ناصحان دروغین مردم و سرمایه های ملی

پس از اوجگیری جنبش اخیر (دیماه ۱۳۹۶) دو طیف از نیروها و مفسران سیاسی آنرا مورد خطاب قرار دادند: یکی با افزودن خواستهای سیاسی خود به آن، به حمایت و دفاع از آن پرداختند و طیف دیگر با پیشنهادها و رهنمودهایش، به توصیه برخی از شعارهای انتخابی خود می پردازد و سعی میکند جنبش را به شیوه مورد نظر خویش محدود کند.
بررسی برخی از موارد فکری گروه دوم موضوع این نوشتار است

این طیف بدرستی رژیم جمهوری اسلامی را سفاک و تجاوزگر و فاسد و دیکتاتور و سرکوبگر معرفی میکند و پس از ستایش شجاعت مبارزان و بحق دانستن خواستهای آنان، می افزاید که گرچه جنبش شما بر حق است لاکن باید از خشونت و تخریب اموال عمومی دوری کنید، چرا که چنین اعمالی از ویژگی های جمهوری اسلامی است.
اینان یا نمی دانند و یا خود را به نادانی زده اند که پر ارزشترین اموال عمومی و یا سرمایه هر ملتی همانا نیروی انسانیِ آن و به ویژه جوانان آن است. جوانانِ آزادیخواه ومبارزی که جان بر کف در راه آزادی و سعادت و سرفرازی و حرمت انسانی ملت خویش و بشریت مبارزه می کنند، "در مقابل تنُدر می ایستند خانه را روشن میکنند*" از دروازه زمان میگذرند و به تاریخ می پیونند. آنها پرارزشترین دارایی های هرملتی هستند، نه دیوارهای شیشه ای بانکها و خودروهای سپاه و نیروی انتظامی که دشمنان آزادی و سرکوبگرانِ جوانان و آزادی خواهان هستند.
برای دیدن این واقعیت که چه کسا نی خشونت گر و تخریب کننده اموال ملی هستند، نیاز به ذکاوت زیادی نیست. بایک نگاه ساده ولی انسانی می توان خشونتگران وکشٌندگان روشنایی را دید و شناخت.
آیا چهل سال حکومت اعدام و تجاوز به همه چیز یک ملت کافی نیست تا جمهوری اسلامی را خشونتگر و ویران کننده دارایی ملی بدانیم و بیدریغ از مبارزان و آزادیخواهان دفاع کنیم؟
طیف مزبور معترضین را به مبارزه در حوزه های فرهنگی- سیاسی، علمی و روشنگری دعوت می کند و تا جایی پیش میرود که رهنمود میدهد: اگر می بینید نیروهای امنیتی رژیم کسی را با ومشت و لگد مور ضرب و شتم قرار داده اند از آنان بخواهید که این کار را نکنند و با ملایمت از آنها دلجویی کنید و هیچگاه دست به خشونت و تخریب نزنید که نتایج خوبی ببار نمی آورد... وسپس میفزایند که رژیم نیز دیگر تحمل اعتراضات را ندارد و بزودی نیروهای سرکوبگر خود را وارد میدان خواهد کرد...
پرسیدنی ست که منظور این مُفَسـرین از "خشونت" چیست و آیا آنها خشونت را با مبارزه قهر آمیز یکی میدانند؟ باید پرسید که چه عملکردی خشونت است؟ این ناصحان دروغین حتی تعریف ساده ایی از مضمون خشونت ارائه نمی دهند. آیا که اگر تهی دستان و کارگران و زحمتکشان جان به لب رسیده درد و رنج خود را بازگوکنند خشونت بکار برده اند و یا اگر بگویند ما گرسنه هستیم، ما جمهوری اسلامی نمی خواهیم و یا خواستهای خود را فریاد بزنند خشونت بکار برده اند؟
ناصحین دروغین ما در واقع گاندی پرستانی هستند که در تنگنای دنیای کوچک خود قهر طبقاتی و دفاع از خود را خشونت گری تعبیر میکنند، در حالی که همیشه و همیشه حکومت های دیکتاتور و سرکوبگر نظیر جمهوری اسلامی بوده و هستند که با بکارگیری قهر ضدانقلابی یا همان خشونت مورد نظرشان، دست به سرکوب و تهاجم به تظاهرات مسالمت آمیز توده ها میزنند. آیا دفاع از خود معترضین در قبال اعمال سرکوبگران مجاز نیست؟
واقعیت اینست که هیچ حکومتی ازدوران برده داری و اسپارتاکوس گرفته تا انقلابات معاصر با خواهش و تمنا قدرت خود را به ستمکشان تقدیم نکرده است...
در حقیقت مُفَسران مزبور خواستار حفظ شرایط موجوداند و هم زمان میخواهند جانبداریشان از جمهوری اسلامی نیز پنهان بماند، ولی نمی دانند که با کمی دقت به این گونه "خیرخواهی ها" ی دروغین دُم خروسشان بیرون میزند.
در بررسی شعار ها:
اینان در بررسی شعارهای جنبش شعار مرگ بر رهبران را می‌ستایند و شعارهای اساسی تر را ناگفته میگذارند، در حالی که شعار "مرگ بر خامنه ای" و یا مرگ بر دیگر رهبران رژیم تنها بیانگر انزجار مردم از سران این حکومت است و درمضمون آن کلیٌت نظام نشانه نرفته است. اما این طیف شعارهایی چون "مرگ بر جمهوری اسلامی" و "اصلاح طلب-اصولگرا دیگه تمومه ماجرا" و یا شعار "این آخرین پیامه هدف کل نظامه " را نمیشنود و نا گفته می انگارد.
باید دقت داشت که شعار مرگ بر رهبران بخودی خود یک خواست اساسی نبوده و نیست ولی حیله گری مُفسرینی که این شعار را خواست محوری جنبش تعبیر میکنند در آنست که قصد محدود کردن خواستهای جنبش را دارند و با یک جابجایی ساده خواست اساسی سرنگونی نظام را به تعویض یکی از رهبران حکومت محدود میکنند،
و این نیز ترفند تازه ای نیست. ایران ما از دیرباز زیر سلطه قدرت های استعماری بوده است و آنها همواره در بزنگاه تاریخي- اجتماعی با بکارگیری چنین ترفندهای گمراه کننده ایی جنبشهای رهایی بخشِ انقلابی و ترقی خواهانه را به شکست کشانده اند. نمونه اخیر آن شعار "مرگ بر شاه" بود که تا قیام بهمن ۱۳۵۷ اکثر نیروهای چپ و مخالفان رژیم سلطنت آنرا بکار می بردند و یا در تحلیل های خود در باره دوستان و دشمنان مردم، شخص شاه را چهره عمده ای در وجود بی عدالتهای اجتماعی معرفی میکردند. ولی دیدیم که در روند قیام این شعار از جانب "سگک کمربند سبز اسلامی" به شعار الله اکبر (که شعار استراتژیک آنان بود) تبدیل شد و بدینسان جنبش سرنگونی طلب و ضد استعماری در پیامد شعار عمده شده مرگ بر رهبر، خلع سلاح و به گوشه ای رانده شد و دشمنان مردم بر اریکه قدرت نشستند**...
امروز نیز آنچه این ناصحان توصیه میکنند چیزی نیست جز حفظ شرایط موجود، بخوان تداوم سلطه سرمایه های جهانی و حکومتهای مورد حمایت آنها. اینان در بهترین حالت شاید خشمگین از قدرت حاکمه باشند اما به یقین همچون اسلافشان ترسان از انقلاب مردم اند و موعظه های این گونه خیرخواهان دروغین چیزی نیست جز تبلیغ تداوم بردگی توده های میلیونی مردم زیر سلطه قدرت حاکمه. شاید بیجا نباشد که اینگونه "اندیشمندان" را رجوع داد به نوشته پانصد ساله اتین دو لا بو سی "Etienne de la Boétie " تحت عنوان "گفتاری در باره بندگی داوطلبانه" Discours de la Servitude Volontaire)).
بهترین چراغ راهنمای روش و شعارهای بجا، همانا تجربه شکستها وموفقیتهای جنبش آزادیخواهانه صد و اندی ساله ایران است، ازانقلاب مشروطیت و ستار خان و باقر خان و عملکرد نیروهای انقلابی گرفته تا قیام بهمن ماه ۱۳۵۷.
یادمان هست که در هنگام یورش مردم به پادگانهای ارتش شاهنشاهی بلندگوهای خمینی (این سگک کمربند سبز اسلامی) در خیابانهای تهران جار میزدند که " به ارتش حمله نکنید، امام هنوزحکم جهاد نداده است".
خاطره خیزشهای پرشمار پس از آن نیز که آخرین آن درسال ۱۳۸۸ با محدودیت "اصلاح طلبانه اش" به شکست انجامید، هنوز در ذهن همگان زنده است. باشد که این بار امواج پرتلاطم خیزش آزادیخواهانه کارگران و زحمتکشان و دانشحویان و جوانان در مسیر خود از مقاومت به تهاجم ارتقاء یابد و این گونه روش ها و پیشنهاد های ناصحین دروغین را به کناری زده و به ثمر بنشیند.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------*
بر گرفته از شعر شاملو بنام: خطابه‌ی تدفین.
**
ناگفته نماند که عوامل متعد د دیگری نیز در شکست قیام بهمن ماه ۱۳۵۷ نقش داشتنه اند، از جمله نبود یک رهبری پیشرو انقلابی ونیز عدم شناخت از نیروهای مذهبی و رژیم و عواملی دیگرکه بیان آنها د ر این مختصر نمی کنٌجد.
سینا نیاکان دیماه ۱۳۹۶

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: