آیا استعمار فرهنگی در ایران پیش زمینه استعمار اقتصادی در آزربایجان جنوبی نیست؟

آیا منافع اقتصادی جامعه فارس عامل اصلی ممنوعیت زبان مادری و استعمار فرهنگی نیست؟ پس چیست؟ منافع اقتصادی کدام ملتی در پشت این استعمار فرهنگی خوابیده؟ آیا چشم پوشی از این نوع استعمار، بعلت عدم درک آن توجیه پذیر است؟ آیا استعمار فرهنگی از روی عشق و علاقه به هموطن صورت گرفته؟ پس این میلیونها جوک تحقیر آمیز برای ترکها با چه انگیزه انسانی و وطن پرستی ساخته شده؟ آیا این جوکهای هدفدار از آسمان وحی و نازل شده اند؟

آیا استعمار فرهنگی در ایران پیش زمینه استعمار اقتصادی در آزربایجان جنوبی نیست؟
پر وضح است که در پشت هر حرفی و حرکتی منافعی خوابیده است، آیا منافع اقتصادی جامعه فارس عامل اصلی ممنوعیت زبان مادری و استعمار فرهنگی نیست؟ پس چیست؟ منافع اقتصادی کدام ملتی در پشت این استعمار فرهنگی خوابیده؟ آیا چشم پوشی از این نوع استعمار، بعلت عدم درک آن توجیه پذیر است؟ آیا استعمار فرهنگی از روی عشق و علاقه به هموطن صورت گرفته؟ پس این میلیونها جوک تحقیر آمیز برای ترکها با چه انگیزه انسانی و وطن پرستی ساخته شده؟ آیا این جوکهای هدفدار از آسمان وحی و نازل شده اند؟
استعمار مدل ایرانی بر خلاف هندوستان و آفریقای جنوبی به روش دیگری عمل کرده، سیستم فارس سالاری بدون دخالت مستقیم، با دادن قدرت بدست گلادیاتورهای خود پورده ائی چون رضا میرپنج، سیستم استعماری جامعه فارسی را در ایران پیاده کرده، و از آنجائیکه جامعه فارسی با اقلیتی نسبی نمی توانست لقمه بزرگتر از دهانش، یعنی آزربایجان را ببلعد، در نتیجه به استعمار فرهنگی متوسل شده، البته قتل عام ۲۱ آذر و بریدن سر سران حکومت ملی جلوی پای محمد رضا شاه هم پیش زمینه ائی بوده برای زهره چشم گرفتن از ملت ترک آزربایجان، سپردن صد در صدی کلیه امتیازات مدرنیسم وارداتی به زبان فارسی و تزریق سوبسیدهای میلیونی برای تکامل زبان فارسی و در جوار آن ممنوعیت زبان ترکی و متعاقب آن کلیه ابزار و کالاهای مدرنی که وارد ایران می شد، بلافاصله طوری وانمود می شود که این کالای مدرن را ملت فارس و با زبان فارسی ابداع و اختراع کرده اند، بمحض ورود ماشین آلاتی جدید، بلافاصله نام جنرال موتور را به پارس موتور و جنرال الکتریک را به پارس الکتریک و با هزاران نام پارس دیگری چون پارس خودرد و پیکان و ژیان تبدیل می شد، و در ذهن مصرف کننده و شنونده بعنوان محصول ملی یا پارس ساخته القا می شود، که گویا این ابزار آلات و ماشینها بدست جامعه فارسی یا پارسی ساخته و تولید شده، و در نتیجه این زبان فارسی است که بخاطر مدرن بودنش، ماشین آلات مدرن با مارک پارس را وارد بازار می کند و این زبان متعلق به از ما بهتران است، البته با پشتوانه مدرن بودن زبان فارسی و با ممنوع ساختن زبان مادری در آزربایجان و جوک سازی بر علیه زبان و لهجه ترکی برای عقب مانده جلوه دادن زبان ترکی، هجوم فرهنگی استعماری را به آزربایجان آغاز کردند، گلادیاتور هائی مثل احمد کسروی و سید جواد طباطبائی و عباسعلی جوادی که از بردگی و از درجه ترکه خر نامیده شدن به مقام گلادیاتوری برای خدمت و بردگی به جامعه فارسی رسیده بودند بی رحمانه بفرمان برده داران پانفاریسم و برای حفظ منافع اقتصادی آنها به جنگ فرهنگی و قلع و قمع ملت ترک آزربایجان آستین بالا زده و بر علیه ملت خود شمشیر کشیدند، امروز جامعه آزربایجان در دام استعمار فرهنگی جامعه فارس برای به استعمار کشاندن شیرازه اقتصاد آن و سرقت نیروی فکری آن اسیر گشته و سیستم فارس سالاری از همه رنگ و قماش این نوع روابط استعماری را امری مسلم و طبیعی تصور می کنند، و بر شکاکش لعنت می فرستند.
تمام جناحهای حاکمیت و اپوزسیونهای سرتاسری به ملت ترک آزربایجان بچشم زیردست نگاه می کنند، و استعمار فرهنگی را بعنوان ابزار استعمار اقتصادی مجاز می دانند، امروز حتی انتخاب بد و بدتر هم در بین متفکرین فارس سالار نامفهوم و تخیلاتی بیش نیست!! و دلالت بر عدم شناخت دقیق مفهوم استعمار می باشد، در واقع سرکوب زبان مادری ابزاری است در دست پانفارسیسم، جهت کسب منافع و برتریت اقتصادی، و بطبع هیچ آدم ساده لوحی منافع اقتصادی جامعه حود را فدای من و تو ترک نخواهد کرد، بر خورد کودکانه با منافع ملی آزربایجان دیگر نه جایز است و نه قابل بخشش، سستی و تزلزل در مبارزه با آثار فرهنگی استعمار فارس، معادل خیانت به منافع اقتصادی ملت ترک آزربایجان می باشد، هیچ اگر و امائی، مثل هم دین بودن ، هم حزب بودن هموطن بودن، دیگر نمی تواند بهانه ائی برای توجیه استعمار فرهنگی و اقتصادی جامعه فارس را توجیه کند، برازنده ترین کلماتی که می شود در مورد این افراد بکار برد، این است که یا شما افرادی ساده لوح و غیر سیاسی هستید، و یا خائن و یا برده و گلاداتورهائی هستید که خادم و حافظ منافع اقتصادی جامعه فارس می باشید،
جامعه آزربایجان سالیان سال است که در معرض خطر رشد دادن سلول سرطانی بدخیم آسیملاسیون واقع است، که با تزریق هویت فارسی و ترک زدائی و آذری سازی در مدراس مواجه است جامعه آزربایجان را تبدیل به مریضی کرده اند که تمام چرکهای عفونت فارسی سازی و استعمار فرهنگی وجود او را فرا گرفته، که در اسرع وقت باید از وجود او زدوده شود، بر خورد غیر تخصصی در این شرایط بحرانی و حمایت ناقص از حرکت ملی ضد استعمار فرهنگی باعث اصطکاک و کندی التیام آزربایجان خواهد بود،.
امروز آزربایجان جنوبی در اتاق مراقبت های ویژه آسمیلاسیون زدائی سی سی یو بسر می برد، ورود افراد آلوده به این اتاق باعث بروز عواقب ناگواری در بهبودی مریض می شود،
متاسفانه در صد سال اخیر کلیه نویسندگان و شعرای فارسی نویس آزربایجان دانسته و یا ندانسته عملا بعنوان بردگان و گلایاتورهای استعمار فرهنگی جامعه فارسی واقع گردیده اند، و از بانیان رشد و گسترش زبانفارسی و از عاملین موثر در خشکاندن زبان ترکی بشمار می آیند، و تا به امروز متاسفانه هیچ کدامشان هم حاظر نشده اند اقرار کنند که ایدئولوژی چپ و یا دین و یا ایران پرستی چشم آنها را از دیدن واقعیت دور کرده.

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: