زبان فارسی ویرانگر وحدت جامعه کثیرالمله - پاسخ به جلال ایجادی

زبان یا زبانهای رابط ، اداری، لازم است « با انتخاب آزاد افراد جامعه » برگزیده شوند. تاریخ چنین و چنان بود، فلان و بهمان نویسنده چنین و چنان آثاری آفریده ، نمی توانند راه حل به حساب آیند. لطفاً بیش از این « خرد علمی را تحقیر نکنید». راه حل« انتخاب آزاد و ایجاد برابری ست. در هرچیز و همه چیز». مرحمت بفرمایید « انتخاب آزاد و برابری را پیاده کنید»...

جلال ایجادی در مقاله خود -فارسی، نه زبان تحمیلی بلکه زبان وحدت ملی - اصطلاح: « زبان ملی فارسی» را به کاربرده اند.
- و منظورشان آن است که «زبان فارسی زبان ملی ست». و دلیل این گزاره را چنین عنوان کرده اند:
« اعتلای کنونی زبان فارسی محصول تلاش تاریخی فرهنگی همه مردم ایران است».
-سئوال این است که آیا این «تلاش»، در شرایط « برابر و انتخاب و اختیار آزاد» انجام گرفته یا در وضعیت عکس آن؟ یعنی در شرایط « اجبار و عدم انتخاب آزادانه و نابرابر» صورت گرفته است؟

درست است که بعد از مشروطیت تا کنون « عرب و ترک و کرد و بلوچ و ترکمن و دیگران» به « فارسی( دری) آثاری تولید کرده اند». اما در چه اوضاعی؟ تشخیص علمی نشان میدهد « وضعیت، یک وضعیت نابرابر و اجباری» بوده است. برهان مسئله نیز« حاکمیت استبداد و  دولتی بودن  تک زبانی و تک فرهنگی» ست. به همین دلیل نیز « فارسی نویسی به اجبار انجام گرفته و در وضعیتی که زبانهای دیگر موقعیت برابری نداشتند».  از رضاخان تا کنون، آثار تولید شده یا به قول نویسنده مقاله « تلاش» نویسندگان، « مجبوری» بوده است. این «اجبار» از سوی « دولت ها، با حمایت روشنفکران قوم فارس» اعمال شده است. عملی ست بسیار  روشن. « تلاشی» که « آزاد و اختیاری» نباشد، و « برابری قانونی زبانها و فرهنگها اجرا» نشده باشد، در واقع تلاشی به  زور ، غیر اختیاری و  در شرایط  استبدادی ست. اینجا عامل این مجبوریت « حکومت و روشنفکران قوم فارس» است. قسمت سوم و جدید « تلاش تاریخی» مورد اشاره ی نویسنده ، در کل مهر « تلاش اجباری» دارد.

اما قسمت اول  و دوم  « تلاش تاریخی» نوشتن چی؟ بخش اول  از عیلام تا آغاز حکومت 9 قرنی ترکان در ایران را شامل است. حکومتهای ترک در طول این نه قرن (حدوداً ) از « ابزار حاضر و آماده ای به نام زبان دیوانی پارسی» جهت فرمانروایی خود استفاده کردند.  به خاطر راحت طلبی . و نخواستند به خود زحمت داده زبان دیوانی را « تغییر» دهند. فکر نمی کردند زمانی میرسد که این « دیوان سالاران دری زبان حریص به قدرت» توسط رضاخانی و به کمک انگلیس زبان حکومتهای نه صد ساله را « به اجبار تک زبانه و دری یا فارسی» میکند! 

در طول این دوره تا رضا خان کسی با زبان کسی کاری نداشت. زبان دیوانی فارسی به عنوان « ابزار حکمرانی» استعمال میشد. حکومت ها در این که به « نوشتن و تحصیل به زبانهای مختلف توجه نکردند» البته که « سخت مقصر اند».
ولی مشکل حکومت ها « تحصیل و زبانها» نبود بل اجرای « فرمانروایی» بود. و قرنها نیز آنرا انجام دادند. « فراموشی زبانها» در این دوره، استعمال « ابزار دیوانی زبان دری» ، عملاً ایجاد  تبعیض به خود، و به زبانهای دیگر بود.
تنها فرقی که با دوره رضاخان دارد این است که « اعمال این تبعیض غیر عمدی بود». برعکس دوره ی حاضر که « عمدی و برنامه ریزی شده» توسط  « حکومت پهلوی و روشنفکران قوم فارس حریص به  قدرت» پیاده شد.  
«نویسندگان و دیوان سالاران» این دوره ی نه قرنی، با وجود « تبعیض غیر عمدی، با وجود دیوانی بودن  اجباری زبان دری» ، تحت « اجبار غیر عمدی  شرایط  دوره» آنها هم « مجبور شدند» به فارسی چیز بنویسند. این اجبار و عدم انتخاب آزادانه ی « میل و علاقه و احساس و تلاش کتبی » موجب تولید آثار فارسی» شده است. « میل و علاقه و انتخاب آزادانه زبان نگارش» محکومِ شرایطِ دوره بود.  یعنی در دوره ی مورد اشاره نیز « اجبارِ شرایط ، حاکم بود و دری نویسی با میل  و اختیار آزاد، در شرایط برابر ی زبانی» صورت نگرفته است.
فرهنگ فارسی در طول هزاره ی اخیز به درستی فرهنگ تحمیل و« اجبار آگاهانه و غیرآگاهانه» بوده است. 

 از دوره عیلام تا ماد آنچه به جامعه آذربایجان مربوط است این است که « قبل از آمدن پارسی زبانها -اویل هزاره اول ق.م. به همسایگی عیلام- در جامعه  آذربایجان اقوام اتصالی  زبان ( آسیانی) لولوبی-قوتی و مانند آنها زندگی میکردند و زبان باستان آذربایجان « زبان لولوبی-قوتی» بود. و آنها حکومت میکردند. بعد این اقوام دولت ماننا را تشکیل دادند. از داخل جامعه ماننا جامعه ماد به وجود آمد. این جوامع (لولوبی-قوتی، ماننا، ماد) جوامع مردم اتصالی زبان بودند، اگر چه برخی طایفه های تازه رسیده  غیر اتصالی زبان  نیز مورد مهربانی قرار گرفته و همزیستی داشتند. 

صد سال است « آریاگرایی» روایت آریایی خود را از دولت رضاخان تا ایرانیکای روشنفکران قوم فارسی زبان، تبلیغ و تفسیر کرده است. و ذهن باسوادان جامعه را با این روایت یک جانبه و رسمی و دولتی و متعصبانه و تبعیض آمیز انباشته اند. در همه زمینه های علوم انسانی. خمینی علوم انسانی اسلامی ساخت و روشنفکران فارسی زبان علوم انسانی آریایی! باطل بودن اینها از اینجاست که « علم پیوند اسلامی، آریایی، ایرانی و غیره» ندارد.
خرد علمی نشان میدهد  در کنار این « روایت رسمی صد ساله ی نژادگرایانه» به روایت « غیر رسمی» هم توجه شود. روایت غیر رسمی ، روایت رسمی را باطل و خطای فاحش اعلام کرده است.
نتیجه روایت رسمی  و اجرای آن موجب « تلاشی جامعه کثیراللمه» کشور شده است. در جامعه ی انباشته از « فقر و استبداد و تبعیض و نابرابری و بی عدالتی» در واقع عملاً، بر خلاف آرزوها، فنومنهای « وحدت»، « ملی:عمومی» وجود ندارد و در چنین شرایطی نیز نمی تواند پدید آید. 

زبان فارسی، در اصل دری، « زبان ملی قوم فارس» است. لطفاً آنرا زبان ملی دیگران نکنید. زبان فارسی «زبان اجباری رابط و  اداری » در جامعه است.  لطفاً آنرا «زبان اداری و رابط انتخابی» جانزنید. بیش از این جامعه را متلاشی نکنید.
راه حل : زبان یا زبانهای رابط ، اداری، لازم است « با انتخاب آزاد افراد جامعه » برگزیده شوند. تاریخ چنین و چنان بود، فلان و بهمان نویسنده چنین و چنان آثاری آفریده ، نمی توانند راه حل به حساب آیند. لطفاً بیش از این « خرد علمی را تحقیر نکنید». راه حل« انتخاب آزاد و ایجاد برابری ست. در هرچیز و همه چیز». مرحمت بفرمایید « انتخاب آزاد و برابری را پیاده کنید».  اگر واقعاً میخواهید « وحدت عمومی، فرهنگ مشترک عمومی، جامعه دموکراتیک عمومی» داشته باشیم. شعار ندید راه حل مورد اشاره را تحقق بخشید. ولی نخست در « فرهنگ شخصی خود» تا شاید بتوان آنرا در جامعه نیز پیاده کرد. راه حل مورد اشاره در کل درون یک مقوله جمعبندی میشود« برابری». همه جانبه و در هر چیز.

جلال ایجادی گرامی خودشان اهل فرهنگ اند، نیازی نیست  بیش از این به موضوع پرداخته شود. ولی نوشته یشان با داشتن برخی نکات مثبت، در کل در حل مشکل  به « خطا» ست. و با این کار نیز  ویرانی همبستگی را تسریع میکنند.
تاریخ و جغرافیا و ادبیات را به اهل اش بسپارید. مسئله سیاسی راه حل سیاسی دارد. « برابری» را تحقق بخشید.

 

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نویسنده نوشته است: ( ..... زبان فارسی، در اصل دری زبان ملی قوم فارس است! ..... ) کاملا درست است! زبان فارسی نه تنها زبان ملی قوم منحوس فارس است بلکه صدها سال است که حکومت های قوم فارس و پادشاهان قوم فارس زبان فارسی را به دیگران تحمیل کرده اند! مانند پادشاهان فارس غزنوی و پادشاهان فارس سلجوقی و پادشاهان فارس خوارزمشاهی که همگی از نوادگان کورش بودند و کورش هم که پادشاه قوم فارس بود! و پادشاهان فارس ایلخانی که از نوادگان داریوش بودند و داریوش هم که پادشاه قوم فارس بود! و پادشاهان فارس آق قویونلو و پادشاهان فارس قراقویونلو که همه می دانند آق قویونلوها و قره قویونلوها از نوادگان خشایارشاه بودند و خشایارشاه هم که پادشاه قوم فارس بود! و پادشاهان فارس صفوی و پادشاهان فارس افشاری و پادشاهان فارس قاجاری! آره داداش، زبان فارسی، در اصل دری زبان ملی قوم فارس است!!!
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خیلی خیلی ببخشید،
این مادر بزرگ من... [ چیه بابا؟ دارم مینویسم... میگوید: کچل بالا*bala! مادر بزرگ نه، خان ننه، خان ننه بنویس... باشه نوشتم... آخه چرا باز " کچل بالا" میگی، پس این مو های پر پشت درویشی صاحب مرده هیچ اند، ننه جون؟...ناراحت نشو بالا، من عادت کرده ام. تو یادت نمیاد، داشتیم گل رس لگد میکردیم. پدرت میخواست برای ارباب تنور درست کند.همانجا سر خرمن گل، یکهو، کله معلق از شکم مادر افتادی روی گلها! پدرت از دور داد کشید چیه بچه اومد؟ گفتم بلی، هم کچل اومد، هم " ساچلی"( زلف دار)! پدرت بلند گفت: خدای من ، یه پسر یه دختر؟ گفتم: نه، دو پسر . یکی کچل، یکی " ساچلی"!...- مادرم در کنار تلویزیون نشسته، سرش را انداخته پایین ، دارد روی پارچه سفیدی با نخ ابریشم گلدوزی میکند، در حالیکه لبخندی برلبانش سبز شده میگوید...بالا! ننه ام از هرچیز یه داستان اصلی-کرم میسازد...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار شاید به درستی میفرمایند که " تحقق سرنوشت تعیین شده از سوی دیگران، بدون « شرکت اکثریت مردم جامعه در پیاده کردن آن» ممکن نیست.", با توجه به اینکه کلمات در زمان ها و مکان های مختلف و از زاویه های مختلف و از نظر ناظران مختلف ممکن است معانی متفاوت داشته باشند. سرنوشت نهایی جز در قیامت معین نمی شود و آنچه در زمان های مختلف اتفاق می افتد جزئی از "سرنوشت" است.

برای "دیگران" سرنوشت مردم دیگر, اهمیتی ندارد و آنها تنها در پی منافع خود میباشند. برای امپریالیسم غرب, وضع زندگی (سرنوشت کنونی) مردم عراق و لیبی هیچ گونه اهمیتی ندارد. آنها پی نفت بودند و به آن رسیدند. حرف شما درست است که اگر مردم عراق و لیبی آگاه تر از آن بودند, به چنین "سرنوشتی" دچار نمی شدند و این نکته ایست که اگر ما خوش شانس باشیم باید آموخته باشیم. آیا ما این را آموخته ایم؟ نمیدانم.

این هم وضع کنونی عراق:

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"......پس از گشتي كسالت بار
بدان سان باز مي‌پرسد سر اندر غرفه‌ي با پرده هاي تار:
...........
و مي‌بيند همان شمع و همان نجواست ". چاوشی.م.ا.ث.

مشکل حیاتی ما بی آبی و چهار برابر شدن جمعیت و بقیه مصیبت هایی ست که احتیاج به تکرار آنها نیست و بیشتر آنها نتیجه ندانم کاری های روضه خوان هاست و تا آنجا که چشم کار میکند تنها راه نجات احتمالی ما اتحاد و بر انداختن این رژیم است.

و پس از صرف ده من قهوه و قلیان, سرکار و یا جناب تبریزی باز همان شعار هایی را میدهند که سالهاست این افراد داده اند و با عرض معذرت آدم نمیداند که اینها دوست نادانند و یا دشمن دانا؟ و اگر پروفسور "...کارشناسی محیط زیست! و اکولوژی! در دانشگاه کنام پاریس،..." چنین سوراخ دعا را گم کند که با وجود علم به اینکه "... سخن هیجانی و تنگ نظرانه و تفرقه افکن زیان آور است" و "..... آینده ای که جمهوری سکولار و لائیک و
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این دوست « ستاره دار» عزیز ماهم،
هنوز که هنوز است، با این ستاره ی درخشان اش، بر خلاف مواضع چپ ، که ادعای داشتن ستاره ی آنرا دارد، نمی تواند تفاوتی بیابد بین مقوله « وحدت»، و اصطلاح « مشکلات».
ما از « اصلی» صحبت میکنیم ، ایشان، « کرم» را تحویل میگیرند. ( امید وارم بدانند اصلی و کرم یعنی چه. کسی که ادعای تبریزی بودن دارد، لابد میداند)

در مقاله و کامنتها بحث بر سر « همبستگی یا وحدت» است، نه در مورد « مشکلات» و «همه مشکلات».
«سیاست یکسان سازی توسط زبان و فرهنگ فارسی به دست نظام گذشته و کنونی، و حمایت امثال ایشان از این امر» ، عاملی ست که « وحدت» جامعه کثیرالمله را متلاشی کرده و میکند.
نه اینکه این «یک سیاست» ، عامل و برابر سیاست های مختلف« همه ی مشکلات» جامعه است. سیاست مذکور عامل اصلی تلاشی فنومن« وحدت» است.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در مورد سخن پیروز عزیز،
موافقم که «میکوشند» « سرنوشت» ما را در « واشینگتن و مسکو و پکن» تعیین کنند. و چه بسا موفق هم بشوند.
اما اینجا نکاتی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد:
1- این سرنوشت هنوز پیاده شده نیست. یعنی قطعیت نیافته.
2-تحقق سرنوشت تعیین شده از سوی دیگران، بدون « شرکت اکثریت مردم جامعه در پیاده کردن آن» ممکن نیست.
3- پس « فرجه» وجود دارد که « تلاش کنی، در تحقق سرنوشت خود به دست خویش».
4- هنوز چیزی یا نیروهایی « نتوانسته اند سر نوشت ما را تعیین کنند». یعنی:
5- جز تلاش چاره ای نیست. هر چند که شکست بخوریم.
6- شکست بعد از تلاش، شکست نیست، تجربه ایست برای تلاشی دیگر.
7- درو میشویم تا نیرومندتر بروییم.
(اگر بتواننددرومان کنند.)
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ای فاشیست ها ! ای شوونیست ها ! ای نژادپرست ها ! ای راسیست ها ! چرا اشکال تراشی می کنید؟ چرا نق می زنید؟ نویسنده کاملا درست می گوید! زبان فارسی ویرانگر وحدت جامعه کثیرالمله است! و نه تنها زبان فارسی ویرانگر وحدت جامعه کثیرالمله است ریشه همه بدبختی ها هم زبان فارسی است! دلیل بیکاری زبان فارسی است، دلیل گرانی زبان فارسی است، دلیل تورم زبان فارسی است، دلیل کمبود خانه زبان فارسی است، دلیل رشوه خواری زبان فارسی است، دلیل کمبود کالا زبان فارسی است، دلیل بیماری زبان فارسی است، دلیل آلودگی هوا زبان فارسی است، دلیل زمین لرزه زبان فارسی است، دلیل سیل زبان فارسی است، دلیل خشک شدن دریاچه اورمیه زبان فارسی است، دلیل ترافیک زبان فارسی است و دلیل همه بدبختی ها تنها یک چیز است و آن هم زبان فارسی است! و با ریشه کن شدن زبان فارسی همه این بدبختی ها هم از میان خواهند رفت! والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته!!!
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در امتداد سخن دوستان عزیز
که زحمت بیان نظر نموده اند:
1- دوستی نوشته «تجزیه طلب سنگر گرفته پشت زبان مادری ».
-خوب عزیز جان، « برابری زبانها و فرهنگها و انتخاب آزاد» را بپذیر، قانونی کن، او هم تجزیه طلبی نکند.
وقتی شما و امثال شما قبول نمیکنید، « شعار فقط و فقط زبان فارسی» داده و پیاده میکنید، اوهم « حق قانونی دارد» به «خاطر ضایع شدن حقوق اش جدایی را برگزیند».
از بام مرغ من یک پا دارد، لطف بفرما بیا پایین. میافتی میمیری!

2- دوست دیگر نوشته«چهل سال از جمهوری اسلامی ویرانگر گذشته باز کسی که خودش را هم روشنفکر میداند زبان فارسی را ویرانگر مینامد! »

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تصحیح,
با عرض معذرت از تارا, من کامنت ایشان را در صفحه شما دیدم و پس از انتشار کامنت خود متوجه شدم که کامنت ایشان قبل از کامنت من در اینجا منعکس شده است, ولی اصل مطلب فرقی نمیکند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
" ........ملت وجامعه آزربایجان جواب هایش را و راه خودش راخیلی وقته پیدا کرده ،وای بحال روشنفکری که از ملت اش عقب افتاده باشد!", از کامنت تارا در صفحه شما که آنقدر همت ندارد که ثبت نام کرده و نظر خود را مستقیما در پای مقاله منتشر کند.

اگر این کار ممکن بود ۷۲ سال پیش جماهیر شوروی این کار را کرده بود ولی به علت زد و بست اربابان دنیا, بجایی نرسید. سرنوشت ما نه به دست خود ما بلکه به دست اربابانی ست که دنیا را تکه پاره کرده و بین خود تقسیم میکنند. سرنوشت دنیا و در مورد ما در خاورمیانه در مسکو و واشنگتن بین ترامپ و پوتین و شی جین پینگ حل میشود همانطور که ۷۲ سال پیش حل شد, بقیه هم تئاتر و صحنه سازی برای تحمیق ماست. در این عرصه قدرت, حتی اتحادیه اروپا و ژاپن و هند هم به بازی گرفته نمی شوند. برای کی پز میدهیم؟ آنها که بجای دواندن مردم به سوی سراب موهوم, حقیقت را بیان نمیکنند یا جاهلند و یا مغرض

عنوان مقاله: 
زبان فارسی ویرانگر جامعه کثیرامله-پاسخ به جلال ایجادی
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ائلیار عزیز ، عجیب است که هنوز شما نتوانستته اید جواب سوالهایتان را بگیرید ! در حالیکه جواب مورد نظرشما را تمامی قوم فارس با تمام قدرت وبا صدای بلند ،در تمام رسانه های خارج وداخل ،باتمام اپوزیسیون وپوزیسیون اش، توسط روشنفکران وفیلمسازان و...اززبان شفیعی کدکنی هاکه شاهنامه دربغل به زبان وفرهنگ ما ...،تا وزیر اصلاح طلب اش که خط قرمز فارسی(که خط اش عربی وقرمز اش تورکی است!) را رسم میکند ، از ایجادی استاد جامعه شناسی دانشگآه پاریس وو و. ..فریاد میزنند که به حقوق برابر، به فرهنگ برابر ،به وحدت عمومی،به جامعه دموکراتیک عمومی،به انتخاب آزاد و...اعتقاد ندارند، و شما این فریادها رانمی شنوید و داریداین سوال ها را از چند کاربر مجهول الهویه این سایت میپرسید؟!! ائلیارعزیز آزربایجان این فریاد را خیلی وقته که شنیده و جواب سوال شما را مدتهاست که گرفته ،ومتاسفانه شما بعنوان یکی ازروشنفکران ونخبگان این

عنوان مقاله: 
زبان کنگره
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
راستی اگر زبان پارسی ویرانگر است چرا در کنگره تجزیه طلبان. در شهر کولونیای المان همه سخنرانیها به زبان پارسی بود؟
آیا هر سخنران نمی‌توانست به آنا دیلی خود سخن بگوید و مترجمان ترک وعرب کرد به آنا دیلی های دیگر ترجمه میکردند؟
به نظر میرسد زبان بیگناه است و هدف نه زبان بلکه تخریب است.

عنوان مقاله: 
فارسی، نه زبان تحمیلی بلکه زبان وحدت ملی , جلال ایجادی
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" جامعه شناسانی که تابوت مرگ جامعه شناسی‌ را با خود به یدک میکشند "" در حالیکه در غرب ایران شهر فارسی‌، کشور عراق، تظاهرات گسترده بر علیه ایران شهر فارسی‌، در جریان است، رهبر چین، بدون هیچ اطنا ئی به ایران شهر فارسی‌، دیروز وارد امارات متحده عربی‌ شد، در عراق، "" واقعیت تلخ به حاشیه راندن عرب‌های ایرانی "" صدر را به سوی عربستان سوق داد، در ایران نیز، بزودی "" خط قرمز‌های همه ملل غیر فارس ، تحمیل زبان فارسی‌ با فقط ۲۷۰ فعل ساده، به جای زبان‌های ملل غیر فارس "" خواهد بود، پیشتر گفتم که "" با این زبان ناقص فارسی‌،تولید گفتمانی که توان فهم واقعیت را فراهم کند امکان ناپذیر است ""، ذهنیتی که با این زبان فارسی‌ پرورش یافته، جامعه شناسی‌ را به ضد- جامعه تبدیل می‌کند، نمونه آن همین جامعه شناس ما، "" آیا یادتان است وقتیکه گفتم ساختار‌های علم در جامعه فارسی‌، به جای تولید علم، جهل تولید میکنند؟ "" .

عنوان مقاله: 
زبان فارسی ویرانگر وحدت جامعه کثیرالمله - پاسخ به جلال ایجادی
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بعد از چهل سال که از جمهوری اسلامی ویرانگر گذشته باز کسی که خودش را هم روشنفکر میداند زبان فارسی را ویرانگر مینامد! یعنی بهتر ازین هم میشود به جمهوری اسلامی خدمت کرد و ذهنها را از ظلم این رژیم بطرف نژادپرستی و قوم پرستی برد؟ از مریدان ملاحسنی و قاضی پور آدمکش بیشتر ازین هم انتظار نیست!

عنوان مقاله: 
زبان فارسی ویرانگر وحدت جامعه کثیرالمله - پاسخ به جلال ایجادی
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به تکرار میخوانیم که،<
« اعتلای کنونی زبان فارسی محصول تلاش تاریخی فرهنگی همه مردم ایران است»
این منطق عجیبیست ، بسیاری از روشنفکران ملت حاکم فارس معتقد هستندکه .، چون پدران شما آذربایجانیها و کلا مردم غیر فارس ایران در طول تاریخ تلاش کرده اند که زبان فارسی را اعتلا دهند، پس حالا ما فارس ها که تمام قدرت سیاسی و دولتی را در اختیار داریم، وظیفه خود میدانیم، که زبان مادری شما را نابود کنیم!!
دیگر اینکه، پدران ما آذربایجانی ها، زبان فارسی را به دلیل برتری زبان فارسی نبود که به عنوان زبان نوشتاری برگزیدند، -که این زبان به نوشته دکتر باطنی و بسیاری دیگر از استادان زبان شناسی، زبانی نازاست، بلکه به ین دلیل بود که این زبان میتوانست، هویتی غیرتورکی و غیرعربی به امپراطوری آنها بدهد، تا بتوانند موجودیت خودش را در مقابل امپراطوری ها و خلافت های عربی و عثمانی تثبیت

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بخش ۱۳۷ - حکایت ماجرای نحوی و کشتیبان
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر اول

آن یکی نحوی به کشتی در نشست
رو به کشتیبان نهاد آن خودپرست

گفت هیچ از نحو خواندی گفت لا
گفت نیم عمر تو شد در فنا

دل‌شکسته گشت کشتیبان ز تاب
لیک آن دم کرد خامش از جواب

باد کشتی را به گردابی فکند
گفت کشتیبان بدان نحوی بلند

هیچ دانی آشنا کردن بگو
گفت نی ای خوش‌جواب خوب‌رو

گفت کل عمرت ای نحوی فناست
زانک کشتی غرق این گردابهاست

محو می‌باید نه نحو اینجا بدان
گر تو محوی بی‌خطر در آب ران
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نکاتی در مورد « دیوانی شدن زبان فارسی دری»:
پژوهش های مستقل برخی از اهل فن در مورد « اداری شدن زبان دری» نشانداده:

1-«زبان فارسی دری» لهجه ای در دربار ساسانیان در تیسفون بود که تنها کاربرد شفاهی داشت.

2- تحول زبان فارسی دری در شمال شرقی ایران، در واقع، نخست در یک قرنطینه ی جعفرافیائی -سیاسی، جدا از حاکمان عرب و ایرانی پهلوی زبان، در جنوب رخ داد.

3-بعد هم سامانیان، فارسی دری را که زبان خودشان بود، نوشتاری و اداری کردند، آنهم با گرفتن خط عربی و وارد کردن مقدار زیادی واژگان عربی، زیرا زبانشان تا پیش از آن پیشنیه ی حکومتی نداشت.
آنها زبان نوشتاری سغدی را کنار زدند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بحران آب در ایران

"خروس بی محل
لغت‌نامه دهخدا
خروس بی محل . ..... خروسی که نه بوقت خواند.(یادداشت بخط مؤلف ). || آنکه کاری را در غیر موقع انجام دادن خواهد. (یادداشت بخط مؤلف ).".

"عیسی کلانتری، که در دههٔ ۱۳۷۰ وزیر کشاورزی جمهوری اسلامی ایران بوده‌است.......... اظهار داشته اگر تا چندسال آینده این معضل رفع نشود هفتاد درصد جمعیت کشور مجبور به ترک ایران می‌شوند.".

"حسن عباسی رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز در جمهوری اسلامی ایران علت اصلی خشک شدن سدهای ایران را بالا رفتن معصیت و گناه بیان می‌دارد و اجرای برنامه‌های احیا یا بهبود محیط زیست را بی‌ثمر می‌داند.[۴۴][منبع بهتری نیاز است]
احمد جنتی امام جمعه موقت تهران در خطبه نماز جمعه در سال 1378 با استناد به آیات قرآن گناه را دلیل کم شدن بارش باران دانست. از جمله به آیه 96 سوره اعراف استناد نمود که می گوید :و
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان عزیز و کریم،
لطفاً در « سنگلاخ» گیر نکنید:
از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده است، فریاد مکن
حالی « نظرت را بگو» عمر برباد مکن:

سئوال « عیان» است
حاجت به « بیان» است:
آیا برابری زبانها و فرهنگ ها را قبول دارید، یا معتقد به « نابرابری» آنها هستید،؟
آیا « برابری قانونی در همه چیز و هر چیز» را می پذیرید یا نه؟
آیا «انتخاب آزاد » در زندگی اجتماعی را قبول دارید یا نه؟
آیا واقعاً میخواهید « وحدت عمومی، فرهنگ مشترک عمومی، جامعه دموکراتیک عمومی» داشته باشیم یانه؟
راه حل شما چیست؟

---
دوستی که « انتخاب طلوع و غروب خورسید را مطرح کرده»، بهتر است کتاب
« قرار داد اجتماعی از ژان ژاک رسو» را مطالعه فرمایند و فرق « قرار دادهای اجتماعی» با « قوانین فیزیکی» را تحقیق کنند.


عنوان مقاله: 
خشونت انقلابی برای زبان مادری
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اییلار اگر شما خواهان آموزش به زبان مادری هستید چه نیازی بود دست به اسلحه ببرید و انقلابی شوید؟
من مطمن هستم که آموزش به زبان مادری در زمان شاه فقید بمراتب قابل پذیرش بود تا حمله به سیاهگل واعدام انقلابی آن سرمایه دار شریف آقای فاتح یزدی. از قضا آن کسیکه او را اعدام انقلابی کرد از فرزندان یکی از رهبران فرقه دمکرات بود.
زبان مادری متاسفانه بهانه بود تا قدرتهای
خارجی بتوانند به تسلط خود بر مناطق کوچک ادامه دهند .جریان فرقه دمکرات نیز روی زبان مادری پافشاری نکرد بلکه روی ایجاد حکومت کارگری و پیوستن به اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی .واقعیت این است که جریان چپ در آیران نه جریانی بومی ویا ملی بلکه جریانی وارداتی برای حفظ منافع بیگانه میباشد.قتل شادروان پیشه وری به دستور استالین نشان داد جریان فرقه فقط ابزار بوده است.



عنوان مقاله: 
آنا دیلیمیز بهانه میز زبان مادری بهانه ما
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
قرار نیست همه سخنانشان را مورد علاقه وبر اساس خواست عده ای تجزیه طلب سنگر گرفته پشت زبان مادری تنظیم کنند. شما که پیشنهاد میدهید که زبان و ادبیات را به اهلش بسپارید چرا خود در هر زمینه ای نظر میدهید آیا زبان شناس تاریخ شناس کاراگاه نقاش شاعر پژوهشگر و ... هستید.اگر این سایت ایران گلوبال نباشد باید نوشته های خود را جایی بگذارید که امثال خودتان به به کنند. کارتان فقط وقت گرفتن است .

عنوان مقاله: 
زبان فارسی ائلیار...
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خانم عزیز نوشته اید این حق تک تک افراد جامعه است که زبان اداری و ملی را تعیین کنند. منهم با همان منطق جهاندیده شما می گویم حق تکاتک مردم جهان است که تعین کنند آفتاب از کدام طرف، چه ساعتی و برای چه مدت بتابد. منهم با همان منطق شیرین شما می گویم این حق تک تک مردم جهان است که تعین کنند میخواهند مردن در سرنوشت آنه اباشد، پیر بشوند یا نه. غلط کرده مرگ از شرق تابیده، غلط کرده پیری به سراغ آدمها آمده. این مسائل باید با نظر تک تک هفتاد میلیارد آدم تصمیم گیری شود. کسی هم که گفته ماما دو تا بشه سر بچه کج در میآد بیجا گفته. ماما باید هفت میلیون باشد، هفتاد میلیون باشه و بچه اگر تکه تکه شد، چه مانعی ندارد.

عنوان مقاله: 
فارسی، نه زبان تحمیلی بلکه زبان وحدت ملی
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شاهان صفوی از ترس عثمانی ها اصفهان را پایتخت کردند و آخر شاه سلطان حسین صفوی تاج خودرا تقدیم محمود افغان کرد. جدا کردن هرات از ایران. عهد نامه های گلستان و ترکمانچای حرمسرا های قاجاریان و ... نشان دفاع از مرز و بوم دارد. آیا تجزیه طلبی از آریوبرزن سردار ایرانی که شجاعانه جلوی اسکندر ایستاد میگوید . اگر فردوسی و دیگر بزرگان ایران را به نحوی میشد به ترکان ربط داد (مانند بابک خرمدین و نظامی گنجوی و مولانا و ستارخان) میدیدیم که چطور برای اثبات جعلیات خود دلیل میآوردند.با تشکر از آقای جلال ایجادی و اقبال اقبالی

عنوان مقاله: 
زبان فارسی ویرانگر وحدت جامعه کثیرالمله - پاسخ به جلال ایجادی
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان... همچنان که ما زبان چینی نداریم, همچنان که ما زبان ایرلندی نداریم, همچنان که ما زبان کانادائی نداریم, همچنان که ما زبان نیوزلندی نداریم, همچنان که ما زبان امریکائی نداریم , همچنان که ما زبان و ووووووو... نداریم , به همان اندازه ما زبان (( فارسی )) نداریم. زبانی که یک قشر (( اقلیّتی )) در ممالک محروسه ایران با آن تکلم می کنند زبان (( دری )) است.