ولایت، و سقوط سنگر نماز جمعه اش

تعداد مشاهدات: 
489
« پیش از همه، لازم می دانم بگویم که از سیاست خودمحور و لجن زارِ پهلوی ها بود، که این آخوندیسم بالید و هیولای ولایتمدار زائید؛ خیانتِ بزرگی به زندگی همگان که بربادرفتگان، گرسنگان و لهیدشدگان، این جنایت پهلوی ها را هرگز فراموش نخواهندکرد.»

« پیش از همه، لازم می دانم بگویم که از سیاست خودمحور و لجن زارِ پهلوی ها بود، که این آخوندیسم بالید و هیولای ولایتمدار زائید؛ خیانتِ بزرگی به زندگی همگان که بربادرفتگان، گرسنگان و لهیدشدگان، این جنایت پهلوی ها را هرگز فراموش نخواهندکرد.»

پس از اصفهان و اهواز امروز برای سومین بار مردم بجان آمده کازرون زیرکانه و هوشیار توانستند با هماهنگی، همنوائی و همبستگی خود موفق به تسخیر تریبون نماز جماعت شهر شده و یکراست امام جمعه رژیم را مچل کرده و با استفاده از بلندگوی آن با دادخواهی های بی پاسخ مانده ی خود او را به چالش بکشانند. این سومین سقوط پیاپی برجسته ترین بساط تبلیغی و تحریفی سنگر نماز جماعت است که بلازدگان آگاه کازرونی آنرا تصرف کردند، آنها دیگر تاب شان بریده و تن به ریای این نظام و دعاوی پوچ اش نمی دهند. در دیدگاه توده ها حرمت به روحانیت فاسد و اشرافی دیریست رنگ باخته و مردمان بیدادرس، مکر و کلاهبرداری های آنانرا بنام دین بیش از این برنمی تابند و نمی خواهند برده وار وعده های دروغین ملاها را برکول بکشند. زیرا بخوبی دیده و پی به سرشت آخوند جماعت برده، و می دانند که دکان مذهب و ظاهرسازی های از رونق افتاده نماز جمعه، جز پیوند حیاتی با ضرورت سروری آخوند و دولتِ دینی ندارد. تداوم این شیوه ی مبارزه و تصرف پایگاه های سراسری نماز جماعت کشور، بهترین تاکتیک و راهکار برای ایجاد یکپارچگی مردم، و همچنین به انزوا درآوردن دستگاه سیستماتیک فریبکاری رژیم است. چون دیگر نمی تواند از تریبون نماز جمعه برای تحمیق توده ای بهره برده، و هم مدعی داشتن پایگاه مردمی شوند!.

بنابرین، چهاردهه سرسام آورمی باشد که همه ی ما دچار دستگاه بی شرم و حیای نظام ولائی هستیم و تلاش برای رهائی از آن می کنیم. نظامی که از بالا تا پائین گردانندگانش بنام ِخدا، هم بخود و هم بمردم در روز روشن دروغ می گویند، کلک می زنند، فرهنگ تقلید و تظاهر را بازتولید می کنند و گوش رقبا و توده ها را می برند، و همچنان گستاخانه ادعای رسالت الهی ـ آسمانی دارند. این در شرایطی ست که بساط ولایت حتی بخود باورمندانش ثابت کرد که ریاکار، آزمند و واپسگراست؛ و ناتوان از فراروئی حقیر عقیدتی، بسود منافع رنگین اجتماعی ست. دلیل نارسائی ها، نابسامانی ها، فسادها و تبهکاری های نظام ریشه در تمرکز فوق قدرت باندها و مافیاهای رهبری و رقبایش دارد. زن ستیزی فوران می زند. جنگ مذهبی در منطقه، فرصت سازماندهی تروریسم بوده و می باشد که توسط امپریالیسم آمریکا، راسیسم صهیونیسم و غارنشینان فامیل سعودی، و بیاری ناتو بزرگترین خطر ویرانسازی کشور در کمین ماست، که رژیم داعش شیعی و حزب الله اش بدان دامن می زنند. زنجیره جبر و جهل مذهبی بر پیکر نسل جوان بیدادمی کند. ایستائی اقتصادی و تباهی فرهنگی محصول پیوند دین و دولت هست که نمی باید جز همین فسادها و غارت های ریز و درشت را تولید می کرده باشد. چراکه تمرکز فوق قدرت سیاسی اقتصادی آقا و ملاها و مکلاهایش، مادر استبداد و منشأ فسادهاست. این شگفت انگیز است که ما با تجربه خودکامگی شاه، نمی بایست دوباره اجازه می دادیم که دین با دولت و اهداف آخوندیسم همگام باشد که شد و خمینی را امام ساخت! اینک با روشن شدن اهداف حاکمیت مذهبی روزبروز مردم بیدارشده و حکومت را به بازی مرگ و لبه پرتگاه کشانده و می کشانند. ولی این آقا و رژیم اش نمی خواهد اراده مردم بیکار و گرسنه را برتابد و با ترفندهای هزاررنگ مذهبی و دهان پُرکن الهی اش هنوز هم از رو نمی رود، و می خواهد با نام خدا، به سودبری بی شرمانه از باورِ ساده دل توده ها آویزان مانده و ادامه حیات بیابد. شاید تا پیش از 7 دی ادامه چنین رویائی میسر بود ولی نه پس از آن.

اینک راز پشت پرده های پنهان بیت رهبری فروافتاده، همزمان شناخت اجتماعی از کلیت بیرون و اندرون فساد نظام بالارفته و توده ها پا به مرز و خط قرمز رژیم گذارده اند، و حرمت دین و ارباب آن فروریخته است. جای تردید ندارد که جان بجانِ بساط ولایت و نهاد حکومتی شیعی هم که کنی دیگر این دم و دستگاه، آبروئی حتی در پیشگاه مردمان گرسنه، بجان آمده و غارتشده شیعی هم ندارد. پس از دیماه، حاکمیت مطلق برای همیشه کارائی فریفتن توده ها و کارگران و کشاورزان را از دست داده است. زیرا: این نظام کرم زده در خود چرکید و گندید و همه ارزش های معنوی دینی را بگندکشید. حالا هم به اقرار سران و برپادارندگان زندانی، اسیر و فراری اش رژیم مادرِ فسادهاست و معتقدند که رژیم نمی تواند برای بقای خویش تنها یک دلیل بی خدشه تاریخی پس از عمر 40 ساله اش، آنهم برای تبرئه جنایت های بیشمار خود برای باورمندانش بیابد و بقبولاند. آیا سران رژیم می توانند "تنها" یک دلیل اخلاقی برای بقای خود و یک سرمنشأ ارزش الهی که نظام مذهبی به آن باور دارد، وفادار مانده، بخاطر استدلال بیاورد که آنرا خود حکومتیان برای همیشه بی اثر و بی ارزش نکرده باشد!؟

یک رژیم بشدت مرموز، با پیوندهای مافیاهائی خونی ـ با باندهای فامیلی در درون و بیرون بیت رهبری ـ حکمرانی کاست مفتخور و انگل اشرافیت مکلا و روحانیت در سراسر کشور، نفوذ سیاسی و استقلال تجاری یکه تاز بازاری ها، و رواج کلان اقتصاد رانتی که به فلج رشد صنعتی انجامیده ـ قاچاقچی های صاحب اسکله ی خصوصی باندهای سپاه پاسداران و تلنبار سرمایه های هنگفت در چنبره ی آنان، آنهم با یاری شخص رهبری و فرزندانش، پس از چهاردهه، چنان پدری از ولایت و خلافتش را درآورده که بی گمان چندان بدرازا نخواهدانجامید که مجموعه بساط ولایت که کلیت رژیم شیعی اثری از آن برجا نباشد؛ شک ندارد که تراکم کینه و خشم توده ای کارگری منفجرخواهدشد.
بگذار همچنان سر در زیر برف کنند و می باید هم کنند؛ چون توسط اراده اجتماعی طبقاتی نچندان دور بازخواست خواهندشد و دیری نخواهدپائید که آقا پا در بارگاهِ شرم گذاشته و ناگزیر خواهدشد در برابر تاراجشدگان سر ننگ و شرم فرودآورد. همچنانکه شاه آورد! رهبر و نظامی که اینگونه با نام خدا، جان و مال و هستی مردم و کشور را به ویرانی کشانده و مردم را از جان خود به سیری رسانده است. امروزه جای جای ایران، سوخته اتش طمع دینمداری و ویران شده ی ارتجاع ولایت سواری ست. ردپای چپاولگری های استبداد مذهبی، چنان پهنا و گسترده و ژرف در اعماق زندکی توده ها دارد که جبران ناپذیرند. زور و ستم بر اراده سرکوب شده طبقه کارگران بیکار و مردم زحمتکش چنان بی گدار باریده که، 40 سال تجربه خونین استبدادمذهبی، آشکارا قلدری خود را با شلاق زدن کارگر معترض و گرسنه گواه می دهد. در حالیکه گردانندگان تاکنونی این نظام برباددهندگان جان ها، دارائی ها، فرصت ها و مادر جنگ های مذهبی و نسل کشی های مسلمانان منطقه بوده و اقتدار سیاسی آنها با تکیه بر دعاوی الهی شان جز بر فساد سیستماتیک، کلاهبرداری مذهبی و محوری ترین پشتوانه جهانی آنها امپریالیسم آمریکا و دیگر یاران غربی بود، که آنهم جز در تبانی دین با سرمایه داخلی و جهانی هیچگاه موفق میسر نمی بود. همچنانکه همدست شدن *رهبر و گروه حاکم روحانیت با سپاه پاسداران پایگاه اقتدار هردو بوده، و سپاه و بسیج هرگز بسود مسلمانان پاکباخته نبوده است، چماق همین سپاه و بسیج در خدمت جهل و ریای آخوند کار مردم و کشور را رو به تباهی کنونی کشانده است. چرا مردم و کارگران ما نتوانستند اراده ی آخوند و سپاه را کنترل کنند؟ چون رژیم با زیرکی ادعای حکومت الله داشت، و برای اراده ی مردم اهرمی نداشت و نگذاشت، تا توده ها بتواند دین و دولت و ولایت و آخوند را با دخالت مستقیم خود آزاد، کنترل و خودمحوری سرانش را مهار کنند. فاجعه رهبری و قهرمان پروری و ناجی سازی درست در برابر توان اجتماعی طبقاتی ست تا بخدمت دینمداران واگذارشود و شد.
بهنام چنگائی 31 فروردین 1397

*حسن روحانی، رئیس‌جمهوری اسلامی ایران، روز ۲۹ فروردین در مراسم روز ارتش بدون نام بردن از سپاه پاسداران نکات مثبتی را در مورد ارتش گفت که در حقیقت انتقاداتی است که به سپاه وارد است؛ از جمله اینکه گفت ارتش هرگز وارد بازی‌های سیاسی نشده و در هیچ پرونده فساد اقتصادی نام فرماندهان ارتش نیست.

*سپاه پاسداران طی بیانیه‌ای به طور غیرمستقیم به سخنان روحانی واکنش نشان داد. در این بیانیه آمده است: برخی دانسته یا نادانسته همنوایی با دشمن را در دستور کار قرار داده و دستاویز لازم برای تهاجم به سپاه را فراهم کرده‌اند.

*محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری سابق ایران بار دیگر از شیوه اداره جمهوری اسلامی انتقاد کرده و هشدار داده که مردم ناراضی هستند و اگر اصلاحات اساسی انجام نشود، سیل در راه خواهد بود.

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: