوب کند. و حتی اگر توانست « سراسری»کند.

9- دو حالت و شرایط میتواند پیش آید:
- اقدام آگاهانه، تا حد ممکن سازمان یافته، جهت« مقاومت و دفاع مشروع مردم کرد»، میتواند به خیزش سراسری منجر شود.
- کشیده شدن خود به خودی و «بی حساب کتاب» مردم کرد به درگیری، در شرایط عدم خیزش های سراسری، میتواند موجب شکست و سرکوبی گردد.
- در صورت تحمیل شدن جنگ به مردم ، اصل اقدام آگاهانه، تا حد ممکن سازمان یافته، جهت« مقاومت و دفاع مشروع مردم » را نباید از نظر دور داشت.

10-«تاکتیک جنگ»حکومت را، که در واقع جنگ علیه کل جامعه است، ضرورت دارد به «تاکتیک خیزش عمومی»تبدیل کرد. از راه « همبستگی عملی، سازمان یابی، و مقاومت و دفاع مشروع».
-خلق کرد لازم است بسیار آگاهانه به مسئله برخورد کند، در صورت لزوم تا میتواند نباید به تنهایی در گیر این جنگ نابرابر و تحمیلی شود، که هدف حکومت است، لازم است نیرو را در جهت« خیزش عمومی و سراسری» تدارک دید و سوق داد. 

11-گذشت زمان بحرانی، به سود رهایی جامعه، و به زیان جکومت کار میکند. حکومت در داخل خود تقسیم شده و به دو تاکتیک متضاد رسیده است:
- تاکتیک جنگ و سرکوب
- تاکتیک آزادی و آشتی ملی( برای حفظ حکومت)
آنچه اکنون در مورد کردها عمل شده، تاکتیک جنگ است. با گذشت زمان تضاد بین خود حکومت، بزرگ و عمیق تر خواهد شد. شکست تاکتیک جنگ نه تنها از طرف جامعه، بل حتی در داخل خود حکومت نیز رقم خورده است. 
از این رو « چرخ زمان» سرنوشت ناکارآمدی و شکست تاکتیک جنگ و لاجرم خود حکومت را تعیین خواهد کرد. 

12- حکومت طبق معمول برای فریب افکار عمومی خواهد کوشید بهانه های « تروریسم، تجزیه طلبی، اختلاف "کرد ترک"، 
"وابستگی به آمریکا-اسراییل-عربستان" را تبلیغ کند. که چهل سال است روی این « سیاست دشمن تراشی و نفاق افکنی»
کاز میکند. با اینکه این سیاست نتیجه عکس داده، و او را به لبه پرتگاه رسانده، ولی هنوز دست بردار نیست. و ادامه خواهد داد. 
13- مقاومت و دفاع مشروع در برابر هر حکومت ظالمی، حق هر خلقی ست. ضرورت دارد همه خلقها در برابر حکومت ظالم با همدیگر همبستگی عملی نشان دهند، و طرح و حل مسالمت آمیز اختلافات داخلی خود را به بعد از رهایی موکول کنند.

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: