آموزش و پرورش و آموزش عالی؛ بازوان اجرایی کاپیتالیسم در ایران

تعداد مشاهدات: 
302
- علت العلل عقب ماندگی و فلاکت ایرانیان و آشفتگی روز افزون جامعه علیل ما سیستم تعلیم و تربیت ما در مدارس و دانشگاهها می باشد.
- حاکمان و سیاستگذاران ایران با استفاده از سیستم تعلیم و تربیت خود در حال زنده به گور کردن جوانان و آرمان هایشان هستند.
- شعار مسیولان گزینش افراد در جمهوری اسلامی ایران این است که "هر کاری بجز نقد حاکمیت بلا مانع است".

-----------------------------------------
***Under a tyrannical regime, majority of people lack critical awareness of the agents who control their beliefs, lives, and destinies. Educators' main mission is to critically aware the oppressed majority. Once they are awaken, they will try to get empowered so as to take the course of action against totalitarianism. And this leads us towards our emancipation – towards democracy.
-- Dr S.M.H.Hosseini, Iran
-----------------------------------------------------------------------------------
مقدمه

بارها تاکید کرده ام که علت العلل عقب ماندگی و فلاکت ایرانیان و آشفتگی روز افزون جامعه علیل ما سیستم تعلیم و تربیت ما در مدارس و دانشگاهها می باشد. اینکه جزو افسرده ترین و همزمان فاسدترین کشورهای دنیا هستیم، اینکه با وجود منابع غنی ای که خداوند در اختیار ما قرار داده است فقر و فحشا و تن فروشی و حتی خودکشی در سرزمین ما بیداد می کند و اینکه طبق نظر معاون محترم استاندار تهران بیش از 90% جوانان ایرانی از اسلام روی گردان شده اند و ده ها مورد اینچنینی دیگر.... همگی ریشه در آموزش‌وپرورش و آموزش عالی ما دارند که نه که ساختار بلکه شبه ساختارهای مختلی هستند که (خروجی آنها) در خدمت ساختارهای مختل تر بزرگتر که جز به تاراج این سرزمین و مردمانش تمی اندیشند هستند. شاید دلیل اینکه از آموزش‌وپرورش و آموزش عالی به گونه ای پاسداری می‌شود که هیچ نوع اصلاح بنیادین را بر نمی تابند هم به همین مورد برگردد!
از جمله این ساختارهای مختل تر سازمان ها و نهاد ها و موسسات به ظاهر مذهبی ای هستند که در واقع اسلام را در این سرزمین - به منظور چپاول ایرانیان - به گروگان گرفته اند. وقتی متوجه شدم که تقریبا نصف بودجه سال 1397 مملکت به چند ارگان به ظاهر ترویج کننده اسلام داده شده است واقعا حیرت زده شدم. حیرت زده نه از آن جهت که چرا این اتفاق افتاده و این مبالغ گزاف از بیت المال به آنها داده شده است بلکه حیرت زده از این شدم که 40 سال است دارند از جیب و سفره پا برهنگان و ستمدیدگان بر می دارند و به نهادهایی می دهند که عملا نه تنها خدمتی به گسترش و محبوبیت اسلام نکرده اند بلکه بر عکس باعث به صلیب کشیده شدن اسلام در اذهان مردم ایران و حتی منطقه هم شده اند. این ادعای من نیست – همه می دانند.
در سال 2006 در رساله دکترایم و بعدا در چند مقاله و کتاب هایم که همگی به زبان انگلیسی بودند به بحث پیرامون این مطالب پرداختم که نتیجه اش این شد که من را از هستی و نیستی ساقط و دنیایم را جهنم کردند!!؟! مقالات و کتب مربوطه را در وبلاگم که لینک آن در آخر همین مقاله آمده است ببینید. "توصیه" می کنم که حداقل مقاله شماره 1 من را (در منابع) که به معرفی اسلحه آموزشی من که بر مبنای دو تیوری آموزشی سیاسیم ارایه دادم و از بزرگترین دموکراسی دنیا دکترای روش تدریس گرفتم را مطالعه بفرمایید.

Education System

 

مدارس، کنکور و دانشگاه ها - ابزار هایی برای مهندسی نرم جامعه

همانطور که در یکی از مقالاتم تحت عنوان "دسته بندی مردم در حکومت های استبدادی" اشاره کرده ام در ایران مردم به سه دسته تقسیم شده اند: دسته اول که جزیی از حکومت هستند و حدود 10% از کل جامعه را تشکیل می‌دهند شامل پیش مرگان، خادمان و مداحان حاکمان تمامیت‌خواه هستند. فرزندان قاضی ها، روسای مخابرات ها، جاسوسان و افرادی ازاین‌دست که بدون قید و شرط در خدمت این حاکمان هستند نیز در این گروه جای دارند. این گروه - از دیدگاه حکومت - باید به هر طریق ممکن و به هر قیمت از هر نظر (اجتماعی / اقتصادی و سیاسی) به بویژه از طریق مدارس خاص، کنکور و دانشگاه ها به موفقیت برسند – حتی به قیمت پایمال کردن حقوق و منافع کل جامعه.
دسته دوم که تا 85% جامعه را تشکیل می‌دهند مردمی هستند که به نگرش و منش حکومت و حاکمان غارتگر، فاسد و غالباً ریاکار کاری ندارند و حاکمان هم جز استعمار و بهره کشی از آن‌ها کار دیگری با آن‌ها ندارند و فقط به آن‌ها اجازه وجود داشتن (و نه تصمیم گرفتن، انتخاب کردن و زندگی کردن) را می‌دهند. این دسته از مردم از طریق رسانه ها و سیستم آموزشی در مدارس و دانشگاه ها به‌طور مداوم و پیوسته شستشوی مغزی شده تا برای همیشه برده‌وار و کور کورانه در خدمت مافیاهای قدرتمند غارتگر باشند.
و اما دسته سوم که حداکتر 5% از کل جامعه را تشکیل می‌دهند مخالفان و منتقدان و روشنگران هستند که چون در صدد آگاه‌سازی و بیدار کردن جامعه هستند تا آن‌ها را از یوغ ستم و استبداد رهایی بخشند و بر سرنوشت خود حاکم کنند در لیست سیاه سپاه دیکتاتورها قرار می گیرند. این دسته از مردم برخلاف دسته اول – ازنظر حکومت - باید به هر قیمت و به هر روشی – به ویژه از طریق کنکور و دانشگاه ها - از هستی و نیستی ساقط و تحقیر شوند تا مایه عبرت سایرین قرار گیرند. بنابراین این دسته از مردم که نقش ایجنت های بیدارسازی جامعه را بر عهده می گیرند حتی اگر بالاترین استعدادها و نبوغ و کارایی را نیز داشته باشند در رژیم های متصل به دوران شتر چرانی و عصر حجری به تدریج ترور شخصیت، مطرود و منزوی و حتی مخفی می‌شوند تا مبادا جامعه آن‌ها را الگوی خود قرار دهند و به فکر واژه هایی از قبیل آزادی و حقوق اولیه خودشان بیفتد.

مدارس، کنکور و دانشگاه ها - آژانس های شناسایی و منحرف و حتی معدوم کردن نخبه گان

همانطور که اشاره شد بزرگترین خیانت را در ایران - از طریق کنکور - به افراد نخبه ای که بویژه از نظام زاویه دارند می کنند. آنهایی هم که از این روش کانالیزه کردن استعدادها و زندگی و آینده اشان قصر در می روند چاره ای جز فرار نمی بینند. بیش از 90% مهاجران و پناهندگان دنیا مسلمانان و قسمت عمده آنها نخبه های ایرانی هستند که با تشویق و ترغیب و حتی اجبار حکومت ناچارا به آمریکا و اروپا (دیار کفار) پناه می برند!

مدارس، کنکور و دانشگاه ها - گورستان های جوانان و رویا ها و آرمان هایشان

واقعیت این است که حاکمان و سیاستگذاران ایران با استفاده از سیستم تعلیم و تربیت خود در حال زنده به گور کردن جوانان و آرمان هایشان هستند. بعبارت دیگر از طریق مدارس و دانشگاه ها جوانان سرشار از شوق و امید و آرزو را تا سنین 35-40 سالگی مشغول نگه می دارند. وقتی این جوانان به خود می آیند که وارد مقطعی شده اند که باید به فکر ایام کهولت و آخرت خود باشند! بعبارت دیگر سیاستگذاران ایران با این استراتژی خود فرصت اندیشیدن و گام برداشتن در جهت تحقق اهدافی همچون رسیدن به آزادی و دموکراسی را عملا از شهروندان سلب می کنند.

مدارس، کنکور و دانشگاه ها – کارخانه های گوسفند سازی

همانطور که در مقالات و کتابهای متعددم به آن پرداخته ام (منابع را ببینید)، با بررسی اهداف آموزشی، منابع انسانی، مواد آموزشی، روش های تدریس و نیز روش های ارزشیابی رژیم تعلیم و تربیتی ایران شما هم به این نتیجه می رسید که مدارس و حتی دانشگاه های ما در واقع و در عمل "کارخانه های گوسفند سازی" ای هستند که خروجی آنها شهروندانی رام و آرام و مطیع هستند که یاد گرفته اند طوطی وار تکرار کنند، میمون وار تقلید کنند، گوسفند وار زندگی کنند و همانند گاو بی خیال تمام ظلم و ستم هایی که در حق آنها می شود باشند.

مدارس، کنکور و دانشگاه ها – بنگاه های پول سازی

بر هیچکس پوشیده نیست که آموزش و پرورش و آموزش عالی ما در حال فروش علنی نمره و مدرک (دیپلم، فوق دیپلم، لیسانس، فوق لیسانس و دکترا) و مقاله و پایان نامه و بورس تحصیلی و ... هستند. همانطور که در مقاله ام در منابع تشریح کرده ام کنکور نیز عمده ترین منبع درآمد مافیای قدرتمند و سلطه طلب فعلی در ایران می باشد.

مدارس و بویژه دانشگاه ها – محل جذب رذل ترین افراد

به نظر می رسد که شعار مسیولان گزینش افراد در جمهوری اسلامی ایران این است که "هر کاری بجز نقد حاکمیت بلا مانع است". مسیولان گزینش فعلی به تنها چیزی که اهمیت می دهند ظاهر سازی و چاپلوسی و ریا کاری است و تنها چیزی که برای آنها اهمیت ندارد تخصص افراد است. من خودم حتی شاهد بوده ام که افراد زناکار و شراب خوار - که البته در نماز جمعه هم شرکت می کردند - هیئت‌علمی و حتی رییس دانشگاه دخترانه ‌در مرکز استان شدند (مقاله مربوطه را در منابع ببینید). و یا احمدی‌نژاد که هستی و نیستی ایرانیان را باهمکاری قبیله‌اش غارت کرد در حال حاضر عضو "مجمع تشخیص مصلحت نظام" است! قسمت اعظم دزدی و فساد و اختلاس و ریا و غارت کنونی در کشور هم نتیجه چنین نگرشی در سیستم گزینشی جمهوری اسلامی می باشد.

 

معلمان؛ برده های مسخ شده شیاطین پیغمبر نما

غالب معلمان و مدرسان بی غل و غش اما – خواسته یا نا خواسته - نقش برده هایی مسخ شده را ایفا می کنند که در راستای اهداف تمامیت خواهان فیلتر شده و به خدمت گرفته شده اند. این افراد با کمترین و حداقل ترین حقوق و مزایا در حال خدمت در این کارخانه های گوسفند سازی هستند و بیش از 98% از آنها کوچکترین اعتراضی هم ندارند. آنها حتی به اینکه بیش از 13 هزار میلیارد تومان از پس اندازهایشان را در به اصطلاح "صندوق ذخیره فرهنگیان" دزدیدند و برای سرمایه گذاری به کانادا بردند کوچکترین واکنش قابل توجهی نشان ندادند! دلیلش هم این است که در دانشگاه های فرهنگیان و در کلاس های ضمن خدمت که در آنجا مسخ شده اند و می شوند آنها را با مفاهیمی همچون اعتراض و رشهای حق طلبی و مطالبه گری آشنا نکرده اند و نمی کنند. آن دو درصدی هم که اعتراض می کنند اگر به اصطلاح خطوط قرمز را نادیده بگیرند به شدت سرکوب و در نطفه خفه می شوند. به عنوان نمونه حقوق خود من با مدرک دکترای تخصصی و 25 سال سابقه تدریس و نگارش 13 کتاب و 150 مقاله تخصصی دو میلیون و سیصدو هفتاد هزار تومان هست! ضمن اینکه من را در یک مدرسه کار و دانش در حومه مشهد مطرود و یا بهتر است بگوییم مخفی کرده اند و زندگی را نیز بر من جهنم! و وقتی به اعتراضاتم با روشهای جدیدتری و نیز در سطح گسترده تری ادامه دادم ترتیبی دادند که من را مجبور به فرار از کشور کردند. اما یک ساعت قبل از حرکت قطارم به آنکارا من را –در تهران- بازداشت کردند و به تیمارستان آزادی تهران بردند و 48 روز به آزار و اذیت جسمی و روحی و روانی و حتی جنسی من پرداختند و .... حتی تا کنون چندین بار قصد "کشتن" من را هم داشته اند. – مقالات مربوطه را در منابع همین مقاله ببینید.
همه اینها در حالی است که مسیولانی که 64 حساب بانکی غیر قانونی دارند و زمین خواری می کنند و از این طرق سودهای بیلیاردی می کنند و همزمان در حال خدمت به انگلیسی ها هم هستند مدام در گوش ما می خوانند که معلمی عشق است و اینکه معلمی شغل انبیاست و باید به اشکنه پیازی قانع بود و ....
اما واقعیت این است که به قول یکی از دوستان:

شیخ ما بسیار دنیا دیده است
کارهایش کاملا سنجیده است
بنز_و_ویلا را خودش برداشته
آخرت را هم به ما بخشیده است....

ختم کلام اینکه
سیاست گذاران جمهوری اسلامی از بخدمت گیری افراد متخصصی که حاضر نیستند شرافت و آزادگی خود را به زیور دنیا بفروشند بویژه در رده های بالای این رژیم تعلیمی و تربیتی فاسد و گوسفند ساز خود وحشت دارد چرا که به خوبی می داند که بخدمت گیری این افراد به تربیت شهروندانی متفکر، منتقد، خلاق، تحلیل گر و مطالبه گر می انجامد که نهایتا باعث آبادی و توسعه مملکت می شوند. آنها بخوبی می دانند که در آنصورت مردم به رفاه خواهند رسید و مردم مرفه نه به فکر آب و نان که به فکر آزادی می افتند و این یعنی سرنگونی و ریشه کن شدن رژیم غارتگر و خودکامه آنها.

منابع
"Cognitive Socio-Political Language Learning Theory, Multiple Input-Output Hypothesis And Competitive Team-Based Learning". This article of mine will be published in August 2018 at Brazilian English Language Teaching Journal.

تغییر در روش تدریس معلمان کلید تغییر در ایران
http://melliun.org/iran/122759

دانلود رایگان کتاب من: "یادگیری تیمی رقابتی: کاتالیزور و اسلحه آموزشی من"
http://www.iranglobal.info/sites/default/files/pic...

راهبرد استراتژیک من برای جایگزینی روش های تدریس، امتحانات و کنکور فعلی خسارت زای ایران
http://melliun.org/iran/170757

سیستم تعلیم و تربیت یا کارخانه گوسفند سازی
http://news.gooya.com/politics/archives/2016/07/21...

کنکور؛ ابزاری برای استعمار و چپاول مردم
http://melliun.org/iran/144849

فساد در آموزش و پرورش ایران
http://melliun.org/iran/97078

حراستی ها چه کسانی را به حراست و پاسبانی نشسته اند؟!
http://melliun.org/iran/145510

من در جمهوری اسلامی ام یا در زندان یزید؟!
http://www.iranglobal.info/node/66835

ترعیب و بازداشت و شکنجه من توسط سپاه پاسداران جهل و غارت و خون
http://bit.ly/2hdn653

اولین بار که قصد "کشتن" من را داشتند:
http://iranglobal.info/node/66335

مقالات علمی-سیاسی، کتاب ها و ویدیوی 17 دقیقه ای معرفی اسلحه آموزشی من را در وبلاگم ببینید:
http://beyondelt.blogfa.com

منبع: 
ایمیل
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: