ادامه اعتراضات سراسری و گامهای ضروری اپوزیسیون

تعداد مشاهدات: 
475
در میان تمامی عقاید و باورهای سیاسی کشور، سراغ امور و مشترکات سیاسی آینده برویم. چرا که جانبداری و تعصب بی مورد، منجر به تکرار حوادث و رخدادهای گذشته خواهد شد و غیرقابل کنترل و سبب پیدایش چالشهای جدیدی میان گروههای سیاسی می گردد. پس با روشهای ناکارآمد، برنامه های غیرقابل اجرا، و شعارهای درون تهی بر تدوام فعالیت سیاسی سازمان و حزب سیاسی خود اصرار نورزیم....

اگر اپوزیسیون در درون خود انتقادپذیر باشند، می بایست قبول کنند که قبل از هرگونه فعالیت سیاسی به منظور تغییر رژیم کنونی، در ابتدا شفاف بودن رفتارها و سیاست های سازمانی و حزبی آنان است که نزد مردم ایران چشم‌نواز و یکایک افراد جامعه را نسبت به تحولات آینده زندگی شان خشنود و خوشبین نگه می‌دارد. بی شک از آغاز سال جاری، رژیم جمهوری اسلامی بیشتر از هر زمان دیگری با بحران عدم مشروعیت سیاسی ـ مردمی روبه روست و بیشتر هم میهنان از هر ملیت و با هر نوع تفکر و نگرش سیاسی در کشور، برای چیدن خشت های چهاردیواری تازه ای برای آینده ایران در تلاش و تکاپو هستند.

آیا بهتر نیست، در چنین وضعیتی برای نیل به مقصود نهائی و نابودی سیستم دیکتاتوری مذهبی برنامه‌ریزی بهتری داشته باشیم، تا قبل از درگیر شدن در شلوغی‌های گروهی یمان، راحت‌تر برنامه هایمان را پیش ببریم و از تکرار خطاهای سیاسی گذشته در امان بمانیم؟

همچنانکه که مطلع ایم، اکثر مخالفین رژیم با شعار سرنگونی این نظام استبدادی، مبارزه خود را شروع کرده و برخی دیگر نیز در نیمه های راه و در این ایام سرنوشت ساز با تغیر ماهیت سیاسی خود بدین مسیر وارد شده و اینک با کلیت حاکمیت ولایت فقیه سر سازش ندارند و خواستار نابودی آن هستند. پس چه بهتر که همگی با تٲکید بر یک سری نقاط مهم و مشترک به حرکت و فعالیت خود برای پیروزی بر دیکتاتوری آخوندی ادامه دهیم.
گام اساسی: شناخت زیرساخت های تعیین کننده در مبارزات مشترک

در میان تمامی عقاید و باورهای سیاسی کشور، سراغ امور و مشترکات سیاسی آینده برویم. چرا که جانبداری و تعصب بی مورد، منجر به تکرار حوادث و رخدادهای گذشته خواهد شد و غیرقابل کنترل و سبب پیدایش چالشهای جدیدی میان گروههای سیاسی می گردد. پس با روشهای ناکارآمد، برنامه های غیرقابل اجرا، و شعارهای درون تهی بر تدوام فعالیت سیاسی سازمان و حزب سیاسی خود اصرار نورزیم.

برای نتیجه بخش بودن هر فعالیتی در شرایط کنونی، از تٲسیس حزب جدید، سازمان، رفتارهای یکجانبه و نشست های دوگانه که منجر به منقسم شدن جریانات سیاسی کنونی و ایجاد اختلافات بیشتر بین آنها می شود، جداً بپرهیزیم. (یا حداقل در داخل گروه و حزب خود فراکسیونی جداگانه با مراعات چارچوب اصلی بسازیم). چرا که هرچه صفوف مبارزین به هم پیوسته و محکم تر باشند، در مراحل مختلف مبارزات علیه دیکتاتوری با کمترین هزینه و خسارت های مختلف مواجه خواهیم شد.

در این راستا، لازم است همه اپوزیسیون با تٲکید بر نشر انتقادها از خود و سیاست‌هایی که در گذشته متٲسفانه از سوی هیچ حزبی مورد توجه قرار نگرفته اند، مورد بازخوانی و نقد قرار بگیرند.
مع الاسف، پس از سالها همچنان احساس می شود که جو غالب سیاسی بر برخی سازمانها و چهره های سیاسی، بیشتر پافشاری بر همان گرایش ها و فعالیتهای کهنه و ناصواب انفرادی و یکجانبه گذشته است. بدان مفهوم که به شعور سیاسی کنونی مردم ایران، هنوز مانند دهه ٥۷ نگریسته می شود (تنها انتحاب بین بد و بدتر)، یا برخی با ایجاد حزب جدید و یا برگزاری نشست های بی ثمر در جهت عوامفریبی و نمایش رسانه ای بوده و خود را بزرگ تر از آنچه هستند، می نمایانند.
اما در چنین مواردی،‌ باید متذکر شد که این نوع نگرش و بازتاب فعالیت احزاب و برخی دیگر از چهره‌های تازه اپوزیسیون شده، با ذهنیت بیشتر مبارزان امروز و مردم کشور کاملاً متضاد است.

بسی جای خوشحالی است که برخی ها از چهره های کنونی مخالف رژیم که روزگاری از افراد بنیانگذار سپاه پاسداران و یا سایر نهادهای شناخته شده رژیم بودند و به نظام مُلایان اعتقاد قلبی داشتند، خوشبختانه علیرغم عبور از طرفداری جنبش سبز اینک با شعار گذار از رژیم، می کوشند بظاهر هم که شده به مذمت آن رفتارهای پیشین خود اعتراف کنند و از کرده‌های سال‌ها قبل تبری می‌جویند.
البته شاید این تغییر گام به گام دیدگاه سیاسی از نظر آنها کافی باشد، ولی از منظر عموم مردم ایران با نارسائیهای کلی روبه روست. چرا که باید هر فرد، حزب و سازمان اپوزیسیون با هر نوع اندیشه سیاسی از گذشته تا به امروزش، حاضر شود بر بطلان برخی از رفتارها و دیدگاهای نادرست سیاسی گذشته خود در حوزه‌ی های گوناگون اعتراف کند و خطاهای صورت گرفته در برهه ای از زمان را با قبول نقد از خویش رسماً بپذیرد.
متٲسفانه، هنوز هستند بسیاری از مخالفان رژیم جمهوری اسلامی، که در نقد رویکردهای گذشته‌ی خویش به انتقاد از فعالیت سیاسی خود نپرداخته و حتی حاضر نیستند تندروی‌ یا سستی در برخی مسائل سازمانی و حزبی یا اشتباهات شخصی خود را بپذیرند.
آری، متاسفانه این دوستان به عواقب صورت نگرفتن این نقدها در عرصه‌ی مبارزات سیاسی، چندان دقت نکرده و نمی‌کنند و تنها با مطرح کردن شعار سرنگونی رژیم و حتی تشریح نکردن سرفصل برنامه های اساسی خود و ناشناخته ماندن اوضاع بعد از درهم پیچیدن طومار حاکمیت مُلایان، آلترناتیو مشخص و مشترکی نیز ارائه نمی دهند و تنها به شعارهای فریبنده و جذاب روی می آورند.

هدف از این نقد کلی، سخن گفتن و درس‌آموزی از تجربه‌های گذشته اپوزیسیون است، ولی می‌بایست روشن کرد این انتقادها و نقدها قرار است تا کجا ادامه پیدا کند و چهره های سیاسی مخالف رژیم ولایت فقیه کی و چگونه حاضرند پاسخی روشن در این زمینه داشته باشند؟
 هدف بنده و اشخاصی دیگر در مطرح کردن این سخنان، دعوت از اپوزیسیون برای رک گویی و صراحت در گفتار و از سوی دیگر سخن گفتن با طبقات مختلف مردم ایران است. چرا که بسیاری از مردم هم به گفته‌ها و نقد گذشته احزاب و سازمانها چندان اهمیت نمی‌دهند. برخی از مردم همین اندازه که نیروهای اپوزیسیون و جریان‌های سیاسی داخل کشور بتوانند بظاهر و تنها در نطق و کلام خود، راهکاری قوی‌تر و انجام شدنی‌تر از دو جناح رژیم ولایت فقیه برای حل مشکلات و مطالبات بر زمین مانده شان ارائه کنند، آنها را کفایت می‌کند و بدان بسنده می کنند و لا غیر.
بهتر است، سازمانهای اپوزیسیون بدانند که هیچ زمانی اکثریت مردم سخنان شما را با گوش دل نمی‌پذیرند، مگر آنکه چارچوب تفکر سیاسی خویش را آشکار و اشتباهات گذشته و اکنونی خود را نفی و رد کنید. انتخاب چنین رویکردی یعنی انتخاب روشهای مدرن مخالفت و گزینش سیاست امروزی و آپدیت شدن کامل فرد، گروه و یا سازمان سیاسی در رابطه با رویدادهای گوناگون جامعه ایران و پذیرفتن واقعیت های نسل جوان در نقاط مختلف کشور.
به نظرم، اگر گروههای سیاسی اپوزیسیون در عرصه‌ی عمل و با انتخاب رویکردهای جدید به سوی ایجاد روابط کم‌هزینه، راه‌گشاتر، مشترک و پیشرو در جهت سرنگونی گام بردارند، صد البته چنین انتخابی به نوبه‌ی خود با دوری کردن از راه و روش سست و نامترقی سال‌های قبل، کاملاً موفقیت آمیز خواهد بود.
در حال حاضر ضرورت ایجاد یک شورای مشترک، بعنوان چتری وسیع با اهداف راهبردی و برای همه مبارزان با بازخوانی روش‌ها، روابط و برخی کنش‌های سیاسی موجود در بین آنها احساس می شود. شورایی که همچنین بتواند برای چهره های جدید سیاسی و فعالین داخل کشور امکان برنامه ریزی مشترک را فراهم آورد.
پس نیازی نیست، هر از چندگاهی تنی چند بصورت متفرق با راه انداختن یک نشست سیاسی خود را اپوزیسیون مشروع و یا اکثریت فعال اپوزیسیون ایران معرفی کنند. چرا که اگر هدف نهائی همه مخالفین رژیم براندازی و گذار از این حاکمیت دیکتاتوری است، تنها از راه نقد و بحثهای گوناگون در چارچوب یک شورای رهبری واحد، امکان طرح پروژه ها و موضوعات مشترک میان همه نیروها، بوجود می آید و جایگاه همه افراد و گروهها با وزن سیاسی شان حفظ می شود. بنابراین می توان به یک تفاهم سیاسی مشترک برای آینده تحولات پیش روی کشور رسید و چنین برداشتی بسیار شدنی و منطقی تر است، نه آنکه هر روز در گوشه و کنار بصورت متفرق و جداگانه، معرّف یک مبارزه گسیخته و ناکافی باشیم.

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: