سنت، مدرنیسم، و کاریکارتورها

تعداد مشاهدات: 
547
جامعه با پدیده ی موت سنت و زایش کاریکاتور آن، از یک سو، و از سوی دیگر « با استقرار مدرنیسم یا کاریکاتور آن» در گیر است. عمل و سیاست درست رد « سنت و دو کاریکاتور » است.
« مدرنیسم واقعی» لازم است مواظب باشد که « فریب اتحاد تاکتیکی» "دو کاریکاتور" را نخورد. اتخاذ « سیاست مستقل از این دو عنصر» ضرورت دارد...

مدرنیسم در اروپا با ماشین چاپ، عصر روشنگری، با صنعت ماشین آغاز میشود. ولی در ایران چه؟ شاید در ایران هم بتوان از این زاویه به موضوع وارد شد ولی میتوان از زاویه دیگری هم به مسئله نگاه کرد. 
مدرنیسم در جامعه ایران از روزی آغاز میشود که قره العین شاعره  و آزادیخواه، با « تفکر و عمل» شجاعانه اش « حجاب سنت» از سر برگرفت. « برابری زن و مرد» را عملاً اعلام کرد. و مدرنیسم ما با شخصیت « آزادیخواه و معترض و متفکر» زن پیوند خورد و ادامه یافت. در دهه  انقلاب بهمن( جنبش فدایی، اعتراض به حجاب اجباری) این اعتراض تکرار شد و با خیزش «دختران خیابان انقلاب» و حرکت شجاعانه ی« ویدا موحدی»-دی 96- به مرحله تازه ای گام گذاشت.

مدرنیسم در ایران با شخصیت آزادیخواه و معترض و مبارز زنان، جریان خود را از « سنت» عقب مانده جداکرده است. یک پای مدرنیسم را  تلاش زنان پیشرو جامعه در عرصه های مختلف تشکیل داده . برخلاف تصوری که حکومت از « زن مدرن» جامعه ما دارد، این شخصیت در همه عرصه ها شایسته افتخار است. و سرمشق. و جامعه مدرن آینده را تحقق خواهد بخشید. «نقش زنان در مدرنیسم » موضوع نوشته نیست، اشاره به این نکته، ذکر مثالی ست، برای تمایز بین سنت و مدرنیسم. 

خیزش خود انگیخته ی « دی 96» نشان داد یک «تغییر ذهنی اجتماعی» یا به عبارت دیگر یک« انقلاب فرهنگی» خود انگیخته، از طریق« تجربه گری» در ذهنیت جامعه ایران رخداده است. خصلت این انقلاب ذهنی عمومی« رد خمینسم حاکم» به عنوان « ایده لوژی دولتی-دینی» مستقر است. « ایده لوژی دولتی همیشه نفی خود را تولید میکند». 
چرا خمینسم در ایران 57 پیروز شد؟ چرا اکنون بعد از حدود چهل سال -آزمایش پس دادن-در جامعه از سوی « اکثریت مردم»، در عرصه حکومت گری و دین گرایی به کنار گذاشته شده است؟ 
جامعه ایران چه «  روندی" را طی میکند؟ چه آینده ای در انتظار جامعه است؟ نقش نیروها چگونه است و چه میتواند باشد؟ چه خطر یا خطراتی « پیشرفت جامعه» را تهدید میکنند؟ برای رفع خطرات لازم است به چه عناصری  توجه کرد؟ این زوایا را مختصر نگاه کنیم. که «حرکت آگاهانه» کلاه از سر جامعه برمیدارد:

تصویر منسوب به قره العین 

 

چرا خمینسم در 57 پیروز شد؟

در انقلاب مشروطیت کلاً دو جریان وجود داشت: سنت و مدرنیسم. سنت شکست خورد، نتوانست : 1-«حکومت مشروعه سنتی » را حاکم کند. 2- «حکومت سنتی قاجار» هم سقوط کرد.
اما «حکومت مشروطه»، نماینده مدرنیسم، که از میان این کارزار متولد شد،« کاریکاتور مشروطه» از آب درآمد و نتوانست « مشروطه » ی واقعی را حاکم کند. 
تضاد بین « سنت -و-مدرنیسم» از مشروطیت تا 57 ادامه داشت. و در طی این روند « روحانیت مشروعه چی- از جمله خمینی- و  سازمان مجاهدین » باز تاب « نیروی سنت» در جامعه بودند. از سوی دیگر
« چپ و سکولارها» مدرنیسم را نمایندگی میکردند. حکومت شاهی  «کاریکاتور مدرنیسم» بود. این حاکمیت به علت تضاد هایی که: 1- با« مدرنیسم واقعی» و 2- با « سنت -روحانیت» داشت برافتاد. 
"روحانیت سنتی-خمینی"، حکومت اسلامی میخواست. و نیروی سکولار، « مدرنیسم واقعی-جمهوری مدرن»( دموکراسی، عدالت اجتماعی ، عدم تبعیض). « کاریکاتور مشروطه یا مدرنیسم ظاهری یا حکومت شاهی» در مقابل این « دو نیرو» شکست خورد. 

« جریان سنتی -خمینی» برای اینکه موفق شود « جلد» عوض کرد. و با این جلد عوض کردن توانست « اتحاد» تاکتیکی ایجاد کند با نیروی « مدرنیسم، سکولارها». سنت با «تغییر ظاهری»، خود را « مخالف دیکتاتوری، حکومت شاه، نقض حقوق بشر، طرفدار محرومان، و آزادی و پیشرفت، حتی عدم حکومت روحانیت» جا زد. با این « تغییرجلد» توانست به سر « نیروی سکولار» کلاه گشاد چهل ساله بگذارد. پیروزی خمینسم به خاطر 1-« سنتی بودن جامعه» 2-  « حمایت و برنامه ریزی خارجی»، 3-« کم تجربه بودن نیروی عمده سکولار جوان»، 4- اتخاذ تاکتیک اتحاد ظاهری از سوی خمینی، بود. 

عمدتاً « ضعیف بودن نیروی مدرن جامعه»  و « عمده و قوی بودن سنت-70 در صد بیسواد» موجب پیروزی خمنیسم شد. این تحلیل در سالهای پیش از 57 در میان بخش کوچکی از نیروی جوان بود و خطر پیروزی سنت بر مدرنیسم را گوش زد میکرد. شخصیت معروف این تحلیل « بیژن جزنی» بود که « خمینی را رقیب طبقه کارگر» معرفی میکرد-منبع: منتخب آثار بیژن جزنی. کسان دیگری نیز بودند که متوجه احتمال و خطر پیروزی سنت بر مدرنیسم بودند. گرچه تعدادشان کم بود.

 بهرصورت  مدرنیسم مشروطیت بعد از زاییدن«  مدرنیسم شاهی-کاریکاتور مدرنیسم»، در 57 از طریق « اتحاد تاکتیکی» خمینی(سنت) با جناب "سکولار"(مدرنیسم)، شکست خورد. به دنبال آن، خمینی آقای "سکولار" را هم کشت. و خود خمینسم  اکنون چهل سال است که حکومت میکند. 

 

 حال، وضع نیروها چگونه است؟

«جامعهجانور» از هنگامیکه متولد شده به طرف طمعه ی خود یعنی« تأمین نیاز» در حرکت است. زیگزاکی. این جانور تحت تأثیر «سه نیرو»-  درونی، بیرونی، هدفی - حرکت میکند.  نیرو ها عمدتاً سه نوع اند، پس برنده، پیش برنده، خنثی.« نیرو ها و نوع حالتها» می توانند « اتحاد تاکتیکی عملی» داشته باشند. و همینطور یک دیگر را «قوی، حذف یا خنثی» کنند. 

نیروها برای پیشروی از « تاکتیک جلد عوض کردن» استفاده میکنند. که این شیوه عمدتاً توسط « سنت» به کار بسته میشود. در دو انقلاب ایران- مشروطیت و بهمن- تضاد و مبارزه بین حضرات« سنت و مدرن» جریان داشت. و همچنان ادامه دارد. این دو عنصر ، اگر کاریکارتو آنها را نیز حساب کنیم - عناصر چهارگانه را تشکیل میدهند.( عنصر مدرن و کاریکاتور اش، عنصر سنت و کاریکاتور اش). کاریکاتورها چرا و چگونه ایجاد میشوند؟ عناصر مذکور برای حرکت و تأمین نیاز و پیروزی و حیات شان ، اجباراً باید در « فرم و محتوای» خود و «چگونگی حرکت»  تغییراتی را وارد کنند، « ظاهراً یا واقعی، یعنی دگردیسی» می یابند. در این « دگر دیسی» حقیقی یا « جلد گیری ظاهری»، کاریکارتور» خود را تولید میکنند. به عبارت دیگر، وقتی «پدیده ای»، مثلا مدرنیسم ، عدالت اجتماعی، دموکراسی، جمهوری، فدرالیسم، یا آزادی و برابری، وغیره، «شرایط تحقق ندارند» یا دارند ولی گروه هایی به نفع خود،« آگاهانه نمی خواهند» تحقق یابند، عملا آن پدیده را وارونه و قلب کرده و به کاریکاتور اش تبدیل میکنند و تحویل جامعه میدهند. از سوی دیگر تبلیغات راه میاندازند که «همه چیز اینجا حقیقی» ست وهیچ جا چنین واقعیتی وجود ندارد.   

اکنون خمینی( خمینسم) به عنوان بخشی از سنت دارد حذف میشود. سنت در حکومت و خارج حکومت دچار شکاف و تضاد شده است.تضاد جناحها در حکومت، روحانیت مخالف خمینی در جامعه، نشانه ی این روند است.
آن بخش از «مذهبی ها و روحانیت مخالف خمینی» که به نوعی خواهان حفظ « حکومت اسلامی» هستند، در واقع « کاریکاتور جدید سنت»اند. و« آن بخش از سکولار ها» که به نوعی میخواهند
« سلطنت و ناسیونالیسم فارسی» را حاکم کنند « کاریکاتور جدید مدرنیسم»اند.
 
سنت رو به موت، تلاش میکند بچه اش «حکومت اسلامی دوم» را بزاید. که ادامه حیات بدهد. « مدرنیسم» اگر نتواند حاکم شود« کاریکاتور اش» را خلق خواهد کرد که شاید بتواند مستقر شود.
در واقع جامعه با پدیده ی موت و زایش « سنت»- کاریکاتور سنت- از یک سو، و از سوی دیگر « با استقرار مدرنیسم یا کاریکاتور آن» در گیر است. عمل و سیاست درست رد « سنت و کاریکاتور آن»، و همینطور « رد کاریکاتور مدرنیسم» می باشد. « مدرنیسم آری-منهای شونیسم».

مدرنیسم عاری از شونیسم، یا « مدرنیسم واقعی»، لازم است « دموکراسی(آزادی و برابری قانونی)، سکولاریسم( جدایی دین و دولتعدالت اجتماعی استاندارد( حداقل رفاه و بهداشت و آموزش و غیره)،
عدم تبعیض( عرصه زنان و ملیتها و غیره)، تقسیم قدرت مرکزی به ایالات، حاکمیت قانون، امنیت اهالی» را تحقق بخشد. مدرنیسم میتواند اداره جامعه را « خود گرانی» نیز بکند. و به جای « اقتصاد نئولیبرالیسم-حاکمیت سرمایه مالی»، « اقتصاد صنعتی -تجاری اجتماعی» را که  تحت «کنترول جامعه مدنی» باشد، انتخاب کند. 
خطری که «مدرنیسم واقعی» را در جامعه ایران تهدید میکند « سنت و کاریکاتور اش، و همینطور کاریکاتور خود مدرنیسم» است. « دو کاریکاتور ، و سنت رو به موت» رقیب « مدرنیسم واقعی» و مورد نیاز جامعه هستند.

« مدرنیسم واقعی» باید مواظب باشد که « فریب اتحاد تاکتیکی» "دو کاریکاتور، و ضربه سنت رو به مرگ را نخورد. اتخاذ « سیاست مستقل از این سه عنصر» ضروری ست.

چکیده:

 نه، به «حکومت اسلامی»(از هر نوع)، نه، به « برگشت به گذشته» ( از هرنوع) ، آری به « استقرار جمهوری مدرن واقعی»، جهت تحقق دموکراسی، عدالت اجتماعی، و عدم تبعیض. از طریق « اتحاد "عملی" عمومی-نه الزاماً سازمانی» ( - و نه اتحاد ملی، که معنی ناسیونالیستی و آریا گرایی دارد، و موجب دفع جنبش ملیتهاست- بل اتحاد عمومی). برای « خیزش حداقل دوسوم مردمان جامعه و جمع کردن بساط فاشیسم دینی حاکم». 

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برای گذار از حکومت حاکم در ایران، کلا سه راه حل پیشنهاد شده است:
1- انتخابات آزاد ( حتی با شرکت چپ ها) ، از سوی رفرمیست ها. کسانی مثل تاج زاده.
2- رفراندوم -آری، نه - به حکومت کنونی . توسط 15 فعال سیاسی و مدنی. حکومت را اصلاح پذیر نمی داند.
3- سرنگونی. توسط بخشی از اپوزیسیون که دو راه حل قبلی را « غیر عملی» میدانند. به خاطر اینکه حکومت استعداد پذیرش آنها را ندارد و نخواهد داشت. یا اگر هم وقتی داشته باشد « دیر خواهد بود».
---
باید دید، عملاً روند جامعه به طرف کدام راه حل پیش میرود.
---
راه بیرون رفت حکومت از بحران و خودش، در پیش گیری « آنتخابات آزاد، رفراندوم» هردو ست. اگر میخواهد جامعه با « مسالمت» مشکل را حل کند. در غیر این صورت عملاً منتظر انقلاب میماند.
در این حال اگر تقصیری باشد، از آن حکومت است.