حمله ترکیه به کردهای سوریه

هر حکومتی ذات اش « سلطه گری» و « خود بیگانگی» پروری ست.
به این دلیل هیچ حکومتی-چه دیکتاتوری باشد و چه دموکراتیک- قابل دفاع نیست.
به دنبال سیاستهای هیچ حکومتی نباید راه افتاد.
حکومت ها همیشه وظیفه مند اند، به نحو احسن باید کار کنند، حکومت ها همیشه به مردم بدهکاراند، همیشه قابل نقد اند. حکومت ها « حافظ» اند. حافظ نظم منحط« فقر و ثروت». و حافظ نابرابری حقوقی.بنابرین قابل دفاع نیستند.

 

مسئله « حمله ترکیه به کردهای سوریه» بحثی بین تعدادی از آذربایجانیها راه انداخته که بخاطر روشن شدن برخی مسایل، و اهمیت زیاد این مسایل برای خود آذربایجانیها، لازم است به این مهم پرداخته شود.
ترکیه برای این به کردهای سوریه ، نیروی نظامی، حمله کرده که «آنها را نابود کند چون ارض و حاکمیت ترکیه را تهدید میکنند، مانند کردهای خود ترکیه. همه ی اینها را قابل نابودی میداند». این هم کاملاً طبیعی ست که حکومتهای مرتجع منطقه چنین اند و غیر از آن هم نمی شود انتظاری از آنها داشت.

اما اردوغان چرا کردها را تهدید حساب میکند، چه چیزهایی را کردها تهدید میکنند؟ در ترکیه کرد ها نهایت خواست شان را حساب کنیم« استقلال طلب اند». در سوریه هم حساب کنیم -نهایت خواسته را- باز استقلال خواه اند.
در عراق و ایران نیز قضیه چنین است. کردها در نهایت به دنبال تحقق نقشه «کردستان بزرگ» اند. بدین جهت در چهار کشور سرکوب میشوند. حتی خود مختاری، واحد فدرال، یا برابر حقوقی، را هم بخواهند کسی سخن شان را جدی نمی گیرد و آنان را « جدایی»خواه فرصت طلب مینامند و به عنوان تجزیه طلب « تهدیدی برای ارض و امنیت و حاکمیت سیاسی» شمرده و قابل سرکوب میدانند. 

اشتباه کردها این است که « تز کردستان بزرگ» را مطرح کرده اند. چون عملی نیست. آنهم از راه نظامی. با وجود دولت های مرتجع در منطقه.
کسانی که خواست غیر عملی و ماجراجویانه، و نظامی طرح کنند و به دنبالش باشند البته که ده ها هزار کشته ایجاد میکنند. خطر شعار غیر عملی چنین است و درس بزرگی ست برای آذربایجانی ها. نباید شعارهای زود رس و غیر عملی، خیالی و ماجراجویانه مطرح کرد. یئمیشی واختیندا دره ر لر. میوه را در وقت اش می چینند.
شعار استقلال خواهی کردها- کردستان بزرگ، عین شعار استقلال خواهی - و آذربایجان بزرگ خواهی ما ست. تنها در اقدام نظامی و غیر نظامی تفاوت دارند. و اینکه کردها در میدان عمل اند ولی ما فعلاً تنها شعارش را میدهیم. اما در اینکه هردو شعار « استقلال و بزرگ خواهی» غیرعملی، زود رس، ماجراجویانه، زیانمند است، مشترکیم. 

تا حکومت کشورهای منطقه دموکراتیک نشوند، تا جوامع آنها دموکراتیک نشوند، تا ملتها خود تصمیم نگیرند، شعارهای زود رس « ارتجاعی و کشتارگر و ضد دموکراتیک»اند و هزینه های جبران ناپذیری دارند.

گفتیم اولین سیاست غلط کرد ها طرح شعار کردستان بزرگ است. دومین سیاست اشتباه آنها گرایش به ناسیونالیسم کرد است که سیاست« توسعه ارضی» و در حقیقت سیاست« اشغالگری و پاک سازی قومی» را به همراه آورده است.در سه  کشور نمونه اش را می بینیم. توسعه و اشغالگری در عراق( مناطق ترکمن ها و اعراب)، سوریه( مناطق ترکمنها، اعراب، و غیره) و ایران( ادعای ارضی بر آذربایجان غربی-اورمیه). 

نیرو یا جنبش دموکراتیک، و یا رفع تبعیض و ستم ملی، اگر سیاست اشغالگری و پاکسازی قومی انجام دهد، و یا حتی یک نفر از مردم را برای هدف خود بکشد، فاتحه « مترقی و دموکراتیک» بودن خود را خوانده است. 
نیروی مترقی باید دقیقاً رعایت کند که هدف وسیله را توجیه نمی کند. اگر رعایت نکند نمی توان آن را مترقی شمرد. 

راه درست برای کردها، رد تز کردستان بزرگ، رد راه حل نظامی و اشغالگری ست، و پی گیری حقوق برابر در مناطق خود. در فرمهای ممکن. مانند خود مختاری، واحد فدرال، یا حتی خود گردانی. یا در گام نخست « فقط برابر حقوقی».

حکومت اردوغان و ناسیونالیسم کرد هر دو مشکل دارند، به آنها باید دقیق شویم:

 دو اصل اساسی :
1-حکومت:
-هر حکومتی ذات اش « سلطه گری» و « خود بیگانگی» پروری ست. 
به این دلیل هیچ حکومتی-چه دیکتاتوری باشد و چه دموکراتیک- قابل دفاع نیست. 
به دنبال سیاستهای هیچ حکومتی نباید راه افتاد. 
حکومت ها همیشه وظیفه مند اند، به نحو احسن باید کار کنند، حکومت ها همیشه به مردم بدهکاراند، همیشه قابل نقد اند. حکومت ها « حافظ» اند. حافظ نظم منحط« فقر و ثروت». وحافظ نابرابری حقوقی.بنابرین قابل دفاع نیستند. 

2- ناسیونالیسم:
ناسیونالیسم در حد « حقوق خواهی ، برابری طلبی» مثبت است. اگر از این حد خارج شود، میشود « توسعه طلب ارضی» ، و دارای خاصه های دیگر، که گام اول فاشیسم است.

-جنبش کرد در چهار کشور ، جنبشی ناسیونالیستی ست، با حقوق خواهی، و « توسعه طلبی ارضی». در واقع  دو جنبه مثبت و منفی دارد و پدیده ای التقاتی ست. جنبه ی منفی آن و گرایش ناسیونالیستی و سیاست کردستان بزرگ اش کمر مترقی بودن آنرا از نظر منافع زحمتکشان و تبعیض دیدگان کرد شکسته است. ایده لوژی و عملکرد نادرست جنبش کرد، موجب آفرینش تراژدی عظیم این خلق ستم دیده شده است.
تز ناسونالیستی « ایجاد وطن بزرگ کردستان»، یا هر وطن بزرگ دیگری، از جمله آذربایجان بزرگ، از راه نظامی، که جدایی ناپذیر از اشغال گری و پاکسازی قومی نیست، خیلی ببخشید، تز هیتلر و موسولینی ست. و دیده ایم که چه نتایجی به بار آورده است. بفرمایید به آثار این دو جنایکار بشریت دقیق شوید، و ببینید که سیاستهای ناسیونالیستی امروزی چه کپی هایی از دیروزاند.

«حقوق خواهی» اگر از «چهارچوب» خود خارج نشود مثبت است و قابل دفاع. اما « توسعه طلبی ارضی» عملی ضد انسانی ست. 

-مسئله ملی در ترکیه را هم اردوغان و هم کردها میخواهند از « راه نظامی» حل کنند که کار هر دو غلط است.بگذریم ازاینکه همیشه حکومتها هستند که ستم ملی را اعمال میکنند و با بستن راه حل مسالمت آمیزآن، مقاومت مسلحانه را به مخالفان تبعیض تحمیل میکنند. و کار را به کشت و کشتار میکشانند. 
- عمل « توسعه ارضی » کردهای سوریه غلط و ضد انسانی ست. و تجاوز .
-حمله اردوغان به سوریه ، با جمع کردن اسلامیستها، و ارتش خود، طبق قوانین جهانی تجاوز به کشور همسایه است. اردوغان این حمله تجاوزگرانه را جنگ علیه « کافران» میداند. آنچنان که اخیراً در سخنرانی خود به ترکی عنوان کرد. درد اردوغان درد حفظ نفوذ و حکومت خود و تمامیت ارضی ست. نه چیزهای دیگر که همه بهانه اند. او دلش به هیچ ترکمن و عرب و ملیتی نمیسوزد و نمی تواند هم بسوزد. دیکتاتورها همیشه به فکر حفظ قدرت و منافع خود بوده اند و همه را به خاطر آنها قربانی کرده اند. فراموشمان نشده است که اردوغان چگونه میخواست « خون» نمایندگان ترک را در پارلمان آلمان آزمایش کند و ببیند که اینان واقعاً ترک اند یا نه. عین هیتلر. کسانی که خود را نژادپرست نمیدانند ولی از اردوغانی که نژادپرستی، کافرکشی و اسلامیسم و تجاوزگری پیشه کرده دفاع میکنند، توضیح دهند که در کجای این جهان استاده اند.مگر میشود آدم نژادپرست نباشد ولی از سیاست و عمل چنین شخص کافرکش و نژادگرا و متجاوزی دفاع و حمایت کند؟ 

نه تجاوز اردوغان درست و موجه است و نه تجاوز کردها. و نه حل مسئله ملی از راه « نظامی». ونه شکافهای موجود جامعه ترکیه و نه سیاست خارجی و داخلی اش.
اردوغان فردی اسلامیست است. سیاستهای دولت او خلاف مصالح جامعه ترکیه و همسایگان است.
جامعه ترکیه در شکافهای اسلامیسم-سکولاریسم، دیکتاتوری-دموکراسی، فقر و ثروت، سیاست خارجی جنگی و غیر جنگی، مسئله ملی و... به سختی رنج می برد. اردوغان از پیروزی تغییر در ایران وحشت میکند.
این وحشت را ترکیه پرستان نیز دارند. و بر این اساس در حرکات تغییر نمی خواهند شرکت کنند. اینان دوست دارند در حرکاتی که به نفع ترکیه باشد شرکت کنند. چون فکر میکنند نفع خودشان هم آنجاست. اینان آزادی خلق خود را فدای منافع حکومت همسایه میکنند. سیاستی نادرست تر و ارتجاعی تر و غیر مستقل تر از این نتوان یافت.

اردغان خیال میکند که از راه نظامی میتواند مسئله ملی را در همسایه و درون خود حل کند. همه دیکتاتورها با چنین راهها و جنایتها عمل کرده اند ولی نتیجه ای جز شکست نصیب شان نشده است. 

-بر این اساس نباید از « حکومت ها و ناسیونالیسم ها» دفاع کرد.
هر دوی اینها (حکومتها و ناسیونالیسم ها) « آفت» زندگی مردمان بی گناه اند. فعال خرد مند و آگاه در همه جا کارش دفاع از حقوق همه مردمان مصیبت دیده است. بدون خودی و غیر خودی کردنها. نه دفاع از حکومت ها و ناسیونالیسم ها. 
مسئله « پرستش سیاستهای ترکیه»، و « پرستش ناسیونالیسم کرد» ، که هر دو حاوی « سیاستهای غلط» زیادی هستند، با توضیحاتی که در بالا آمد، شایسته یک فعال خردمند و آگاه نیست. 

 

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
گروه های تشکیل دهنده ارتش آزاد سوریه که ارتش ترکیه را همراهی میکنند:
از نام این گروهها به افکار ارتجاعی و داعشی شان میتوان واقف شد:
فهمی تاشکین » از روزنامه نگاران آزاد در روزنامه « دیوار » به بررسی ارتش آزاد سوریه پرداخته و می نویسد: « گروه احرار الشام از سوی ابو خالد السوری تشکیل شده است که از سوی اوساما بن لادن برای سوریه برگزیده شده بود، گروه دیگری از اخوان المسلمین سوریه تشکیل شده که بینش بسیار ارتجاعی دارند، در این میان گروه های دیگری هم مانند حزب اسلامی ترکستان در آن شرکت دارند که از ترک های اویغور و وابسته به القاعده و طالبان اند. همراه با آنان گروه های دیگری هم مانند، گروه حمزه، جیش النصر، سکول الجبل، سلطان مراد و گردان های نورالدین زنکی، سمرقند، منتصیر بلاح و فاتح سلطان محمد و... در آن شرکت دارند که اکثر آنان بعد از پایان عملیات سپر فرات در خاک ترکیه آموزش دیده اند.»
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در مقاله چنین قید شده:
« ترکیه برای این به کردهای سوریه ، نیروی نظامی، حمله کرده که «آنها را نابود کند چون ارض و حاکمیت ترکیه را تهدید میکنند، مانند کردهای خود ترکیه. همه ی اینها را قابل نابودی میداند».
عبارت « به کردهای سوریه ، نیروی نظامی، حمله کرده » به معنی حمله به نیروی « نظامی» ست.
مقاله نگفته ترکیه به همه ی« مردم کرد» حمله کرده است. چنین خطایی در نوشته نیامده است.
--
اضافه کنم: درسته که گفته شده حمله به « نیروی نظامی»ست، اما در این حمله خواه ناخواه غیر نظامیان هم کشته شده اند. اخیراً طبق اخبار رسانه ها 300 نفر غیر نظامی در ترکیه ، از کسانی که مخالف این حمله بودند دستگیر شده اند.
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
منهم موافقم که "راه درست برای کردها، رد تز کردستان بزرگ، رد راه حل نظامی و اشغالگری ست، و پی گیری حقوق برابر در مناطق خود. در فرمهای ممکن. مانند خود مختاری، واحد فدرال، یا حتی خود گردانی. یا در گام نخست « فقط برابر حقوقی»"
هر چند اکثرکردها تز کردستان بزرگ را رد می کنند ولی در عمل چنین نیست، بدون اینکه خود بدانند ،بدنبال آن می گردند، البته کم نیستند ،کسانی که کرد نیستند اما در ستیز با ترک ها، زیر علم کردستان بزرگ سینه می زنند.نتیجه چنان جمعیت و قدرت کردها بزرگ نمایی می شود که در میدان جنگ، کردها تنها می مانند و شکست نتیجه چنین بزرگ نمایی خواهد شد، کشورهایی رفتند در گوشی از مسعود بارزانی دفاع کردند، همانطور آمریکایی ها ، آری سیاست ، در ابعاد دولتی اش اینگونه زیر پای کرد ها را خالی کردتد