سیمرغ وحید نصیریان ازاد گشت

قلب سیمرغ از قفس پرید. سیمرغ ازاد شد.قلب وحید از اسارت سانسور ازاد شد.وحید نصیریان با سیمرغ سراسر سرزمینمان را پرواز خواهد کرد.تا برای شما از زبان سیمرغ چگونگی رها شدن علیه ضحاکهای زمان سخن بگویداكنون در آستانه بهاري ديگر پس از ٨ سال اسارت و سانسور آخرين اثر جاودانه وحید نصیریان "قلب سيمرغ " وي با ما از راه رهايي سخن ميگويد .بعد از مرگ كارگردان اولين انيميشن سه بعدي سينمايي تاريخ سينماي ايران فیلم سینمایی وی به همت خانواده وی از اسارت رها گشت.اکنون وحید نصیریان پیروز شد تا سد سانسور را بشکند.

وحید نصیریان در تاریخ  25 خرداد 1350 درشهرستان اهر استان آذربایجان شرقی و در خانواده ای متوسط  به دنیا آمد  شش ماهه بود که به تصمیم خانواده به تبریز مهاجرت کرد. نبوغ خارق العاده او در تصویرگری اشباح درون روح  سرکش و زیبایش از اوان کودکی نمودار گشت .

وی در سنین پیش از دبستان استعداد زیادی در نقاشی و ساختن مجسمه با سیمهای فلزی از خود بروز داد. نقش مادر  در تشویق ویو حمایت از نبوغش بسیار تاثیر گذار بود.

  دوره تحصیلات  ابتدایی را  آغاز کرد ، و در ادامه  راهنمایی ها و حمایتهای  بیدریغ مادر و عمویش باعث گشت تا در  هنرستان میرک تبریز مشغول به تحصیل شود.

از همان ابتدای ورود استعداد و خلاقیت بی نظیری از خود نشان داد و به واسطه پشتکار و علاقه فراوانش مورد توجه استادان  هنرستان  قرار گرفت.

تلاش وی برای کسب رشد و شکوفایی شعور و آگاهیش به واسطه وجود کتابخانه بزرگ خانوادگی و دسترسی محدود به فیلمهای هنری میسر گشت.وی همواره برای مطالعه و درک آثار فلسفی ، هنری و اجتماعی فیلسوفان ، هنرمندان و نویسندگان مشهور جهان به سان برادران بزرگش همواره پیشتاز بود

تلاشهای بی وقفه “وحید” نوجوان برای شکوفایی ذهن خلاقش هیچگاه متوقف نشد و از محدودیتهای اجتماعی و افکار تحمیلی آن دوران گذر کرد. وی بعد ها به مطالعه عمیق تری در سبک های هنری جهان خصوصا در حوزه تجسمی پرداخت و از نقاشان امپرسیونیسم ، فویسم، کوبیسم، اکسپرسیونیسم و سوررئالیسم بدون آنکه تقلید کند تاثیر پذیرفت.او در تمامی عرصه های اجتماعی و حوزه های اندیشه هنری  و در میان هم نسلان خود پیشگام بود.

با از دست دادن مادر در سال 1367 به واسطه بیماری سخت و طولانی سرطان ، روحیه حساس وی در پذیرش تلخی مرگ به عنوان اولین تجربه متحول گشت.این فاجعه آغازگر تحول عظیمی در خلاقیتهای هنری او نیز شد.

آذربایجان ، سرزمین مادری ، نه تنها از حمایت او بلکه از درک هنرش نیز  عاجز ماند و به ناچار می بایست به دنبال فضای بازتری برای ابراز خود و شکوفایی هنرش می یافت. به ناچاردر سال  1368 بعد از به پایان رساندن هنرستان و برگزاری اولین نمایشگاه ازآثار نقاشی اش  به تهران کوچ کرد.

شرایط سخت معیشتی ، تنهایی و غربت در تهران نه تنها عزم او را در خلق آثار نقاشی و طراحی سست نکرد بلکه او را ترغیب به تلاش با سرسختی هرچه تمامتر نمود.در این دوران بسیار سخت اموزش پاره وقت نقاشی به کودکان وی را از دنیای خشن و آلوده و بیرحم دور میساخت تا کمی وی و روح سرکشش بیاساید.

سبک و سیاق نمامی اثار نصیریان ریشه های عمیق در نوع نگاه خاص , خلاق و شخصی وی به جهان ,فرهنگ و نابسامانی های اجتماعی و برداشتی ناب و خاص از زندگی , بدون هر گونه جهت گیری از پیش تایین شده اخلاقی , سیاسی و اجتماعی است . به بیانی ساده تر او خالق سبک هنری و آرمانگرایی منحصر به خویش بود.
وی که به درستی با طراحی عام و بلاخص طراحی فیگوراتیو اندام انسانی آشنایی و مهارت کافی در به تصویر کشیدن آن داشت , اکنون در مقام خالقی توانا هر چه بیشتر دست به تغییر طبیعت و واقعیات موجود می زد تا جهانی حقیقی را به مخاطبین خود بشناساند .
گویی وی با سماجت بسیار بنا را برآن گذاشته بود تا از جهانی ملموس و آشنا جهانی با مختصات جدید خلق کند که در آن تنها نه به پوسته ظاهری بلکه به عمق درد ها , کاستی ها , احساست نیک و بد انسانی بپردازد .
جهانی که در آن باید ها و نباید ها را کنار بگذارد و با دیدگاه خویش فلسفه زندگی را از نو تعریف نماید.
تلاشهای بی وقفه "وحید" نوجوان برای شکوفایی ذهن خلاقش هیچگاه متوقف نشد و از محدودیتهای اجتماعی و افکار تحمیلی آن دوران گذر کرد. وی بعد ها به مطالعه عمیق تری در سبک های هنری جهان خصوصا در حوزه تجسمی پرداخت و از نقاشان امپرسیونیسم ، فویسم، کوبیسم، اکسپرسیونیسم و سوررئالیسم بدون آنکه تقلید کند تاثیر پذیرفت.او در تمامی عرصه های اجتماعی و حوزه های اندیشه هنری و در میان هم نسلان خود پیشگام بود.
با از دست دادن مادر در سال 1367 به واسطه بیماری سخت و طولانی سرطان ، روحیه حساس وی در پذیرش تلخی مرگ به عنوان اولین تجربه متحول گشت.این فاجعه آغازگر تحول عظیمی در خلاقیتهای هنری او نیز شد.
آذربایجان ، سرزمین مادری ، نه تنها از حمایت او بلکه از درک هنرش نیز عاجز ماند و به ناچار می بایست به دنبال فضای بازتری برای ابراز خود و شکوفایی هنرش می یافت. به ناچاردر سال 1368 بعد از به پایان رساندن هنرستان و برگزاری اولین نمایشگاه ازآثار نقاشی اش به تهران کوچ کرد.
شرایط سخت معیشتی ، تنهایی و غربت در تهران نه تنها عزم او را در خلق آثار نقاشی و طراحی سست نکرد بلکه او را ترغیب به
وحید نصیریان در تاریخ 25 خرداد 1350 درشهرستان اهر استان آذربایجان شرقی و در خانواده ای متوسط به دنیا آمد شش ماهه بود که به تصمیم خانواده به تبریز مهاجرت کرد. نبوغ خارق العاده او در تصویرگری اشباح درون روح سرکش و زیبایش از اوان کودکی نمودار گشت .
وی در سنین پیش از دبستان استعداد زیادی در نقاشی و ساختن مجسمه با سیمهای فلزی از خود بروز داد. نقش مادر در تشویق ویو حمایت از نبوغش بسیار تاثیر گذار بود.
دوره تحصیلات ابتدایی را آغاز کرد ، و در ادامه راهنمایی ها و حمایتهای بیدریغ مادر و عمویش باعث گشت تا در هنرستان میرک تبریز مشغول به تحصیل شود.
از همان ابتدای ورود استعداد و خلاقیت بی نظیری از خود نشان داد و به واسطه پشتکار و علاقه فراوانش مورد توجه استادان هنرستان قرار گرفت.
تلاش وی برای کسب رشد و شکوفایی شعور و آگاهیش به واسطه وجود کتابخانه بزرگ خانوادگی و دسترسی محدود به فیلمهای هنری میسر گشت.وی همواره برای مطالعه و درک آثار فلسفی ، هنری و اجتماعی فیلسوفان ، هنرمندان و نویسندگان مشهور جهان به سان برادران بزرگش همواره پیشتاز بود
بدیهی است که در بسیاری موارد قدرت طراحی و تکنیک در کار های وی برای هر بیننده عام مشهود بود , اما درک واقعی آثار وی از جانب بسیاری از اهالی فرهنگ و هنر دشوار می نمود. از آنجا که در فرهنگ جوامع عقب نگهداشته شده با هر آنچه درک نمی شود مبارز ای آشکار آغاز می گردد , او نیز به ناچار می بایست در آن واحد با شرایط اجتماعی و هم ارتجاع اندیشه هم صنفان خویش بر سر حقانیت آثار و افکارش مبارزه نمایند . آثار وی در قالب های مختلف طراحی , نقاشی و مجسمه سازی ماحصل این مبارزه پرتنش و دائمی بود.
وحید نصیریان بعد از تجربه تلخ اولین عشق نافرجامش به دلیل فرهنگ ارتجاعی و ممانعت خانواده طرف مقابل که ناکام ماند در سال 1369 با افسانه جابری آشنا گشت .
این آشنایی آغاز گر عشقی عمیق شد. خلاء حمایتی معنوی و مادرانه بر تکامل روح سرکش وی در سال های جوانی توسط همسر هنرمند و توانایش در سال های بعد پر گشت وی با حمایت های بی دریغ او توانست با برگزاری نمایشگاه های متعدد نقاشی وارد عرصه حرفه ای اما بیمار و محدود جامعه هنری آن دوران گردد .
به همین واسطه فصل جدید ی در زندگیش آغاز گشت. ماحصل این ازدواج فرزندی بنام ماهور بود.
حاصل تلاش 30 ساله وی برگزاری بیش از 30 نمایشگاه انفرادی و گروهی در ایران وخارج از کشور بود که حاصل آن تعداد زیادی جوایز مختلف ملی و بین المللی در حوزه هنرهای تجسمی گردید.
محدودیت های سیستماتیک که در جامعه هنری و فرهنگی آن دوران اعمال می شد وی را بیش از پیش سرکش وعسیانگرساخت. تعهد هنرمندانه اش به دفاع از شرافت انسانی و برخورد درستش با همه موانع ارتجاعی او را در زمره پیشگامان این مبارزه فرهنگی و اجتماعی قرار داد .
تضاد روحیه خلاق و نو گرای او با جامعه ای به شدت عقب نگه داشته شده به همراه نبوغ و رنج فراوان آفرینندگی و زایش هنری باعث تکامل او گشت .
تلفیق درد رنج , عشق , آرمان و هنر در اشکال و اشباح تمامی آثارش مشهود است . وحید نصیریان همزمان با خلق آثار نقاشی که از ابتدا دغدغه همیشگی و اصلی وی بود و با توجه به گرایش , علاقه و شناختش از سینما این بار در سال 1374 به پیشنهاد محمد مقدم با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شروع به همکاری با انان کرد.
وی در طی مدت زمانی بسیار کوتاه اصول اولیه ساخت فیلم انیمیشن را در جلسات آموزشی به همراه محمد سلیمان زاده آموخت .توانایی بالای وی در طراحی کاراکترسازی و به حرکت دراوردن اشکال درون ذهن هنرمندش به یاری وی آمد و در این حوزه نیز با سرعتی باور نکردنی پیشرفت کرد.
موفقیت وی در ساخت اولین کار کوتاه انیمیشن علی رغم همه حسادت ها دشمنی ها و کارشکنی ها قطعی شد . فیلم کوتاه ۳ قطره خون را بر اساس برداشتی آزاد از کتاب صادق هدایت با همین نام در سال 1375 ساخته شد .بعد از ساخت این فیلم وی توانست توجه جشنواره های خارج از ایران را به خود جلب کند .
بعد از توجه و استقبال ویژه جشنواره های جهان جشنواره های داخلی و جامعه هنری ان دوران با اکراه تمام مجبور به پذیرش وی و هنر جهانشمولش گشتند.شهرت جهانی وی باعث گسترش شهرتش در ایران شد .
در تداوم این کارزار هنری وحید نصیریان موفق به تولید 140 دقیقه انیمیشن در قالب مجموعه تیزرهای ستاد مبارزه با مواد مخدر به سفارش موسسه مرز افتاب گشت .
در حقیقت وحید نصیریان یکی از فیلمسازان پر کار و مستقل پس از (انقلاب) است که بتدریج دست به ساخت فیلمهایی بر اساس انتخابهای شخصی و متناسب با سبک و سیاق و ساختارهای ذهنی منحصر بخود وی بود.فلسفه زندگی وی تلفیق نبوغ و استعداد هنری وایده های شخصیش که برخواسته از ارمانگرایی وی که برگرفته از ضرورتهای اجتماعی بود.بعبارت ساده تر خلاقیت وی محصول این تضاد اجتماعی بود
فیلمهای مستقل وی پس از مدت کوتاهی در جشنواره های معتبر بین المللی از جمله هیروشیما، انیسی ، اودنزه دانمارک، سالسبورگ اتریش ، برلین ، ابنزه ، کروک ،هامبورگ و ریودوژانیرو به نمایش در آمد و جوایز بسیاری را نصیب خود کرد.

بعد از این دوران توجه جشنواره های داخلی به کارهای وی معطوف گشت .شرکت در جشنواره های مختلف از جمله جشنواره انیمیشن؛جشنواره سینمای جوان ؛خانه سینما؛مرکز سینمای مستند و تجربی و نهایتا جشنواره فیلم قجر در کارنامه هنری وی درج گشت.کسب جوایز متعدد از این جشنواره ها دستاورد وی بود. حاصل کار این دوران ساخت فیلمهای متعدد از جمله : " بت ابدی "( 1377) ، " ضد نور " ( 1379) ، " حفره " ( 1380 ) ، " کنتراست " ( 1383) ، " قفس " ( 1384 ) و ....غیره بود..
نصیریان در سال 1377 در حوزه تصویرگری کتاب اغاز به کار کرد.
اولین کتابهای وی *کور اوغلو وکچل حمزه نوشته صمد بهرنگی *ترس ولرز نوشته غلامحسین ساعدی و *روزی که اسمان شکست نوشته امیر حسین خورشید فر بودند که توسط نشر *ماهریز انتشار یافت وبا استقبال روبرو گشت.وی در ادامه به ساخت تصاویر کتاب نقیس *موجودات خیالی نوشته خوزه لوذیس بورخس به سفارش نشر ماهریز پرداخت که حدود شش ماه بطول کشید.
تعدادی از اثار نقاشی و طراحی وی در مجموعه کتابهای *چشم به چاپ رسید.
مجموعه داستانهای شاهنامه که مشتمل بر بیش از 20 عنوان کتاب خستند با بازنویسی *م ازاد و توسط نشر *مهاجر در فاصله سالهای 1383 تا 1390 انتشار یافت.
او که در سال 1384 استارت ساخت قیلم *پیر عشق را زده بود در میانه کاربعد از انکه طرح فیلم سینمایی بلندش *قلب سیمرغ به تایید سینمای مستند و تجربی را کسب کرد به ساخت اولین فیلم سینمایی انیمیشن تاریخ سینمای ایران اغاز نمود.ساخت این فیلم با شوق و ذوق وی به مدت 4 سال با تیمی 90 نفره بطول کشید.وحید نصیریان برای ساخت این فیلم تمامی توان و پس انداز زندگیش را برای ساخت این فیلم مایه گذاشت.
و اما " قلب سیمرغ " :
وحید نصیریان با خلق اولین فیلم سینمایی بلند انیمیشن در ایران بر اساس تلفیق اسطوره های قهرمانان رنگارنگ و زیبای همه فرهنگهای موجود در سرزمینمان بار دیگر نبوغ خود را به اثبات رسانید . وی با نویسندگی و کارگردانی این فیلم علی رغم جو آلوده و سانسور حاکم توانست چگونگی کسب رهایی اجتماعی را در قالب تحمیلی استعاره بازگو نماید . با وجود تبحر وی در سادگی بیان فلسفه هستی و کسب جوایز متعدد , دوران تلخی در زندگیش آغاز شد . با وجود جایگاه رفیع هنری و شخصیت انسانی برجسته در میان هنرمندان ، کینه توزی و تضاد با سیستم حاکم با او باعث حذف تدریجیش گشت
. از اکران عمومی فیلم قلب سیمرغ علی رغم همه تلاشهای وی و تهیه کنندگان فیلم جلوگیری شد!
در این گیر و دار انیمیشن کوتاه " آش شله قلمکار را به سفارش " کانون پرورش فکری " ساخت. پس از آن وحید نصیریان پروژه های مختلف تبلیغاتی را آغاز نمود. همچنین بیشترین آثار نقاشی وی در این زمان ( 1388 الی 1390 ) خلق شد.
فشارهای محدود کننده حاکمیت سیاسی و هجوم دشمنان هنر ، باندهای فعال هنری و جدایی از همسرش دیگر توانی برای مقاومت و تحمل تداوم تلخی زندگی برایش باقی نگذاشت.
او سرانجام در سال 1390 مجبور به ترک وطن شد . غربت انتخابی تلخ و کشنده، بر وی تحمیل شد . علی رغم اصرارهای فراوان برادران تبعید شده سیاسی اقامت در اروپا را نپذیرفت.زیرا وی از سرانجام زندگی هنرمندان تبعیدی همچون " هدایت ها " و " ساعدی ها " و ... اگاهی کامل داشت و نمیخواست ان را دوباره در سرنوشت خود تجربه کند. بالاخره وی نزدیکترین مکان را برای تداوم زندگی هنریش انتخاب کرد، او به استانبول ترکیه رفت .
جامعه هنری ترکیه با وجود رزومه غنی فعالیتهای هنری " وحید نصیریان " و تلاش او برای برگزاری نمایشگاههای متعدد در آن کشور با او دست دوستی نداد.گرچه در آن زمان توانست در چند پروژه انیمیشن به عنوان مدیر پروژه فعالیت کند ، اما آنجا نیز همچون وطنش و بدتر از آن غریب ماند !
وی بعد از ازدواج ناموفق و کوتاه مدتش بعد از سه سال اقامت مجبور به ترک ترکیه شد .ماحصل این ازدواج فرزندی بنام بلوت ( ابر) بود که ترک اجباری وی و دوریش تبدیل به بزرگترین درد و حسرت زندگیش شد.وی بنا بر وابستگی های عاطفی و شرایط اجباری تحمیل گشته بر وی مجبور به ترک خاک ترکیه شد و در سال 1393 به وطنش بازگشت.
وحید نصیریان پس از بازگشت و با سختی بسیار سعی در تثبیت شرایط زندگیش داشت . پروژه های کوچک و بزرگی را برای سر و سامان دادن به زندگیش در دست گرفت . با همراهی دوست صمیمیش " فرشید سلیمی " دست به ساخت فیلمهای مستند زد . مجسمه ای رستم و سهراب را به ارتفاع 4 متر به سفارش پدیده شاندیز در مشهد ساخت که در حال حاضر در محوطه آن همچون نگینی میدرخشد . فیلم جدیدش " رام کردن ماهی سرکش" را در سال 1395 ساخت اما به دلیل اختلافاتی با تهیه کنندگان این فیلم در هیچ جشنواره ای نمایش داده نشد .
ازجمله آخرین فعالیتهای " وحید نصیریان " علاوه بر داوری بر چشنواره های مختلف داخلی و اموزش و راهنمایی به نسل جوان ,میتوان به تهیه و ساخت انیمیشن برای چندین کلیپ موسیقی از جمله " دچار " (بر اساس موسیقی از سیامک عباسی ) و " من و تو " و همچنین کاری برای گروه " فردار" اشاره کرد .او همچنین فیلمنامه نارون را با همکاری " مهدی ابوهاشم نوشت , و پروژه انیمیشن " پنجه" را به نیمه راه رساند.
بعد از بازگشت وی شرایظ زیستی موطنش بدتر از قبل شده بود شرایط اجتماعی تغییر کرده و جایگاهش در اجتماع به واسطه بحرانهای تحمیلی و حذف تدریجی و مهاجرت وی از دست رفته بود ! وحید نصیریان در ماه های پایانی عمر کوتاهش مشغول ساخت انیمیشن کوتاه پنجه و نوشتن فیلمنامه های مختلف از جمله نارون بود. فیلمنامه های که همیشه با هیجان مثال زدنی خودش از آن تعریف می کرد. به نوعی این اثر نیمه تمام *پنجه قسمتی از وجودش بود. این اثر هرگز به اتمام نرسید.
شرایط سخت معیشتی ، انزوا و افسردگی وتنهایی و بیماری های ژنتیکی قلبی که به ارث برده بود توانش را بریده بود .تداوم تحریم ها ی کاری از طرف سیستم حاکم و نامهربانیهای روزگار غم و دوری و حسرت فرزند و غرور برگرفته از شرافت هنریش و دفاع از ان باعث تشدید این فشارها گشت . وی علی رغم فشارهای مالی سنگین هیچگاه تن به کارهای پایین تر از شان و مقام و شرافت هنریش نمیتوانست بزند .وی بنا بر اصرار اعضای خانواده تصمیم داشت بناچار بار دیگر برای همیشه ترک موطن بکند.تا اینکه در پنجم مرداد 1396 قلبش از حرکت باز ایستاد وی چهل و شش ساله بیش نداشت. وی با بخشش اعضای بدنش بر اساس خواسته اش عشق را جاودانه و ابدی ساخت.

http://vahidnasirian.com

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: