تجزیه طلبی در چهار منظر

مقاله های چهارگانه ی زیر ناظر به پیامدهای تجزیه طلبی در ایران است، خصوصاً پیامدهای خونبار انسانی آن. اما گروه هایی با برساختن هویت های فارس و ضد فارس، مبارزه ی آزادیخواهی مردم ایران را به نزاع های قومی تبدیل می کنند

گروه های به حاشیه رانده شده و محروم از حقوق اساسی و مشارکت سیاسی، "اقلیت" نامیده می شوند. ایران در 90 سال اخیر شاهد انواع ستم ها به اقلیت های زبانی بوده است. حداقل این است که آنها از آموزش به زبان مادری خود محروم شده اند. نظام های سرکوبگر مردم را از حقوق اساسی شان محروم کرده اند. نظام دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر، عادلانه ترین نظامی است که تاکنون آدمیان برساخته اند. مبارزه ی مردم ایران ناظر به چنین هدف والایی است. اما افراد و گروه هایی به دنبال تجزیه ی ایران اند. دولت هایی نیز در سطح منطقه و جهان به اشکال مختلف از این رویه ها حمایت به عمل می آورند. نفرت از جمهوری اسلامی موجب شده تا افراد و گروه هایی میان کشور ایران و نظام جمهوری اسلامی هیچ تمایزی قائل نشده و به سوی پروژه هایی پیش روند که معطوف به نابودی ایران است.

مقاله های چهارگانه ی زیر ناظر به پیامدهای تجزیه طلبی در ایران است، خصوصاً پیامدهای خونبار انسانی آن. اما گروه هایی با برساختن هویت های فارس و ضد فارس، مبارزه ی آزادیخواهی مردم ایران را به نزاع های قومی تبدیل می کنند. هویت هایی که معلوم نیست از چه اجزایی تشکیل شده اند و تا حدی که من اطلاع دارم، تعریف نشده اند و مدعیان هویت های متعارضی را که می سازند،تاکنون به طور تحلیلی روشن نساخته اند که چیست؟

می گویند من "فارس" هستم. اما من نمی دانم که "فارس" بودن چه معنایی دارد و هرگز خود را "فارس" نخوانده و احساس نکرده ام. تصور من این بوده و هست که ما نیازمند اندیشه ی تجدد(مدرنیته) و نظام اجتماعی مدرن هستیم، نه بازگشت به جهان مفهومی ماقبل مدرن. هیچ نظام فکری ای به اندازه ی اندیشه ی تجدد برابری گرا نیست. اصل بر برابری و آزادی است. همه ی ما شهروندان برابر و آزاد هستیم و نظام های سیاسی ای باید پدید بیاوریم که ملتزم به این اصل باشند. من تا حدی می دانم که "شهروند برابر و آزاد" چیست؟ اما اصلاً نمی دانم که هویت های متفاوتی چون "فارس"،"کرد"،"ترک"،"بلوچ"،"لر"، و...چیست؟ البته که اشکال از من است. اما مدعیان نیز نکوشیده و نمی کوشند تا مدعای خود را توضیح دهند.

چهار مقاله زیر چنین دغدغه هایی را پی می گیرد. مدافع تمامیت ارضی ایران و آزادی همه ی ایرانیان است. از حق تعیین سرنوشت همه ی ساکنان ایران زمین دفاع می کند. نگاهش اومانیستی است، نه ناسیونالیستی. به انسان چون انسان می نگرد. یعنی انسان- مستقل از تفاوت های جنسیتی و زبانی و مذهبی- غایت فی نفسه است. حقوق بشر، حقوق بشر است از آن نظر که "شهروند برابر و آزاد" است. به دموکراسی و آزادی و حقوق بشر و برابری فرا می خواند، نه جنگ و ستیز قومی و قبیلگی. باید دوران قبیلگی را پشت سر نهاد. آدمیان دموکراسی را به عنوان نظام سیاسی عادلانه ی جهانی برساخته اند. حقوق بشر را در "اعلامیه ی جهانی حقوق بشر" مندرج کردند تا متعلق به همگان باشد. در گام سوم اعلامیه ی "اخلاق جهانی" را تهیه کردند. امیدوارم که این مقاله ها به گفت و گویی مستدل و فارغ از تهمت و دروغ و دشنام دامن بزند. هر چهار مقاله در متن پی دی اف زیر آمده است.

tajziehtalabiAG.jpg

-----------------------
[لینک به متن پی دی اف چهار مقاله]

برگرفته از: 

گویا

بخش: 

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

نظر: 

تحلیل گری از منظر یک پان فارس که در عین حال ماموریت دیگری را هم بر عهده گرفته است.

نظر: 

تلاش مضاعف ایشان در روزهای اخیر و تغییر جهت افکارایشان از مبارزه مدنی علیه رژیم جمهوری اسلامی به سمت ملل غیر فارس، و دست وپا زدن های ایشان در مقالات فوق، به خوبی نظر جناب آقای آراز را تایید میکند که ماموریتی چند گانه به ایشان محول شده است! آقای گنجی و همفکرانتان! چرا اخیرا اینقدر در مقابل جنایات رژیم در داخل ایران بر علیه مبارزان مدنی ساکت نشسته اید؟! چرا به یک باره شما هم حرف از تجزیه و میهن و یکپارچگی و از این حرفها می زنید !؟ در صداقت امثال شما که خیر ملل غیر فارس را بخواهید شک هست! ما همانند اوایل انقلاب فریب این گونه اقدامات را نخواهیم خورد! برای ما فرهنگ و زبان مان بیشتر از یکپارچگی خاکی که در ان خاک سر گربه هستیم و اما این گربه نمی تواند به زبان خودش صحبت کند ارزش دارد!

نظر: 

یکی از ماموریت ایشان، ایفای نقش یار کمکی و دقیقه نود هم برای جمهوری اسلامی و هم برای مخالفان خارج نشین فارس این رژِیم است! با توجه به این که ایشان در گذشته در همین مقامی بوده که سردمداران فعلی رژِیم در حال حاضر هستند بنابر این می توان هدف واقعی ایشان را از توجه بیش از حد به مساله تجزیه طلبی کشور فهمید! مقاله ایشان همدستی هم رژیم و هم روشنفکران فارس ظاهرا مخالف این رژیم را بر علیه ملیت های غیر فارس می رساند! تا کنون هیچ کدام از نویسندگان متعلق به ملیت های غیر فارس در این جا نگفته اند که تجزی هطلب هستند پس آقایان از کجا به این نتیجه میرسند که عده ای در فکر تجزیه ایران هستند! توهم توطئه سراسر وجود آقایان را گرفته است! تنها حرف ملیت های غیر فارس درخواست حق تعیین سرنوشت برای ملیت های غیر فارس است. این چه ارتباطی با مقوله تجزیه طلبی دارد! آقای گنجی این را توضیح بدهد. خیلی رک و صریح !

نظر: 

تعریف های جدیدی از حقوق بشر و حق تعیین سرنوشت و ایران و ... دیدیم. با تشکر از جناب گنجی که علم جدیدی ابدا کرده اند!!

نظر: 

‫جناب گنجی فقط توی همین یک جمله تان [می گویند من "فارس" هستم. اما من نمی دانم که "فارس" بودن چه معنایی دارد و هرگز خود را "فارس" نخوانده و احساس نکرده ام. ] هزار تا حقه بازی و افکار فاشیستی نهفته. هنوز هم وجود ملت (به قول شما قوم) را قبول نمیکنید. قبول نکردن ملتی بنام فارس (شما بگویید قوم) به این ‫معنی است که ملتی به نام ترک ،کرد ، عرب، بلوچ، تو ایران وجود ندارند.البته نفی ملیت ها هیچ ضرری برای ملت حاکم ندارد ولی برای ملیت های دیگر حکم انکار و محرومیت از حقوق شان است.

نظر: 

آقای گنجی حرفهایشرا طوری میخاید, خودش هم نمیفهمد چی میخواهد بنویسد. دلیلش هم این است, که با فرهنگ وروشن گری دنیای غرب آشنائی ندارد و به همان روال آخوندیسمی می اندیشد و مینویسد. در فرهنگ آخوندیسم یک آخوند منبرنشین پای منبری هایش را یک مشت انسانهای هالو و مسخ شده تصور میکند, البته که اکثرشان هم همینطور هستند. در مکتب آخوندیسم خبری از علم, منطق و واقعیات نیست , همه چیز جزمی است. مثلا آ خوندی تعریف میکند که حضرت علی قادر بود کره زمین را با انگشت سبابه اش بچرخاند و یا خامنه ای علی گویان از شکم مادر بیرون آمده . می بینیم اینجا خبری از سئوال . جواب و یا این امر چطور ممکن است نیست , بلکه به جای آن صلوات فرستادن پای منبری ها است.

نظر: 

اگر نژادی(ملیتی) به نام فارس وجود خارجی ندارد پس این همه سروصدا در مورد خلیج فارس برای چیست؟! چرا می خواهند خلیجی به این اهمیت را به نامی نامگذاری کنند که وجود خارجی ندارد! اگر جناب دکتر گنجی این کشف جدید خود را مبنی بر انکار وجود هویت فارس به مجامع علمی ایران و اعراب ارائه کنند بسیاری از مشکلات خلیج( نگفتم فارس تا به نظر آقای گنجی که منکر وجود هویت فارس هستند احترام بگذارم) حل خواهد شد!

نظر: 

دیگر دوران سوپاپ اطمینان‌های به اصطلاح جمهوری اسلامی چون گنجی‌ها گذشته است. دیگر هیچ غیر فارس ایرانی به این حرف‌های کودکانه امثال گنجی‌ها بها نمی‌دهد. ما ایران بدون شونیسم فارس را می‌خواهیم ولی تحمل ایرانی که در آن حاکمیت بیمار و مبتلا به راسیسم زبانی، اقتصادی و اجتماعی فارس را نداریم. گنجی هم برود برای خود مرثیه خوان ببیند. و انرژی غیر فارس ‌ها را تلف نکند.

افزودن نظر جدید

CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.