قتل عام "سیواس" از زبان عزیز نسین

عزیز نسین، به عنوان شاهد عینی، که خود یکی از هدف های اصلی قتل عام سیواس بود، می نویسد: شعارهایی که می دادند، "نشان می داد که هدف تنها من نیستم". در واقع، در شخصیت عزیز نسین، اصل جمهوریت و لائیسیسم مورد هدف بود. شعارهای "جمهوریت در اینجا تاسیس و در اینجا سرنگون خواهد شد". "زنده باد شریعت"، "تخریب مجسمه آتاترک" و غارت "موزه جمهوریت" نشان می داد که در واقع ارتجاع مذهبی و جدایی خواهی قومی، بعنوان ابزاری که از یک مرکز هدایت می شدند، یک هدف اساسی دارند. سرنگونی اصل جمهوریت.

قتل عام "سیواس" از زبان عزیز نسین
علی قره جه لو
6 جولای 2018
در تاریخ 2 جولای 1993 متعصبین مذهبی، تحت هدایت و سازماندهی گلادیو، روشنفکران ترک را در هتل "مادیماک" شهر سیواس زنده زنده سوزاندند. 3 روز بعد، در 5 جولای 1993 در دهکده "باش باغلار" (بخش کمالیه ی ارسینجان) سازمان نارکو - ترور "پکک" PKK مرتکب جنایت هولناکی دیگری شد. 28 روستایی مرد را در مسجد دهکده، تیرباران کرد. 5 نفر دیگر از روستائیان از جمله یک کودک 13 ساله را خانه ای بدام انداخته و زنده زنده سوزاند.
قتل عام های فوق، در ادامه قتل های سیاسی بود که از سال 1990 آغاز و تا 1996 ادامه یافت. اکثریت آنها بدست "فاعلین مجهول" انجام گرفت. از جمله، قتل پروفسور"معمر آکسوی" Muammer Aksoy (31 ژانویه 1990) رئیس انجمن حقوقدانان ترکیه، رئیس سابق کانون وکلای آنکارا، و از بنیانگذاران "انجمن اندیشه آتاترک" (Atatürk Düsünce Merkezi) و، پروفسور "بحریه اوچ اوک" Behriye Üc ok (6 اکتبر 1990) نویسنده، محقق، و استاد دانشکده الهیات دانشگاه آنکارا، که یک پیرو شناخته شده اندیشه های آتاترک بود.
قتل های سیاسی در سال 1993 قبل از قتل عام های سیواس و باش باغلار، با شدت تمام ادامه یافت. در 24 ژانویه 1993 "اوغور مومجو" Uğur Mumcu نویسنده، محقق و روزنامه نگار معروف ترک بر اثر بمبی که در اتومبیل اش کار گذاشته بودند به قتل رسید. در 17 فوریه 1993 ژنرال "اشرف بیتلیس" Eşref Bitlis فرمانده کل ژاندارمری ترکیه، بر اثر خرابکاری در هلی کوپتر اش به قتل رسید.
قتل های سیاسی، و قتل عام های سیواس و باش باغلار را چگونه باید خواند؟ این جنایات با چه هدفی انجام می شد؟ قربانیان این جنایات به چه جرمی و با کدام هدف سیاسی به قتل می رسیدند؟ آیا انتخاب قربانیان، خود به خود هدف جنایتکاران را روش نمی کند؟ ما، به دو مورد، در خصوص هدف سیاسی جنایات اشاره می کنیم، و توضیح بقیه را به شاهدین عینی و کسانی که روند جنایات را زندگی کرده اند، واگذار می کنیم.
اوغور مومجو، نویسنده و روزنامه نگار سرشناس ترک، تحقیقات زیادی در خصوص روابط پکک با مافیای مواد مخدر کرده بود، و بخشی از آنها را در "روزنامه جمهوریت" بچاپ رسانده بود. اوغور مومجو، طی مقاله ای به محتوای آخرین کتاب در دست انتشار خود نیز اشاره کرده بود. کتاب درباره رابطه پکک با مافیای مواد مخدر، انتقال مواد مخدر از افغانستان، و از طریق ایران و ترکیه، به اروپا (بروکسل) و نظارت سیا در انتقال مواد مخدر بوسیله پکک به اروپا بود. هدف نیز روشن بود، فراهم کردن امکانات تامین مالی پکک، نظیر مورد "کونتراها" در آمریکای مرکزی.
ژنرال اشرف بیتلیس، افسر میهن پرستی بود که روابط پکک با "نیروی چکش" آمریکا، مستقر در ترکیه را افشاء کرد. او در گزارشات متعدد خود به ستاد ارتش تاکید می کرد، که هلی کوپترهای نیروی چکش به پکک اسلحه، تجهیزات، دارو ... در شمال عراق تامین می کنند. هلی کوپتر اشرف بیتلیس دو بار و مستقیما بوسیله هواپیماهای جنگی آمریکایی مورد سوء قصد قرار می گیرد، ولی نجات پیدا می کند، اما، نهایتا براثر خرابکاری در هلی کوپترش کشته می شود. ژنرال بیتلیس به خطر اشغال عراق بوسیله آمریکا و نتایج آن در چارچوب استراتژی منطقه ای آمریکا که نهایتا به تاسیس کردستان بزرگ منجر می شد، تاکید ویژه داشت.
25 سال بعد از قتل عام باش باغلار به دست پکک، رئیس انجمن ده باش باغلار " محمد علی دیک کایا" M.Ali Dikkaya لب به سخن گشود:
"روز 5 جولای 1993 با اینکه باش باغلار در چارچوب OHAL (وضعیت فوق العاده) نبود، هلی کوپترهای آمریکا بر فراز دهکده پرواز می کردند".
" قتل عام سیواس و باش باغلار، از یک مرکز طراحی و سازماندهی شدند، برای دامن زدن به برخورد های سنی - علوی. پکک روی جنازه هایمان 3 اعلامیه گذاشته بود، "انتقام سیواس و درسیم" گرفته شد. سوال ما این است، در تاریخ 5 جولای 1993 هلی کوپترهای متعلق به نیروی چکش آمریکا در آسمان باش باغلار چکار داشتند؟ "
وکیل مدافع قربانیان باش باغلار"جنید تورامان" Cüneyd Toraman نیز تاکید می کند: "جنایات سیواس و باش باغلار، در یک مرکز طرح ریزی شدند. در رابطه با قتل عام نفر 14 نفر دستگیر و به جرم خود اعتراف کردند، ولی از طرف "دادگاه امنیت دولتی ارسینجان" به دلیل کمبود دلیل آزاد شدند"!
عزیز نسین، به عنوان شاهد عینی، که خود یکی از هدف های اصلی قتل عام سیواس بود، می نویسد: شعارهایی که می دادند، "نشان می داد که هدف تنها من نیستم". در واقع، در شخصیت عزیز نسین، اصل جمهوریت و لائیسیسم مورد هدف بود. شعارهای "جمهوریت در اینجا تاسیس و در اینجا سرنگون خواهد شد". "زنده باد شریعت"، "تخریب مجسمه آتاترک" و غارت "موزه جمهوریت" نشان می داد که در واقع ارتجاع مذهبی و جدایی خواهی قومی، بعنوان ابزاری که از یک مرکز هدایت می شدند، یک هدف اساسی دارند. سرنگونی اصل جمهوریت. چنان که دادستان دادگاه عالی جزایی در ادعا نامه علیه متهمین نیز آنرا به شکل: "اقدام به برچیدن لائیسیم و اصل جمهوریت" تثبیت کرد. در واقع توطئه ای برای برچیدن چهار اصل اول قانون اساسی ترکیه در کار بود، تا، زمینه های حقوقی برچیدن جمهوریت فراهم گردد. زیرا سرنگونی جمهوریت و لائیسیسم در ترکیه معنایی جز، فروغلطیدن به سرنوشت افغانستان، عراق، سوریه ندارد. و این هدفی بود که گلادیوی آمریکا در ترکیه در پی تحقق آن بود. (1)
***********
"عزیز نسین در 26 مه 1993 در روزنامه "آیدینلیک"، آغاز به انتشار کتاب "آیات شیطانی" سلمان رشدی که خود ترجمه کرده بود، کرد. انتشار روزانه آیات شیطانی با عکس العمل مرتجعین مذهبی روبرو شد. عزیز نسین مهمان اصلی "جشن های پیر سلطان عبدال" بود. در این گرد همایی که والی سیواس نیز شرکت کرده بود (1 جولای 1993) یک سخنرانی طولانی کرد. وقتی عزیز نسین سخنرانی می کرد، طرفداران شریعت نیز اعلامیه هایی با تیتر، "امروز روز حساب است" پخش می کردند. عزیز نسین "سرمقاله نویس" (Baş Yazar) روزنامه آیدینلیک بود. دو سال بعد از این حادثه از میان ما رفت. طبق وصیت اش مراسمی برایش برگزار نشد، و در باغچه "وقف نسین" بخاک سپرده شد. خاطره برادر بزرگمان عزیز را گرامی می داریم". ( حکمت چیچک، روزنامه آیدینلیک، 2 ژوئن 2018)
قتل عام سیواس از زبان عزیز نسین:
" من عزیز نسین، در سال 1915 متولد شدم، و اصل کار این است، با جامعه ای که در آن زندگی میکنم کمی فرق دارم. باندازه قدم کتاب نوشته ام، و زندگی ام را از راه نوشتن تامین کرده ام. آدم رک گویی هستم، تفکر می کنم، و تفکرم را بیان می کنم. از این روست که بیشتر عمر خود را در زندان ها گذراندم و با مرگ روبرو شدم. ولی حادثه ای وجود دارد که زخم آن التیام پیدا نمی کند، و نمی تواند التیام پیدا کند.
مخبر "آژانس خبری اخلاص" که برای تهیه گزارش پیش ام آمده بوده بود، در اصل برای توضیح آنچه که در میان آن جمعیت در جریان بود و گرفتن پاسخ من آمده بود. مدام می گفت، جامعه دچار تحریک شده است. می توانند تحریک شده باشند، در اینجا مسئله ای وجود نداشت، ولی کسی که تحریک شده کتک نمی زند، آدم نمی کشد. دوست عزیز، حساس بودن به مسئله ای بمعنی کشتن نیست. بعد از این بحث با عجله به هتل برگشتم. در اثنای روز، در بعضی از مناطق شهر التهاب به اوج رسیده بود. حدود ساعت 5 عصر جمعیت دیوانه شده در جلوی هتل بود. رابطه با بیرون تنها با تلفن امکان داشت. به "اردال اینونو" تلفن شد، گفتم، آقای اردال، فکر می کنم صدای شعارها و سنگ هایی که شیشه پنجره ها را می شکند، به شما نیز می رسد. جواب داد، اقدامات لازم انجام خواهد شد. و این سبب شد تا ناامیدی هایمان تسکین پیدا کند".
مرگ بر لائیسیم
"ولی تب و تاب جمعیت آرام نمی شد، شهردار، که ظاهرا برای آرام کردن جمعیت سخنرانی کرد، هرقدر هم که قبول نکند، انگار که می گفت، جنگ مان مارک باد، و به تحریک جمعیت مشغول بود. بعد از آن هرچه اتفاق افتاد نتیجه روان شناسی توده ای بود. شعارهای، "جمهوریت در سیواس تاسیس شد، در سیواس سرنگون خواهد شد"، "مرگ لائیسیسم"، "زنده باد شریعت"، "سیواس مزارعزیز خواهد شد"، نشان می داد که هدف تنها من نیستم". (2)
لحظه ای که ، از هر زمان دیگر به مرگ نزدیک بودم
"ابتدا، شروع به غارت کردند، و با فریادهای بسوزانید، بسوزانید، که با تکبیر همراه بود، ماشین های اطراف را آتش زدند. سرخی آتش به همراه سیاهی دود اطرافمان را گرفته بود. نمی دانم این چندین بار کشته شدنم بود، لحظه ای بود که به مرگ از هر زمان دیگر نزدیک بودم.
همه چیز در عرض 10 – 5 دقیقه آغاز و پایان یافته بود. در اطاقم همراه "لطفی کالالی" در انتظار ناامیدانه ای بودیم. از طبقه پائین جیغ های دلخراشی شروع شد، فریاد می زدند و کمک می خواستند. و سپس صدا خاموش شد. دیگر نوبت من بود. بطور قطع برای مرگ آماده بودم. حتی لطفی کالالی چند بار گفت، برادر، داریم می میریم. گفتم، می میریم، خواهیم مرد، چاره دیگری نیست. برگشتم و به لطفی گفتم، کالالی محترم، مرا روی این تخت بگذار، نمی خواهم به این جمعیت جسد بدی تحویل بدهم. نمی خواهم مثل آدمی که از ترس مرده باشد، بنظر بیایم، نمی خواهم مثل آدمی که در گوشه ای گز کرده باشد بمیرم. بعدا با پیشنهاد کالالی بطرف پنجره دویدیم و کمک خواستیم. در همان اثناء ماشین آتش نشانی که به هتل نزدیک میشد به نجات ما آمد".
حیوانی که باید کشته شود اینجاست
"وقتی از نردبان ماشین آتش نشانی پائین می آمدم، که بعدا فهمیدم "جعفر اؤزکان" نماینده مجلس از "حزب رفاه" است، فریاد زد، "حیوانی که باید کشته شود اینجاست". دیگر، مثل این بود که روی پل صراط هستم. اگر پائین بروم لینچ، و اگر برگردم جهنم در انتظارم بود. ولی از نردبان که پائین می آمدم، از حال رفته بودم ... در آن هنگام یکی از ماموران مچ ام را گرفته و به میان جمعیت پرتاب کرد. به زمین افتادم، با مشت و لگد بجانم افتادند. تا ماشین پلیس مرا روی زمین کشیدند. زخمی شده، ولی نجات پیدا کرده بودم. اما 35 جان، که 33 نفر آنها روشنفکران بودند، 35 انسان که پر کردن جای شان سال های سال نیز امکان نداشت، به قتل رسیدند". (عزیز نسین)
نتیجه چی شد؟
" 8 تن از وکلای مدافع متهمین به قتل، از AKP نماینده مجلس شدند. آکپ تلاش کرد متهمین به قتل را در چارچوب "عفو ترور" قرار داده و آنها را نجات دهد. دو نفر از متهمین یکی به حبس ابد و دیگری به هفت سال و نیم زندان محکوم شدند. دادگاه متهمین که در 21 اکتبر 1993 آغاز شده بود، تا دوم جولای 2012 ادامه یافت، و نهایتا شامل مرور زمان شد"!
کی، چی گفت؟
"رئیس جمهور سلیمان دمیرل: "پلیس را با مردم رو در رو نکنید، تحریک بزرگی درکار است".
نخست وزیر تانسو چیللر: "شهروندانی که در حادثه شرکت کرده بودند، هیچ آسیبی ندیدند"!
معاون نخست وزیر، اردال اینونو: "نگران نباشید، نیروهای امنیتی در راه اند".
رهبر "حزب مام وطن" (ANAP) مسعود ییلماز: "لزومی به بزرگ نمایی نیست، اینقدر ادم می توانستند در یک مسابقه فوتبال هم تلف شوند"!
وزیر کشور، محمد قاضی اوغلو: "هتل را صاحب هتل آتش زد"! ( حکمت چیچک، روزنامه آیدینلیک، 2 ژوئن 2018)
توضیح:
(1) چهار اصل اول قانون اساسی ترکیه:
- ماده اول: دولت ترکیه، یک دولت جمهوری است.
- ماده دوم: روی ویژه گی های اساسی جمهوری ترکیه، از جمله لائیسیسم تاکید دارد.
- ماده سوم: تاکید دارد که دولت ترکیه، با سرزمین و ملت اش یک کل تجزیه ناپذیر است. زبان رسمی اش ترکی، پرچم اش.. ، سرود ملی اش سرود استقلال ... است.
- ماده چهارم: روی تغییر ناپذیری سه اصل فوق تاکید دارد.
(2) شهردار وقت سیواس، "تمل کارا ملا اوغلو"، از "حزب رفاه" (RP) بود، و امروز رهبر "حزب سعادت" (SP) است، که دنباله حزب رفاه است. قبل از انتخابات اخیر ترکیه، خبرنگاری نظر او را در رابطه با قتل عام سیواس پرسیده بود. جوابش چنین بود: "این حادثه را نمی توانم قتل عام بنامم، اگر پنجره ها را باز می کردند، کشته نمی شدند". حزب سعادت، در انتخابات اخیر ترکیه با احزاب CHP,HDP,IYI به تشکیل "اتحاد ملت"؟ نیز مبادرت کرد! نویسنده ای خطاب به رهبر "حزب جمهوریخواه خلق" (CHP) نوشت: "یک هفته قبل با کارا ملا اوغلو اتحاد تشکیل دادی، یک هفته بعد بخاطر قربانیان مایماک گریه می کنی! انسان باید کمی هم شرم داشته باشد"!
ویدئوی عزیز نسین، تصاویر، و اصل مقالات را در لینک های زیر می توانید ملاحظه کنید.
https://www.aydinlik.com.tr/madimak-in-canli-tanig...
https://www.aydinlik.com.tr/aydinlik-basyazari-azi...
https://www.aydinlik.com.tr/vatan-partisi-nden-mad...
http://www.milliyet.com.tr/33-vatandasin-kursuna-d...

         

 

نظردهی با فیسبوک: