نگاهی به فراخوان « سرنگونی آری، به دست مردم...»

منظور فراخوان:« ترامپ نباید کاری به حکومت ایران داشته باشد، ایران سوریه ای میشود، و ممکن است که مملکت ما از بین برود. مردم ایران خودشان کار سرنگونی را انجام میدهند. اقدامات ترامپ به زیان مبارزات مردم و استقرار دموکراسی در ایران است».
این موضع دقیقاً نشان دهنده خصلت ناسیونالیستی بخشی از چپ های ماست. که عملاً خود را به دامن حکومت پرت میکند...
 
 
اخیراً گروهی از«  ایرانیان مخالف رژیم استبدادی و تاریک اندیش جمهوری اسلامی»  در تاریخ  ۲۲ ژوئن ۲۰۱٨ با عنوان «سرنگونی آری، به دست مردم و برای حاکمیت مردم، نه توسط قدرت های خارجی*» فراخوانی داده و نوشته اند:« از همه نیروها و جریان های مدافع آزادی و برابری و به ویژه هواداران سوسیالیسم، تقاضا داریم با تمام قوا هدف های شوم دولت ترامپ را افشاء کنند و با جریان هایی مانند فرقه رجوی و چلبی های وطنی رنگارنگ به مقابله برخیزند.»
 ادامه میدهند که« در چنین شرایطی، ما امضاء کنندگان زیر، اقدامات دولت ترامپ را پیش از هرچیز دیگر، ضربه ای آشکار و مختل کننده بر مبارزات در حال گسترش و ژرفش مردم ایران علیه رژیم جهنمی جمهوری اسلامی می دانیم».
 
اقدامات دولت ترامپ چیستند؟ در اعلامیه به « ائتلاف آمریکا»، در برابر « ماجراجویی های منطقه ای حکومت اسلامی ایران»، «نادرست بودن لغو برجام»، « تحریمهای اقنصادی»، احتمال « سوریه ای شدن ایران»، « نابودی ایران» اشاره شده و آمده «   همان طور که تجربه های پی در پی دو دهه اخیر در عراق و افغانستان و لیبی و سوریه و یمن نشان می دهند،  می تواند پی آمدهای خونبار وحشتناکی به بار بیاورد[ منظور اقدامات دولت ترامپ] و حتی به موجودیت کشور پایان بدهد. ». 
یعنی اینکه « ترامپ نباید کاری به حکومت ایران داشته باشد، ایران سوریه ای میشود، و ممکن است که مملکت ما از بین برود. مردم ایران خودشان کار سرنگونی را انجام میدهند. اقدامات ترامپ به زیان مبارزات مردم و استقرار دموکراسی در ایران است».
این موضع دقیقاً نشان دهنده خصلت ناسیونالیستی بخشی از چپ های ماست. که عملاً خود را به دامن حکومت پرت میکند. 
 
کشمکش بین دو دولت ایران و آمریکا، بدون توجه به نظر این یا آن گروه ادامه دارد. موضع و راه درست چسبیدن به « ناسیونالیسم چپ» و عملاً در کنار حکومت ایستادن نیست. راه درست راه سوم است. حرکت در جهت « حاکمیت مردمان جامعه». بگذارید دو طرف مسئله دار مسئله یشان را حل کنند. در این میان ضرورت دارد چپ گرفتار در ناسیونالیسم، خود را از قید گرایش ناسیونالیستی رها سازد. و در اندیسه شرکت همه مردمان جامعه در قدرت با حقوق برابر و تقسیم قدرت مرکزی باشد.

 چگونه میتوان از این « اختلاف» به سود رهایی استفاده کرد؟ آیا در اقدامات دولت ترامپ چیزی به نفع مبارزه ی مردمان ایران وجود ندارد؟ دید کهنه میگوید نه، ندارد، بل زیان هولناکی هم دارد. دید کهنه عاجز از طرح این سئوال است که آیا ممکن است عمل دولت ترامپ، حداقل در پاره ای از حرکات مقطعی، به نفع جامعه ما باشد؟  دید کهنه طرح این سئوال را« کفر» میداند. 

اینکه « سرمایه داری رشد یافته جهانی همیشه در پی سلطه و استثمار و روابط نابرابر اقتصادی و سیاسی ست» ، یا به عبارت دیگر، در طولانی مدت« منافع خود» را دنبال میکند، شکی نیست. دولت آمریکا به عنوان بخشی از نظام جهانی سرمایه، برای « کنترل طرف حساب خود» که حکومت ایران باشد، مجبور است دست به« اقداماتی» بزند. و میزند. « تحریم اقتصادی، و ایستادگی در مقابل ماجرا جویی های منطقه ای حکومت ایران» از مهمترین این اقدامات است. 
 سود « مردمان ایران» در چیست؟ سود جامعه ایران در آن است که « دست و بال حکومت حاکم از همه جا»کوتاه شود. و سرنگون گردد. و « حاکمیت مردمان جامعه» پدید آید. بسیار خوب. آیا شما « آلترناتیوی» برای جا یگزینی دارید؟ ندارید.
 انتظار نداشته باشید که سیب قدرت در هوا معلق بماند. همانطور که خمینی را روی کار آوردند، می توانند دیگران را هم به قدرت برسانند. وجود جای خالی در قدرت، و امکان بازی آمریکا در آن، تقصیر شماست. این جامعه ایران است که چنین فرصتی به عموسام میدهد. وظیفه نیروهای مترقی- البته با گرایش ناسیونالیستی چپ نمی توان مترقی بود- آن است که آلترناتیو خودشان را داشته باشند و به هنگام لزوم آنرا به رأی مردم بگذارند.
 
« ایستادگی آمریکا»، در برابر « ماجراجویی های منطقه ای حکومت اسلامی ایران»، به صورت مقطعی، به سود مبارزه جامعه ماست. « لغو برجام»، یعنی لغو برنامه بلند پروازیهای هسته ای ایران، به نفع مبارزه جامعه ماست.  « تحریمهای اقنصادی»، تا جایی که به ساختار حکومت ضربه میزند سود مند است. به شرطی که نیاز های اولیه مردم تحریم نشود. سخن« سوریه ای شدن ایران»، برای ایجاد وحشت است. ایران سوریه ای نمیشود چون هر جامعه مختصات خود را دارد. سطح فرهنگی-سیاسی ایران بالاست. و سوریه ای نمیشود.
« نابودی ایران»، تنها توسط « ناسیونالیسم فارس» ممکن است. اگر میخواهید نابود نشود، بهتر است متوجه باشید که راه حل « فدرالیسم حقوقی» ست. اگر چنین راه حلهایی را نفی کنید، احتمال اینکه بعد از رژیم « جنگ داخلی» پیش آید بعید نیست. 
تا وقتی که « ناسیونالیسم چپ»، و « ناسیونالیسم فارسی»، وجود دارند، و ناسیونالیستها در پی حاکمیت ناسیونالیستی قوم فارس اند ، بله، احتمال نابودی ایران وجود دارد. چون ناسیونالیسم گام اول فاشیسم است. در ایران هیچ یک از ملیتها تسلیم تبعیض و نابرابری و فاشیسم نمی شوند.  
از جمله مشکلات این دوستان « هدف های شوم دولت ترامپ، فرقه رجوی، و چلبی های وطنی رنگارنگ» است.
 
این اهداف شوم چیستند؟ در اعلامیه دقیقاً مشخص نیست. اما میتوان برداشت کرد که منظور احتمال سرکار آمدن « فرقه رجوی و چلبی های وطنی»ست. البته معلوم نیست این چلبی ها کی ها هستند. 
روشن است که با تسلط « فرقه رجوی و چلبی ها» بر قدرت سیاسی ایران « حاکمیت مردم» حاصل نمی شود. 
 ظاهراً اهدف شوم دولت ترامپ از دید اعلامیه، همانطور که وزیر خارجه آمریکا اعلام کرده، همان اعلامیه 12 ماده ای ست، به اضافه « آلترناتیو سازی از فرقه رجوی و چلبی ها»، و در نهایت « رژیم چنج». و احتمالاً« سوریه ای شدن ایران». و نابودی وطن. که اشاره شد.
 
مسئله « فرقه و چلبی ها» را گفتیم که مردود است، اضافه میشود ، عمل « آلترناتیو سازی از آنها، توسط آمریکا» نیز مردود است. اما مسئله« رژیم چنج آمریکا:
آمریکا ظاهراً اعلام کرده « در پی تغییر رژیم ایران نیست». اما هر کس حق دارد فکر کند، این سخن می تواند ظاهر قضیه باشد و در باطن دولت آمریکا ممکن است عملا در پی تغییر رژیم ایران باشد. اگر آمریکا واقعاً نخواهد « رژیم چنج کند» کارش ایرادی ندارد. اما اینکه « عملاً حرکت اش در جهت رژیم چنج باشد»، این بدین معناست که « رژیم چنج دولت آمریکا» و « رژیم چنج مردم ایران» در یک نقطه مشترک اند. در نقطه « رژیم چنج». یا سرنگونی. البته روشن است که هر دو طرف ، مردم ایران و دولت آمریکا ، عمدتاً اهداف« متضاد»خود را دنبال میکنند. 
عمل « رژیم چنج دولت آمریکا»،صرفاً به خاطر اینکه  «رژیم چنج» است - منفی نیست، بل مثبت نیز است، زمانی منفی می شود که این تغییر « فرقه فوق الذکر یا چلبی ها و یا مانند های آن» را جایگزین کند، بجای حاکمیت مردم. نیز از این نظر منفی ست که اگر « دخالت غیر مجاز در امور دولت ها» مرسوم شود، روابط جهانی به « هرج و مرج» کشیده میشود. نمی توان موافق بود که دولت خارجی  بیاید دولت داخلی را عوض کند. و نیروی دلخواه اش را جایگزین کند. اما اگر در بین این « کشمکش و تضاد»، عمدتاً نیروی«دلخواه مردم» سرکار «بیاید» ، «به سود حاکمیت مردم» است. این کار هم به هنر راه سوم بستگی دارد.
 
تغییر رژیم 
 « رژیم چنج» سه حالت می تواند داشته باشد. « منقی، مثبت» و حالت ترکیبی منفی- مثبت». برای اینکه در این میان به نتیجه مثبت رسید نیازهست به یک« آلتر ناتیو مردمی و مترقی» . 
ضرورت دارد نیروی مترقی سه حالت رژیم چنج را در نظر گیرد، از کشمکش استفاده کرده و به کار تشکیل آلتر ناتیو مترقی یا به عبارت دیگر استقرار « حاکمیت مردمان جامعه» همت گمارد. 
در اعلامیه فوق الذکر « رژیم چنج» رد شده، بدون اینکه «حالت های سه گانه» مختلف و « امکان استفاده از فرصت»، در نظر گرفته شوند. 
 
تحریم اقتصادی رژیم
 
دولت آمریکا ایران را به توپ تحریم اقتصادی بسته است. « تحریم» نیز حالت ها و اهداف مختلف دارد. نمی شود کلی گفت تحریم خوب است یا بد. اعلامیه گوید:« نتیجه تحریم هایی که ترامپ می خواهد بر ایران تحمیل کند، چیزی نخواهد بود جز تضعیف قدرت سازمان یابی مستقل مردم در برابر جمهوری اسلامی» .
 
 تحریم حکومت ایران در عرصه های مختلف باید انجام گیرد. اما این تحریمها در عرصه های « احتیاجات اولیه مردم جامعه» از جمله « خوراک، پوشاک، دوا و درمان، مسکن، و مانند اینها»، که به زندگی عادی مردم مربوط است، نباید صورت گیرد. با اعمال تحریم در مورد نیازهای اولیه مردم باید هم مخالفت کرد، ولی تحریمهایی که ساحتار حکومت را می شکنند - که عمدتاً نیز همین نوع تحریمها اعمال میشود-ضروری ست. اعلامیه به این دو مورد جداگانه توجه ندارد و کلاً مخالف تحریم اقتصادی ست. 
 
شکستن قرار دادها
 
شکستن قرار داد ها بین طرفین ، مخصوصاً قرار دادهای جهانی کار درستی نیست. اما رژیمی که «به هیچ قرار دادی در عمر خود پابنده نمانده» و حتی قانون اساسی خودش را زیر پا انداخته، قانون حقوق بشر را ندیده گرفته، برنامه اتمی را به زیان جامعه راه انداخته، نه تنها حق و حرفی در مورد « حفظ قرار داد ها» ندارد بل لازم است حتی او را از سازمان ملل متحد نیز « اخراج» کرد. این «حکومت و دولت» با حد اقل 75 در صد مخالف نباید جایی در سازمان ملل داشته باشد. چه رسد به اینکه بخواهد از « حفظ قرارداد برجام» سخن گوید.
اعلامیه هنوز فرسنگها از این دید دور است و ناراحت است که « برجام از سوی دولت آمریکا» لغو شده است. لغو برجام لغو برنامه ی هسته ای ست، از آنجا که کل این پروژه به زیان جامعه بوده و هست، لغو آن و کل برنامه به سود جامعه ماست. اعلامیه طرفدار حفظ برجام است. 
 
کردن کشی حکومت در منطقه
 
اعلامیه با مطرح کردن « ائتلاف  آمریکا، نتانیاهو و سلطان سعودی» و اینکه « مردم ایران با ماجراجویی های جمهوری اسلامی در منطقه مخالف اند» و  ائتلاف«قطعاً نمی تواند حامی آزادی، برابری و دموکراسی در کشور ما باشد و بر فرض بعیدِ پیروزی، خود به بزرگ ترین دشمن و مانع شکل گیری دموکراسی و حاکمیت مردم ایران تبدیل خواهد شد»، غیر مستقیماً میخواهد « ماجرا جویی های حکومت در منطقه» را از زیر ضرب طرف مخالف رها سازد. که دیدگاهی ست بغایت نادرست. هر مقاومتی از سوی دولتها و مردمان ستمدیده در برابر « آن ماجراجویایی ها» یا به عبارت دقیق « سلطه جویی های حکومت ایران» صورت گیرد به نفع جامعه ماست. اتفاقاً هرچه دست و بال حکومت کوتاه تر شود « به سود قدرت سازمان یابی مستقل مردم در برابر جمهوری اسلامی» ست.
بر خلاف دید امضاء کنندگان.
 
سایه این حکومت نه تنها از منطقه ، بل از ایران هم باید زدوده شود. « سلطه جویی آمریکا» و سلطه جویی حکومت ایران» هر دو پدیدهای منفی هستند. اما به خاطر اولی نمی توان دومی را کم اهمیت و ناچیز گرفت.  در درجه اول باید با سلطه جویی حکومت ایران در داخل و خارج تصفیه حساب کرد. سلطه آمریکا در منطقه بخشی از سلطه « سرمایه داری جهانی رشد یافته» است که مبتنی ست بر اعمال « نابربری ی اقتصادی و استثمار جهانی»، و مبارزه با این « روابط نابرابر و استثمار گرانه و سلطه جویانه» تنها در همبستگی با« نیروهای مخالف این نوع روابط در سطح جهان» ممکن است. و کاری ست به عهده ی « حاکمیت مردمان ایران».
 
ظریف وزیر خارجه حکومت اخیراً گفته: «از اصولگرا و اصلاح طلب، بی خط، مخالف جمهوری اسلامی و مخالف دولت، همه در یک کشتی نشسته ایم. هدف دیگه نه جمهوری اسلامیه، نه دولت آقای روحانیه، هدف ایرانه.این ایران است که مانع بعضی اهداف و تمایلات است . می خواهند ایران را نابود کنند. »
فراخوان مورد بحث دقیقاً « ناسیونالیسم موجود در حکومت» را در جلد « ناسیونالیسم چپ» منعکس کرده است. « نابودی ایران».
ریشه این دیدگاه همان شعار سال 57 است:« مرگ برآمریکا، زنده باد انقلاب، به رهبری امام خمینی». 
متأسفانه این چپ، هنوز بعد از چهل سال، دوهزاریش نیافتاده، که دارد خط 57 خود را ادامه میدهد. و مانند سابق منتقدین خویش را « به همراهی با امپریالیسم آمریکا» متهم می کند. نمیداند به بهانه ی نابودی ایران، عملاً در کنار حکومت ایستاده و مثل ظریف
شعار « حفظ ایران» سر می دهد. 
به حال این چپ باید گریست.
 
----
*«سرنگونی آری، به دست مردم و برای حاکمیت مردم، نه توسط قدرت های خارجی
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

عنوان مقاله: 
نگاهی به فراخوان « سرنگونی آری، به دست مردم...»
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان..اگر بخاطر داشته باشیم در اوایل جنگ امریکا با عراق, خیلی از به اصطلاح (میهن پرستان دو آتشه) فریاد میزدند ((اول بغداد ..بعد تهران ))...تجربه تاریخ به ما یا میدهد که آزادی و دموکراسی که با پوتین های سربازان بیگانه وارد کشور بشود, نه آزادی خواهیم داشت و نه دموکراسی و آن استقلال لرزشی هم که هست, ازبین خواهد رفت. مشکل حکومتی ایران و جامعه استبداد زده ایرانی تنها و تهنا با خود مردمان بایستی حل شود.حل این مشکلات میتواند یا به سیستم فدرالی ختم شود و یابه چند کشور مستقل هم جوار .رفراندم و مجموع آراء ( بدون تقلبی ) برای استقلال این کشور ها هم بایستی زیر نظر ناظران بین المللی تائید شده باشد و نتیجه این آراء هم بوسیله مردم قبول و همچنین با احترام نگهداری شود.هرچند که من یک یک استقلال طلب از آزربایجان هستم, ولی اگر ملت آزربایجان رای به فدرالیسم بدهند, همیشه به راٌی انها احترام خواهم گذاشت.